انجمن های تخصصی  فلش خور
یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+--- موضوع: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! (/showthread.php?tid=58289)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - moein16 - 03-11-2013

مر30Wink


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - ~KiAηA~ - 03-11-2013

(03-11-2013، 17:26)bahar03 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
منم یه بار تو خونه با خانواده داشتیم فیلم میدیدم
من یه سوال در مورد فیلم پرسیدم و یکی جوابمو داد و بعدش کوتاه خندید
صداش صدای یه زن جوون حدود 20 ساله بود
تن صداش اصلا به اعضای خانواده م نمیخورد
وقتی از پدر مادرم سوال کردم که جواب منو کی داد گفتن ما اصلا صدایی نشنیدم
و من هنوز تو این موندم که اون صدا ، صدای کی بود؟HuhConfused
واااااااااااااااااای!درکت میکنم!ادمو ترس برمیداره!


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - دختر شاعر - 03-11-2013

وای ماماننننننننننننننننننننن


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - k.i.m.i.a s.a.f.a.e.e - 06-11-2013

از این چیزا پیش میاد.چرا اینطوری میشه؟؟؟؟


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - هستی ناناز - 06-11-2013

واییییییییییییییی....


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - بغض ابر - 06-11-2013

منم یه بار وح دیدم ولی کسی باور نمیکنه


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - gh@z@le♥ - 06-11-2013

نه درکت میکنم اون موقع مامانم کنارم بود یچ کس جلومون نبود منم داشتم چشم یه نفرو میدیدم فقط چشم به مامانم میگم این چیه مامانم میگه چیو میگی؟


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - niloofar kh - 06-11-2013

(03-11-2013، 14:03)آندريا77 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
ببین مسخره نممیکنم واسه منم اتفاق افتاده اما توهمه ممنون یا شایدم به قول مامانت خواب دیدی به این جور مواقع فک کنم میگن رویای صادقانهHuhBlush
رویای صادقه یعنی اینکه مثلا تو یه خوابی ببینی که در اینده ای نزدیک یا دور اون خواب به واقعیت بپیوندِ
دین و زندگی2 درس4Big Grin


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - blame worthy - 06-11-2013

شام شما مرغ و بادمجون بوده
حاصل اون خواب پریشون بوده


RE: یه داستان واقعی و ترسناک از خودم! - فوتباليست - 06-11-2013

منم ازاين اتفقا برام افتادهمثلا داشتم تلويزيون ميديدم كه يكدفعه ناخوداگاه كانال عوض شد من ان موقه در خانه تنها بودم