انجمن های تخصصی  فلش خور
╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ (/showthread.php?tid=24561)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - melodi+ - 27-12-2012

دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام...


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - Apathetic - 27-12-2012

وقـتـی حـس میکـنم


جآیــی در ایــن کرِه ی خآڪـی

تــو نفس میکــشــی و مـن

از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم !

تـو بــآش !!!

هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است …


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - melodi+ - 27-12-2012

من کیستم؟ کجای داستانم هستم؟به کجا روانه هستم؟

عشقم که بود؟کجا رفت؟چرا رهایم کرد؟

عشقم کیست؟کجا است؟چرا از من سراغ نمیگیرد؟

جواب همه انها سکوت اتاق است و یک بغض در گلویم

خدایا تنهایم تنهاتر از هر کس که فکرش را کنی

دلی دارم پر از زخم و غم و پر از خاطرات تلخ

به راستی به کدامین امید رهسپار جاده میشوم

شاید حرفی که میخواهم بگویم زجر اور باشد برایم

اما من باور دارم که کسی را در زمین ندارم

من از زمین نیستم اگر بودم هم اتاقی برای دلم داشتم

اما ندارم نداشتم و ...میدانم نخواهم داشت

زیرا من اینگونه بدنیا امدم ..تنها


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - Apathetic - 27-12-2012

یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشی منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید..
تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتی ..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..
بهت می گم چشماتو می بندی؟
میگی اره بعد چشماتو می بندی ...
بهت می گم برام قصه می گی ؟ تو گوشم؟
می گی اره بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..
می دونی؟
می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..
یه ضربه عمیق..بلدی که؟
ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستی ..نمیدونی
من تیغ رو از جیبم در میارم..نمی بینی که سریع می برم..نمی بینی
خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی بینی که دستم می سوزه
و لبم رو گاز می گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی..


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - melodi+ - 27-12-2012

شم هایم را میبندم و نم نم باران را در گونه هایم جاری میکنم

صدای باران را از اتاقم گوش میدهم و سردی پاییز را با تنم حس میکنم

تمام وجودم به یکباره گر میگیرد اما هنوز سرتاسر از غرورم

غروری که در چشمانم اشک را خفه میکند و بغض را جایگزینش میکنم

گلویم از این همه بغز میگیرد و تنها به اینده دلم را دلخوش میکنم

تا شاید دلم کمی اروم بگیرد هر چند میدانم دلیلی برای اینده هم ندارم

اینده ای که امروز است او را بسازد اما امروز چیزی برای اینده ندارم

سرنوشت من را چه تلخ نوشتند اما شکر است همین تلخیم عالمی دارد !


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - Apathetic - 27-12-2012

چه کار سختی از من طلب میکنند
این دلتنگی های
حل شده در بغض
فراموشی ات به دست من نیست
که این سر سختی ها تو را با من لج میکنند
بگذار فریاد بزنم
!فــــــــــــــراموش نمیــــــــــــــشوی


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - melodi+ - 27-12-2012

شعر و غزل عشقت را نگویم در دنیا به کس


گر شراب بنوشم و در مست عشقت بمانم


باز عشقت را به مستی تن ندهم


چو میدانم مستی عشقت را از تن بدرد


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - Apathetic - 27-12-2012

چقـــدر کم توقع شده ام ….

نه آغوشت را می خواهـــم ،

نه یک بوســـه

نه حتـــی بودنت را …

همیـــن که بیایــی و از کنـــارم رد شوی کافی است…

مرا به آرامش می رسانــد حتــی

اصطکــاک سایه هایمـــان …


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - melodi+ - 27-12-2012

من از تو

سبز می شوم

و تو از من !

به هم که گره بخوریـــــم

بختمان باز می شود و

خوشبختی قسمتمان ...


RE: ╬ ╫ ╬ تقدیـــღــــر مـ✘ـــن ╬ ╫ ╬ - pink devil - 27-12-2012

هـــمــیــشـــﮧ نـــــﮧ

ولــــﮯ گـــاهـــﮯ

مــیــاטּ بـــوבטּ و خـــواســتـטּ

فـ ـاصـلـــﮧ مـــﮯ اُفــتــב

وقـ ـتــهــایـــﮯ هـــســت کــــﮧ

کــســﮯ را بـــا تــمـــاҐ وجــــوב میخواهــــﮯ

ولــــــﮯ نــــبـــــــایــــב کــنـــارش بــــاشـــﮯ...