انجمن های تخصصی  فلش خور
بغض قلم ❥ .. - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: بغض قلم ❥ .. (/showthread.php?tid=262577)



RE: بغض قلم ❥ .. - امیر‌حسین - 19-11-2017

اون خاطراتمه(:
روزای رفتمه (:


RE: بغض قلم ❥ .. - Peivand_n - 23-11-2017

سکوت...قانون من است.
وقتی واژه های توان ابراز وضع ندارند!


RE: بغض قلم ❥ .. - امیر‌حسین - 24-11-2017

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را 


RE: بغض قلم ❥ .. - SOGOL.NM - 24-11-2017

آرامش یعنی:
همه ی آدمهای اضافی رو از زندگیت
حذف کنی
فقط با اونی بمونی ک"منم
هیچی نگو فقط بگو
...چشم...
عاشHeart
انه



RE: بغض قلم ❥ .. - baran81 - 24-11-2017

آذر یادش رفته که پاییز است!
نمی بارد،فقط یخ میزند!
به گمانم کسی به طرز فجیعی
تنهایش گذاشته!
وگرنه اینگونه ماتش نمی برد!?❤️


RE: بغض قلم ❥ .. - _.sheidg._ - 28-11-2017

زیادی #خوب_بودن خوب نیست.

زیادی که خوب باشی، به زیادی خوب بودنت عادت می کنند!

آنوقت کافی ست کمی بد شوی.

همه گمان می کنند زیادی بدی...

سیمین بهبهانی


RE: بغض قلم ❥ .. - sama00 - 28-12-2017

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام
لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد

من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند
نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد


عشق یعنی ... - omid13790 - 05-01-2018

عشق یعنی اینکه تو باور کنی
می توانی یک نفر را خَر کنی
.
کِذب را هنگام فعلِ مخ زنی
آنچنان گویی که خود باور کنی
.
با دروغی جور شد گر امرِ خیر
راست را هرگز مبادا شَر کنی
.
عشق همچون تایری تو خالیست
راست گر در آن رَوَد پنچر کنی
.
می شود چون موم در دست اگر
از خودت حرف قلمبه در کنی
.
می توانی گرچه هستی بی سواد
شعرهای خوشگلی از بر کنی
.
خیز و جهدی کن چون حافظ تا مگر
وصف جام و باده و ساغر کنی
.
بعدِ یک مقدار تمرین ، کذب محض
می شود جاری چو لب را تر کنی
.
می شود او عاشق تعریف هایت
اندکی لب را اگر تَرْ تَرْ ( خیس تر ) کنی
.
نزد اَختر چون که بنشینی ، مباد
وصف چشم و ابروی زیوَر کنی
.
پیش زیور نیز چون هستی ، مباد
نقلِ رنگِ گیسوی آذر کنی
.
روی هم رفته نباید پیشِ زن
صحبت از معشوقه ای دیگر کنی
.
از دروغت خار گل می گردد و
می شود تقدیم یک بهتر کنی
.
این چنین عشقی است عشق پر فروغ
زندگی روی ستون های دروغ


RE: بغض قلم ❥ .. - Berserk - 05-01-2018

ادغام شد


RE: بغض قلم ❥ .. - sama00 - 28-02-2018

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

و چه بی ذوق جهانی كه مرا بــــا تو ندید

رشته ای جنس همان رشته كه بر گردن توست

چـــــــه سروقت مرا هــــــم به سر وعده كشید

به كف و ماسه كه نایابترین مرجان ها

تپش تبزده نبض مـــــــــرا می فهمید

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید كه خود را به دل من بخشید

ما بــه اندازه هــــم سهـــــم ز دریا بردیم

هیچكس مثل تـــو ومن به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعـــم غـــزلــــــم را ز نگاه تو چشید

من كه حتی پی پژواک خودم می گردم

آخرین زمــزمه ام را همــــه شهر شنید