![]() |
|
دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی (/showthread.php?tid=31747) |
RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ÐeaÐ GiЯl - 29-04-2013 حتما که نباید رفت ; حتما که نباید پیمود , حتی می شود در یک نقطه در یک جای معین به انتها رسید ... به ته ِ ته ِ زندهگی . . . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ashkyakhee - 29-04-2013 همیشه رفتن رسیدن نیست؛ ولی برای رسیدن باید رفت. در بن بست هم راه آسمان باز است. پرواز را بیاموز RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی(1) - *Nafas* - 29-04-2013 وفاداری در عشق یعنی بعد از شب بخیر ، چشم ها را به روی هر چه کابوس است باید بست ! . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - *Nafas* - 29-04-2013 آغوش قلبها را نزدیک می کند وقتی دردی نشسته باشد روی قفسه سینه و آرام هم نمی گیرد …
آغوش هایمان را ذخیره نکنیم ؛ آغوش را باید خرج کرد ! باید دوست داشتن را بین بازوان احساس گرفت ! RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - *Nafas* - 29-04-2013 بعضی سردردها نه با چای خوب میشه نه با خواب و نه با قرص ! بعضی سردردها فقظ با دیدن یه نفر خوب میشه !!! RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ashkyakhee - 30-04-2013 دلم تنگ شده
براي وقتي كه مي گفتي :دلم واست تنگ شده دلم تنگه.. براي بودنت شايدم لبخند خودم دلم براي همه چيز تنگ شده جز نبودنت ! RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی(1) - ashkyakhee - 30-04-2013 کلاغ جان!
قصه من به سر رسید... سوار شو! تو را هم تا خانه ات می رسانم... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی(1) - *Nafas* - 30-04-2013 رخ به رخ که شدیم من مات شدم و تو چون پادشاهی که این فتح ها را زیاد دیده است ، بی اهمیت رد شدی … RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - *Nafas* - 30-04-2013 تو آنجا ، من اینجا …
همه راست می گفتند : “تو کجا من کجا !!!” RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ashkyakhee - 03-05-2013 رسم زندگی این است: روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی
به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان |