انجمن های تخصصی  فلش خور
گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+---- انجمن: بحث و گفتگو (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=36)
+---- موضوع: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ (/showthread.php?tid=301794)



RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - shahid - 06-04-2026

(06-04-2026، 0:36)THEDARKNESS نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 0:34)shghyegh نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
بمیر مهدی

@shahid
بیا دلت خنک شد؟

به من چهههه
من گفتم هنرمند
تقصیر خودت بود ._.

(06-04-2026، 0:37)*Aɴѕel* نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
@shahid
شما میری راهپیمایی بهتون چیا میدن

دیگه الان دیره واسه تحقیق
همون دیشب که جواب رد دادی، رفتم سراغ گزینه بعدی Telegh_01


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - dadachkaiko - 06-04-2026

(06-04-2026، 10:03)هلی نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 9:45)dadachkaiko نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
من به شخصه اگه یه دکتر اینجوری باهام خدافظی کنه وقتی از مطبش میام بیرون مطمعن میشم که داروهایی که داده جواب میده و زود خوب میشم



جالبن برام، سعی میکنم موضوعهای باحال رو پیدا کنم
نوع موضوع و جواب ها خیلی خوبن وقتی میخونم شاد میشم



شما 85% از سهمیه پای خود را استفاده کردید

خدا رو شکر (:
تازه شکلاتم میدم ب بچه ها چی فکر کردییی
باهاشونم ب مدل زبان خودشون حرف میزنم .پیرها هم ک مامان جون باباجونه .سگم برا بزرگسالههه ۲۰ تا ۵۰ ساله فقط (((:

سگ رو میتونم به عنوان یه بزرگسال 20 تا 50 قبول کنم ولی شکلات شاید خواستم، کتک میزنی اگه یواشکی بردارم وقتی حواست نیست؟


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - امیر2 - 06-04-2026

(06-04-2026، 7:55)شـــقآیــق نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 2:27)امیر2 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
خب چیزیم ک انتخاب کردی اینجا آنچنان پتانسیلی نداره
من الان دختر عمم هم چند ساله توی این کاره و آموزش هم میده
مزون هم داره، هر امکاناتی بگی هم داره، اجاره هم نمیده و ملکی ک باباش وسط تهران داده بهش بره کار کنه الان زیر پنجاه میلیارد نیست قیمتش، در این حد!
ولی با این سرمایه تازه تونسته ی ماشین یه تومنی بخره برا خودش!
خب الان اون ملک رو طی این سالها اجاره میداد از اجاره ای ک میگرفت بیشتر میتونست درآمد کسب کنه  Big Grin
چون خیاطی آنچنان پتانسیلی نداره مگ اینکه ی مغازه کوچولو بزنی ملت لباساشونو بیارن براشون کوچیک بزرگ کنی، اون خاک خوریش کمتره  Big Grin


وقتی تو دریاچه ای ک ماهی نداره قلاب بندازی همینه، ب خودت فاز منفی نده ک من نمیتونمو من زرنگ نیستمو فلان

برو یجا ک ماهی داره قلاب بنداز!

البته اگ واقعا میخوای کار کنی
ناراحت نشیا ولی تجربه شخصیم اینه ک جامعه مردسالارانه ما دخترارو جوری بار اورده ک اکثرا حتی بلد نیستن ب "شغل" نگاه جدی داشته باشن!
یا اگ یه شغل نرمال داشته باشن خیلی حس خفن بودن بهشون دست میده!
انگار یه بازیه ک هرچی مرحله بالاتر برن خفن تره ولی خب اگه ترفتنم مهم نیست، از بازی لذت میبرن. 
ی دختری ک بتونه خرج خودشو دربیاره تو ذهن خودش تبدیل به خدا میشه، فکر میکنه مهمترین شخص دنیاس، جایگاه اجتماعیش رفته بالا و... 

حالا دیدگاه عامه پسرارو نسبت ب شغل ببین.
یه چیز حیاتیه! اینجوری نیست ک شغل بهش جایگاه بده، اگه شغلش بازده نداشته باشه میتونه خودشو بکشه!!!

