انجمن های تخصصی  فلش خور
ادبیات را پاس نمی دارند ! - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+--- موضوع: ادبیات را پاس نمی دارند ! (/showthread.php?tid=229235)



ادبیات را پاس نمی دارند ! - ∆ MeRzaD ∆ - 28-05-2015

اندر احوال ناخوش خط و زبان

ادبیات را پاس نمی دارند ! 1


این روزها دلسوختگان زبان پارسی فریاد برآورده اند که این زبان را دریابید و فریاد واحسرتا سر می دهند تا بیش از پیش این میراث ارزشمند که از نیاکانمان به ما به ارث رسیده آسیب نبیند.
پارسی هم اکنون در دو حوزه رسم الخط و واژگان با مشکلاتی فراوان روبه روست و آنچه بیشتر به این گرفتاری دامن می زند، اختلاف آرا و سلایق است که این کشتی را هر دم به سویی می کشد تا در تلاطم زبانهای بیگانه و یافته های نو از منزلگاه دور شود.
در مقدمه کتاب دستور خط فارسی که از سوی فرهنگستان زبان و ادب پارسی منتشر شده آمده است: خط فارسی به موجب اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خط رسمی کشور ماست و کلیه اسناد رسمی و مکاتبات و کتابهای درسی باید به این خط نوشته شود و طبعاً چنین خطی باید قواعد و ضوابطی معلوم ومدون داشته باشد تا همگان با رعایت آنها هویت خط را تثبیت کنند و محفوظ دارند.
تدوین مجموعه قواعد و ضوابط خط فارسی مخصوصاً در سالهای اخیر که استفاده از رایانه در عرصه خط و زبان روزافزون شده و حروف نگاری و صفحه آرایی و ویرایش و نمونه خوانی و تهیه نمایه و کارهای بسیار دیگری در حوزه نگارش و چاپ برعهده رایانه قرار گرفته و درنتیجه دایره شاغلان به امر چاپ و تکثیر از حلقه متخصصان سنتی این فن بسی فراتر رفته و فراخ تر شده ضرورت و اهمیت بیشتری پیدا کرده است چنانکه نگرانی از خطر بروز تشتت و اِعمال سلیقه های مختلف و متضاد نیز نسبت به گذشته افزایش یافته است.
در باب دستور خط فارسی همواره اختلاف سلیقه و مشرب وجود داشته است. بعضی طرفدار باز گذاشتن دست نویسنده در انتخاب شیوه نگارش بوده و حداکثر جواز و رخصت را تجویز می کرده اند و بعضی دیگر برعکس، گرایش به وضع قوانینی عام و قطعی و تخلّف ناپذیر داشته و آرزو می کرده اند که در عالم خط و کتابت نیز قوانینی شبیه قوانین حاکم بر علائم ریاضیات حاکم باشد. از جهتی دیگر، برخی از اهل فن معایب و مشکلات موجود را در خطّ فارسی تا آن اندازه فراوان و جدی دانسته اند که رفع آنها را جز با افزودن و درکار آوردن حروف و علائم جدید میسر نمی شمرده اند و گروهی دیگر کمترین تحول و تبدلی را در خط فعلی نپذیرفته و آن را به زیان زبان می دانسته اند."
با این اوصاف باید گفت آنچه مدنظر فرهنگستان بوده محقق نشده و این موضوع قطعا آسیبهای جبران ناپذیری را برای زبان ما به همراه خواهد داشت و مسئولان باید هر چه سریعتر چاره اندیشی کنند تا این غریق زنده بماند.
گزاف نگفته ایم اگر بگوییم امروزه تاجیکها و افغانها از ما نغزتر و بهتر سخن می گویند. یکی می گفت چندی قبل به افغانستان رفته بود و در راه به پسر و دختر چوپانی برخورد. او قرص نانی به پسرک چوپان داد و از او نشانی خواست. در این لحظه خواهر به زبان شیوای پارسی به برادر گفت: «شرمت ناید از این مرد دریوزگی کنی؟» به راستی ما به عنوان وارثان اصلی این زبان چقدر برای آن دل سوزانده ایم و خواسته و ناخواسته چقدر به آن آسیب رسانده ایم؟
در جایی که ما از واژه بیگانه «آپارتمان» استفاده می کنیم افغانیها آن را «بلند منزل» خطاب می کنند و البته بیان این موضوع تائید یا رد واژه گزینی همزبانان ما نیست و اساسا در ادامه این نوشتار به این موضوع پی خواهید برد که اصلی ترین علت درجا زدن زبان فارسی همین رد و تائیدهاست. عده ای واژه تازه می آفرینند و دیگران آن را نمی پذیرند و دیگران پیشنهاد می کنند و عده ای آن را برنمی تابند اگر چه از دل این پیشنهادها راهکارهایی اساسی به دست می آید اما گویا لجبازی بر هر چیز ارجح و البته غالب است.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی به عنوان اصلی ترین متولی این زبان گام موثری در جهت برطرف شدن مشکلات خط و زبان برنداشته است. این روزها کتب درسی به شکلی نگران کننده دچار دگرگونی شده و در آن چیزهایی را می بینیم که در باور نمی گنجد. نهضت جدانویسی به شکلی زیانبار به رسم الخط فارسی حمله می برد و شما نمی توانید در این کتابها بین دو واژه «پیشرو» و «پیش رو» تمایزی قائل شوید مگر اینکه جمله را ادامه دهید. واژگانی مثل آشپز، کتابدار، استاندار، پایگاه، آبرو، گمشده ، رختخواب، جوانمرد و... به صورت جدا نوشته می شوند و این روند تیشه به ریشه این زبان ارزشمند می زند. زبانی که بیگانگان عزیزش می دارند اما ما رسم امانتداری را به جا نمی آوریم.
