انجمن های تخصصی  فلش خور
داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+---- انجمن: مطالب طنز و خنده دار (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=76)
+---- موضوع: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه (/showthread.php?tid=60305)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - しíþ ßしâçk - 13-12-2014

جاش تو انجمن مطالب طنز و خنده دار هس


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - راضیه جون - 25-12-2014

مرسی ..... خوب بود


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - khashy jooooooooooon - 26-12-2014

(22-09-2013، 13:40)تکراری لطفا گه  نخور سوال اول نام و نام خانوادگی عروس بود نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 

این داستانه واقاییییی

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه 7

[url=http://www.bartarinha.ir/][/url]
این داستان واقعی است و اتفاق افتاده است. چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحان شون رو نداشتند.

 روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به این صورت که سر و روشون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. بعد به دانشگاه رفتند و یکراست سراغ استاد را گرفتند. مساله رو با استاد این طور مطرح کردند که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین رو به یه جایی رسوندن و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند. 

بعد از کلی اصرار قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر برگزار بشه. آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاف استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند! 

استاد عنوان میکنه به دلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هرکدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدن. آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند. امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1-  نام و نام خانوادگی: 2 نمره

2- کدام لاستیک پنچر شده بود؟ 18 نمره

الف– لاستیک سمت راست جلو

ب- لاستیک سمت چپ جلو

ج- لاستیک سمت راست عقب

د- لاستیک سمت چپ عقب








سپاس فراموش نشهBig Grin



RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - نرگس ۱۳۷۸ - 26-12-2014

حقشون بود این بلا تا با هم هماهنگ میردن 
عالللللللللللللللللللی


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - ♥zed bazi♥ - 26-12-2014

Aly....bod.merc


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - ارمیتا13 - 31-12-2014

خوب خداروشکر ماها هر چقدرم سر معلما کلاه بزاریم اینقدر خنگن نمی فهمن خدارو هزار مرتبه شکر


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - تنهای تنها ... - 31-12-2014

خخخخخخخخخخخخخخخ مرسی خیلی باحال بود


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - وینکس - 28-02-2015

باحال بود 
دیروز دوستم بهم می گفتSmile


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - Parisa 78 - 15-03-2015

ممنون


RE: داستان طنز از مدرسه(واقعی)بیا بخون داستان مدرسه - آرالیا - 26-03-2015

عیلی عوب بود