![]() |
|
جمله های کوتاه عـــ ـــــ ــــاشــ ـقــــ ــــــ ـــــانـــــ ـه...!!! - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: جمله های کوتاه عـــ ـــــ ــــاشــ ـقــــ ــــــ ـــــانـــــ ـه...!!! (/showthread.php?tid=28494) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150
151
152
153
154
155
156
157
158
159
160
161
162
163
164
165
166
|
RE: میگن چرا.....••• - aCrimoniouSs - 16-03-2013 روزی امپراتور یونان به کوروش گفت:ما برای شرف میجنگیم،شما برای ثروت.کوروش گفت:اری هرکس برای نداشته هایش میجنگد. شاید روزی دوباره در گذر زمان به یکدیگر برسیم انروز من اشتباه گذشته را تکرار نخواهم کرد تو را از دست میدهم اما غرورم رانه... سکوت همیشه به معنای رضایت نیست.گاهی یعنی خسته ام از این که مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند توضیح دهم. RE: میگن چرا.....••• - *devil black* - 16-03-2013 ![]() ![]() ![]() ![]()
RE: میگن چرا.....••• - ICe Angele - 16-03-2013 اפســـآس مے کنــــــم وقتـــے مـــے نویســـم פֿבآ چشمهـــآیش رآ مـــے گیـــرב... وقتـــے مـــے פֿـــــوآنــــم گوشهـــآیش رآ... صـــاבقـــآنـــہ بگــــویــــم، فکــــر مـــے کنـــم פֿــــבآ هــــم از ســـاבگـــے مـــن و פـــرفهـــآے تکـــرآرے ام פֿستـــہ شــــבه استـــ .. + جـ وهـَرِ خـ ودڪار تـَمـ ـآمـ شـُد . . . + اورآقـِـ دَفـتـَرَمـ تـَمـ ـآمـ شـُدنـ ـد . . . + بـ ـآرِشِ چـَشمـ ـآنـَمـ ـهـَمـ بــِﮧ اِِتـمـآمـ رِسـیـ ـد . . . + خـُدآیـــــآ!! پـَس مـَטּ ڪے تـَمـآمـ مـیـ ـشـَوَمـ ؟ ؟ RE: تو را..... ☺☻☺ - ICe Angele - 16-03-2013 ڪجایند آنـهایـے ڪه مے گفتند... ڪوه به ڪوه نمی رسد ولی آدم به آدم مےرسـَد.! اے بے اِنصـافـان(!) چــِرا مــَن بـه او نــَرسـیدمــ!؟ RE: جــنـس سکــــ✗ــــوتـــ...! - ICe Angele - 16-03-2013 یه روز بهم گفت:می خوام باهات دوست بشم ، آخه می دونی من خیلی تنهام....بهش لبخند زدم و گفتم آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....یه روز دیگه بهم گفت:می خوام تا ابد باهات بمونم،آخه می دونی من خیلی تنهام.....بهش لبخند زدم گفتم :آره می دونم منم خیلی تنهام..........یه روز دیگه بهم گفت می خوام برم یه جای دور ،جایی که هیچ مزاحمی نباشه وقتی همه چی حل شد تو هم بیا اونجا ،آخه می دونی من اونجا خیلی تنها می شم.........بهش لبخند زدم و گفتم:آره می دونم منم خیلی تنهام.........یه روز تو نامه برام نوشت:من اینجا یه دوست پیدا کردم،آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام......منم به لبخند زیرش کشیدم و نوشتم :آره می دونم منم خیلی تنهام .............یه روز دیگه تو نامه برام نوشت:من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم، آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام....منم یه لبخند زیرش کشیدم و نوشتم :آره می دونم منم خیلی تنهام.........حالا دیگه اون تنها نیست و از بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از همه خوشحالم می کنه اینه که هنوز نمی دونه که من خییییییییییییلی تنهام! RE: ومن چه ساده ام - ICe Angele - 16-03-2013 کسی نمی داند چرا… کسی نمی پرسد چرا… اما من سخت آشفته ام… و چقدر بی تاب… می گوینداین روزها عاشقی هم پیشه ای است نو… اما من عاشقیپیشه نکرده ام… من پیشه ام عاشقی است… از آن روز که ابتدایی نداشت… من سال هاست که عاشق تو هستم… یادت می آید آن روزهای سرشار از شادی را… آه ه ه ه ه ه… چقدر دلم برایت تنگ است… RE: تار و پود - ICe Angele - 16-03-2013 دلتنگی چه حس بدی است.... تنهایی چه حس بدی است کاش... پاره ای ابر میشدم دلم مهربانی می بارید چقدر دلم تنگ دوست داشتن است ! RE: بـــی انصـــافــــ...! - ICe Angele - 16-03-2013 سکوت همیشه نشانه ی رضایت نیست، شایدکسی داردخفه میشودپشت یک بغض. RE: بـــی انصـــافــــ...! - LOVE KING - 16-03-2013 من عاشق این آهنگ مجیدخراطهاهستم خیلی قشنگه
RE: بـــی انصـــافــــ...! - ICe Angele - 16-03-2013 گر چه با يادش، همه شب، تا سحر گاهان نيلي فام، بيدارم؛ گاهگاهي نيز، وقتي چشم بر هم مي گذارم، خواب هاي روشني دارم، عين هشياري ! آنچنان روشن كه من در خواب، دم به دم با خويش مي گويم كه : بيداري ست ، بيداري ست، بيداري ! *** اينك، اما در سحر گاهي، چنين از روشني سرشار، پيش چشم اين همه بيدار، آيا خواب مي بينم ؟ اين منم، همراه او ؟ بازو به بازو، مست مست از عشق، از اميد ؟ روي راهي تار و پودش نور، از اين سوي دريا، رفته تا دروازه خورشيد ؟ *** اي زمان، اي آسمان، اي كوه، اي دريا ! خواب يا بيدار، جاوداني باد اين رؤياي رنگينم ! |