![]() |
|
دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی (/showthread.php?tid=31747) |
RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی(1) - ashkyakhee - 03-05-2013 میانــــ عاشقـــانه هایم قـــدم نزنــــ اینــــ جـــا این نوشـــته ها ، آنـــ قــــدر بارانی انـــد که می ترســم تمــــام لحظه هایتـــ خیــســــ شونـــد...! RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ÐeaÐ GiЯl - 03-05-2013 حتے از هَمین راه دور... شاید تو سُکـوت میـان کلامم بـاشـے... دیـده نمی شوی! امـــا مـن، تـو را اِحسـاس مـے كنمـ ... شایــد تــو... هَیاهـوی قلبـم بـاشـے .. شنیـده نمـے شوی... امـا مـن، تـو را نـفس مـے کشمـ ـ ـ ... دیوانه وار. RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی(1) - ÐeaÐ GiЯl - 03-05-2013 یکـــی بود یکــــی … مَــــــن میـــــروم قصه باید شــروع شود . . . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی(1) - ÐeaÐ GiЯl - 03-05-2013 روزهـــایــی کـــه مـی بینمت، نفســـــم مــی گیـــــــــرد... و روزهــــایـــــی کـــــه نیستـــــی، دلـــــــــــــــــم... اما تـــــــــــــو بـــــاش...! تحمـــــل اولـــی آســان تـــر است.... ... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی(1) - ashkyakhee - 04-05-2013 گفتی سیگار نکش ! قول میدهم که جایش را پُر کنم برایت . . به زور تو ترکش کردم من آخر . . اما تو پَر زدی و رفتی که . . حالا چه ؟ وجودم پر از دود شده ! اما تو نیستی تا بگویی که نکش.. لعنتی . RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ashkyakhee - 04-05-2013 فکرت از سرم برده ، نه تنها خوابم را ، بلکه عقلم را ،
ای کاش یاد تو ، فکر تو ، درک داشت ، احساس داشت و میفهمید چه بلاهایی و چه رنجهایی بر سرم آورده RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ÐeaÐ GiЯl - 04-05-2013 "تـــو" بــــه مـن پشـت ڪرבے و نمیـבانســـتــے ڪــه مـن هـرگـز . . . پشـتـت را خــالــے نمیــڪنـم! RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ashkyakhee - 04-05-2013 ﻋــﺎﺩﺕ ﻣﯿــﮑﻨﻢ ﺑــﻪ ﺩﺍﺷــﺘﻦ ﭼﯿــﺰﯼ ﻭ ﺳــﭙﺲ ﻧﺪﺍﺷــﺘﻨﺶ ، ﺑــﻪ ﺑــﻮﺩﻥ ﮐﺴــﯽ ﻭ ﺳــﭙﺲ ﺑــﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧــﺶ ، ﺗﻨــﻬﺎ ﻋــﺎﺩﺕ ﻣﯿــﮑﻨﻢ ، ﺍﻣــﺎ ﻓــﺮﺍﻣــﻮﺵ ... ... ﻧــﻪ !
باعث شرمندگی اما
باید بگم برو... دل بی دست و پای من خوشبخت نمی کنه تورو.. زخم میزنی و میروی... چه باک... همینم میشود یادگاری... که یادتو را همیشه برایم تازه کند.... رفتن بهانه نمی خواهد... بهانه های ماندنی که تمام شود کافیست... شاید تکراری باشم... اما شک نکن تکرار نمیشم... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - ÐeaÐ GiЯl - 04-05-2013 !! تنها بودم و تو رسيدي گفتي ما بشيم بهتره ديگر تنها نبودم اما بعداز مدتي سر قرار نيومدي يک روز داشتم دنبالت ميگشتم به تنهاي ديگري رسيدم گفتم چرا تنهايي؟ گفت:يارم نيومده يکهو با خوشحالي بلند شد و گفت اومد وقتي برگشتم توروديدم... RE: دل نوشته های من_بیاد او .(خاطره هام رو میخوام بخونی)تا شاید تو بهش بگی( 2و3 و4) - maryam.ekh - 05-05-2013 روزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود جای خالے ام را حِس کـُـنے دَر دِلَت با بغض بگـُویے : " ڪاش اینجآ بود " اما مَـטּ دیگـَـر بـﮧ פֿـوآبَت هَم نِمے آیَم!! |