برگردیم ب جمله ی "البته اگ واقعا میخوای کار کنی"
اگ میبینی دیدگاهت ب شغل اونقدر جدی نیست، همین کاراتو ادامه بده ولی حرص نخور، ب چشم تفریح ببینش چون اول و آخر این شوهرس ک قراره خرج تورو بده، تو قرار نیست خرجی ب کسی بدی


معذرت میخوام اگه تو حرفام چیزی گفتم ک باعث بشه فککنید دیدم جنسیت‌زده‌ـس، منم تو همین جامعه بزرگ شدم ولی تلاش خودمو میکنم ک در کنار انتقاداتم ک گاها ممکنه جنسیتی هم باشه، هیچوقت نگاه جنسیت زده نداشته باشم. 

چقدر زیبا و منطقی و درست گفتی!!!
حالا طرز فکره من درباره زندگی و اینده خودم چیه
اینایی که تو گفتی رو پدرم همون اوایل بهم گف متاسفانه من کوش ندادم
شاید الان وضعم فرق میکرد
ولی بازم تجربم خیلی زیاد شد تو این چندسال ، اگه اینجوری گرونی نیود توانایی زدنه ی تولیدی رو داشتم
ن خیلی بزرگ ولی حداقل پنجتا خیاط میتونستم داشنه باشم
هیکس گرونی و این تورم وحشتناکو تصور نمیکرد که ی روزی اینحوزی بشه تمام کاسه کوسه ما بهم بخوره..
و نکته مسئله دیکه من از اول ک هنرستان رفتم خودم رفتم خیاطی با رضایت کامل خانواده هدفمم تولیدی زدن بود
تا کارشناسیم این رشته رو ادامه دادم ب هدف اینکه تولبدی بزنم بخام وام بگیرم مدرک بالا باشه وامه بیشتری میتونم بگیرم
خلاصه ک اگه یکم اوضام بهم ریخت سر اینه!!
وگرنه چیزی ک برنامه ریزی کرده بودم این نبود
و درباره جایگاه دختر تو حامعه گفتی ، چیزی که کفتی کاملا درسته
ولی برا من اینحوری نیس ، من از زیر بالو پره پدر اومد بیرون روی پای خودم باشم بعدا یچی شدم بگم خودم خودمو کشیدم بالا ، بابامم کمک کزدا خیلی زیاد
ولی خب منم کار کردم دیگه
تا الن ازدواح نکردم برا این بود که دوست داشتم روزی ک ازدواح میکنم تو حامعه ی شخصی باشم ی تولید کننده باشم
خودم‌کسی باشم برای خودم
همیشه تصوزم این بود طبق چیزایی ک میدیدم اطرافم
خالا گیریم همسرم کارخونه ددار بود یا هرچییی
شاید طرف افتاد مرد شاید تصادف کرد یچیش شد
نتونست کار کنه ، من ی چیزی باشم برا خودم که اگه چیزی شد اداره کنم
ی شخصی باشم بچم بعدا افتخار کنه
ب چشم ی شغل مهم دیدم که کسبو کار راه بندازم
برا سرگرمی نیس
سرگرمهپمیشه از هشت صب تا مثال پنح شیش ، نه منی که تو این مدت از صب تا شب رفتم تو تولیدیا
کنار سگو شغال کار یادگرفتم
اینجوریاس


کارت درسته 

غصه نخور اوکی میشه 

اوضا خوب میشه و برام یه لباس یه تیکه کلاه دار دایناسوری سبز دم دار میدوزی ک از روی کلاهش تا کمر و ته دمش شاخای مثلثی زرد داره... 


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - THEDARKNESS - 06-04-2026

(06-04-2026، 10:05)shahid نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 0:36)THEDARKNESS نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
@ shahid
بیا دلت خنک شد؟

به من چهههه
من گفتم هنرمند
تقصیر خودت بود ._.

هی هی هی هی
این رسمش نبود قلب شکسته


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - shahid - 06-04-2026

(06-04-2026، 10:37)THEDARKNESS نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 10:05)shahid نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
به من چهههه
من گفتم هنرمند
تقصیر خودت بود ._.

