![]() |
|
بهترین خاطره ها در فلش خور - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +---- انجمن: بحث و گفتگو (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=36) +---- موضوع: بهترین خاطره ها در فلش خور (/showthread.php?tid=111872) |
RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - † αƖιєη † - 31-05-2014 هـعـی !! /: مــن فـکـر کـنـم از گـفـتـگـوی 50 ایـنـآ رسـیـدم ! <: اولــآ چـقـدر مـن خــَــز مـُـلـتـقـد بـودم ! |: هـمـش هـم کـَـلـَـم بـو قـورمـه سـبـزی مـی دآد ..! ^_^ تـو اولـیـن گـفـتـگـوم کـه وآرد جـمـع شـدم دعـوآ بـود ! [: اولـیــن دوسـتـه مـُــدیـرم تـآرآ بـود ! ^_^ مـَـمـَـد نـویسـنـده بـود ! فـآطـی سـتــی مـهـتـآب مـهـشـیـد احمـت و مـهراوه و... بـقـیـه دوکـسـتـآن کـآربـر سـآده بـودن ..! :C هـهـه ... هـمته بـآهـم یـهــویـی نـویـسـنـده شـدن |: ^_^ مـنـم یـه احـمـق 3 سـتـآره بـودم ..! |: انـقـــــــــدر هـم خـود شـیـریـن بـوودم ! |: آز آیــس هـم مـی تـرسـیـدم ! O_O ( اون اولـــآ ) از عـرفـآن هـم اوآیــل مـی تـرسـیـدم ! :| هــو هــو هـو هــو ! *_* آرع دیـگـــه |: آنـچـه از رُکـی نـمـی دآنـسـتـیـد و دآنـسـتـیـد ! {: RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - الیکا0 - 31-05-2014 بهترین خاطرم آشنا شدن با دوست مهربان بود. قبلا فلش خور بهتر بود RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - Dead Silence - 31-05-2014 خُ من از اول میگم .. اون موقع ک تازه عضو شده بودم ؛ اومدم گ .آ ! کسی محلم نداد .. چن بارم گفتم سلام ولی کسی ج نداد :| تا اینکه با پرویی بلاخره تونستم دوست پیدا کنم .. ! :| اون اولا ؛ چندمین بار میشد ک میمودم ت گ . آ ! موقعی ک رفتم ، دیدم بچه ها دارن جرئت حقیقت بازی میکنن ! منم رفتم :| { پرو بودم دیه } ؛ هیچی .. ی سوالایی ازم میپرسیدن ک کف و خـون قاطی کرده بودم :|| !! ولی خُ ! با اولین نفری ک آشنا شدم عرفان و امیر بودن :|||| ساعت 2 نصفه شب بود من و اون دو تا تو گ . آ بودیم ! ! ی سری برگشتم ب امیر گفتم : تو چقد مث پسر خالمی :| ولی اون ازدواج کرده :||| از اون موقع ب بعد بهَم دیگه میگفتم دختر خاله پسر خاله :|||||||||||| بعدش تبدیل به دختر خُله / پسر خُله شد :| همین دیه ! هروقت میومد گ . آ ؛ سلام میداد ؛ میگفتم پسر خُله =))))))) اونم میگفت من چاق نیستم :| نمیدونم واقن ! چ روزایی بود ! خیلی کل کل میکردم .. اون اوایل با خیلیا دعوام میشد ؛ 1 بار محرومم کردن ؛ 1 بار بهم 40 % اخطار دادن و ... ولی نتیجش شد پیدا کردن دوستایه گُلی مث بچه هایه فلشخور (: ! بعد از عید با نسترن و رز و ملیتا و فاطمه و ... آشنا شدم ... قبلا جَـو صمیمی تر بود ... من و عرفان و ملیتا و امیر خیلی کل مینداختیم :| ولی تـُف به این زمونه ک همشو گذرود ! هرچقدرم میرم دنیال اون گفتو هایه قبلی پیداشون نمیکنم .. ))": دوستایی دارم ک اگه نباشن میخام دنیا نباشه...! مث ملی , نسی , رزی , امیر , عرفان , اهورا , پریــآ ,ایمـآن { آقآ مـدیره :| } و ... --> ♥ <-- گریم گرف )): + مـرسی نیایش از تاپیک قشنگــت -+ -- *^_^*--+- RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - ஐற£ℒἶ†дஐ - 31-05-2014 خاطره های خوب زیاد داشتم مثلا تولد دوتا دخترام^___^ اگ ب تاریخ عضویتم نگاه کنید با این ک قدیمیم ولی اولین بار ک اومدم