البته تاکید نابجا بر سرهم نویسی هم مضر است. کمااینکه هنوز تمامی فیلمها و سریالهای ایرانی با «بنام خدا» آغاز می شود. این عبارت باید به شکل درست «به نام خدا» نوشته شود اما کیست که اهمیتی برای این موضوع قائل شود و شاید فرهنگستان بیش از اینکه برای مواردی اینچنین ارزش قائل شود به فکر این است که واژه «خودرو جمعی بزرگ» را جایگزین اتوبوس کند و یا «چینی جا» را برای «بوفه» جا بیندازد.
جدانویسی تا بدانجا پیش رفته که بعضی ها واژه بیهوده را به شکل «بی هوده» می نویسند و اکنون این سوال پیش روی ما قرار می گیرد که آیا می توان برای اثبات یک ایراد و از میان برداشتن آن چندین و چند اشتباه دیگر مرتکب شد و آیا اصلا زبان و خط فارسی مشکلات بزرگتری ندارد که باید به این مشکلات پرداخته شود؟
زبان انگلیسی یکی از آلوده ترین زبانهاست اما امروز حرف اول را در دنیا می زند چرا که متولیان این زبان پیش از آنکه بخواهند از ورود واژه های بیگانه به آن جلوگیری کنند به فکر دستور زبان خود هستند که آسیب نبیند.
کافی است شما گیرنده خود را بپیچانید تا بشنوید:«شما را در جریان اخبار امروز قرار می دهم، انحصار فلان چیز برداشته شد ، آژانس اتمی در جستجوی راه حل مسالمت آمیز می باشد و…».
در جریان خبر قرار دادن، گرته برداری از زبانهای بیگانه است و چه بهتر می بود که گوینده می گفت:«شما را از اخبار امروز آگاه می کنم». در خصوص فعل مجهول و مجعول «برداشته شد» هم باید از مفعول بی واسطه استفاده کنیم و با ذکر فاعل بنویسیم:«فلان شخص انحصار بهمان چیز را برداشت». در مورد فعل می باشد هم که نیاز به گفتن نیست.
پیشینیان ما زحمات فراوانی کشیده اند تا این زبان امروز بدین شکل به دست ما برسد. وجود پسوندها و پیشوندها آنها را قادر کرد تا واژگانی سره و ناب بسازند و بر غنای این زبان بیفزایند. امروز اگر کلاسیک ترین ادبیات منظوم جهان از آن ماست به خاطر تلاش و دقت نظر ایشان است. حال آنکه در این هنگامه هر که ساز خویشتن می نوازد و آن یکی اصل را بر جدانویسی صرف می گذارد و آن دیگری بر سرهم نویسی تاکید می کند. اگر در این میانه از افراط و تفریط که درد همیشگی ما ایرانیان است ذره ای کاسته شود می بینیم که عده ای جسارت پیدا نمی کنند از تغییر خط فارسی دم بزنند. به زعم ایشان خط فارسی برای آموزش بیگانگان خط مناسبی نیست و دشواریهای بسیاری دارد. با این وصف چینیها و ژاپنیها چه باید بگویند و یا عبریها که این روزها تلاش بسیاری می کنند تا ضمن حفظ خط و زبان خود به آن صورت جهانی هم ببخشند.
عده ای به جای اینکه به خود زحمت دهند و بر آموخته های خود بیفزایند به از میان بردن میراث نیاکانمان اشاره می کنند و خط عربی را خطی به میراث رسیده از بیگانگان می دانند. در پاسخ به این گروه باید گفت مگر الفبای لاتین که امروز تقریبا تمام کشورهایی اروپایی از آن استفاده می کنند ابداع تمام آن کشورها به حساب می آید؟ خط آلمانی، اسپانیایی، پرتغالی، انگلیسی و... با این الفباست و حتما ایشان هم باید از بابت اینکه این خط منحصرا متعلق به آنها نیست سر ناسازگاری بگذارند.
معیار ابوالحسن نجفی در «غلط ننویسیم» برای صحیح یا غلط دانستن کلمات و عبارات رجوع به سه منبع زیر است:
۱) زبان کهن بر اساس معتبرترین آثار به جای مانده در طی هزار و دویست سال گذشته
۲) زبان گفتار امروز
۳) زبان نوشتار امروز
با رویکرد به این سه راه مگر می توان خودسرانه به بدعت در رسم الخط روی آورد و راه به خطا رفت. ناصرخسرو که از مفاخر ادبی این مرز و بوم به حساب می آید سالها پیش معادلهایی برای واژگان بیگانه ارائه داد که امروز بسیاری از آنها را استفاده می کنیم بی آنکه بدانیم از چه کسی به ما به میراث رسیده است. این واژگان را از نظر بگذرانید: اندرکشنده (جذاب)، به ناخواست (بی اراده) ، رونده (سیاره) ، گرونده (مومن) ، ناجایگیر(لامکان).
این نوشتار روبه پایان است اما اینکه چه وقت مشکل رسم الخط حل شود جای تامل دارد. گویا قرار نیست این گره باز شود و با این سیاق چه بسا کورتر هم بشود. گرهی که می توانستیم می توانیم با دست باز کنیم گشودن آن را به دندانهایمان نسپریم، چه جز کورتر شدن آن نصیمان نمی شود.