![]() |
|
خاطره سری14 - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19) +--- موضوع: خاطره سری14 (/showthread.php?tid=229415) |
خاطره سری14 - hanie directioner - 29-05-2015 نصفه دوران بچگیم به این گذشت که ثابت کنم که این خیسی شلوارم، آب ریخته. ولی هیچکس باور نمی کرد. مثلا صبح از خواب بیدار میشدم مامان: خیرندیده، باز خرابکاری کردی؟ من: ها یعنی چی، کی آّب ریخته اینجا؟ مامان: پاشو پاشو، عمت می خواد بشوره، هرروز هرروز؟ من:ها آره آره ها دیشب پارچ آب بالا سرم بود، چپه شده، الان پارچ کو؟ مامان: خاک بر سرت کنن، نگاه کن تا کجا خیس شده!!!!! من: توروخدا دیگه پارچ پر آب نذارین بالا سرم مامان: شالااااااپس، شترق (قربون دستش، دستشو میبوسم، می چسبید) من: یکی دیگه پارچ آبو چپه کرده منو میزنی چرا؟ هیچ وقت نه من قانع شدم نه مامان. |