![]() |
|
دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... (/showthread.php?tid=5564) |
RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - Apathetic - 16-12-2012 هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد ”دلـتـنـگی” هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….! RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - Armina - 16-12-2012 یرای خندهــــــــــ .. RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - melodi+ - 16-12-2012 چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است وقتی تو "یک ثانیه" هم در کنارم نیستی RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - nazanin_nr - 16-12-2012 دیدن غروب آفتاب RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - frozen✘girl - 16-12-2012 "دلـــــــــــــم"تنگ شده.... واسه روزایی که "دلــــــــــــم"برای چیزی تنگ نمی شد...
RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - vida1994 - 16-12-2012 بیشتر برای خودم... ...و...برای عشقم... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - Apathetic - 17-12-2012 براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - melodi+ - 17-12-2012 این دلتنگی ها ، آخر خط همه دلواپسی ها، رسیدن به آنچه برای رسیدنش لحظه ها را میگذرانیدم و خاطره ها بر زندگی مان نقش میبندد به امید آن روزی که عشقمان نقش بر آب نشود کاش میشد از همان آغاز مال هم بودیم ، نه اینکه نیمی از عمرمان گذشته باشد و همدیگر را پیدا کرده باشیم این تویی عشق بی همتای من ، لحظه به لحظه با تو ، تویی نفسهای من کاش همیشه رنگ عشق در تصویر زندگی مان پر رنگ باشد ، نه اینکه بی وفایی بیاید و لطافت عشقمان را خدشه دار کند کاش همیشه دلت مثل دلم بود ، همیشه بی قرار و منتظرت بود ... و این تویی عشق جاودانه من ، لحظه به لحظه لمس شاعرانه من ... تمام احساس من خلاصه ایست از مهربانی هایت که هوای عشق تو را دارد ، راز نگاه تو را دارد ، مثل چشمه ای زلال در قلبم میجوشد و در احساس تو جاری میشود ... و این شور عشق آخر خط همه ی دلتنگی هاست ، که رسیده ایم به جایی که نقطه آرامش است ، رسیده ایم به جایی که تنها خواسته ی ما همان آرامش است ... هر جا میروم عطر تو پیچیده در آنجا ، و مست دیدار با چشمان ناز تو میشوم ، من در آن لحظه یک دیوانه میشوم گاهی فکر میکنم لایق تو نیستم ، و میدانم ارزش تو بالاتر از این است که احساسم را به پای تو بریزم و این وابستگی ها ، آخر خط همه خستگی ها رسیدن به آغوش هم است ، و این ما هستیم که راز عشق را برای هم زمزمه میکنیم ، آنگاه که همدیگر را در آغوش هم میفشاریم... RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - Armina - 17-12-2012 هیچــــــــــــــــــــــــکس بر نیمکت پارکـــــــــــــــ به تنهایـــی نمینشینــد یا یار در بـــــــــــر اســت یا یاد یــار در ســـــــــــــر RE: دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... - Apathetic - 17-12-2012 رد شد شبیه رهگذری باد، از درخت آرام سیبِ کوچکی افتاد از درخت افتاد پیشِ پای تو، با اشتیاق گفت: ای روستای شعر تو آباد از درخت، امسال عشق سهم مرا داد از بهار آیا بهار سهم ترا داد، از درخت؟ امشب دلم شبیه همان سیب تازه است سیبی که چید حضرت فرهاد از درخت کی میشود که سیب غریبِ نگاه من با دستِ گرم تو شود آزاد از درخت چشمان مهربان تو پرباد از بهار همواره رهگذار تو پرباد از درخت امروز آمدی که خداحافظی کنی آرام سیب کوچکی افتاد از درخت! |