![]() |
|
چالش جمله - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +---- انجمن: بحث و گفتگو (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=36) +---- موضوع: چالش جمله (/showthread.php?tid=288561) |
RE: چالش جمله - Faust - 13-03-2026 اما این ها کفایت نمیکرد مقداری اسید لازم بود تا چشم هایشان را بشوید چشم هایی که فقط زشتی هارا میدیدید ( ممد افغانی ) و زیبایی ها را فراموش کرده بودند ( آرشام تهرانی ) چشم هارا باید شست ، جور دیگر باید دید. RE: چالش جمله - Emmɑ - 13-03-2026 تو همین افکار غرق شده بود که مسعود اومد و اشکاشو پاک کرد و لبای داغشو رو لباش گذاشت .. پسش زد و گفت ولم کن احمق من ممدو میخوام اما مسعود با شدت بیشتر امامشو گرفت تو دستش و با دنیای دخترانگیش خدافظی کرد .. RE: چالش جمله - †ᴾᴼᴵˢᴼᴺ† - 13-03-2026 بازم کفایت نکرد مقدار اسید بیشتر چشم هایم از اینهمه زهرماری درد گرفته بود شاید اسید میتوانست دردم را دوا کند RE: چالش جمله - Emmɑ - 13-03-2026 اما من قوی تر از این حرفا بودم ، باید میریدم تو اعصاب مردم کشورم RE: چالش جمله - Mutemit - 13-03-2026 پس تصمیم گرفت که از راه مخفی به زیر زمین بره. جایی که أمریکاییا اصلا نمیدونستن وجود داره. رفت و لباس بتمن رو پوشید. RE: چالش جمله - Đęąđ.ğïřł - 13-03-2026 اومد بیرون و دیگه قوی بود .حتی لازم نبود مجسمه اتیش بزنه تا طلسمش کار کنه RE: چالش جمله - saba 3 - 13-03-2026 بعد در آینه نگاه کرد و ناگاهههه جوان شد RE: چالش جمله - ʜɪᴅᴅᴇɴ - 13-03-2026 و بعد ناگهان به خاطرات فرورفت و جوانی اش در امید وصل یار پیر شد |