گفتگو نسخه 50 یا 60 بود هر دوره ای ی خوبی ها و ی بدی هایی داره حالا از نظر امکانات بهتره اگ کسی با من خاطره داره بگه خوشحال میشم چون چند وقته الزایمر گرفتم زیاد یادم نمیاد :دی مرضی و رکی دخدرای گلم دوستون دارم♥^___-♥ RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - キム尺刀ム乙 - 01-06-2014 دوسال پیش بهتر بود بهترین خاطره هام و اینجا بافاطمه دارم هیچچ وقت ننه نسا و گلرخ و یادم نمیره و البته با یه نفر دیگه که نمیگم کیه چون طرف پررو میشه و دوستیم با طناز اما درکل اول از همه با فاطمه اینجا خاطره دارم RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - GαяBagє Gιяℓ - 01-06-2014 قبلنا خیلی بهتر بود -_- تو ماه رمضون تا صبح ساعت 8 صبح من گلرخ بیدار میموندیم و اسکل بازی در میاوردیم ^-^ من از نسخه 20 اومدم تو گفتگو اون موقع ها خیلی تازه وارد بودم و از این شکلکا میزاشتم ==> ![]() وقتی با پاری آشناع شدم اون مامانم شد و فرید بابام شد و نازی و زهرا و هنی خواهرم شدن و نگار هم بابای سابقم شد ^-^ خیلی خوب بود وقتی یاد اون موقع ها میوفتادم میخوام گریه کنم T__T اون موقع نفس شوهرم شد و نفس دایی گلرخ بود و منو گلی هرروز مثل اوسکلا دعوا میکردیم و مریم خواهر شوهرم بود ^-^ منو نازی واسه هم این شکلکو میزاشتیم => ![]() فرید به من میگفت دختر شومپت و وقتی منو نفس ازدواج کردیم او ن به ما میگف همجنس باز و به من جهیزیه نمیداد :| بعد رزی و فاطی رو به فرزندی قبول کردم *-^ خیلی خوب بود هیچ روزی نمیتونه جای اون روزا رو پر کنه -_- ایشا الله فرید دوباره میاد و آبجی ناتنیم مرضیه هم میاد و اون روزا بر مبگرده ^-^ هنوز بعضی از قدیمیا هستن اما دیگه مث قبل نه -_- اووووف ...رمان شد :| RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - *ArAsH* - 01-06-2014 هیچ خاطره ای ندارم از اینجا:ا RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - امیررضا* - 02-06-2014 خاطره خوب زیاد دارم همین طور بد یکیشون این بود که پس از هزاران تلاش مدیر شدم ![]() ![]() ------------ قبل گفتگوی 11 بودم اینجا ![]() شلوغ ترین و بهترینش فک کنم همین 11 باشه که تا 1009 صفحه رفت و پر پاسه ترین موضوع انجمنه ![]() ----------- گذشته بهتر بود RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - τοxικ - 03-06-2014 همه خاطراتم تو 2 سال قبل هستش موقعی که بچه ها جمع بودن 2012 RE: بهترین خاطره ها در فلش خور - First Star - 04-06-2014 یه چیزی به مخم رسید گفتم بهتون بگم (: اون اولین روزی که اومدم فلش فقط تو گفتگو آزاد ارسال های بچه هارو نگاه میکردم و حرف نمیزدم ؛ ولی بالاخره حرف زدم.. اولین نفری که باهاش دوس شدم فاطی بود ، به مرور زمان بهترین دوستم شد یه روز هم که تو عید بود با آیسان آشنا شدم ، اون روز همه تو گفتگو لینک داده بودن منو آیسان و مونا عصبانی شده بودیم ! ولی اما روزی که با بقیه دوستام آشنا شدم فقط با یه کلمه بود ---> سلام ! به مرور زمان بهترین دوستام شدن --->مرضی،فاطی،آیسان،سارا طوری که همه چیرو بهشون میگم (: بحث پسرا هم جدا بود چون من کلا با همشون دعوا کردم :| هیچ وقت نویسنده نشدم کلی سر این قضیه تو گفتگو با بچه ها دعوا راه انداختیم چه دعواهایی که نشد و ما ساکت بودیم جدیدا از این شکلک استفاده میکردم ---> همه باهام دعوا کردن :|همین دیه (: یه جمع بندی کلی بود (: |