![]() |
|
مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +--- موضوع: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] (/showthread.php?tid=297159) صفحهها:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
|
RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - shahid - 24-03-2026 یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد... این چند هزارمین شب بیداریست ای عشق فقط حساب دستت باشد! RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - saba 3 - 24-03-2026 در دلم بود كه بي دوست نباشم هرگز چه توان كرد كه سعي من و دل باطل بود RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - shahid - 24-03-2026 دارد به فکر صائب من گوش عالمی یک ره تو نیز گوش به فریاد کن مرا RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - saba 3 - 24-03-2026 اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است در آستین مرقع پیاله پنهان کن که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - shahid - 24-03-2026 تو از عطار بشنو کآنچه اصل است برون نی از تو و همسایه توست RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - saba 3 - 24-03-2026 تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود سرِ ما خاک ره پیرِ مغان خواهد بود RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - shahid - 24-03-2026 دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - esiesi - 24-03-2026 دلم جز مهرِ مهرویان طریقی بر نمیگیرد ز هر در میدهم پندش ولیکن در نمیگیرد RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - saba 3 - 24-03-2026 دیدی دلا که یار نیامد گرد آمد و سوار نیامد بگداخت شمع و سوخت سراپای وآن صبح زرنگار نیامد آراستیم خانه و خوان را وآن ضیف نامدار نیامد دل را و شوق را و توان را غم خورد و غمگسار نیامد آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت وآن کرده ها به کار نیامد سوزد دلم به رنج و شکیبت ای باغبان! بهار نیامد بشکفت بس شکوفه و پژمرد RE: مُـشـاعِـرِه نُـسـخِـه [ 4 ] - shahid - 24-03-2026 دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن! در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن... |