![]() |
|
ܓܨبُـ ـغض قلََََـ ــ ـم ܓܨ - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: ܓܨبُـ ـغض قلََََـ ــ ـم ܓܨ (/showthread.php?tid=174516) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
167
168
169
170
171
172
173
174
175
176
177
178
179
180
181
182
183
184
185
186
187
188
189
190
191
192
193
194
195
196
197
198
199
200
201
202
203
204
205
206
207
208
209
210
211
212
213
214
215
216
217
218
|
RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - parnia tajik - 10-04-2013 از عجایب عشق ایـטּ است::: تنہِا ہِماטּ آغوشے آرامت مےڪنـב ڪہِ בلت را بہِ בرב مے آورב. RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - L.A.78 - 10-04-2013 هتلی رو که توش رفت و آمدی نیست تعطیل می کنن حتی اگر پنج ستاره باشه... میگن توجیه اقتصادی نداره... قلبی که به یاد کسی نمی زنه رو چی؟ توجیه زنده بودن داره؟ RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - ♥ Sky Princess♥ - 10-04-2013 می خواهم برگردم به روزهای کودکی : آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود… عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد… بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود… بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند… تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند… تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود… و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود… RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - L.A.78 - 10-04-2013 تارو پود هستی ام بر باد رفت... اما نــرفت از يادم، عــاشقی ها از دلم، ديوانگی ها از سرم. RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - ♥ Sky Princess♥ - 10-04-2013 می خواهم برگردم به روزهای کودکی : آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود… عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد… بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود… بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند… تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند… تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود… و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود… RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - L.A.78 - 10-04-2013 خیلی جالبه : از سوسک می ترسیم،از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم. از عنکبوت میترسیم،ازاینکه تمام زندگیمون تارعنکبوت ببنده نمی ترسیم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزی میترسیم،ازسرخ شدن ادما از خجالت نمیترسیم. از سرما خوردگی میترسیم،از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم. از شکستن لیوان میترسیم،از شکستن دل ادما نمیترسیم. از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم،از خیانت به دیگران نمیترسیم RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - ♥ Sky Princess♥ - 10-04-2013 "مرد" که باشی ... نه چهره ی زیبا میخواهی ، نه اندام برجسته ! بلکه یک قلب می خـــــواهی که فقط و فقط برای تو باشد .. RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - L.A.78 - 11-04-2013 در اين دنياي نامردي سياهي و بدي،سردي درين گردونه آشوفته که پاکي و صفا خفته همه مخلوقه بي وجدان دو رنگ و جاهل و نادان به فکر خوردن و خفتن نه پاس و شکر او گفتن در اين بازار خف آور ندارم هم ره و ياور شدم حيران و سرگردان ندارد اي خدا پايان؟ چرا پس اين تنه خسته به اين بازار،دل بسته چرا پس جان بي وجدان نميگيرد کمي سامان مدام اين را به دل گويم ولي پاسخ نجويم اگر خواهي نشي رسوا بشو همرنگ اين دنيا ولي افسوس کاره جان ندارد لحظه اي پايان شو مغلوب عقل آخر دز اين جنگ دل و داور کند در قعر اين مرداب مرا آخر دلم در خواب خدايا از تو ميخواهم نبيند دل که در خوابم مرا بر حاله خود دادار براي لحظه اي نگذاز RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - *Nafas* - 11-04-2013 امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی بغض هایم را … RE: اهاي فلاني!!! باتو ام ! تويي كه قلبت رو سنگ كردن - L.A.78 - 11-04-2013 خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت از اینکه با تمام پس انداز عمر خود حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت کم کم به سطح آینه ام برف می نشست دستم بر آن سپید کشیدم دلم گرفت دنبال کودکی که در آن سوی برف بود رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت نقاشیم تمام شد و زنگ خانه خورد من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت شاعر کنار جو گذر عمر دید و من خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت |