![]() |
|
بغض قلم ❥ .. - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: بغض قلم ❥ .. (/showthread.php?tid=269367) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
167
168
169
170
171
172
173
174
175
176
177
178
179
180
181
182
183
184
185
186
187
188
189
190
191
192
193
194
195
196
197
|
RE: بغض قلم ❥ .. - ❤nila❤ - 18-09-2018 آهنگ اونجاش لذت بخشه که تورو یادم میاره❤ (: RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 18-09-2018 یاد دارم در شبی که احتراق ساجها در پهنه جنگل، خلدستانی یگانه را در سرزمین ما به باد میسپرد، پیرمردی زار و نحیف بادستانی استخوانی و مترعش گوشهای سنگر بنا میکرد تا از قهر هرم تابستانی این آتش در میانۀ آن سکنا گزیند و ننگ فرار در برابر قهر طبیعت را که در تبار او چیزی کم از سر کشیدن جام هلاهل نداشت، به جان نخرد. او در این کار خود صاحب دعوت بود و و هر رهگذر هراسانی را به میعاد خویش در سنگر فرا میخواند. 28 مهر 1393 پ.ن: الان دارم فکر می کنم اون روز ایده برای این پیرمرده چی بوده؟ میخواسته با بیل جنگل رو خاموش کنه؟ RE: بغض قلم ❥ .. - вαнαr - 19-09-2018 و آنقدر حافظه ی شب هایم
از نبودنت پُر است که با هیچ خیالی بخیر نمیشود...! RE: بغض قلم ❥ .. - sama00 - 19-09-2018 برای دیدن چشمانت برای لمس دستانت برای با تو بودن تا قیامت صبر خواهم کرد.... فرقی نمی کند امروز باشد یا در فرداها یقین در من موج می زند که روزی با تو خواهم بود… RE: بغض قلم ❥ .. - sama00 - 21-09-2018 دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. http://dl.akskhor.ir/uploads1/بارگیری_7ef20.jpg دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. http://dl.akskhor.ir/uploads1/images_61603.jpg درسته دنیا هنوز خوشگلی های خودشو داره ولی... بعد این همه سال، هنوز حق حسادت دارم... #خان داداش
RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 23-09-2018 ماییم و خیالِ یار و این گـوشه ے دل (: RE: بغض قلم ❥ .. - вαнαr - 23-09-2018 دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد
نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را… به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم… RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 23-09-2018 «باغی؟! به همه میبخشی و همه رو میبخشی. میچیننت؟! با شاخ با برگت با باغت! تنهایی ریشههاتو برمیداری میذاری رو کولت میری یه جای بدآبوهوای دیگه .. که یه جا چولهای بکَنی و بهسختی خودتو بکاری که دوباره سبز بشی و دوباره ببخشی و دوباره بچیننت.. ریشه داشتنو دوست داری .. ولی کجا! نه جایی مونده و نه خاکی نه کسی نه چیزی… یه نهال دنیادیده داد میزد به خودت رجوع کن! به خودم رجوع کردم، رکوع کردم، سجود کردم؟! سلام کردم؟! با نسیمی از جا کندهشدم؟! هیچ جا جای من نبود، حتی توو خودم؟! انقدر بیوطن؟ از بی وطنی خشک شدم. اما! خشک شدم … خشک شدن که، اما نداره..!» محسن چاوشی - اول مهر 1397
RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 23-09-2018 ماه من ! امشب نیا بالای آبادی ما خوش ندارم چشم هر نامحرمی روشن شود (: RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 24-09-2018 صبح و شب برا کسیه که زندگی میکنه ما که این حرفارو نداریم (: |