انجمن های تخصصی  فلش خور
مهر ایرانی - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: فرهنگی (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=35)
+--- موضوع: مهر ایرانی (/showthread.php?tid=270913)



مهر ایرانی - Actinium - 01-10-2018

مهر را می ستایم

«نخستین ایزد مینوی که پیش از دمیدن خورشید جاودانه ی تیز اسب، بر فراز کوه البرز برآید
نخستین کسی که آراسته به زیورهای زرین، از فراز آن کوه زیبا سر برآورد
از آنجاست که آن مهر بسیار توانا بر همه ی خانمان های ایرانی بنگرد»1

جایگاه مهر در میان ایزدان هندوایرانی جایگاهی ویژه است، آنگونه که اشو زرتشت، آموزگار بزرگ ایرانیان، آنگاه که اهورامزدا را به عنوان سرور خرد بر دیگر ایزدان برتری می دهد، مهر را دستیار اهورا مزدا می خواند و جایگاهی فراتر از امشاسپندان به او می بخشد.

امروز می دانیم که جز گاتاها، دیگر بخش های اوستا تدارک موبدان و گاه بازتاب باورهای کهن ساکنان آریایی و غیر آریایی فلات ایران بوده است. در مهر یشت به ستایش ویژه ی این ایزد بزرگ هندوایرانی برمی خوریم و می توانیم با رمز گشایی از این ستایش ها و نیایش ها به برخی ویژگی های این اسطوره پی ببریم؛
ایزد مهر ایزدیست دادگر که مهربانان را دوست و مهردروجان را دشمن می دارد.
مهر پاسدار پیمان ها و نگاهبان سرزمین های ایرانی است.

«ای مهر ! تو با کشورها هم خوبی و هم بد
ای مهر ! تو با مردمان هم خوبی و هم بد
ای مهر ! از توست آشتی و از توست ستیزه در کشورها»1

از یک سو مهر ایزدیست که بیداد و دروغ و ناراستی را بر نمی تابد و بر مهردروجان خشم می گیرد و از سوی دیگر واژه ی مهر در ادبیات پارسی بیانگر عشق و پیمان است و در ذهن هر پارسی زبان، محبت و دوستی را تداعی می کند. هم نشینی این دو کیفیت در ایزد مهر نغز و بازتاب آن نیز در گفتار و کردار انسان تامل برانگیز است، چرا که در اساس، حضور ایزدان ایرانی در جهان مادی، بر پایه ی کردار انسان ها استوار است. اگر از تصویر خشنی که از ایزدان قهار ارائه می شده و دستاویز دینکاران ساسانی نیز قرار می گرفته بگذریم و بر صفت دادگری به صورت کلی متمرکز شویم، مهر را ایزدی شگرف می یابیم.

«اهریمن و نیروهای بدی، تنها در گستره مینوی هستی می یابند؛ گیتی تنها از آن هرمزد است، اگرچه با زورِ اهریمن آلوده و ناپاک شده؛ که این ناپاکی در عین حال، با این واقعیت تایید می گردد که اهریمن تنها تا آنجا که در ذهن برخی افراد حضور داشته و دارد، در گیتی دارای قلمرو است. با فراخواندن تمامی مردم به انکار اهریمن، می توان او را از این جهان زدود. ایزدان که کل جهان مادی به آنان تعلق دارد، خود اساساً به مثابه کیفیت های انتزاعی هستی دارند و مردمان نیک در زندگی روزانه شان به آن ها واقعیت می بخشند. به نظر می آید که حضور آن ها در این جهان، بر تلاش و کوشش هستنده های گیتوی متکی است. برترین هدف انسان نیک در زندگی اش، یگانه شدن با ایزدان است، هدفی که تنها با پرورش کیفیت ها و نیروهای درونی که ایزدان را در انسان نمایان می کند، دست یافتنی خواهد بود«2


مهر ایرانی 1


با بررسی سرنخ هایی که از آیین مهر داریم، می توانیم نفوذ و گسترش آن را در رازوری های جهانی دریابیم.
ریشه یابی آیین مهر و تداوم آن در تصوف اسلامی و گنوسیسم، با اتکا به شواهد تاریخی و تحلیل های فلسفی، جستاری مفصل را طلب کرده و در این کوتاه سخن نمی گنجد. اگر به گفته ی ادیب فرزانه، دکتر شفیعی کدکنی، عرفان و رازوری را نگاه زیبایی شناسانه به الهیات بدانیم، روشن می شود که چگونه روح صلح جو و زیبا پسند فرهنگ ایرانی همواره تئولوژی های خشک و بی روح را تلطیف کرده است.
در تاریخ می خوانیم که مانی و زندیکان چگونه مجموعه ی باید ها و نباید ها و جزم اندیشی موبدان را به چالش می کشند.
 زمانی آیین مهر با واسطه ی ارمنستان مسیحیت کلیسایی را با گنوسیسم می آمیزد
و زمانی دیگر «تصوف را به جنگی تمام عیار با اسلام قشری می فرستند»3

