![]() |
|
♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) (/showthread.php?tid=33110) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
167
168
169
170
171
172
173
174
175
176
177
178
179
180
181
182
183
184
185
186
187
188
189
190
191
192
193
194
195
196
197
198
199
200
201
202
203
204
205
206
207
208
209
210
211
212
213
214
215
216
217
218
219
220
221
222
223
224
225
226
227
228
229
230
231
232
233
234
235
236
237
238
239
240
241
242
243
244
245
246
247
248
249
250
251
252
253
254
255
256
257
258
259
260
261
262
263
264
265
266
267
268
269
270
271
272
273
274
275
276
277
278
279
280
281
282
283
284
285
286
287
288
289
290
291
292
293
294
295
296
297
298
299
300
301
302
303
304
305
306
307
308
309
310
311
312
313
314
315
316
317
318
319
320
321
322
323
324
325
326
327
328
329
330
331
332
333
334
335
336
337
338
339
340
341
342
343
344
345
346
347
348
349
350
351
352
353
354
355
356
357
358
359
360
361
362
363
364
365
366
367
368
369
370
371
372
373
374
375
376
377
378
379
380
381
382
383
384
385
386
387
388
389
390
391
392
393
394
395
396
397
398
399
400
401
402
403
404
405
406
407
408
409
410
411
412
413
414
415
416
417
418
419
420
421
422
423
424
425
426
427
428
429
430
431
432
433
434
435
436
437
|
RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - B I N A M - 06-01-2013 هر زمان نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست آزمودم، مرگ من در زندگی ست چون رهی زین زندگی، پایندگی ست کیستی تو… قطره ای از باده های آسمان این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان کیستی تو… آدمی مخفی ست در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان کیستی تو… تیر پرّان بین و ناپیدا کمان جان ها پیدا و پنهان جانِ جان کیستی تو… رهنُمایم، همرهت باشم رفیق من قلاووزم در این راه دقیق کیستی تو… همدلی کن ای رفیق در عشق سلیمانی من همدم مرغانم هم عشق پری دارم، هم مرد پری خوانم هر کس که پری خو تر، در شیشه کنم زودتر برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم هم ناطق و خاموشم، هم لوح خموشانم هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم کیستم من؟ کیستم من؟ چیستم من تا نگردی پاکدل چون جبرئیل گرچه گنجی در نگنجی در جهان رخت بربند و برس در کاروان آدمی چون کشتی است و بادبان تا کی آرد باد را آن بادران هیچ نندیشم به جز دلخواه تو شکر ایزد را که دیدم روی تو یافتم ناگه رهی من سوی تو چشم گریانم ز گریه کند بود یافت نور از نرگس جادوی تو بس بگفتم کو وصال و کو نجاه برد این «کو کو» مرا در کوی تو جست وجویی در دلم انداختی تا ز جست وجو رود در جوی تو خاک را هایی و هویی کی بُدی؟ گر نبودی جذب های و هوی تو مخزن «انّا فتحنا» برگشا سرّ جان مصطفی را بازگو مستجاب آمد دعای عاشقان ای دعاگو آن دعا را بازگو چون دهانم خورد از حلوای او چشم روشن گشتم و بینای او پا نهم گستاخ چون خانه روم پا نلرزانم نه کورانه روم RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - serpico - 06-01-2013 غمگینم مانندِ عکس اعلامیه ی ترحیم ، که لبخندش دیگران را می گریاند... RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - B I N A M - 06-01-2013 دلم شدپر احساس فضا پر شده از بوی گل یاس هوای حرم حضرت عباس علمدار نیامد سهپدار نیامد خدا ساقی و سردار نیامد و آن شیر دلیر حرم حضرت ارباب همان ساقیه لب تشنۀ این آب علمدار نیامد سهپدار نیامد خدا ساقی و سردار نیامد ای اهل حرم میرو علمدار نیامد ساقی و یل و سید و سالار نیامد علمدار نیامد سهپدار نیامد خدا ساقی و سردار نیامد شیر سرخ شه خوبان پسر شاه ,وزیر عربستان همان کس که بدادست برای لبه تشنه چو دو دستان ای اهل حرم شاه حرم رفت ز دنیا آمد به برش مادر او حضرت زهرا علمدار نیامد سپهدار نیامد خدا ساقی و سردار نیامد ای سینه زنان دست علمدار فتاده بر چشمه عزیزش چو سه شعبه بنشانده علمدارنیامد...سپهدار...خدا ساقی و سردار... ای سینه زنان فرقه علمدار شکسته خم گشته علم گشته علمدار چوخسته علمدار...سپهدار...خدا ساقی و سردار... خورشید بسوزد ز غمه ساقی تشنه آمد به سراغش تبر و نیزه و دشنه علمدارنیامد...سپهدار...خدا ساقی و سردار... درکرببلا خون چو معنای جنون است دیوانه و مستانه شوید وقت کنون است علمدار نیامد...سپهدار....خدا ساقی و ساردار ای لطمه زنان زینب کبری شده حساس لطمه زند او بر سر و از غصۀ عباس علمدار نیامد...سپهدار....خدا ساقی و ساردار طفلان حرم تشنۀ یک جرعۀ آبند ناموس حرم لطمه زنان در تب و تایند علمدار نیامد...سپهدار....