انجمن های تخصصی  فلش خور
روایت پدر معتادی که پسرش به خاطر پایپ شیشه اش دعوا کرد و آدم کشت - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: خبرها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=42)
+---- انجمن: حوادث (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=77)
+---- موضوع: روایت پدر معتادی که پسرش به خاطر پایپ شیشه اش دعوا کرد و آدم کشت (/showthread.php?tid=234596)



روایت پدر معتادی که پسرش به خاطر پایپ شیشه اش دعوا کرد و آدم کشت - Mαяѕє - 27-06-2015

وقتی پدر با چشم گریان از دنیای افیون دور شد تصور نمی‌کرد روزی پسر خودش در دنیای شیشه‌ای دست به جنایتی بزند.خودکرده را تدبیر نیست. افیون ابتدا مهر طلاق را به شناسنامه او و همسرش زد و سپس پسر جوانش را به دنیای جنایتکاران کشاند.

ساعت 3 نیمه شب فروردین ماه سال جاری بود که در خیابان 17 شهریور مرد 38 ساله‌ای از سوی پسر جوانی هدف چاقو قرار گرفت و با وجود انتقال به بیمارستان تسلیم مرگ شد.

همه تصور می‌کردند قاتل جوانی ناشناس است حتی دوست علی که صحنه قتل را دیده بود می‌گفت جوان مهاجم را نمی‌شناسد تا اینکه موتور قربانی جنایت زیر پای یک جوان شیشه‌ای پیدا شد و عجیب اینکه کوروش 17 ساله پسر همان دوست دروغ‌پرداز بود.

مجید 23 خردادماه بازداشت شد و گفت که شب جنایت علی برای تعمیر موتورش جلوی در خانه آنها بود که ساعت 3 بامداد تصمیم به کشیدن شیشه می‌گیرد و همزمان پسرش به نام کوروش از راه می‌رسد و در حالی که هنوز علی او را نمی‌شناخت و نمی‌دانست پسر مجید است با هم درگیر می‌شوند و این جنایت رخ می‌دهد.

این مرد هنوز باور ندارد که یک قرار دوستانه چنین سرنوشتی را برای وی رقم زده باشد:

چند ساله‌ای؟
42 سال دارم.

اعتیاد به شیشه هم داری؟
حدود 8 سالی می‌شد که معتاد بودم اما ترک کرده‌ام و الان دیگر اعتیاد ندارم.

چطور شد که معتاد شدی؟
رفیق ناباب روزگارموسیاه کرد و مرا به این راه کشاند.

یعنی خودت تقصیری نداشتی؟
چرا وقتی 8سال پیش از زنم جدا شدم دیگه هیچی واسم مهم نبود.

چرا طلاق گرفتی؟
با هم اختلاف داشتیم.

چند تا بچه داری؟
3 تا، کوروش 17 ساله پسر بزرگم و داریوش و محمد هم کوچک‌تر هستند ولی نمی‌دونم چندسالشونه.
 
الان کجا زندگی می‌کنند؟
وقتی از زنم جدا شدم پسر بزرگ را من برداشتم و دوتای دیگه رو هم دادم مادرشون رفتن نطنز زندگی می‌کنند.

ازشون خبر داری؟
نه خیلی، بعضی وقتا پسرا میومدن بهم سر می‌زدن و می‌رفتن.

الان شغلت چیه؟
تو چراغ برق کار می‌کنم و لوازم یدکی خودرو می‌فروشم.

مغازه داری؟
نه دوره گردم.

کجا زندگی می‌کنی؟
تو پشت‌بوم خونه پدری‌ام و تو راهروش می خوابم.

اهل کدوم منطقه‌ای؟
میدون شهدا. از بچگی همونجا زندگی می‌کنم.

پدرت وقتی فهمید معتاد شدی چیکار کرد؟
خیلی ناراحت شد خودش بازنشسته است و اهل هیچی نیست. چند بار تحویلم داد تا برم ترک کنم ولی نتونستم.

خودت وقتی فهمیدی پسرت معتاده چی کار کردی؟
فقط نصیحتش کردم و گفتم من توی این منجلاب افتادم، تو این راه را نرو اما گوشش بدهکار نبود.

مثل خودت که به حرف پدرت گوش ندادی؟
اشتباه کردم.

چند تا خواهر و برادرید؟
2 تا برادر و 2 تا خواهر که یکیشون به علت بیماری مرد.

از شب حادثه بگو.
درگیری بین پسرم و دوستم به خاطر پایپ شیشه بود.

از پسرت بگو. کار کوروش چیه؟
از بچگی همه کار می‌کرد. بنایی، نجاری، کارگری و....

تا چندکلاس درس خوانده؟
اول دبستان.

سابقه هم داره؟
این اواخر به خاطر موادمخدر دستگیر شده بود.

خودت چطور؟ سابقه داری؟
منم -یکی دوبار بخاطر مواد دستگیر شدم.

از کی فهمیدی کوروش معتاده؟
حدود یک سالی میشه.

آنقدر با هم راحت بودین که جلوی تو از دوستت درخواست شیشه کرد؟
نه من هیچ وقت جلوی بچه‌هام مواد نکشیدم با دوست و رفیقام بودم اما بچه‌هام نه. احتمال میدم کوروش یواشکی دیده و یادگرفته و کشیده. چون من همیشه حواسم بود متوجه نشوند.

