انجمن های تخصصی  فلش خور
ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ (/showthread.php?tid=10741)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19


RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - melodi+ - 14-12-2012

زیاد طول نمی کشد تا بفهمی
ورود به هر رابطه ای
نمی تواند تنهایی هایت را پر کند


RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - Armina - 14-12-2012

ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ 2



RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - melodi+ - 14-12-2012

مـــن
محتـاج درک شــدن نـیستــم
فقـط دردم مـی آیـد
خــر فـرض شـوم...


RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - Armina - 14-12-2012

ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ 2



RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - melodi+ - 14-12-2012

همه چیز " زیادش " دل را می زند
زیاد دوستت داشتم !


RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - Armina - 14-12-2012

ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ 2



RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - Apathetic - 15-12-2012

دوباره شب شد،یاد ماهی کوچولوی من زنده شد؛طوری که سالیان پیش از پیشم رفته بود...!


RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - Armina - 15-12-2012

گریه شاید زبان ضعف باشد ، شاید کودکانه ، شاید بی غرور ، اما هر وقت گونه


هایم خیس می شود می فهمم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساسم . . .



RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - melodi+ - 17-12-2012

و تقدیر پیش می رود به هر نحوی که نخواهیم و هر شیوه ای که ندانیم.باز چشم به

راه میمانم که دست هایم به قلم گرم شود، و ندایی هست که همیشه بغض میشکند

واحساس می دوزد. دنیا دیدار چشم هاست و قلب ها طناب یکدیگر. ما برای رفتن

آمدیم و برای برگشتن خواهیم رفت، و تو می دانی که چشم های گریان برای مردم

این شهر نعمت است و دست های خاکی برای زندگی شان آبرو، و بهتراست بدانیم

لب های پرلبخند دل پرآرزو می سازد، و سپیده دمی شبیه امروز غم هایت را دفن

میکنی برای زیستن و خدا شب پیش به من میگفت به قلب های آرام آرامش نمی آید

و باید فکرکرد برای ساخت مفهومی از زیستن همچون قلبی که شبیه نیمه سیب خود

را در پناه رنگ و بوم می بیند و همچون کتاب های سبز و خاکستری برای اندیشه های

ژرف . به مردم این دیار میگویم هر روز سپیده دم چاووش را می دیدم که چشم هایش

پر از فریاد بود کسی باور نکرد بر پیشانی ام حک کردم بروید از خدا بپرسید....


RE: ღدوبـاره شـــــــب،دوبـاره یـاد تـــــــــــوღ - Armina - 17-12-2012

جوابم نکن مردم از ناامیدی

شاید عاشقم شی، خدا رو چه دیدی

خیال کن جواب منو دادی اما

عزیزم جواب خدا رو چی میدی؟

همینجوری اشکام سرازیر میشن

دیگه از خودم اختیاری ندارم

من از عشق چیزی نمی خوام به جز تو

ولی از تو هیچ انتظاری ندارم

صبوریم کمه بی قراریم زیاده

چقد بی قرارم من صاف و ساده

عزیزم چقد سخته دل کندن از تو

عزیزم چقد تلخه کام من از تو