خدا ساقی و ساردار.. RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - best~boy - 06-01-2013 بعد از اين بگذار قلب بيقراري بشكند گل نميرويد، چه غم گر شاخساري بشكند بايد اين آيينه را برق نگاهي ميشكست پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينهام صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند شانههايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه تختهسنگي زير پاي آبشاري بشكند كاروان غنچههاي سرخ، روزي ميرسد قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - Sasy jon - 06-01-2013 ﺧــﺪﺍﯾـــــﺎ ﺑﻪ ﺁﻧـــﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﺩﻋـــﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﯿــــﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘـــﺮﯾﻦ ﮔـــﻨﺎﻩ ﺷﮑـــﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﯿــــﺎﻥ ﺍﺳﺖ... RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - pink devil - 06-01-2013 خوشــ ــحالم از اینکه خودم هســــتم شاید کامل نباشم ولی صادق و خوشـــبختم سعی نمی کنم کـــسِ دیگه ای باشـــم سغی نمی کنم همـــه رو تحت تاثیر فرار بدم مـــن فقـــــــط خــــــــودم هستم RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - B I N A M - 06-01-2013 دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد افکند سر به زیر حیا را بهانه کرد آمد بر برم و دید من تیره روز را ننشست و رفت تنگی جا را بهانه کرد رفتم به مسجد از پی نظاره رخش بر رو گرفت دست و دعا را بهانه کرد! خوش می گذشت روش صبوحی به کوی او بر جا نشست و شستن پا را بهانه کرد تازه ترین سروده ی طنزپرداز کم کار کشورمون؛ جناب ناصر فیض. گر چه گاهى با كمى اصرار،پيدا مى شود هر چه مى خواهيد در بازار،پيدا مى شود گر چه نرخش اندكى بالاست! در ايران دلار كورىِ چشمان استكبار پيدا مى شود دار، ناياب است اگر،مجرم در اين كشور كم است مجرمى باشد،يقيناً دار پيدا مى شود! مشكل كار وطن حل شد،خدا را شاكريم گر چه گاهى چند تن بيكار پيدا مى شود! گاه مشكل نيست چيزى، جز معاشى مختصر گر معاش آيد خودش امرار پيدا مى شود از در و ديوار گل مى بارد،اين پُر واضح است گاه در باغ پر از گل خار پيدا مى شود عاشق صادق در اين عالم شبيه كيميا ست عاشق آدم وار باشد ! يار پيدا مى شود حمل ونقل كشورى هم مرتفع شد مشكلش! هر كجا حمّال باشد بار پيدا مى شود مى بخور!منقل بسوزان!مردم آزارى بكن! مختصر حاشا كنى ديوار پيدا مى شود در تمام خاك ايران يك نفر بيمار نيست سهو كردم!نرگس بيمار پيدا مى شود! پول اگر افتاد دستت،مى توانى كت بخر! كت كه باشد،خود به خود شلوار پيدا مى شود گاه اگر با مصلحت بالا و پايين مى كنند اشتباهى ساده در آمار پيدا مى شود! گر ببينى يك نفر افتان و خيزان مى رود سنگ گاهى در ره هموار پيدا مى شود فرصتى باشد براى جمع ثابت مى كنم دزد در هر ثابت و سيار پيدا مى شود من نمى فهمم ولى، در بعضى از اوقات روز با چه جرئت دزد در انظار پيدا مى شود! از قوانين طبيعت لحظه اى غافل مباش خر كه باشد ، كم كمك افسار پيدا مى شود آن چه بر ما مى رود از ماست!باور مى كنى؟! آستينت را بگردى مار پيدا مى شود فرصتى پيدا شد و شعرى سرودم ،چون رفيق فرصتى مانند اين يكبار پيدا مى شود! RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - pink devil - 06-01-2013 شازده کوچولو از گل پرسید آدمها کجان؟ گل گفت:باد به اینور و آنورشان می برد! این بی ریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده! RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - serpico - 06-01-2013 گاهي بايد به فاصله ها خوش آمد گفت... شايد آمده اند تا.. بخشي از حماقت هايمان را جبران كنند... RE: ♥...:: بغــــــــــض قلــــــــــــم ::...♥ (نسخه ی 2) - B I N A M - 06-01-2013 سروده ای دیگر از استاد رحیم رسولی حفظ الله و دامه برکاته و...! هی جلو رفتن عقب را سرزنش کردن خطاست در میان راه یک دفعه جهش کردن خطاست بیخودی هی یاد باد آن روزگاران یاد باد ... یاد اصلاحات و منع گسترش کردن خطاست هی هزار و سیصد و هفتاد و شش گفتن بد است هی هزار و سیصد و هفتاد و شش کردن خطاست جای خود را لو نده با یک اِهِم ... آرام باش در فضای بسته ایجاد تنش کردن خطاست یادمان باشد که بعد از لرزه ها، پسر لرزه ها یاد هر چیزی که باشد مرتعش کردن خطاست جان خود را بی خودی تا گوسفند و گاو هست در قدم گاه خدایان پیشکش کردن خطاست دزد وقتی در اتاق خواب گیر افتاده است هم هل اش دادن خطا و هم هل اش کردن خطاست کش بیا و کش برو، اما زیادی کش نده بیخود و بیجا سر کش کشمکش کردن خطاست هر که هر چه می کشد در کشور ما از کش است بیش از اندازه تمرکز روی کش کردن خطاست یک نفر می گفت در هر حال تا انگشت هست خلق را ارشاد با مشتی فلش کردن خطاست میکند جای گلوله چشم ها را هیز تر سینه ی دیوار ها را آبکش کردن خطاست! قبل از این هم این طریق گفتگو کردن نبود بعد از این هم گفتگو با این روش کردن خطاست |