![]() |
|
میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39) +---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58) +---- موضوع: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ (/showthread.php?tid=24633) |
RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - aCrimoniouSs - 18-03-2013 راه خودشان را پيدا کرده اند.. اشکهايم را ميگويم! ديگر مانند تو آواره نيستند!! هرچه زودتر فکري به حال خودت بکن...! RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - ICe Angele - 18-03-2013 این روزها "بی" در دنیای من غوغا می کند! بی کس ، بی مار، بی زار، بی چاره ، بی تاب ، بی دار، بی یار، بی دل ،بی ریخت، بی صدا ، بی جان، بی نوا،بی حس ، بی عقل بی خبر، بی نشان ، بی بال، بی وفا، بی کلام ،بی جواب ، بی شمار بی نفس ،بی هوا ،بی خود، بی داد، بی روح ،بی هدف،بی راه،بی همزبان بی تو بی تو بی تو..... RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - ÐeaÐ GiЯl - 18-03-2013 چــِــه خــُــوبْ مـــيــــشُــــدْ تـُـــو هــَــمــــيــــنْ رُوزآ ... خــــُــدآ مــــيــُــومــَــدُ وُ بـــُـوسـَـــمْ مــــيــــكـَـــرْدُ و بــَــعْــــدْ مــــيــــگــُــفْــــتْ: ايــــن چــَــنـْـــدْ وَقـْـــتْ دآشْــــتـَـــمْ بــــآهــــآت شـُـــوخــــي مــــيــــكــَــرْدَمْ... بــِــبــــيــــنـَـــمْ جــَــنــْــبـَـــشــُــو دآري يــــآ نــَــه... :ǀ RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - ICe Angele - 18-03-2013 دستی نیست ، تا نگاه خسته ام را نوازشی دهد اینــــــــــــــــــــــجــــــــا بــــــــــــــــــــــــــاران نمی بارد فانوسهای شهر ، خاموش و مرده اند دست های مهربانی ، فقیرتر از من انــــد نامردمان عشق ندیده خنجر كشیده اند بر تن برهنه و بی هویتم دلم می خواهد آنقدر بنویسم تا نفسهایم تمام شود آنقدر دفترهای كهنه را سیاه كنم تا سرم فریاد كنند می خــــــــــواســـــتم واژه ای پـــــــیـــــــــــدا كنم ، تــــــــــــــــــــــا دلتنگی كهنه و بی خاصیتم را عرضه كند ولی واژه ها باز هم غریبی می كنند می خواستم كاغذی بیابم ، منت نگذارد تنش را بدستانم بسپارد ، تا نوازشش دهم امّا ! اعتمادی نیست این لحظه های لعنتی باز هم مرا عذاب می دهند این دقیقه های بی وفــــا ، بی وجدانترینِ عالم اند آیا اینـــــــــــــجـــــــــــــــا آخریــــــــــــــــن ایستگاه عاشــــــــــــقیســـــــــت ؟ RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - L.A.78 - 18-03-2013 ناراحت چی هستی؟؟ دنیا که به اخر نرسیده! من نشدم دیگری!؟ تو که عادت داری.... RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - ICe Angele - 18-03-2013 یادمه وقتی کنارم نبودی بهت می گفتم ای کاش کنارم بودی بهم میگفتی من کنارتم ولی تو منو نمیبینی بهم میگفـتی دســـتام تــوی دسـتت هســت بهم میگفتی دســـتات چـــرا اینقــدر ســـــرده میگفتی با گرمای دستم سردی دست تو از بین میره اون موقع خوب بـا این حرفات یادم میرفت که ازم دوری فکر میکردم واقعا کنارمی ولی الان که تو توی اون دنیایی و من روی زمین تنها واقعا احساس میکنم که ازم دوری واقعا احساس میکنم که تــنــهــام چون دیگـه نیســـتی که بـا حرفـات آرومم کنــی RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - Magical Girl - 20-03-2013 چِرا آدَما نِمیدونَـ ن بَعضی وَقت ـها خُداحافـِـظ یَعنی : نَذار بِرَم یَعنی بَرَم گَردون سِفت بَغَلَم کُـ ن سَرَمو بِچَـسبون به سینَت بِگو :خُدافــِــظ و زَهرِ مـــار!! RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - ICe Angele - 20-03-2013 گریه ی آخر شب هام … انگار کافی نبوده … این روزها … اول صبح ها هم … گریه می کنم … RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - *Nafas* - 23-03-2013 گاهی چنان دلتنگ میشوی که کنار او نیز دلتنگش هستی... ای تمام صدایم... ای تمام سکوتم... دلتنگ نگاهت شدهام. ای عشق لایزال کمی امانم بده تا بتوانم تمام هستیام را برایش هست کنم... RE: میدانستم عاشق بارانی...♦♦ - shahriar64 - 06-04-2013 نه صدایش را نازک می کرد ،نه دستانش را آردی ،از کجا باید به گرگ بودنش شک می کردم ؟ها خدا؟[ |