انجمن های تخصصی فلش خور

نسخه‌ی کامل: خالق «غلط نامه کدخدا» از خود و ایده اش می گوید !
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
یک مصاحبه اختصاصی، مجازی و مکتوب می خوانید از خالق بهترین ایده طنازانه سال گذشته که البته میل چندانی به شناخته شدن ندارد.

خالق «غلط نامه کدخدا» از خود و ایده اش می گوید ! 1


احتمالا با قاطعیت می توان کارهای غلط نامه کدخدا را خلاقانه ترین ایده طنازانه سال گذشته دانست. سال ۱۳۹۱ به خاطر شرایط خاصش موجبات شکل گرفتن موجی از جریانات جدید طنز را در فضای مجازی فراهم کرد؛ پیامک هایی که در آن با جملات قصار افراد مشهور، یا مساله کهولت سن ملکه انگلیس شوخی شده بود.

ترول ها و در نهایت همین ایده بامزه غلط نامه کدخدا که به خاطر خلاقیت غریبش، به سرعت همه گیر شد و خودش را به عنوان یک پدیده مطرح کرد. به همین دلیل، یک مصاحبه اختصاصی، مجازی و مکتوب می خوانید از خالق بهترین ایده طنازانه سال گذشته که البته میل چندانی به شناخته شدن ندارد.



کدخدای عزیز، از آنجایی که هیچ اطلاعاتی در مورد شما در هیچ کجای جهان وجود ندارد. مجبوریم با کلیشه ها شروع کنیم. محض دستگرمی مختصری در مورد بیوگرافی خودت توضیح بده.

متولد دی ماه ۱۳۶۰ هستم، کارشناس رشته فناوری اطلاعات (IT) و کارشناس ارشد سیستم های اطلاعاتی (IS) همیشه دلم می خواست به جای ریاضی، هنر بخوانم. گرافیک و طراحی را خیلی دوست داشتم اما زمان ما می گفتند هنرستان مخصوص شاگرد تنبل هاست!

ایده اولیه راه اندازی غلط نامه از کجا در ذهنت جرقه خورد؟

از وقتی که یادم هست، برادر بزرگترم همیشه از جملات و اشعار و حتی اسم هایی که پتانسیل طنازانه داشتند، برداشت طنز خاص خودش را می کرد و من هم تحت تاثیر برادرم، از او تقلید می کردم؛ تا جایی که دیدم در حیطه حرفی برای گفتن دارم! در ابتدا این حرف ها (نوشته ها) آنقدر پراکنده بود که نمی دانستم باید با آنها چه کنم اما یک شب که به طور اتفاقی دنبال معنی یک واژه در وب سایت لغت نامه دهخدا بودم، این ایده به ذهنم رسید که چیزی کاملا برعکس با محتویات لغت نامه خلق کنم، لغت نامه ای که بدون هیچ قانونی و بدون در نظر گرفتن ساختارها و قواعد ادبی و همه چیزهایی که از کودکی در مدرسه به ما یاد داده شده بود، نگاهی کاملا متفاوت به کلمات داشته باشد. کارهای غلط کدخدا روز ۲۰/۳/۱۳۹۰ برای اولین بار منتشر شد.



این ایده نمونه خارجی هم داشت یا کاملا ایرانی است؟

من از طرفدارهای دو آتشه «ست مک فارلن»، مجری آخرین اسکار هستم شاید بهترین نمونه خارجی که بتوانم برای غلط نامه مثال بزنم، همین سریال انیمیشن است که مطمئنا روی من هم تاثیر گذاشته. همیشه دوست داشتم چیزی نزدیکبه این نوع طنز را در زبان خودمان خلق کنم.

نوعی طنز مدرن که کاملا غیرمستقیم به نکته ای خنده دار اشاره کند انیمیشن کوتاه دیگری هم هست به اسم Symphony in Slang که سال ۱۹۵۱ ساخته شده و بدون شک یکی از بهترین منابع در حیطه این نوع طنز و بازی با کلمات محسوب می شود. باید اضافه کنم که هر از گاهی نظراتی از مخاطبانم می گیرم که بعضی از کارهایم شبیه فلان نویسنده ایرانی است یا اینکه یک بار به صورت کاملا اتفاقی با خواندن نظر یکی از اعضای غلط نامه متوجه شدم که «کاریکلماتور» قبلا برای این سبک نامیده شده.

