![]() |
|
حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! (/showthread.php?tid=30372) |
RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - parmida.a - 27-04-2013 دانستم عـــشق مقدس تر از آن است
ک صرفــــ زمینی هـا شود ! RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - ÐeaÐ GiЯl - 28-04-2013 یکدیـــ ! ــــگر را گـــــــــم کرده ایم تا یــــــ ! ــــکی دیگر را پیدا کنیم به همین سادگی… ! RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - parmida.a - 28-04-2013 این روزها تـو را فقـط
به اندازه ی یک اشتـبــاه می شناسم ! RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - parmida.a - 28-04-2013 اینجا زمین است
رسم آدم هایش عجیب است اینجا گم که میشوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند.... RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - ashkyakhee - 28-04-2013 نه از تو ! نه از زمانه ! نه از زمین ! که من از دست خویش خسته ام ! از این ذهن پریشان ! از این احساس در آلود ! از این هزیانهای گاه و بی گاه ! از این سیگار ! از این روح سردر گم ! چرا بیراهه بروم . . . من از دست خودم خسته ام . . . RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - parmida.a - 28-04-2013 تو زمســـتـــان شـــده ای
و مـــن بـــهـــاری که روی دســـت مـــانــــده تا به حــــراج گـــــذاشــــتــه شود! RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - هیوای - 29-04-2013 اینجا صدای پا زیاد میشنوم اما هیچ کدام تو نیستی... دلم خوش کرده خودش را به این فکر که شاید پا برهنه بیایی..! RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - parmida.a - 29-04-2013 خیلی حالش خراب بود
از زمین و زمان بریده بود مدام سیگار میکشید رفتم تو زندگیش خیلی طول نکشید که حالش خوب شد تشکر کرد و رفت تو زندگی یکی دیگه !! حالا من سالهاست که مدام سیگار میکشم RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - هیوای - 29-04-2013 آنقدر فریادهایم را "سکوت" کرده ام که هر کس به چشمانم بنگرد کر میشود! RE: حرف هایی از جنس دلتنگی!!!!! - parmida.a - 29-04-2013 حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــ ی نداشت… دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــ ر نداشت… حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد… زخم داشت اما ننالیــــــــــــــــــــ ـد… گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت… حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه… پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــو د… |