![]() |
|
بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) (/showthread.php?tid=296489) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
|
RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 21-09-2024 دراین قضه زندگی چقدر خودت دوست داری تونستی با خوب بد خودت راه بری خسته نشدی(: درک شد آن که تَرك شد!_ RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - امیرحسین - 21-09-2024 اما سالها بگذره ، آدم بیشعور ، بیشعور میمونه. RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - [ SouL ] - 18-10-2024 یهو یه حرفی میشنوی و میری به گذشتهها و غرق میشی توو هر چی غصهس... داشتن خاطرات کودکیمو تعریف میکردن، اینکه انقد بچهی آروم و ساکتی بودم که یه اسباببازی ساده میدادن دستم و تا ساعتها باهاش مشغول میشدم و جیکمم درنمیومد.. اینکه بچگیام اغلب اوقات و همیشه با خودم بازی میکردم و به هیچ دوست و حتی پدر و مادرم وابسته نبودم.. خوششون میومد از این خاطرات ولی خب من دلم گرفت... اینا از دل من و حرفای نگفتهم توو این بیست و خوردهای سال خبر ندارن ولی من هر چی بزرگتر میشم بیشتر میفهمم که از همون بچگی همیشه یه غم عمیقی توو دلم بوده که باعث میشده ساکت باشم، آروم باشم، تنها باشم و وابسته نشم....اینکه یه بچهی چهارساله علاقهای به روابط اجتماعی نداشته باشه، طبیعی نیس.. این برخلاف روند نرمال تکاملشه.. من با همهی این روحیات و ویژگیها بزرگ شدم و الان یه آدم آروم و سایلنتم که اکثر اوقات با همه چیز سازگاره و اکثرا هر شرایطی رو تحمل میکنه، اسمش انعطاف پذیری نیس... اسمش نشناختن خودمه.. من از همون بچگی خودمو نشناختم و همچنان دارم با این جسم و روح ناشناس زندگی میکنم.. وقتی خودتو نمیشناسی، در طول روز، در طول ماه و سالها حس میکنی یه چیزی گم شده و هر چی میگردی پیداش نمیکنی... همیشه فکر میکنی تلاشهات برای اهدافیکه یه روز انگیزه داری براشون یه روز نه، کافی نیس... کمالگرا میشی و تصمیماتت محکم و قاطع نیستن.. نمیتونی توو لحظه زندگی کنی و یا به گذشته وصلی یا استرس آینده رو داری... حد و مرزات مشخص نیست و ممکنه بارها وارد روابط اشتباه بشی... دور و برتو آدمای سمی تشکیل دادن و اختیار و قدرت حذفشونو نداری... هیچ چیزی درونت ریشه نگرفته و همهچیز متزلزله.. مخصوصا احساساتت... مخصوصا اعتقادات و ارزشات... خلاصه که بزرگوارا مرور خاطراتشون تموم شد و هر کی رفت سراغ کار خودش ولی من همچنان غرق بودم توو تاریکترین نیمهی وجودم... اینم از ۲۷مهرِ من... RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 24-10-2024 شکسپیر
عشقی که با اشک چشم شست و شو شود همیشه پاک و تمیز خواهد بود.
RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 26-10-2024 از احساس شوق وجود تو میخواهم با دسته گل یاس به دیدار خدا بروم. RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 27-10-2024 بودن و یا نبودنت مهم نیست آنقدر دوستت دارم که به حضورت نیازى نیست همانند خدا که هست اما نیست. RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 28-10-2024 خنده داره نه دلم تنگه حتی واسه اخلاق زهر مارتم الکی فکر میکردم قهرمانتم ولی از یه جا به بعد دیدم کنارت نیستم من سد راهتم اولش انقد راحت شدیم از اینا که چفتن باهم سعیمو کردم از هرچی که بودم بسازم یه آدم بهتر واست ولی هرچی داشتیم ازمون زدن شدی دلیل عقب موندنم اینا ام که میپری باهاشون میدونی الگوی همشون منم یه روز جات سفت بود کف سینم الان رفتی اونجا که همه میرن من نمیگم همه دیدن شدی از اینا که به هیچی نه نمیگن خیلی چیزا ازت طلبمه من کم ندیدنتم بغل من همیشه یه جوری شکوندی قلبمو این یه بارم از طرف من خنده داره نه دلم تنگه حتی واسه اخلاق زهر مارتم الکی فکر میکردم قهرمانتم ولی از یه جا به بعد دیدم کنارت نیستم من سد راهتم دیگه قلبم بی حسه از الان از تو خونه چی بشه من درام داری با خودت چیکار میکنی شهر کوچیکه میرسه خبرا تا دیر نشده به خودت بیا از تو پوچی ولی دکورت زیاد تو قشنگ تر از این حرفا بودی اینی که شدی به تو نمیاد RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 02-11-2024 یادته عاشق سابقت واسه این رابطه چه جونی کندش که آروم بمونه خشگل دیوونه حالا چی شده که برگشتی دوباره خودت یه کاری کردی که هیچ راهیی نمونهـ RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 05-11-2024 چرخ گردون چه بخندد چه نخند تو بخند مشکلی گر سـَـر راه ِ تـو ببندد تـو بخند غصهها فانی و باقی همه زنجیر به هم گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند آری بخند. RE: بغض قلم ❥ .. (نسخه یازدهم) - مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב - 07-11-2024 لیلا که شدی حرف مرا میفهمی! مجنون تمام قصه نامردند... عشق جدایی خیانت️ |