![]() |
|
جمله های کوتاه عـــ ـــــ ــــاشــ ـقــــ ــــــ ـــــانـــــ ـه...!!! - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: جمله های کوتاه عـــ ـــــ ــــاشــ ـقــــ ــــــ ـــــانـــــ ـه...!!! (/showthread.php?tid=28494) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
|
کجاست ؟؟ - Apathetic - 20-12-2012 در غمی که اشک نیست، در شادی که لبخند نیست، در بغضی که ناله نیست، در دردی که آه نیست، احساس کجاست؟ در احساسی که حس نیست، در دلی که عشق نیست، در دوستی که محبت نیست، در صداقتی که راستی نیست، زندگی کجاست؟ در زندگی که هدف نیست، در هوایی که باد نیست، در خاکی که آب نیست، در باغی که گل نیست، انسان کجاست؟ در انسانی که هیچ نیست، در سفره ای که نان نیست، در زمینی که جا نیست، در دنیایی که رحم نیست، مرگ کجاست؟ RE: برای کسیکه سالهاستْ شعرهایم را مینویسد - Apathetic - 20-12-2012 دیروزاورادیدم،کنارخیابان بساطش راپهن کرده بود. طفلکی حتماخیلی خسته شده بود.جلو رفتم وشکلاتی خریدم. دوباره باهمان نگاه زل زد توی چشامهایم،می دانم که دلش می خواست بیشتر بخرم،اما چه کنم که خودم هنوز دسته گل سرخ هایم را نفروخته بودم. RE: میگن چرا.....••• - aCrimoniouSs - 20-12-2012 گفتم تو فرهاد منی گفتا تو شیرینی مگر؟ گفتم خرابم نکن..گفتا تو ابادی مگر؟ گفتم نده مرا به به باد..گفتا نه بربادی مگر؟ گفتم فراموشم نکن گفتا تودر یادی مگر؟ RE: عاشقانه و عارفانه - Apathetic - 20-12-2012 دریا امروز سخنی دارم با تو من زاده ی سینه ی ترک خورده ی کویرم مادرم خاک خشک و پدرم آفتاب سوزان من از جنس عشقم و از نسل آفتاب دریا شنیده ام مهربانی شنیده ام در مهربانیت، نامهربانی دریا شنیده ام خشمت غرور می شکند، غرور... دریا امروز سخنی دارم با تو من زاده ی سینه ی ترک خورده ی کویرم مادرم خاک خشک و پدرم آفتاب سوزان من از جنس عشقم و از نسل آفتاب دریا شنیده ام مهربانی شنیده ام در مهربانیت، نامهربانی دریا شنیده ام خشمت غرور می شکند، غرور... RE: پند عاشق!!!!!!!!! - Apathetic - 20-12-2012 كجاي قصه گم شدي كه بعد اين همه سال كلاغ ها به خانه هايشان برگشتند و تو هنوز نيامدي............. RE: میگن چرا.....••• - Apathetic - 20-12-2012 جواب کینه را با گذشت، جواب بی مهری را با محبت، جواب ترس را با جرأت، جواب دروغ را با راستی، جواب دشمنی را با دوستی، جواب زشتی را به زیبایی، جواب توهم را به روشنی، جواب خشم را به صبوری، جواب سرد را به گرمی، جواب نامردی را با مردانگی، جواب همدلی را با رازداری، جواب پشتکار را با تشویق، جواب اعتماد را بی ریا، جواب بی تفاوت را با التفات، جواب یکرنگی را با اطمینان، جواب مسئولیت را با وجدان، جواب حسادت را با اغماض، جواب خواهش را بی غرور، جواب دورنگی را با خلوص، جواب بی ادب را با سکوت، جواب نگاه مهربان را با لبخند، جواب لبخند را با خنده، جواب دلمرده را با امید، جواب منتظر را با نوید، جواب گناه را با بخشش، و جواب عشق چیست جز عشق؟ RE: رنگ عشق - Apathetic - 20-12-2012 وقتي قلبهايمان كوچكتر از غصههايمان ميشود وقتي نميتوانيم اشكهايمان را پشت پلكهايمان مخفي كنيم و بغضهايمان پشت سر هم ميشكند، وقتي احساس ميكنيم بدبختيها بيشتر از سهممان است و رنجها بيشتر از صبرمان؛ وقتي اميدها ته ميكشد و انتظارها به سر نميرسد، وقتي طاقتمان طاق ميشود و تحملمان تمام... آن وقت است كه مطمئنيم به تو احتياج داريم و مطمئنيم كه تو، فقط تويي كه كمكمان ميكني... آن وقت است كه تو را صدا ميكنيم، تو را ميخوانيم. آن وقت است كه تو را آه ميكشيم، تو را گريه ميكنيم، تو را نفس ميكشيم. وقتي تو جواب ميدهي، دانهدانه اشكهايمان را پاك ميكني و يكييكي غصهها را از توي دلمان برميداري، گره تكتك بغضهايمان را باز ميكني و دل شكستهمان را بند ميزني، سنگينيها را برميداري و جايش سبكي ميگذاري و راحتي؛ بيشتر از تلاشمان خوشبختي ميدهي و بيشتر از لبها، لبخند خوابهايمان را تعبير ميكني و دعاهايمان را مستجاب و آرزوهايمان را برآورده، قهرها را آشتي ميكني و سختها را آسان. تلخها را شيرين ميكني و دردها را درمان، نااميدها، اميد ميشود و سياهها سفيد سفيد RE: روزگار غريبی است! - Apathetic - 20-12-2012 در زندگی سه چيز باز نميگردد: زمان،كلمات و موقعيتها. سه چيز نبايد از دست برود: آرامش،اميد و صداقت. سه چيز قطعي نيست: رؤياها،موفقيت و شانس. و سه چيز از با ارزش ترينهاست: عشق،اعتماد به نفس و دوستان واقعي RE: روزگار غريبی است! - pink devil - 20-12-2012 دو وقــت دلــم مــي گــيــرد .. يكــي وقتــي بــا "بــــلــــه" جــواب مــي دهــي يــكــي وقــتــي "شــــمــــا" صــدايم مــي كــنــي ..!!! چــگــونه صــدايــت كنــم كـه بــا "جــــانــم" جــواب دهــي؟ و "تــــو" صــدايــم كــنــي؟!! RE: روزگار غريبی است! - Apathetic - 20-12-2012 شاید اگر خورشید رنگ و رو رفته تربود شاید اگر پاییز نمی آمد... یا باران بی حوصله تر می بارید... آدم های کمتری عاشق می شدند... آدم های کمتری تنها می شدند |