انجمن های تخصصی  فلش خور
دلـت را بتـکان ... - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: دلـت را بتـکان ... (/showthread.php?tid=7420)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6


RE: دلـت را بتـکان ... - pink devil - 23-03-2013

گفتنــــ ـــد دوستش داری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتـــــــ ـــم دنیــــــــــ ـــــای منه!!!!
گفتنـــــــــــ ـــــــــد دوستت داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتــــــ ـــــم تنهـــــــ ــــــــا سوال منــــ ــه!



RE: دلـت را بتـکان ... - *Nafas* - 23-03-2013

دوری دوستی های
کوچکو از دل میبره
ولی به دوستی های بزرگ
عظمت میده


RE: دلـت را بتـکان ... - ashkyakhee - 09-05-2013

اشکـــــ هـــــای شــــور مـــــن چـــــه بی حوصله ا نــد و حرفهای تــــــو چــــه تـــــلخ ...
کــــــاش یــک جــــرعه از ایــــن تلخـــی می نوشیــــــدی ، و بـــــعد مـــــــرا به دستــــــــ خــــاک می سپـــــــردی ..



RE: دلـت را بتـکان ... - ჩяσOσкєη ժяєαм - 09-05-2013

خوش بحالت فرهاد تلخترین آرزویت داشتن شیرین بود


RE: دلـت را بتـکان ... - ÐeaÐ GiЯl - 09-05-2013

هــرگــز سيگــار نكشيده ام...
اما هميشه احســاس مي كنم، كسي در وجودم سيــگار مي كشد ...
آتــش به آتــش ؛ بــي وقــفه...


RE: دلـت را بتـکان ... - ჩяσOσкєη ժяєαм - 09-05-2013

به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد



RE: دلـت را بتـکان ... - ÐeaÐ GiЯl - 09-05-2013

کاش میشد زندگي را هَــم خــاموش كـرد
و یکي دیگر روشَــن کرد
مثل سیگـــــار
وقتي کـه طعم ندارد...!


RE: دلـت را بتـکان ... - ashkyakhee - 12-05-2013

به خودت می آیی،

یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند،

نه دستی که شانه هایت را بگیرد،

نه صدای که قشنگ تر از باد باشد

تنهایی یعنی این..



RE: دلـت را بتـکان ... - Ƥαяℓσนʂ ϱiяℓ - 21-04-2016

ز یک جایی به بعد آلیس می‌شوی در عجایب سرزمینی

که جز خاطره پای هیچ عصایی به آنجا باز نمی‌شود.

از یک جایی به بعد به خودت که می‌آیی پر شدی از رفت و آمد رویاهای پابرهنه‌ای

که اعتبارشان نسبت مستقیم دارد با آرزوهای خطور نکرده در سر واقعیت!

از یک جایی به بعد خارج از فهم جوانی و پیری خاطره در تو دلقکی می‌شود

که زورش دیگر به اتمام یک سیرک خنده‌دار نمی‌رسد..

از یک جایی به بعد شهر در خاطرات ذهنی‌ات به گل می‌نشیند

تا دست از عصا درازتر برگردی..

برگردی به خواب، به رویا، به هر چیزی که دیدنش از زندگی عینی، لذت‌بخش‌تر است.

از یک جایی به بعد فقط باید خوابید

که تنها خواب تو را به تمامی آنچه که از دست رفته است

و به رویاهای خوش بر باد رفته پیوند خواهد زد..