![]() |
|
دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی (/showthread.php?tid=31747) |
RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - maryam.ekh - 21-04-2013 عمری بگذشت تا باورم شد آنچه را باد می برد من بودم ، نه خاطراتم . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - maryam.ekh - 21-04-2013 دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی. RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - *Nafas* - 21-04-2013 گفت دیوانه وار دوستت دارم ! ولی من چه ساده بودم که نفهمیدم به دیوانه اعتباری نیست … RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - maryam.ekh - 21-04-2013 چه ساده بودم.... که گمان می کردم .... به دورم می گردند... آن ها که مرا دور می زدند.... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - *Nafas* - 21-04-2013 اشک های تلخی که بر گورها می چکند ، حرف هایی هستند که روزگاری باید بر زبان می آمدند … RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - maryam.ekh - 21-04-2013 دیروز و فردا هر دو نامردند ...! دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش ... مرا فریب دادند تا نفهمم امروزم چگونه گذشت... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - *Nafas* - 21-04-2013 دو ابر که عاشق یکدیگر می شوند ، بغض می کنند و یکدیگر را در آغوش می کشند اما نمی دانند این وصال نابودشان می کند … RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - maryam.ekh - 21-04-2013 به ته سیگارهایتان احترام بگذارید... نیندازیدشان زیرپا... چرا آدم ها عادت دارند... هرکه به پایشان سوخت را... می اندازند زیر پا؟!... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - *Nafas* - 21-04-2013 به حساب خیالبافی ام نگذار … اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها ! فقط خواستم بدانی که می شود دل خوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما … RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ashkyakhee - 21-04-2013 در دو روز عمر کوته سخت جانی کردم
با همه نامهربانان مهربانی کرده ام همدلی هم آشیانی هم زبانی کرده ام بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست آن سرانجامی که بخشاید نویدم نیست نیست هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست من نه هرگز شکوه ای از روزگاران کرده ام نه شکایت از دو رنگی های یاران کرده ام گرچه شکوه بر زبانم میفشارد استخوانم من که با این برگ ریزان روز و شب سر کرده ام صد گل امید را در سینه پر پر کرده ام دست تقدیر این زمانم کرده همرنگ خزانم پشت سر پلها شکسته ،پیش رو نقش سرابی هوشیار افتاده مستی ،در خرابات خرابی مهربانی کیمیا شد ،مردمی دیریست مرده سرفرازی را چه داند ،سربه زیری سر سپرده میروم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم بر کلام نا هماهنگ جدایی خط کشم در سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم در دو روز عمر خود بسیار هرمان ديده ام بس ملامت ها کز این نامردمان بشنیده ام سر دهد در گوش جانم ،مویه همرنگ شبانم من که عمر رفته بر خاکستر غم چیده ام زین سبب گردی ز خاکستر به خود پاشیده ام گر بمانم یا نمانم بنده پیر زمانم |