البته باید بگویم که «متاسفانه» به طور کلی به خواندن علاقمند نیستم. تعداد کتاب هایی که تا به حال خوانده ام، انگشت شمارند. راستش را بخواهید، خواندن حوصله ام را سر می برد! به هر حال، باید بگویم اگر هم نمونه های مشابه فارسی دیگری در این زمینه وجود داشته باشد (که یقینا هم وجود دارد). من نمی شناسم و تمایلی هم به شناختن و دنبال کردن آن ندارم.


قبل از راه اندازی غلط نامه هم سابقه طنز پردازی و کارهای خلاقانه مشابه داشتی؟

تا جایی که یادم می آید چیز خاصی نبوده؛ لااقل به شکل منظم و سازمان یافته. اولین باری که کار طنز کردم، برای روزنامه دیواری کلاس چهارم دبستانم بود که از خودم چند جوک ساختم و چند کاریکاتور کشیدم.

اوایل کار مطالب فقط به صورت نوشتاری روی صفحه قرار می گرفت و بعدا وارد حیطه تصویر هم شدی که ایده تصویر با استقبال خیلی زیادی روبرو شد. این سیر تحول ساختار غلط نامه چطور پیش رفت؟

اول تمرکزم روی واژه ها و به صورت نوشتاری بود اما با گذشت زمان احساس کردم بهتر است یک تنوع در روند کار ایجاد کنم و از آنجایی که می دانستم آدم هایی مثل من هستند که با خواندن میانه خوبی ندارند و موقع ورق زدن مجله و روزنامه فقط عکس هایش را می بینند و مطالبش را تیتروار نگاهی می اندازند، تصمیم گرفتم ایده تصویری شدن غلط نامه را عملی کنم. اولش مطمئن نبودم تصمیم درستی بوده یا نه، بازخوردهای ضد و نقیض زیادی هم از مخاطب ها گرفتم اما کم کم دوستان خلاق و با ذوق، به قول معروف فاز ایده جدید را گرفتند.

با توجه به اینکه تعاملت با مخاطب زیاد است، تلقی ات از میزان خلاقیت و طنازی مقلدانت چگونه است؟ امیدوارکننده است یا ناامیدکننده؟ چقدر از دستپختشان راضی هستی؟

تجربه شخصی به من نشان داده که متاسفانه کارهای ساده تر و راحت الفهم تر و نوشته هایی که در آنها نوعی اشاره مستقیم به نکته طنازانه مطلب وجود دارد، بیشتر مورد استقبال قرار می گیرند. من مخالف توضیح دادن هستم و دوست دارم مخاطب برداشت خودش از هر مطلب با مزه و طنازانه را داشته باشد. در طول مدت انتشار کارهای غلط نامه چشمه هایی از زودباوری و سادگی بعضی ها (که البته تعدادشان کم هم نیست) را هم دیده ام که باز باعث می شود مات و مبهوت شوم و در دلم تاسف بخورم.

انگار در مورداین زودباوری و سادگی حد و مرزی وجود ندارد و هر چقدر هم یک متن طنز را به قول خودمان به صورت «تابلو» و با عیب و ایراد و دور از ذهن بنویسیم. هنوز کسانی وجود دارند که آن را جدی بگیرند. بعضی ها هم سعی می کنند برای رد کردن مطلبی که تخیلی بودن آن کاملا واضح است، استدلال بیاورند و به خیال خودشان با انتشار این داستان های کذب (که مشخصا به منظور طنازی ساخته شده و وجوه طنازانه آن به طرز عجیبی بارز است) مبارزه کنند!

این قضیه کاملا نشان می دهد که یک شایعه بین مردم چطور شکل می گیرد و به مرور به یک باور حقیقی تبدیل می شود.