انجمن های تخصصی  فلش خور
یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+--- موضوع: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! (/showthread.php?tid=58289)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - Ƒαкє ѕмιƖє - 15-09-2013

بچه ها میدونستید جن ها همیشه کنارمونن ولی تا وقتی که اذیتشون نکنیم کاری به کارمون ندارن!؟Confused |: پس بهتره دربارش دیگه حرف نزنیم چون ممکنه ناراحت بشن

بسم الله این حرف رو که زدم موهای تنم سیخ شد Oـــo


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - ~KiAηA~ - 15-09-2013

(15-09-2013، 20:35)نی نی شیطونه نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
بچه ها میدونستید جن ها همیشه کنارمونن ولی تا وقتی که اذیتشون نکنیم کاری به کارمون ندارن!؟Confused |: پس بهتره دربارش دیگه حرف نزنیم چون ممکنه ناراحت بشن

بسم الله این حرف رو که زدم موهای تنم سیخ شد Oـــo
واااااااااااااااای !بسم الله !


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - -Edgar - 15-09-2013

برو بابا


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - Ƒαкє ѕмιƖє - 15-09-2013

کیانا آباجی بیا پیشم من تنهام خونمون دارم کم کم میخوفم |:


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - ற!ՖŠ Д¥Ť!Ñ - 15-09-2013

وای!منمــــ ترسو!
به جمعتون اضافه شدمــــ (:


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - -Edgar - 15-09-2013

جن کجا بود


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - ملیکا80 - 15-09-2013

عالیییییییییBlushBlushBlushBlushBlushBlushBlushBlushBlushBlush


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - Ƒαкє ѕмιƖє - 15-09-2013

آیتین جونم خوش اومدی هه (:



باران دلتنگی:عزیزم جن وجود داره اما هنوز جاش مشخص نیست که کجاس من از پسر داییم شنیدم که جن کنارمون هست ولی تا اذیتش نکنیم کاری به کارمون نداره


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - -Edgar - 15-09-2013

(15-09-2013، 21:07)نی نی شیطونه نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
آیتین جونم خوش اومدی هه (:



باران دلتنگی:عزیزم جن وجود داره اما هنوز جاش مشخص نیست که کجاس من از پسر داییم شنیدم که جن کنارمون هست ولی تا اذیتش نکنیم کاری به کارمون نداره

Undecided


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - ~KiAηA~ - 15-09-2013

ایسان جان می خوای تا تهران برات بدوم؟!