![]() |
|
پیامک دورے - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: اس ام اس های جدید و پیامک (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=73) +--- موضوع: پیامک دورے (/showthread.php?tid=245290) |
پیامک دورے - Ֆℋ£¥∂α - 20-09-2015 قدیما اگه به پای کسی می نشستی بهت میگفتن "وفادار"الان میگن "سیرسش" * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * میشه نگام کنی ,راحت شه زندگیم؟چشم بر ندار ازم میپاشه زندگیم... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خسته ام ...نه از راهی که آمده ام...یا از انتظاری که گاه امانم را میبرد...خسته از تکرار ندیدن... "تو"... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آرامتر تکانش دهید...مرگ مغزی شده باید زودتر برای اهداهم ندارد...احساس است: تا همین دیروز زنده بود خودم دیدم, کسی لهش کرد و رفت... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گاه جلوی آینه می ایستم...خودم را در آن میبنیم...دست روی شانه هایش میگذارم و میگویم:چه تحملی دارد "دلت".... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بالا و پایین پریدنم از شوق زندگی نیست...ماهی ,روی خاک چ میکند؟!!! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در شهر خرابان کسی پیر نشد,از خوردن آدمی زمین سیر نشد ,گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه کنیم.از بس که جوان مرد کسی پیر نشد. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتم :ما به درد هم نمیخوریم اما او هر گز نفهمید من او را برای دردهایم نمیخواستم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بـ جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می اوری شاخه ای از ان را همین امروز به من هدیه کن!!! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی بهم میرسیم,زمین بیهوده گر نیست... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آنقدر به این روز های تلخ عادت کرده ام که وقتی لبخند میزنم قلبم تیر میکشد... بیچاره دلم چقدر زود عادت میکند به نبودن انچه میخواست..! * * * * * * به مدت تمام دلتنگیهایم به من بدهکاری,وعده ما باشد روزی که تو دلتنگم شوی! * * * * * * من بیهوده سوختم... درست مثل سیگار روشن وسط لبهای کسی که سیگاری نیست...! * * * * * * چه سخت که "او"میشود زندگی "تو"اما "تو"حتی از گوشه خیال "او"رد نمیشوی * * * * * * رفت!ولی می آید !هر کس که نمک ما را خورده باشد پایش که هیچ به گردنش هم زنجیر باشد بر میگردد... * * * * * * روی کفنم بنویسید:موریانه ها زهر مارتان,,این تن که میخورید پر از حسرتهای شیرین بود!! * * * * * * وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک"به من چه" پاسخ میگیری... به کسی چه که چقدر تنهایی!!! * * * * * * بیهوده تحریمم نکن من ایرانی ام برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد!! * * * * * * قلب من به تیغ کسانی زخم برداشت که از آنها انتظار محبت داشتم نه فراموشی... * * * * * * هیچکس نفهمید که زلیخا مرد بود...! میدونی چرا؟ مردونگی میخواد ,ماندن پای عشقی که مدام تو را پس میزند... * * * * * * تو قول بده که برگردی منم قول میدم که دوستتنداشته باشم هر دو دروغ بگوییم... راست گفتن تلخ است... * * * * * * نمیدانی...؟ چه دردی دارد,وقتی حالم در واژه ها هم نمی گنجد...! * * * * * * اگه همه آدمهای دنیا کنارت باشن همیشه دلتنگ کسی میشی که نمیتونی کنارش باشی * * * * * * لیاقت انسانها کیفیت زندگی را تعیین میکند نه آرزو هایشان! دوریت زمستانی دیگر است ، کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام * * * * * * * * * * * * * * * * * با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود * * * * * * * * * * * * * * * * * در هجوم لحظه های پوچ جدایی ، سکوت تنها یادگار با تو بودن است * * * * * * * * * * * * * * * * * معلمم به خط فاصله می گفت خط تیره، خوب می دانست فاصله ها چه به روزگار آدمها می آورد! * * * * * * * * * * * * * * * * * ما پیغام دوست داشتنمان را با دود به هم میرسانیم نمیدانم آنسو برای تو تکه چوبی هست؟ من که این سو جنگلی را به آتش کشیده ام! * * * * * * * * * * * * * * * * * سرم را شاید بتوانند دیگران گرم کنند اما وقتى تو نیستى هیچکس نیست دلم را گرم کند! * * * * * * * * * * * * * * * * * تمام عمر مرا مهر آشنایی برد / تمام عشق مرا داغ بی وفایی برد گذشت عمر و نیامد نگار و من مردم / بگوش او برسانید از جدایی مرد * * * * * * * * * * * * * * * * * فراق و دوریت دیوانه ام کرد / چو مجنون راهی ویرانه ام کرد چنان داغی به دل ماند از جدایی / که با هر آشنا بیگانه ام کرد * * * * * * * * * * * * * * * * * دمی فکر رهایی را نکردم / خیال آشنایی را نکردم جدایی را گمان کردم ولیکن / گمان این جدایی را نکردم * * * * * * * * * * * * * * * * * تا نباشد جدایی ها کس نداند قدر یاران ، کویر خشک می داند بهای قطره ی باران * * * * * * * * * * * * * * * * * به لب های تو می سازم کلامی / سرود آشنایی یا سلامی ندارم جز غم عشق تو در سر / ولی افسوس که از من جدایی * * * * * * * * * * * * * * * * * می نویسم خاطرات با اشک و آه / در شبی تاریک و غمگین و سیاه می نویسم خاطرات از روی درد/ تا بدانی دوریت با من چه کرد * * * * * * * * * * * * * * * * * ﻣــﻦ ﺍگــر مـی خـﻨـﺪﻡ ﺗـﻨـﻬﺎ ﺑـﻪ ﺍﺟـﺒـﺎﺭ ﻋـﻜـــﺎﺱ ﺍﺳــﺖ ﻭگـرﻧﻪ بی تو… مــن ﻛـﺠـﺎ؟ خــنــدﻩ ﻛـــﺠــﺎ؟ |