![]() |
|
دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی (/showthread.php?tid=31747) |
RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - *Nafas* - 08-05-2013 .
یوسف در چاه افتاد و تو در دل من او عزیز مصر شد و تو عزیز دل من RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - ÐeaÐ GiЯl - 09-05-2013 یادش بخیــــــر...! آن روزها که فقط مالِ من بودی... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - nazi98 - 09-05-2013 قلبم یک خط در میان می زند….زود نیست؟ دست هر پیر زنی را گرفتم …گفته…”پیر شی مادر”… خدایا نکند در جوانی پیر شدم ….. RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - ashkyakhee - 09-05-2013
شبیـــه کســـی شده ام
کــه پشتـــــــ دود سیگــارش با خود می گویــد : ... بایــد تـَرکـــــــ کنـــم ! ســیگــار را... خانــــه را... زندگـــی را... و باز پُــکــی دیگــــر می زند... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - nazi98 - 09-05-2013 ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀـــﯽ ﺩﺭﺩﻫـﺎ ﻧــﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﮔﺮﯾــــــﻪ ﮐَــﺮﺩ ﻧـﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﻓﺮﯾــــــﺎﺩ ﺯﺩ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀـــﯽ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﻓﻘـــﻂ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﻧﮕــــﺎﻩ ﮐَﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺻـــــﺪﺍ ﺷﮑﺴﺖ … RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - ashkyakhee - 09-05-2013 سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم کام عمیق همراه آهی کوتاه . . . بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه . . . مثل خودم . . . نفسم میگیره از زندگی اجباری . . . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - nazi98 - 09-05-2013 ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺴﭙﺎﺭﯾﺪ …
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﻧﻪ ﯾﺨﺒﻨﺪﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻣﻬﻠﮑﯽ ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺗﻮ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪﻡ … RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - ashkyakhee - 09-05-2013 تنها آمده ام اینجا . . . تا شاید دود سیگار فضای زخمم را مه آلود کند . . . هنوز هم به هوای دو نفره بودن هایمان سوال همیشگی را تکرار میکنم . . . آتش داری ؟! ولی دیگر تو پاسخگوی این سوال تکراری نیستی . . . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - nazi98 - 09-05-2013 ﮔﺎﻫﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﻭ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺨﻮﺍﺩ ، ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ: ﻫﺴﺘﻢ ، ﺗﺎ ﺗﻪِ ﺗﻬﺶ! . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - ÐeaÐ GiЯl - 09-05-2013 من یه پاکت سیگار وینستون ویسکی دفتر خاطراتـم عکسای دونفرمون موزیک لایت قرص های آرام بخش تیغ همه چی جور جوره واسه یه خواب ابدی... |