هی هی هی هی
این رسمش نبود قلب شکسته

ما را هم در غم خود شریک بدانید Telegh_34


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - Dororo - 06-04-2026

اخرین لایه پدافندی ایران آنلاین شد 7


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - امیر2 - 06-04-2026

(06-04-2026، 9:59)سهَ‌ند نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 7:55)شـــقآیــق نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
چقدر زیبا و منطقی و درست گفتی!!!
حالا طرز فکره من درباره زندگی و اینده خودم چیه
اینایی که تو گفتی رو پدرم همون اوایل بهم گف متاسفانه من کوش ندادم
شاید الان وضعم فرق میکرد
ولی بازم تجربم خیلی زیاد شد تو این چندسال ، اگه اینجوری گرونی نیود توانایی زدنه ی تولیدی رو داشتم
ن خیلی بزرگ ولی حداقل پنجتا خیاط میتونستم داشنه باشم
هیکس گرونی و این تورم وحشتناکو تصور نمیکرد که ی روزی اینحوزی بشه تمام کاسه کوسه ما بهم بخوره..
و نکته مسئله دیکه من از اول ک هنرستان رفتم خودم رفتم خیاطی با رضایت کامل خانواده هدفمم تولیدی زدن بود
تا کارشناسیم این رشته رو ادامه دادم ب هدف اینکه تولبدی بزنم بخام وام بگیرم مدرک بالا باشه وامه بیشتری میتونم بگیرم
خلاصه ک اگه یکم اوضام بهم ریخت سر اینه!!
وگرنه چیزی ک برنامه ریزی کرده بودم این نبود
و درباره جایگاه دختر تو حامعه گفتی ، چیزی که کفتی کاملا درسته
ولی برا من اینحوری نیس ، من از زیر بالو پره پدر اومد بیرون روی پای خودم باشم بعدا یچی شدم بگم خودم خودمو کشیدم بالا ، بابامم کمک کزدا خیلی زیاد
ولی خب منم کار کردم دیگه
تا الن ازدواح نکردم برا این بود که دوست داشتم روزی ک ازدواح میکنم تو حامعه ی شخصی باشم ی تولید کننده باشم
خودم‌کسی باشم برای خودم
همیشه تصوزم این بود طبق چیزایی ک میدیدم اطرافم
خالا گیریم همسرم کارخونه ددار بود یا هرچییی
شاید طرف افتاد مرد شاید تصادف کرد یچیش شد
نتونست کار کنه ، من ی چیزی باشم برا خودم که اگه چیزی شد اداره کنم
ی شخصی باشم بچم بعدا افتخار کنه
ب چشم ی شغل مهم دیدم که کسبو کار راه بندازم
برا سرگرمی نیس
سرگرمهپمیشه از هشت صب تا مثال پنح شیش ، نه منی که تو این مدت از صب تا شب رفتم تو تولیدیا
کنار سگو شغال کار یادگرفتم
اینجوریاس

آفرین واقعا بسیار زیبا گفتی
قبلنا (مثلا ۱۰ سال پیش) با همین شغل های عادی مردم میتونستن ماشین یا یه خونه ارزون قیمت بخرن یا کارشون رو گسترش بدن
ولی الان نهایتش اینه که بتونی غذا بخری از گشنگی نمیری
بخاطر تورم ۷۰ ۸۰ درصد!!
وگرنه که ما والا اندازه همون آدمای ده سال پیش داریم تلاش میکنیم شایدم ببشتر
ولی نتیجه ای که داریم میگیریم زمین تا آسمون فرق داره
تو هم بنظر من یه پیشرفت خیلی عالی ای داشتی تو شغلت که تونستی مغازه خودت رو بگیری و واسه خودت کار کنی.. خیلیا یک صدم اینم کار نکردن و کل عمرشون یا دستشون تو جیب باباشون بوده یا شوخرشون بعد فاز خودساختگی هم گرفتن و پزش رو هم به ما میدن آخرش!
ماعم نهایت هی باید منتظر بمونیم که اوضاع بهتر شه بلکه از این باتلاق اقتصادی دربیایم


سهند سهند سهند...
یه مدت روزی 18 فاکینگ ساعت کار میکردم...
برای حدود 55 روز حجم کارم اینجوری شد
یعنی برای تایم دسشویی رفتن و حموم رفتنمم باید حین کار برنامه ریزی میکردم... روحم نموده شد!!!
قبل همین جنگ ایران و امریکا هم از چهار و نیم پنج صب ک بیدار میشدم ک هیچی... 
از ساعت شیش و هفت صب یگان بودم تا دو بعد از ظهر، دو هم میومدم خونه نهار میخوردم لباس عوض میکردم و تو همون خوابآلودگی بعد نهار خوردن میشستم پشت موتور میرفتم بیمارستان تا هشت و نه شب. 

