![]() |
|
ܓܨبُـ ـغض قلََََـ ــ ـم ܓܨ - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: ܓܨبُـ ـغض قلََََـ ــ ـم ܓܨ (/showthread.php?tid=174516) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
167
168
169
170
171
172
173
174
175
176
177
178
179
180
181
182
183
184
185
186
187
188
189
190
191
192
193
194
195
196
197
198
199
200
201
202
203
204
205
206
207
208
209
210
211
212
213
214
215
216
217
218
|
RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - مخ دخترا - 14-03-2013 هی فلانی؟؟؟؟؟؟ من زادهی تنهایی ام.........خدا تورا برای او نگهدارد..................... RE: باران عاشقي - ÐeaÐ GiЯl - 14-03-2013 ◄ כּــــوروز بـــ ـﮧ כּــــوروز ڪـهــכּــه تـــَـر مـے شـوכּــב و ارزشـمــכּــב تـــَـر شــرابـــ هــاے כּــآب و ωـــیـرتــرشـے هــاے زیــرزمــیــלּ مــآدربــزرگــــ ـــ ــ ـ . . . ✗◄ כּــــوروز بـــ ـﮧ כּــــوروز ڪـهــכּــه تـــَـر مـے شـوכּــב و بــے قــدر تـــَـر פـــُــرمـــت ِ بـــاراלּ هـــآ و واژه هــایــے مــثــل ِ " בوωــــــتــــَـــتــــــ בارґ " . . . . ! RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - ÐeaÐ GiЯl - 14-03-2013 وَقتـے كه رَفتي با ديدن هـَر صـَحنـه عـاشقانه اے احسـاس يـك پـَرانتـز را دارَم كه هـَمه اتفاق هـاے خـوب خـارج از آن مي اُفــتَد ...!!! RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - ραяα∂ιѕe - 14-03-2013 فت این کیه؟
گفتم منم گفت تو که اینجایی؟! گفتم دیروز منه گفت پس نگو منم بگو من بودم آره راستم می گفت من دیروز کجا و من امروز کجا این من با آن من صد من توفیر دارد... ای من شکستی تا این من,نیم من شد.. RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - parnia tajik - 14-03-2013 Alone I sit Alone I think, Alone I experience, Alone I cry Alone I reach for the knife, Alone I cut, Alone I watch the blood, Alone I feel the pain. Alone I sit, Alone I think about cutting deeper, Alone I experience my sadness, Alone I cry my eyes out, Alone I reach for the knife, Alone I cut my wrists just a tiny bit deeper, Alone I feel the pain. Alone I m realy A RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - *Nafas* - 15-03-2013 باور کن نمی شه زد به بی خیالی و گفت اشکال نداره ، دنیا همینه خیلی جاها ... خیلی وقت ها ، کم میارم صدات تو گوشم زمزمه میشه و نگاهت ، توی ذهنم مجسم ولی من تو رو می خوام نه خیالت رو ... RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - ICe Angele - 16-03-2013 چارسوی من پر است از همان غروب از همان غروب جاده از همان حضور تا هنوز در تمام طول راه روبروی من تو روبروی من فقط تو بوده ای RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - ICe Angele - 16-03-2013 جاده قلب مرا رهگذری نیست كه نیست جز غبار غم و اندوه در آن همسفری نیست كه نیست آن چنان خیمه زده بر دل من سایه درد كه در او از مه شادی اثری نیست كه نیست شاید این قسمت من بود كه بی كس باشم كه به جز سایه مرا با خبری نیست كه نیست این دل خسته زمانی پر پروازی داشت حال از جور زمان بال و پری نیست كه نیست بس كه تنهایم و یار دگر نیست مرا بعد مرگ دل من چشم تری نیست كه نیست شب تاریك ، شده حاكم چشم و دل من با من شب زده حتی سحری نیست كه نیست كامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان كه به شیرینی مرگم شكری نیست كه نیست RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - *Nafas* - 16-03-2013 من به تو خیره شدم من به تو مات دوختم من که از نگاهت در میان تنهاییم سوختم از طپش تنهایی سکوتم بر تو خیره شدم آن زمان که تو را از بر خواندم در ذهنت تیره شدم به شکل خاکستری شعرهایم در نگاهت کیش شدم در نفسهایت گم شدم من که در هر ثانیه با تو ثبت شدم کنون در بادم مثل شعله ای در باد بی یادم من تو را از بر می خوانم و در شعرم تو را یاس می نامم در نگاهت ردپایی از عشق درک کردم در گرمای آغوشت لذت یکی شدن را لمس کردم در حضور دردم حضورت را حس کردم همین لحظه بود که حرف دلم را از تو سرشار کردم در لبخند تو امید به زندگی طلوع کرد همانند آفتابی در تاریکی و بغض سرد چه کودکانه دستانت را فشردم و چه زود باورم را به تو سپردم چه پیمان قشنگی است وقتی دل ها اصل اند نه فکر منطق بشری من گویا در رویاها هستم اما بگذار که عمرم اینگونه شود سپری افسوس زمان در گذر است لحظه ای رسیده است از نوع حقیقت تلخ بیداری از نوع جدایی اجباری از نوع حسرت ها فرصتی ازفاصله ها زمانی به شکل خاطره ها به دیروز خیره می شوی تکرارش می کنی این تکرار ترس از فرداهاست ترس از خاطره هاست این فاصله قدرت شکستن عهد ما را ندارد حال بگو به آسمان و ستارگان بگو به فال گیر تا می تواند در فال ما جدایی بکارد بگو تا می تواند بین ما فاصله ببارد اما این دوری طاقت شکستن عهد ما را ندارد دیروز را از بر کن امروز را لمسم کن که فردایی اگر ببینم در کنار توست که فرداها همه در یاد و نگاه توست RE: تنهایی یعنی چی؟؟؟ - ICe Angele - 17-03-2013 وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ... دیگه نمی تونن مثل قبل دوست باشن.... چون به قلب همدیگه زخم زدن... نمی تونن دشمن همدیگه باشن... چون زمانی عاشق بودن... تنها می تونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن.... |