انجمن های تخصصی  فلش خور
برای تو مینویسم.... - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: برای تو مینویسم.... (/showthread.php?tid=24526)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9


RE: برای تو مینویسم.... - Apathetic - 01-01-2013

عشق ... چه واژه ی گم شده ای ... هر چند آشنا اما چه کم ارزش شده

دیگر میان هر کسی هست .... دیگر نایاب و با ارزش نیست ..

عشق یعنی دو روز با کسی باشیم و بعد برویم سراغ دیگری !! ...

کجاست عشق هایی مثال لیلی و مجنون ؟ .. کجاست آن عشق حقیقی ؟

در فرهنگ لغت انسان های امروز عشق هم معنی واژه ای به نام هوس است ...



RE: برای تو مینویسم.... - aCrimoniouSs - 03-01-2013

خیلی سخـــته،
نگاه کردن به چشماتــــــــ
به چـــشمای خستـــه ای کــه،
فقطـــ برایـ تو مـــی کوشه!


RE: برای تو مینویسم.... - Armina - 03-01-2013

جَلو ﮯ بَعضـﮯ اَز خآطِرـﮧ هآ

بآيَد نوشت:

آهستـﮧ بـﮧ يآد آوَردـﮧ شَود!!!

"خطَـــــــــر ريزِشِ اَشك"


RE: برای تو مینویسم.... - aCrimoniouSs - 04-01-2013

گـــفــــت :




ســـيــگــــــار گــــرون شـــــده تـــــرکــــــ نميکني؟!




گـــــــــفـــــــتــــــــم :




کاش ميدونستي چقدر گـــرونــــ تـــمــــوم شـــد




تـــا ســيـگــاري شـــدم . . .


RE: برای تو مینویسم.... - مهرسا♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ - 04-01-2013

تو را دیدم در موقعی که بارا ن بارید درغروب تنهاییSadSad


RE: برای تو مینویسم.... - ÐeaÐ GiЯl - 04-01-2013

این روزها…”بغض” دارم!
“گریه” دارم!
تــــــــا دلت بخواهـــــــد…
“آه” دارم…!
ولی “بازیگر”خوبی شده ام…
“میــــــ خنــــــــدم”


RE: برای تو مینویسم.... - Armina - 04-01-2013

امشب انگار قرص ها هم آلزایمر گرفته اند!!!
لعنتی ها یادشان رفته که
خواب آورن نه یاد آور...


RE: برای تو مینویسم.... - aCrimoniouSs - 06-01-2013

من به اندازه ی چشمان تو غمگین مانده ام
و به اندازه ی هربرق نگاهت نگران
تو به اندازه تنهایی من شادبمان


RE: برای تو مینویسم.... - ღdorsaღ - 06-01-2013

.
سیگار بعدی را روشن میکنم
کامی از لبش میگیرم
بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام
انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند
همان انگشتانی که همچو باد
جنگل موهای تورا نوازش میکردند
دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده
دود سیگار است و بس…
سیگارم که به آخر میرسد
لبم را میسوزاند مانند بوسه ای
که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی …


RE: برای تو مینویسم.... - ღdorsaღ - 24-01-2013

همــﮧ چیـز آرام اســت ..


دلـــــ ِ مــــن.....


اســتثنـــــاســتـــ .. / .