بعد بابام برگشته تو جمع میگه شما ازدواج کنید فکر پولش نباشید خدا براتون میخواد!!!

دیگ اونجا واقعا قاطی کردم سرش، بهش گفتم خدا برا شماها خواسته بود ک با روزی هف هش ساعت کار توی اداره چنتا خونه و ماشین و موتور و ویلا و... تونو خریدید بشینید برای ما ارد بدید وگرنه شما تو سن ما بودید تو خوابتونم نمیدیدید با اینقدر ساعت کاری در روز بازم بشینید تو خونه باباتون و جرعت ازدواج نداشته باشید!!!

اینو یجوری داد زدم سرش بنده خدا آروم گفت آره خب... حق دارید... 

همین
ینی اینقد ک من از دست این جماعت فشار میخورم حد نداره! 

@shahid کاربر مورد علاقت جوین شد @Roham_fucker 


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - Dororo - 06-04-2026

شهید وقتی میبینه رهام فاکر آنلاین شده
[img]دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ 165 [/img]


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - شـــقآیــق - 06-04-2026

(06-04-2026، 9:59)سهَ‌ند نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 7:55)شـــقآیــق نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
چقدر زیبا و منطقی و درست گفتی!!!
حالا طرز فکره من درباره زندگی و اینده خودم چیه
اینایی که تو گفتی رو پدرم همون اوایل بهم گف متاسفانه من کوش ندادم
شاید الان وضعم فرق میکرد
ولی بازم تجربم خیلی زیاد شد تو این چندسال ، اگه اینجوری گرونی نیود توانایی زدنه ی تولیدی رو داشتم
ن خیلی بزرگ ولی حداقل پنجتا خیاط میتونستم داشنه باشم
هیکس گرونی و این تورم وحشتناکو تصور نمیکرد که ی روزی اینحوزی بشه تمام کاسه کوسه ما بهم بخوره..
و نکته مسئله دیکه من از اول ک هنرستان رفتم خودم رفتم خیاطی با رضایت کامل خانواده هدفمم تولیدی زدن بود
تا کارشناسیم این رشته رو ادامه دادم ب هدف اینکه تولبدی بزنم بخام وام بگیرم مدرک بالا باشه وامه بیشتری میتونم بگیرم
خلاصه ک اگه یکم اوضام بهم ریخت سر اینه!!
وگرنه چیزی ک برنامه ریزی کرده بودم این نبود
و درباره جایگاه دختر تو حامعه گفتی ، چیزی که کفتی کاملا درسته
ولی برا من اینحوری نیس ، من از زیر بالو پره پدر اومد بیرون روی پای خودم باشم بعدا یچی شدم بگم خودم خودمو کشیدم بالا ، بابامم کمک کزدا خیلی زیاد
ولی خب منم کار کردم دیگه
تا الن ازدواح نکردم برا این بود که دوست داشتم روزی ک ازدواح میکنم تو حامعه ی شخصی باشم ی تولید کننده باشم
خودم‌کسی باشم برای خودم
همیشه تصوزم این بود طبق چیزایی ک میدیدم اطرافم
خالا گیریم همسرم کارخونه ددار بود یا هرچییی
شاید طرف افتاد مرد شاید تصادف کرد یچیش شد
نتونست کار کنه ، من ی چیزی باشم برا خودم که اگه چیزی شد اداره کنم
ی شخصی باشم بچم بعدا افتخار کنه
ب چشم ی شغل مهم دیدم که کسبو کار راه بندازم
برا سرگرمی نیس
سرگرمهپمیشه از هشت صب تا مثال پنح شیش ، نه منی که تو این مدت از صب تا شب رفتم تو تولیدیا
کنار سگو شغال کار یادگرفتم
اینجوریاس

