![]() |
|
بغض قلم ❥ .. - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: بغض قلم ❥ .. (/showthread.php?tid=269367) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
167
168
169
170
171
172
173
174
175
176
177
178
179
180
181
182
183
184
185
186
187
188
189
190
191
192
193
194
195
196
197
|
RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 30-12-2018 |قرآر بود با سوآد شَویم... یِک عمر صُبح زود بیدار شُدیم و لِباس فرم پوشیدیم. صُبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا بهِ زور، رآه افتادیم به سَمت مَدرسه... قرآر بود با سَواد شَویم... روی نیمکت نِشستیم، صِدای حَرکت گچ روی تخته ی سَبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده کهِ در قفسش باز می شود از خوشحالی پَرواز کَردیم...! قرار بود با سواد شویم... بَند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلَم لِه کردیم و مَشق نِوشتیم، به ما دیکتهِ گُفتند تا درست بِنویسیم... گُفتند از روی غَلط هایت بِنویس تا یاد بِگیری، مآ نِوشتیم و یاد گرفتیم... قرار بود با سواد شویم...از شِعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصِل خیز، از جآمعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همهِ چیز رآ یاد بگیریم...اِسترس و نگرانی... شَب بیداری و تارک دنیا شدن. کُنکور شوخی نَداشت، باید دآنشجو می شدیم. قرار بود با سواد شویم... دآنِشگاه، جُزوه، کِتاب، اِمتحان و نمره... تَمام شد. تَبریک حالا ما دیگر با سَواد شُدیم...(: فَقط می خواهم چَند سوال بپرسم...؟! مآ چِقدر سَواد رفتار اجتماعی داریم؟ ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟ ما چقدر سواد رابطه داریم؟ ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟ ما چقدر سواد انسانیت داریم؟ ما چقدر سَوادِ زِندِگی داریم؟ قرآر بود با سَواد شَویم ...|(: RE: بغض قلم ❥ .. - sama00 - 30-12-2018 اگر میخوای لاغر بشی،نیازی نیست رژیم بگیری یا ورزش کنی فقط کافیه عاشق آدم اشتباهی بشی ))))))
RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 30-12-2018 ڪسی را در آغوش نگیر ... ڪه سڪوت می ڪند تا صداے نفس هایت را بشنود ! ڪسی را در آغوش نگیر ... ڪه زود در تو محو می شود ڪه زود عادت می ڪند ! ڪسی را در آغوش نگیر ... ڪه از عشق رنجیده و پناه می خواهد ! هرگز شبی بارانی پرنده را پناه نده ڪه در تو حبس می شود .. ڪه آسمان را فراموش می ڪند !! RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 30-12-2018 چشمات توو چشمام تاره،ولي بازم دارم دنيامو تووش ميبينم :} RE: بغض قلم ❥ .. - Đęąđ.ğïřł - 31-12-2018 تااخر خط میرفتم اگر سرراهم نقطه نمیگذاشتی... RE: بغض قلم ❥ .. - ⓩⓐⓗⓡⓐ - 31-12-2018 میخوآم یه مجموعهی زندگی اَز چشماتـ بسآزم بآهآشون نفس بکشمـ...! ♡ RE: بغض قلم ❥ .. - امیرحسین - 31-12-2018 وقتی نمیتونی توی وان حمومت شنا کنی ، فکر اقیانوسو از سرت بندا بیرون ، جوجو ((: RE: بغض قلم ❥ .. - امیرحسین - 31-12-2018 آدمیزاد همینجوریشم مراقب خودش هست ولی وقتی یکی میگه مراقب خودت باش؛ داستان فرق میکنه ( : RE: بغض قلم ❥ .. - ƁяιƖƖιαηт - 31-12-2018 میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم
RE: بغض قلم ❥ .. - Đęąđ.ğïřł - 01-01-2019 تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود . من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم انس نگرفته بودم ، دنیای دیگر به چه درد من میخورد ؟ #بوف_کور #صادق_هدایت |