برخی فرهنگ ایرانی را فرهنگ سازش و تساهل دانسته ولی با چشم بستن بر پویایی ها و شکوفایی هایش، آن را فرهنگی منفعل می خوانند. تنها با مروری بر میراث حکیمان و ادیبان و هنرمندان ایرانی در می یابیم که روح فرهنگ ایرانی با مطلق اندیشی و ستیز با دیگر باورها بیگانه است و بدون آنکه طرف مقابل را به دشمنی بخواند، در پی تغییر و تطبیق آن با خود بر می آید و با داد و ستد های سازنده، جهانی نو می آفریند.
این امتیازات همیشه بالفعل نبوده اند و گاه آمیختگی ها و آشفتگی ها، در بستر شرایط زمانی نامناسب و فقدان امتیازاتی که غرب از آنها بهره ی بیشتری داشته، سبب سرخوردگی و رکود ایرانیان و تن دادن ایشان به جبر و تقدیر گردیده است. برای نمونه در تصوف و در فرهنگ عمومی می شود چنین باورهای جبری را بازشناخت.
در جای جای تاریخمان می بینیم که معدود نخبگان و دگراندیشانِ هر زمان، گرچه زبانی جز مهر و ابزاری جز قلم ندارند، به دار آویخته می شوند، دفتر و دیوانشان سوخته، قلم هاشان شکسته و دهان هاشان دوخته می شود و این میان بیشتر خواص نیز، همراه با توده ها، تماشاگرانی بیش نیستند.

نگارنده ی این سطور، با قلم ناتوان خود، درپی تطهیر تاریخی یک ملت نیست و کاستی ها را نیز از نظر دور نمی دارد. بی شک امروز ایرانیان نیازمند بازنگری دقیق نسبت به گذشته خود و میراث فرهنگ و اندیشه ی بومی  هستند، تا هم از اسارت توهمات رها شوند و هم هرآنچه کارساز است را در کنار میراث های جهانی برای ساختن آینده ای بهتر بکار گیرند. تجهیز روشنفکران ما به فلسفه ی تحلیلی و نقد سختگیرانه ی داشته هایمان یک ضرورت است، ولی آنچه در این روزهای حساس بسیار به کار ما خواهد آمد، بازیابی روح صلح طلب ایرانی و پرهیز از خشونت در گفتار و کردار، در کنار پویایی و دگرخواهی است.

ادبیات تند و توهین آمیز، به مخاطب متعصب فرصت درست شنیدن را هم نخواهد داد، چه برسد به اندیشیدن و بازنگری!
مطلق اندیشی و ستیز پرخاشگرانه با کلیت ادیان، به جای پرداختن به درونمایه ها و نقد مبانی فکری، نشانی از حق گویی و حق طلبیِ در فرهنگ ایرانی ندارد.
بازگویی حقایق تاریخی پنهان شده و به چالش کشیدن خرافات و باورهای نادرست توده ها، با روشی که برخی از هم میهنان ما پیش گرفته اند، تنها به تهییج متعصبان و جبهه گیری توده های ناآگاه در برابر هر اندیشه ی نو خواهد انجامید و برخوردهای احساسی متقابل را جایگزین نقد اصولی و منطقی خواهد کرد. اگر گذشته از تعصبات و بیرون از قالب های رایج، تنها در پی پیراستن جامعه ی ایرانی باشیم، می توانیم به زبان مهر باور خود را بیان کنیم. اگر پژوهشگریم با زبان علم و اگر هنرمندیم با زبان هنر سخن بگوییم. اگر در پی اصلاح نظام سیاسی موجود و پاسداشت حقوق انسانی هستیم، باید به شرح و بسط مفهوم سکولاریسم در جامعه ی دینی بپردازیم، نه اینکه با قضاوت های مطلق و چشم پوشی بر معنویات پیوند خورده با فرهنگ ایرانی، خود استقرار نظام دموکراتیک و سکولار را در جامعه ی دینداران غیر ممکن سازیم. 
هوچیگری و لمپنیسم اگر از سوی دینفروشان مستبد نادرست و محکوم است، نباید در میان مدعیان آزادیخواهی تا این اندازه رایج باشد!
جشن مهرگان فرصت خوبیست تا با بهره بردن از یک نماد ملی به اصلاح روش های موجود بپردازیم و احترام به دیگران را بیاموزیم.
مهر، روح فرهنگ ایرانی است
هر کدام از ما که سکوت و انفعال خود را به هر گونه ای توجیه کرده ایم، خوب است به یاد بیاوریم که انسان آگاه یا باید دادخواه باشد یا خود به خود در جبهه ی بیدادگران قرار خواهد گرفت و بقای آن ها را تضمین خواهد کرد.
دگر اندیشان و آن هایی که خواستار تغییر و اصلاح شرایط موجود هستند، شایسته است زبان مهر را بیش از پیش بکار ببندند، چرا که امروز و در این شرایط حساس، حرکت در راستای همگرایی ایرانیان یک اصل ضروری بوده و هر گروهی که بدون شناخت واقعیات جامعه ی ایرانی به واگرایی بیشتر و گسترش نفرت و خشونت دامن بزند نیز در حقیقت بقای بیدادگران و مستبدین کنونی را تضمین کرده است.

«و من در حیرتم از اینكه در شهر شما بینم 
به هر گامی چراغی هست، با نور افكنی پر زور 
و شبها باز هم تاریك؟
خدا را « یك ستاره از فساد خاك وارسته»
چو قندیلی بیاویزید از سقف سیاه شهر
بدرد شاید این تاریكی نه تو
و لختی روشنای زنده ای تابد به راه شهر»4
.
مهرگان خجسته باد
  
————————————————————————-
1-اوستا-مهر یشت/برگردان جلیل دوستخواه
2-گرایش های نهانی در آیین زرتشت – شائول شاکد
3-عبارت از احمد شاملو است
4-اخوان ثالث