![]() |
|
» سـوتـیـکده « - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +---- انجمن: مطالب طنز و خنده دار (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=76) +---- موضوع: » سـوتـیـکده « (/showthread.php?tid=89750) |
RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - AnIs WilsOn - 29-12-2014 دبیرمون سر جلسه امتحان اومده بالاسرم میگه : این دست خط خودته ؟ منم هول شدم گفتم نه دست خط مامانمه RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - eɴιɢмαтιc - 01-01-2015 سر کلـاس ادبیات اخرای زنگ بود.. یه تـمـرین تـو کتـاب بود نوشتـه بود جمـلـه بسازید.. با بلـند قد.. مـعلـمـمـون یکی بچه هـارو صدا زد گفت بیاد جمـلـه بسازهـ.. دوستـم گفتـ: اسب مـن بلـند قد استـ.. اصن کلـاس تـرکید..تـا زنگ اخر تـا مـیدیدیمـش بلـند مـیزدیم زیر خندهـ=) یه وضعی RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - _ƬӇЄ Ɗ▲ƦƘ_ - 02-01-2015 گوشی زنگ خورد. منم ج دادم بعد پنج دیقه صحبت اومدم بپرسم خوندی.. گفتم خوردی؟؟؟ خودم ترکیدم هنگ کرد اجیم(تو سایت عضوه) کلا من اونشب بالای سی تا سوتی دادم. RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - !amir.!khan. - 03-01-2015 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() مهندسین نرم افزار صبور باشین ، اینم میگذره
فقط چند تا فرم ثبت نام یارانه فامیلا رو ثبت کنین بعدا ازتون در پروژه های بزرگتر استفاده میشه ! RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - @AMIN@ 2002 - 06-01-2015 یه بار داشتم بادوستام والیبال بازی میکردم یهو به جای اینکه توپو بندازم گوشیمو انداختم شانس اوردم گوشیم ضد ضربه داشت RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - بهرام15 - 08-01-2015 چرته اههههههه RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - Tɪɢʜᴛ - 15-01-2015 امروز دوباره سوتی دادم ![]() اهــــــــــ ![]() وایساده بودم تو حیاط پشتم به بچه های حیاط بود رو به دیوار وایساده بودم ![]() روبه رومم دوستم بود ![]() دیدم داره میخنده ![]() برگشتم ببینم چه خبره تا سرمو کج کردم یکی دستاشو گذاش رو چشمام ![]() با مشت کوبوندم به پهلوش ![]() برگشتم دیدم مدیرمونه ![]() ![]() ![]() ![]() خدارو شکر چیزی نگف
RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - Sadaf 2014 - 16-01-2015 دوستم اومد بگه کهیر زدم گفت کپک زدم دیگه روش نمیشد پیش کسی بره همه بهش میخندیدن. واسه خودمو نمیگم آبروم میره RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - golbarg 284 - 16-01-2015 من تو امتحانای کلاسی وقتی برگه ام رو میدم برگه های پشت سری و بغلی رو نگا می کنم شاید بتونم کمکی بکنم از بس که من مهربونم بعد یه بار تموم کرده بودم اما هنوز. برگه مو نداده بودم برگشتم برگه ی دوستمو نگاه کردم اصلا زوم کرده بودم معلمم برگشت گفت چیکار می کنی گلبرگ گفتم فقط دارم نگا می کنم اصلا کلاس ترکید از خنده خودمم غش کردم از خنده و بلافاصله برگه مو دادم RE: (✿◠‿◠) سوتیـــ]ـــکده (✿◠‿◠) - اسلام همدان - 19-01-2015 دختر همسایه اش نذری اورده بود دوتا رو سینی بود ک یکیش برا ما بود.منم ک هول شده بودم خواستم سینی رو ازش بگیرم اونم ممانعت کرد اینقد سرخ شدم ک نگو نپرس
|