انجمن های تخصصی  فلش خور
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــــــــــــــــے - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+---- انجمن: مطالب طنز و خنده دار (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=76)
+---- موضوع: ســــــــــــــــــــــــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــــــــــــــــے (/showthread.php?tid=261321)



ســــــــــــــــــــــــــــــــــــوتـــــــــــــــــــــــــــــــــــے - ყ_ʍ - 03-08-2016

یه دفعه با دوستم رفته بودیم بیرون یه دونه از این آبنبات چوبی رنگی بزرگهام خریده بودیم داشتیم می خوردیم یه دفعه یه چیزی یادم اومد ذوق کردم با شتاب دستام باز کردم براش تعریف کنم یهو آبنباته پرت شد ………
صحنه ای که اون لحظه دیدم پسری با آبنبات چسبیده به مو که از گوشاش بخار بلند می شد خدایی با مرام بود فحشم نداد
.
.

یه دفه میخواستم چای درست کنم کتری رو گذاشته بودم رو گاز ک گوشیم زنگ خورد، رفتم جواب دادم حین مکالمه یاد کتری افتادم خواستم سریع ب خواهرم بگم آب جوش اومده، جوشیدن و سوختنو با هم قاطی کردم گفتم “آب جوخت”!!!
جاتون خالی علاوه بر خانواده ک در صحنه حضور داشتن دوستم ک پشت خط بودم ترکید از خنده!

.
.

یک روز تلفن خونمون زنگ زد حول شدم گفتم بلو اله ؟؟ اونم حول شد گفت سلو علام
.
.

توی یه مهمانی خیلی شلوغ و نسبتا رسمی ، همه با لباس رسمی و کراوات و … نشسته بودند و همهمه ی خیلی زیادی بود و همه داشتن درباره ی سیاست و اینا حرف می زدن . منم خیلی دوست دارم از این کارای هیجانی کنم ، تا دیدم سر و صدا بلند است و کسی نزدیکم نشسته ، یه آروغ خیلی محکم زدم . تا آروغ زدم ،نمی دونم چی شد همه یهو ساکت شده بودن ..! آقا اصلا یه وضعی بود … هیچوقت یادم نمیره ..
.
.

یه بار با دوستم دعوام شده بود بعد بش گفتم گیر عجب ادم خری افتادمو بعد اون اومد جواب بده با اعتماد به نفس کامل گفت خودت گیر ادم خری افتادی
.
.

مراسم ختم بابای یکی از دوستام بود ، من به همراه چند نفر دیگه رفته بودیم برای فاتحه و تسلیت ، این دوست ما که باباش فوت کرده بود خیلی بی تابی میکرد یکی دیگه از بچه ها اومد دلداریش بده برگشت گفت(اشکال نداره عزیزم این شتری که در خونه همه رو فقط یکبار میزنه ) ینی مجلس ختم رفت رو هوا ...
.
.

یه شب عموم و خانواده اش اومده بودن خونه مون.پسر عموم که دندون درد شدیدی هم داشت باهاشون اومده بود.من خواستم بهش بگم که چون دندونت درد می کنه، نمی خوادصحبت کنی، یه دفعه برگشتم بهش گفتم :می دونم چقدر درد می کشی.فقط دهنتو ببند!! :|

.
.

.
.
.
.
.
ببخشیداگه کم بود اما دوباره میزارم