انجمن های تخصصی  فلش خور
بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا....✿♫✿✿♫✿✿♫✿✿♫✿✿♫✿✿♫✿ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا....✿♫✿✿♫✿✿♫✿✿♫✿✿♫✿✿♫✿ (/showthread.php?tid=26798)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11


RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Apathetic - 24-01-2013

عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب

از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب

ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای

ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب

شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی

شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب

از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟

جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟

جــز فکـرهـای منفـی و تصمیـم هـای بـد

جـز قـرصهـای صـورتـی ضـد اضطـراب؟

اصـلا تـو بـهترین بشـری!!مـن بـدم بـدم!

بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب



RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - ღdorsaღ - 24-01-2013

بَعضے وَقتـــا دوسـ دارَمـــ

دستَمُـ بذارَمـــ زیــر فَکَمـ

چِشمــ تــو چِشمــ خُــدا بِشَمــ

و بِهشـ زُل بِزِنَمــ و بِگَمــمثلــــا کِهــ چے؟؟؟


RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Apathetic - 24-01-2013

بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟

باز تکرار به بار آمده، می بینی که؟


سبزی سجده ی ما را به لبی سرخ فروخت

عقل با عشق کنار آمده، می بینی که؟


آن که عمری به کمین بود، به دام افتاده

چشم آهو به شکار آمده، می بینی که؟


حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد

گل سرخی به مزار آمده، می بینی که؟


غنچه ای مژده ی پژمردن خود را آورد

بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟



RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Senator✘Strong - 24-01-2013

سالها...

پنهانت کرده بودم

در سبزینه آن گیاهی که در

کالی احساسم روئیده بود

احساسم را کشتم

در هیاهوی نوبری بلوغ

و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم

خواستنم ریشه در ابدیت داشت

سالها...

من ندانستم تو

عشق از " گلشن امروز " میخواهی

و بودن از " خوشه الان " میچینی. . .


RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - ღdorsaღ - 24-01-2013

ﺍﯾﻦﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﺪﻩ

ﻭ ﯾﮏﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺰﺭﮒ!

ﻗﻤﺎﺭﺑﺰﺭﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ،

ﺍﮔﺮﺑﺮﻭﺩ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ



RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Senator✘Strong - 24-01-2013

[b][align=center] هستند ڪسانی ڪه از شدت دلتنگی به ڪُما رفته اند

حرف نمی زنند

راه می روند

نفس می ڪشند

ولی چیزی حس نمی ڪنند

فقط فڪر می ڪنند و فڪر می ڪنند و فڪر می ڪنند


RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Snow-Girl - 24-01-2013

اولین بار که به قمار خانه عشق آمدیم ، دست آموزی

بیش نبودیم که استادمان شدی. آهی در بساط نبود جز جانی

که بی سبب جان مانده بود و قلبی که دست نخورده عواطف سوزان

بی جهت می تپید. قبول کردی که همین ناقابل ها را به میان بگذاریم....

وبازی شروع شد، استادی تو و دست آموزی ما

چندی نکشید که ما هم در دل باختن و جان دادن خبره ی قمارخانه بودیم

پا پیش گذاشتیم و سرمایه به میان

عشق را قمار کردیم

عاشقانه بردیم و عشق را در چشمان تو گم کردیم، غافل از اینکه آن روز که به

قمار خانه آمدیم پیش پایمان عشق را باخته بودی.

...ومن دلباخته برای روشن کردن چراغ خاموش دیدگانت

پا پیش می گذارم.

این بار در قمارخانه خاطراتمان می نشینیم، می پذیری که استادت شوم

واین بار تمام وجودم را، جوانی ام را

وتو عشقی را که نداری به میان می گذاری، دست آموزانه استادیت

می کنم، و همه وجودم را می بازم تا تو به شوق بردن دوباره عاشق شوی.....


RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Senator✘Strong - 24-01-2013

کاش می شد سر زمین عشق را

در میان گامها تقسیم کرد

کاش می شد با نگاه شاپرک

عشق را بر آسمان تقسیم کرد

کاش می شد با دو چشم عاطفه

قلب سرد آسمان را ناز کرد

کاش می شد با پری از برگ یاس

تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

کاش می شد با نسیم شامگاه

برگ زرد یاس ها را رنگ کرد...


RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Armina - 24-01-2013

هر وقت گریه میکنم

ســــــــبک میشوم

عجب وزنی دارد

چند قــــــــطره اشک


RE: بــــــــــ ـــــــــــــــــــــیـ ـــــــــــا.... - Senator✘Strong - 24-01-2013

آدمها برای هم مثل کتاب میمونند

وقتی به آخرش میرسند میرن سراغ یکی دیگه

یادمان باشد همدیگر را زود زود ورق نزنیم....