![]() |
|
" گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +---- انجمن: بحث و گفتگو (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=36) +---- موضوع: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " (/showthread.php?tid=145933) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
|
RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - ( lιεβ ) - 29-07-2014 خـدآفـظ .. ! :| RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - Jack Daniel'ѕ - 29-07-2014 مونا
RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - tyjtfhdhr - 29-07-2014 امیر سلطون خوابش می اید شب خوش._. RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - Jack Daniel'ѕ - 29-07-2014 مونا
RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - Mïņ̃†êR - 29-07-2014 یک روز یک کشیش مسیحی، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینندکدوم توی کارش بهتره... به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برند، یک "خرس" پیدا کنند و سعی کنند اون "خرس" رو به دین خودشون دعوت کنند. بعد از مدتی، دور هم جمع میشند و از تجربه شون صحبت میکند... اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :"وقتی خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرتصلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته ومبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشریف ش برگزار بشه". راهبه بودایی گفت: "من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری ازکلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت، تمرکز و قانون کارما) قانون عمل و عکس العمل رفتار آدمی) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بودکه به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی-بودایی انتخاب کنم". پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت (و در حالی که از سر تاپا بدنش توی گچ بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :"هههممم...الان که به گذشته واون روز فکر میکنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با "ختنه کردن" شروع میکردم". RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - Y.a.S.a.M.i.N - 29-07-2014 سلآم @ ـــــــــــــــــــــــــــ @ RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - _PαяαиÐ_ - 29-07-2014 سلــام .ــ. RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - ըoφsիīkα - 29-07-2014 برمـــ |: RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - _PαяαиÐ_ - 29-07-2014 علــی.. .ــ. یه دیقه بیا پ.خ -ـــ- :| ..! RE: " گفــتگوی آزاد نسخـه 183 " - Jack Daniel'ѕ - 29-07-2014 :moi: مث آدم بگو کی تموم میشه سلام یاسی (29-07-2014، 23:40)×BLACK STAR× نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. این امروز مثل پیغام error کلیک کرده روی من :|||||| اومدم |