انجمن های تخصصی فلش خور

نسخه‌ی کامل: #عاشق شده بود...
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
[rtl]کنار رودخانه ایستاده بود...[/rtl]


[rtl]قلبش را در دستانش میفشرد...
[b]نمیدانست به رود بسپاردش یا در زیر درخت آرزوها چالش کند...

سرکش شده بود...
عاشق شده بود...
خالق شده بود...
خالق دردهای کبود... سفید... آبی و حتی سرخ...
چشمانش را بست...
گامی به عقب نهاد...
کاشتن بهتر بود...[/b]
[/rtl]


[rtl]روزی قلبش میرویید و شکوفه میداد...[/rtl]


[rtl]شاید میوه هایش هم سیب بود... سیب سرخ...
[b]روزی شاید کودکی, آدمی... حوایی ... پیدا شود...
[/b]
[/rtl]


[rtl]و جرات کند از شاخه های دوردستش سیبی بچیند...[/rtl]