انجمن های تخصصی فلش خور

نسخه‌ی کامل: بیوگرآفی مهستی
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
زندگی
افتخار دده بالا با نام هنری مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ - درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶) در کرمانشاه زاده شد.خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی هایده است. او با عناوینی چون بانوی آواز گلها و دلها یاد می شود.مهستی از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است. وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد. خواهر او نیز یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

دوره خوانندگی

شروع کار مهستی در سن 17 سالگی برنامهٔ گلها برنامه شماره 420 و با خواندن ترانه‌ای به نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌است . اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگ‌هایی نیز در این سبک اجرا نمود.
در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی می کردند چرا که در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی گردید.
زندگی خصوصی و روابط خانوادگی
بانو مهستی دوبار ازدواج کرد ولی هر دوی ازدواج‌ها منجر به طلاق گردید. از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر هستند. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بوده‌است.مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نامهای ناتاشا و ناتالی دارد.
دوران بیماری
مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود.اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود.پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز شرایط وی می باشد،امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت.با این وجود در نوروز 1386 که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد به علت ظهور مجدد علایم بیماری،در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فورا به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور،دختر برادر خود،به همراه پزشک خانوادگی،حضور پیدا کردند و اعلام کردند که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شود.بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.

درگذشت و خاکسپاری

بعد از چهار سال بیماری سرطان کلون (سرطان روده بزرگ)وی در روز دوشنبه چهارم تیر ماه در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعات اولیه روز ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی و بر اثر سرطان روده بزرگ دار فانی را وداع گفت. پس انتقال پیکر او،در گورستانی در لس آنجلس شهر وست وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان به خاک سپرده شد وهزاران نفر و از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهر دار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.مراسم تشییع پیکر مهستی به طور زنده،از شبکه تلویزیونی طپش پوشش داده شده بود.

کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد.
در سال 2005 نیز در این کشور،آکادمی جهانی هنر،ادبیات و رسانه،توسط جمعی از ایرانیان از وی برای (بیش از 40) 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.از وی بیش از 35 آلبوم بر جای مانده است.

آلبوم‌شناسی

با گروه کثیری از ترانه‌سازان ایرانی در سبک‌های گوناگون، از پرویز یاحقی و علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نجوکی، محمدحیدری و منوچهر چشم‌آذرو با ترانه سرایانی چون بیژن ترقی، تورج نگهبان،لیلا کسری(هدیه)، هما میرافشار، همایون هشیارنژاد و ژاکلین همکاری داشت.

بیشتر کارهای او در حدود ۶۰ اثر ازجهانبخش پازوکی است. در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی عهده‌دار موسیقی و
تنظیم کار با ترانه‌هایی سروده مریم حیدرزاده بوده‌است.
* آشفته* اسیر* آوازک* از خدا خواسته* بزم (آواز دلدادگان)* بزم بهار* بیگانه* دلداده* قسم* گل گندم* گل امید* گل‌های رنگارنگ
* حقیقت* همیشه عاشق* همیشه سبز* هوای یار* هوای عاشقی* لبخند* مستی* مهمان* موج* مسافر* نامه* اوج صدا* سراب عشق
* سپیده‌دم* تقدیر* ترانه سال* تو بزن تا من برقصم* ضیافت

مطالبي ديگر درباره هايده و مهستي

هایده و مهستی در کاخ سعد آباد بزرگ شدند
اگر بگویم ملکه مادر مالک الرقاب کاخ سعد آباد بود و حتی پسرش محمد رضا هم از او حساب میبرد به هیچ رو غلو نکرده ام. واقعیت این بود که خود من همیشه سعی میکردم با او روبه رو نشوم زیرا پیش بینی برخورد او ناممکن بود. زهرا مشهدی از زمانی که رضاشاه یک قزاق ساده بود ندیمه تاج الملوک بود و هم سن و سال او بود. رابطه آنها از دو خواهر بسیار صمیمانه تر بود. این دو دختر نوجوان یعنی سکینه و خدیجه شیرازی را احترام الملوک در سال 1340 به تهران آورد و درکاخ برای امور پذیرانی و نظافت و اتاق داری کاخ ملکه مادر تربیت کرد. شبها در کاخ ملکه مادر بساط شب نشینی و ساز و ضرب برقرار بود.
من گاهی اوقات به حال و روز ملکه مادر و سر زندگی و نشاط او غبطه میخوردم. غم و غصه برای این زنبیمعنا بود و به پیری هم اعتقادی نداشت. هر شب یک عده نوازنده از رادیو ایران به کاخ او میآمدند. دراین اواخر عاشق حرکات ظریف و زنانه فریدون فرخزاد و رقص و آواز او شده بود. در همین برنامه های شبانه این دو دختر هم که صدای گرم و دلنشینی داشتند گاهی اوقات به تشویق احترام الملوک اشعاری را میخواندند و میرقصیدند. یکی از نوازندگان و آهنگسازان بنام آن روز رادیو که صدای این دو خواهر را شنید از ملکه مادر تقاضا کرد اجازه دهد آنها را برای تست صدا ببرد. ملکه قبول کرد و دخترانی که برای اتاق داری و خدمت در کاخ تربیت شده بودند خیلی زود به معروف ترین خوانندگان زن در ایران مبدل گردیدند و اسم هایده و مهستی را برای خود برگزیدند. خیلی به ملکه مادر علاقه داشتند و پس از آن که خوانندگانی معروف شدند مرتب به قصر میآمدند و ملکه
را میبوسیدند. هايده فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد استاد علی تجويدی آغاز کرد

گويی نام می تواند تعيين کننده کيفيت صدای او بشود! هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به کاشف صداهای ناب! البته صدا ها را کشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و يا رنود آنها را از او به غنيمت گرفته اند. هايده به گمان از آخرين کشفيات درخشان تجويدی باشد. شانسی که هايده آورده، اين بوده که تجويدی آهنگ تازه ای را در مخالف سه گاه و در پيوند با شعری برانگيزاننده از رهی معيری آماده اجرا داشته است. اين ترانه با زير و بالاهايی که دارد، معرف دقيقی برای صدای گسترده و پر توان هايده شده و صدای هايده نيز متقابلا ترانه تجويدی - معيری را تاثير بيشتر بخشيده است.
متن اين ترانه که آزاده نام دارد، آخرين کار موسيقائی رهی معيری است که در تب بيماری آن را سروده و کمتر در يک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت. ترانه آزاده با صدای هايده، آهنگ از علی تجويدی با شعر رهی معيری.
هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت. تجويدی خود در يک گفتگوی راديويی در شرح ساخت و پرداخت آزاده گفته است که رهی پس از آن که نيمی از ترانه را ساخنه، بيمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقيه را با سوز و حال بيشتری تمام کرده است.
ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:
يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!...

استاد تجويدی در گفتگويی گفت: آزاده را هيچ خواننده ديگری نمی توانست چون هايده با چنين وسعت صدايی بخواند ... هايده با خواندن اين ترانه و چند ترانه ديگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ايجاد کند و تاثيرات تازه ای در موسيقی سنتی به وجود بياورد.

مهستی خواننده ترانه « راز خلقت » ساخته ی انوشیروان روحانی بر روی شعر معینی کرمانشاهی و اجرای بزرگ دسته کر بود. این تصنیف شور انگیز ترین ترانه ی سال لقب گرفت و محبوب ترین ترانه شد تا آنجا که رقم فروش صحفه ی آن به بیش از صد وپنجاه هزار عدد رسید که تا آن زمان این رقم فروش سابقه نداشت.