![]() |
|
انجمن مردم ازار ها - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +---- انجمن: بحث و گفتگو (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=36) +---- موضوع: انجمن مردم ازار ها (/showthread.php?tid=32317) |
RE: انجمن مردم ازار ها - EKSIR - 25-05-2013 سر کلاس بند کفش بروبچو گره میزدم زنگ تفریح غوغا بپا میشد! تا یکی کفش نو میخرید میرفتم ابدارخونه چاقو میگرفتم سر کلاس خیلی ریلکس و بدون اینکه بفهمه منفجرش میکردم!ننه مرده تا ی هفته زانوهاشو بغل میکرد میشست رو نیمکت! خدایا مارو ببخش!
RE: انجمن مردم ازار ها - ss.mu - 25-05-2013 قبلنا زنگ خونه هارومیزدم در میرفتم RE: انجمن مردم ازار ها - بچه ابادانی - 02-08-2013 سوال سختی پرسیدی بین این همه کدوم انتخاب کنم یادمه اخرین بار که دبیرستان اخراج شدم دلیلش این بود که تو پاکت چیپس مدیر موش گذاشتم اونم تا نزدیک دهنش برد باحال بود البته اونا همیشه باید ازمن سپاسگذار میبودن چون ماهیانه شیشه دفتر وکلاسا به لطف من تعویض میشد اما امای قر نشناسی بودن.... RE: انجمن مردم ازار ها - mk off - 02-08-2013 ![]() ![]() ![]()
RE: انجمن مردم ازار ها - narges.2013 - 02-08-2013 زنگ خونه هارو ميزدم در ميرفتم.........با تلفن عمومي به پليس و اورژانس و اتش نشاني زنگ ميزدم..........از طبقه ي اخر هسته ي ميوه پرت ميكردم................خلاصه چوب خط شيطوني هام پر بود ![]() ![]() ![]()
RE: انجمن مردم ازار ها - D-: - 02-08-2013 1.زنگ خونه مردمو میزدی فرار میکردی 2.تلفن میزدی فوت می کردم 3.خونه مردم رو دید می زدم 4.بچه مردم رو کتک میزدم 5.از جیب بابا پول کش می رفتم اولا که هنوزم از جیب بابام پول کش میرم.چون پروسه پول گرفتن از پدر بسی طولانی است. میشستم تو ایوون تف میکردم رو سر مردم بیچاره. واقعا شرمندمشمال که میرفتیم از دیوار باغ بغلی میرفتم بالا میوه میدزدیدم.همچنین کلی حلزون جمع میکردم و اذیتشون میکردم.حتی قطاری میچیدمشون تا دوستم با دوچرخه از روشون رد شه. ![]() ![]() ![]() ![]() واقعا من انسان بوددددددددم؟؟؟؟؟؟ تازه سنجاقکم میگرفتم تو لواسون.الان سنجاقک میبینم از ترس سکته میکنم و مثه چی فرار میکنم. با کلی کارای دیگه که الان یادم نیست همشون. راستی تو خونه چادر میبستم واسه مامانم تئاتر اجرا میکردم با این عروسکا که میره تو دست :| راستی با داداشم اون وقتا که تازه تلسکوپ خریده بودیم میرفتیم تو ایوون تلسکوپ رو صاف میذاشتیم رو به روی پنجره همسایه اونور خیابون و تو خونشون رو نگاه میکردیم. ![]() بچه های اون خونه کلی حرص میخوردن و از دم خونشون داد و هوار میکردم.آخه فقطم این نبود.اونا تعدادشون زیاد بود میومدن تو حیاط یا دم خونشون بازی میکردن ما هم از پنجره با نور لیزر کورشون میکردیم. یادش بخیر.تقریبا 11 سال پیش بود یه بارم با همکاری داداشم مبل مامانبزرگم رو وقتی اونا تو آشپزخونه بودن سوزوندیم :| وسط پذیرایی:|
اگه بازم یادم اومد میام میگم
![]() من مارمولکم از وسط نصف کردم.البته من بیشتر وظیفه تشویق داشتم.خاک بر سرم ![]() تو حیاط دبستانمون سرسره داشتیم از رو سرسره میرفتم رو دیوار میپریدم پایین.تو خونه هم کلی از این کارا کردم ولی تشک گذاشتم. با دوستام زامبی بازی هم میکردیم.ادای بازیه رزیدنت اویل رو درمیاوردیم. RE: انجمن مردم ازار ها - لی مین هو 2 - 02-08-2013 خیلی زیاد ازجمله (دم گذاشتن برای ناظم .ترقه انداختن در دفتر .قفل کردن در دستشویی معلم عربی.و....) RE: انجمن مردم ازار ها - خدای فوتبال 6 - 02-08-2013 (22-05-2013، 15:36)سجاد حاجی زاده نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. تو ازار نداری که برادر من تو مریضی RE: انجمن مردم ازار ها - P e D i - 02-08-2013 تو مغازه ها ترقه مینداختم یارو تو مغازه 2 متر میپرید بالا RE: انجمن مردم ازار ها - hosein(●̮̮̃•̃) - 02-08-2013 انقدر زیاده موندم کدومو بگم مردمو میزنم اشغال تو یقه مردم میکنم پس گردنی میزنم و ...... |