وقتی بهش گفتی توی این راه نره و ادامه داد چرا جلویش را نگرفتی؟
نتونستم دیگه به حرفم گوش نمی‌داد.

تا حالا چند بار با هم دعوا کردین؟
رابطه‌ام با پسرم خوبه تو این سال‌ها نهایت یکی- دوبار با هم دعوا داشتیم.

به خاطر همین وقتی شب حادثه دوستت به قتل رسید پسرتو لو ندادی؟
نه. من خبر نداشتم علی به قتل رسیده فکر می‌کردم یک خراش سطحی بوده.

از اون شب بگو.
دو هفته کمتر می‌شد که با علی آشنا شده بودم اونم دوره گرد و تو کار موتور بود.

چی شد اومد پیشت؟
خواست موتورشو تعمیر کنم.

ساعت 3 نیمه شب؟
کارش اون موقع تموم می‌شد و وقت داشت بیاد.

یعنی بخاطر کشیدن و مصرف مواد نبود؟
{سکوت می‌کند.}

اون وقت شب پسرت اونجا چیکار می‌کرد؟
فهمیده بود دوستم میاد علی رو می‌شناخت ولی یهو دعواشون شد.

پس به خاطر تعمیر نبود، کشیدن مواد بوده که سر پایپ کوروش با علی درگیر شد درسته؟
{سکوت می‌کند.}

اگه کوروش علی رو می‌شناخت پس چرا باهاش درگیر شد ؟
نه همچین چیزی نیست. کوروش با علی درگیر شده بود. دیدم داره علی رو هل میده منم اون لحظه زدم تو گوش کوروش تا جلوی دعوا رو بگیرم ولی زورم نرسید.

چی شد علی با چاقو کشته شد؟
من نمیدونم فقط از هم جداشون می‌کردم.

پسرت همیشه چاقو همراهش بود؟
چاقو واسه علی بود پسرم چاقو ضامن دار نداره از اون گرفت و زدش.

تو چیکار کردی؟
خیلی ترسیدم شروع به داد و بیداد کردم همه اهالی از خونه‌ها اومدن بیرون سریع با اورژانس تماس گرفتم تا علی رو نجات بدم.

کوروش کجا بود؟ اون چیکار کرد؟
با موتور فرار کرد.

چرا به پلیس نگفتی قتل کار پسرته؟
من نمی دونستم علی مرده تازه فهمیدم.

تو این مدت پسرت کجا بود؟
اون شب با موتور رفت و دیروقت برگشت در این باره هیچ حرفی نزدیم.

یعنی انگار اتفاقی نیفتاده درسته؟
من خودم به پلیس زنگ زدم و ماجرا رو گفتم. دلیل نداره دروغ بگم.

ولی نگفتی قاتل پسرته.
پسرم نمی‌خواست آدم بکشه و قاتل بشه. یک اتفاق و حادثه بود.

وقتی همسر دوستت زنگ زد چرا راستشو نگفتی؟
من خبری نداشتم.

وقتی باخبر شدی زنگ نزدی؟
من یک شماره از علی داشتم که بیشتر موقع‌ها همسرش جواب می‌داد وقتی خواستم از حال علی باخبر شم گفت بیمارستانه.

همان شب حادثه چرا به علی نگفتی که کار پسرت بود؟
من بهش گفتم.

ولی شواهد چیز دیگه‌ای نشون میده.
دروغ نمی‌گم.

موتور دوستت چی شد؟
همون شب کلانتری 109 بهارستان موتور دوستم رو امانت داد به من که پیشم بمونه و منم دیگه یادم رفت پیگیری کنم.

از 28 فروردین که قتل رخ داد تا 23 خرداد که پسرت دستگیر شه چیکار می‌کرد؟
خونه بود و با دوستاش بیرون می‌رفت.

پسرت آدم کشت و تو هم موتور دوستت رو بهش دادی؟
من بهش ندادم. خودش برداشت همون شب دستگیری من خودم به پلیس خبر دادم پسرمو بگیرن.

چرا؟
سر موادمخدر و دوستاش. خیلی شرور شده بود بخاطر همین ازش شکایت کردم.

یعنی تا اون لحظه هم خبر نداشتی علی به قتل رسیده و زخمش سطحی نبوده؟
نه خبر نداشتم وقتی مأموران کوروش رو دستگیر کردن و دیدن موتور علی دستشه فهمیدم پسرم قاتله.

چه حالی داشتی؟
دنیا رو سرم خراب شد. بدترین لحظه عمرم بود.

واکنش پسرت چی بود؟
شوکه شده بود. باور نمی‌کرد این اتفاق افتاده چون او قصد نداشت علی رو به قتل برسونه فقط یک دعوا و درگیری ساده بود اما...

حرف آخر؟
به خاطر یک بی توجهی این حادثه رخ داد و پسرم قاتل شد و من هم دستگیر شدم. ای کاش هیچ وقت به سمت مواد نمی‌رفتم و زندگی‌مون رو خراب نمی‌کردم خیلی پشیمانم.