انجمن های تخصصی  فلش خور
بغض قلم ❥ .. - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: بغض قلم ❥ .. (/showthread.php?tid=269367)



RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 20-10-2018

(20-07-2018، 21:49)Actinium نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
خدا روزی چه پنهانی با من گفت:
من تنهاترین تنهای دنیایم!
و از هم جنس خود ترسان!

دلیل طرد کافر نه از حس نیاز و فقرو استغنا،
که از ترس من از هم جنس خود ناشی شده! 
خاموش!

«و خداوند خدا گفت خوب نیست که آدم تنها باشد...»

تورات، سفر پیدایش، باب 2، آیه 18


RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 23-10-2018

بوی.دلتنگے.پاییز
وزیده.ست
ولے
اولین.موسم.این.فصل
مگر مهر نبود؟


RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 24-10-2018

امشب ابلیسی شرورانه داشت از پشت پنجره به من می خندید...چشمانش، نوع نگاهش و برقی که از آن می جهید مرا به کودکی بُرد؛ او را گویی یک بار در مزارع پنبه دیده بودم. او بعد از ظهر یک تابستان زیر یک درخت توت آرمیده بود. آن روز او را با چوپانی اشباه گرفتم و از جام او نوشیدم...اما می دانم که الهگان هرگز چوپانی را در میانه مستی خویش تنها نمی گذارند. پس او می بایست بیگانه ای می بود. از اعماق. امشب روح صحرا، از قعر کویر به خانه من عزیمت کرده بود. می بایست هوشیارتر عمل کرد...هر خدایی برای خود شیوه ای دارد؛ اما شیاطین تنها دروغ می دانند و بس. 


RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 24-10-2018

از هفت طبقه ابلیس بیش از همه دوست دارم از شرورترین شان فرزندی بیاورم.
لیک او را میل همخوابگی نیست.
شرورترین ها تنها به نیروی خودشان متکی اند و آنها را با میراث خواران و فرزندان کاری نیست...

افسوس...


RE: بغض قلم ❥ .. - Đęąđ.ğïřł - 24-10-2018

من حتی تو GTA هم تو قشر ناتوان جامعه بودم، رمز و اینا رو کسی بهم نگفته بود

سگ دو میزدم با مسافرکشی پول در میاوردم D:


RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 24-10-2018

میراث‌خوارتر از همه خودم هستم که ناسپاس‌ترین ریزه‌خوار سفره گذشتگانِ خویش ام. 

هر میرنده‌ای را میراث‌خواری نیکو باید؛ و بهترین میراث‌خواران افزایندگانِ آن اند؛

آن کس که چیزی بر خوانِ گذشتگانِ خویش می افزاید...


RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 24-10-2018

هرگز برای مرگ هم کافی نبودم. ناکافی برای هر چیز، هر لحظه و هر ثانیه...

به راستی که لقب "ناتمام" پیوسته برازنده‌ترین بود برای من. 

هستی را رکودی سرد فرا گرفته. وقتی آخرین پرتوی خورشید هستی ات بر لبه‌های اوج تو می درخشد و تو را به ضیافتی در دره‌ها دعوت می‌کند.

از دره‌ها بوی کباب می آید...شاید چادر دختران صحرا آنجا برپاست. شاید بشود رمه چوپانانِ صبح را در آنجا پیدا کرد و دیگرباره بر اوج‌های آفتابی قله های وجود خویش خیره نگریست. 


RE: بغض قلم ❥ .. - امیر‌حسین - 24-10-2018

من اعتراف میکنم بزرگ‌ترین دروغ هامو به خودم میگم، هرشب به دنیایی فکر میکنم که هنوز میشه بهش امیدوار بود


RE: بغض قلم ❥ .. - Actinium - 24-10-2018

بودن یا نبودن مساله این است: آیا «انسان» خود یک دروغ است؟

گاهی آدم باید با حقیقت هایی مواجه شود به همان سنگینی که تمام امیدهای یک پاپ در زاویه یک صومعه موقعی که کوپرنیک گفت زمین مرکز عالم نیست بر باد رفت؟


RE: بغض قلم ❥ .. - Đęąđ.ğïřł - 25-10-2018

فرق منی که سوم راهنمایی جغرافیا رو شدم 20 و همکلاسیم که شد 10 اینه که من می دونم لاس وگاس کجای کره زمینه ولی اون الان خودش اونجاست...!