آفرین واقعا بسیار زیبا گفتی
قبلنا (مثلا ۱۰ سال پیش) با همین شغل های عادی مردم میتونستن ماشین یا یه خونه ارزون قیمت بخرن یا کارشون رو گسترش بدن
ولی الان نهایتش اینه که بتونی غذا بخری از گشنگی نمیری
بخاطر تورم ۷۰ ۸۰ درصد!!
وگرنه که ما والا اندازه همون آدمای ده سال پیش داریم تلاش میکنیم شایدم ببشتر
ولی نتیجه ای که داریم میگیریم زمین تا آسمون فرق داره
تو هم بنظر من یه پیشرفت خیلی عالی ای داشتی تو شغلت که تونستی مغازه خودت رو بگیری و واسه خودت کار کنی.. خیلیا یک صدم اینم کار نکردن و کل عمرشون یا دستشون تو جیب باباشون بوده یا شوخرشون بعد فاز خودساختگی هم گرفتن و پزش رو هم به ما میدن آخرش!
ماعم نهایت هی باید منتظر بمونیم که اوضاع بهتر شه بلکه از این باتلاق اقتصادی دربیایم

اره سیسی دیگه تو ک در جریانی پاره شدنم هستیbathtime
دلم میخاد مسافرت برم سهندول
حسای دخترونم داره از بین میره

(06-04-2026، 10:34)امیر2 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(06-04-2026، 7:55)شـــقآیــق نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
چقدر زیبا و منطقی و درست گفتی!!!
حالا طرز فکره من درباره زندگی و اینده خودم چیه
اینایی که تو گفتی رو پدرم همون اوایل بهم گف متاسفانه من کوش ندادم
شاید الان وضعم فرق میکرد
ولی بازم تجربم خیلی زیاد شد تو این چندسال ، اگه اینجوری گرونی نیود توانایی زدنه ی تولیدی رو داشتم
ن خیلی بزرگ ولی حداقل پنجتا خیاط میتونستم داشنه باشم
هیکس گرونی و این تورم وحشتناکو تصور نمیکرد که ی روزی اینحوزی بشه تمام کاسه کوسه ما بهم بخوره..
و نکته مسئله دیکه من از اول ک هنرستان رفتم خودم رفتم خیاطی با رضایت کامل خانواده هدفمم تولیدی زدن بود
تا کارشناسیم این رشته رو ادامه دادم ب هدف اینکه تولبدی بزنم بخام وام بگیرم مدرک بالا باشه وامه بیشتری میتونم بگیرم
خلاصه ک اگه یکم اوضام بهم ریخت سر اینه!!
وگرنه چیزی ک برنامه ریزی کرده بودم این نبود
و درباره جایگاه دختر تو حامعه گفتی ، چیزی که کفتی کاملا درسته
ولی برا من اینحوری نیس ، من از زیر بالو پره پدر اومد بیرون روی پای خودم باشم بعدا یچی شدم بگم خودم خودمو کشیدم بالا ، بابامم کمک کزدا خیلی زیاد
ولی خب منم کار کردم دیگه
تا الن ازدواح نکردم برا این بود که دوست داشتم روزی ک ازدواح میکنم تو حامعه ی شخصی باشم ی تولید کننده باشم
خودم‌کسی باشم برای خودم
همیشه تصوزم این بود طبق چیزایی ک میدیدم اطرافم
خالا گیریم همسرم کارخونه ددار بود یا هرچییی
شاید طرف افتاد مرد شاید تصادف کرد یچیش شد
نتونست کار کنه ، من ی چیزی باشم برا خودم که اگه چیزی شد اداره کنم
ی شخصی باشم بچم بعدا افتخار کنه
ب چشم ی شغل مهم دیدم که کسبو کار راه بندازم
برا سرگرمی نیس
سرگرمهپمیشه از هشت صب تا مثال پنح شیش ، نه منی که تو این مدت از صب تا شب رفتم تو تولیدیا
کنار سگو شغال کار یادگرفتم
اینجوریاس


کارت درسته 

غصه نخور اوکی میشه 

اوضا خوب میشه و برام یه لباس یه تیکه کلاه دار دایناسوری سبز دم دار میدوزی ک از روی کلاهش تا کمر و ته دمش شاخای مثلثی زرد داره... 
چشم25r30
ی سفارش شورته فیلی هم دارم25r3025r3025r3025r3025r30


RE: گفتگوی آزاد | نسخه ۴۸۲ - bOoOoOy - 06-04-2026

ی موتور برق ک باهاش فقط لامپ توالت روشن میشه شده ۳۰ میل |: