انجمن های تخصصی  فلش خور
خاطرات امروز من = طنز و باحال - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+--- موضوع: خاطرات امروز من = طنز و باحال (/showthread.php?tid=277459)

صفحه‌ها: 1 2 3


خاطرات امروز من = طنز و باحال - *Aɴѕel* - 21-10-2019

امروز ساعت هفت بیدار شدم   crying
خیلی خوابم می اومد
اروم اروم   اماده شدم
همین که امدم یه دو دیقه سر لامسبمو بزارم رو بالش
بوق  بوق     اهههههه   سرویس اومد به مامانم خداحافظ گفتم
و با تمام سرعت رفتم
کفشو  پوشیدم
رفتن سوار ماشین شدم و سلام کردم  
{ سرویس ما محجبه  هست  یعنی اصلا خبری از اهنگ نیس حتی مغنه مونم نمی تونیم بیاریم پایین crying  crying  crying  crying  crying }
بعد چند دقیقه  هم سرویسیامو  سوار کرد  یه 5  دقیقه دیر کردیم
امروز دو زنگ اول اردو علمی داشتیم
در پوست  خودم نمی گنجیدم  عاشق علومم
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
رفتیم سوار مینی بوس شدیم من  پیش نهمی ها بودم  
بلاخره رسیدیم
اسمش  
پژوهشکده بیلوژی کشاورزی استان گیلان بود
ماشاالله چقدر طولانی بود
همین که خواستیم بریم داخل مدیرمون گفت
بیاین عکس بگین
لعنتی
حدودا یه 1000 تایی عکس گرفتن
بلاخره وارد شدیم
یه مرده اومد شروع کرد به صحبت کردن کرد
خلاصه بعد
کلی اتفاق باحال   رفتیم گل خونه اونجا
تو ازمایشگاه یه ماییع صورتی شکل جامد بود که برای رشد گیاه بود
منو دوستم وقتی رفتیم گلخونه
یه مایه دیدیم شبیه همون بود
بعد از او کارشناس پرسیدیم این همون ماده هست با خنده گفت
نه مایع دست شویه
منو دوستم از خنده مردیممTelegh_01
بعد اونا بجای موش ازمایشگاهی ماهی ازمایشگاهی داشن
مرده داشت صحبت می کرد  
می خواست تو ضیح بده که چطور  ما تشخیص بدیم  که ماهی ها نر یا مده اند
همه داشتیم به زور جولوی خندهمونو می گرفتیم
گفت نر ها چاق ترن  ماده ها لاغرن
بعد نمیتونست واضح بگه
ولی منعی یکی از حرفاش میشد  که نرا وقتی می یخوان  جفت گیری کنن ماده ها رو دنبال میکنن
عجیبا غریبا
بعد موقع برگشت  معلم پرورشیمون  با ما اومد کلی خندیدیم
اه لعنتی دو باره مدرسه رسیدیم 11 و 30 بود زبان فراسوی داشتیم
قبل کلاس همه گشنه بودن داشیم غدا میخوریم که معلم اومد
همه با دهن پر گفتن
بنجو
معلم خندید گفت مگه غذا نخوردین  هم خندیدیم
گفت یه ربع وقت بسته که غذا بخورید  همه گفتن اره بسته


زنگ تفریح خورد
دوباره گشنه شده بودم
رفتم از بوفه یه چیزایی خریدم
خوردم


بعد معلم عربی اومد همه پا شدیم بعد سلام  گفت یکی کتابشو بده
من دادم بعد باید معنی هارو مینوشتیم  من رفتم سر میز که معنی ها رو بنویسم
گفت بیا رو صندلیم بشیم
انقدر اصرارر کرد بالا خره رفتم
از خجالت اب شدم
بعد تموم شدن کلاس رفتم سوار سرویس شدم
گشنم بود عجب گودزیلاییم
رفتم از سوپر مارکت یه چیزایی خریدم
بعد همسرویسیم گوشی اورده بود چندا عکس گرفتم
بالاخره رسیدم خونه عین خر سرم تو کتاب بود
فردا امتحان دارم الان دارم استراحت می کنم
پایان
 یه سپاس در راه خدا


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - ƁяιƖƖιαηт - 21-10-2019

مرسی اجی


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - RaadA - 21-10-2019

(21-10-2019، 18:27)melika rzv نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
امروز ساعت هفت بیدار شدم   crying
خیلی خوابم می اومد
اروم اروم   اماده شدم
همین که امدم یه دو دیقه سر لامسبمو بزارم رو بالش
بوق  بوق     اهههههه   سرویس اومد به مامانم خداحافظ گفتم
و با تمام سرعت رفتم
کفشو  پوشیدم
رفتن سوار ماشین شدم و سلام کردم  
{ سرویس ما محجبه  هست  یعنی اصلا خبری از اهنگ نیس حتی مغنه مونم نمی تونیم بیاریم پایین crying  crying  crying  crying  crying }
بعد چند دقیقه  هم سرویسیامو  سوار کرد  یه 5  دقیقه دیر کردیم
امروز دو زنگ اول اردو علمی داشتیم
در پوست  خودم نمی گنجیدم  عاشق علومم
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
رفتیم سوار مینی بوس شدیم من  پیش نهمی ها بودم  
بلاخره رسیدیم
اسمش  
پژوهشکده بیلوژی کشاورزی استان گیلان بود
ماشاالله چقدر طولانی بود
همین که خواستیم بریم داخل مدیرمون گفت
بیاین عکس بگین
لعنتی
حدودا یه 1000 تایی عکس گرفتن
بلاخره وارد شدیم
یه مرده اومد شروع کرد به صحبت کردن کرد
خلاصه بعد
کلی اتفاق باحال   رفتیم گل خونه اونجا
تو ازمایشگاه یه ماییع صورتی شکل جامد بود که برای رشد گیاه بود
منو دوستم وقتی رفتیم گلخونه
یه مایه دیدیم شبیه همون بود
بعد از او کارشناس پرسیدیم این همون ماده هست با خنده گفت
نه مایع دست شویه
منو دوستم از خنده مردیممTelegh_01
بعد اونا بجای موش ازمایشگاهی ماهی ازمایشگاهی داشن
مرده داشت صحبت می کرد  
می خواست تو ضیح بده که چطور  ما تشخیص بدیم  که ماهی ها نر یا مده اند
همه داشتیم به زور جولوی خندهمونو می گرفتیم
گفت نر ها چاق ترن  ماده ها لاغرن
بعد نمیتونست واضح بگه
ولی منعی یکی از حرفاش میشد  که نرا وقتی می یخوان  جفت گیری کنن ماده ها رو دنبال میکنن
عجیبا غریبا
بعد موقع برگشت  معلم پرورشیمون  با ما اومد و کلی رقصید کلی خندیدیم
اه لعنتی دو باره مدرسه رسیدیم 11 و 30 بود زبان فراسوی داشتیم
قبل کلاس همه گشنه بودن داشیم غدا میخوریم که معلم اومد
همه با دهن پر گفتن
بنجو
معلم خندید گفت مگه غذا نخوردین  هم خندیدیم
گفت یه ربع وقت بسته که غذا بخورید  همه گفتن اره بسته


زنگ تفریح خورد
دوباره گشنه شده بودم
رفتم از بوفه یه چیزایی خریدم
خوردم


بعد معلم عربی اومد همه پا شدیم بعد سلام  گفت یکی کتابشو بده
من دادم بعد باید معنی هارو مینوشتیم  من رفتم سر میز که معنی ها رو بنویسم
گفت بیا رو صندلیم بشیم
انقدر اصرارر کرد بالا خره رفتم
از خجالت اب شدم
بعد تموم شدن کلاس رفتم سوار سرویس شدم
گشنم بود عجب گودزیلاییم
رفتم از سوپر مارکت یه چیزایی خریدم
بعد همسرویسیم گوشی اورده بود چندا عکس گرفتم
بالاخره رسیدم خونه عین خر سرم تو کتاب بود
فردا امتحان دارم الان دارم استراحت می کنم
پایان
 یه سپاس در راه خدا
باحال عالییییی


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - م‍حمّد - 21-10-2019

زبان فرانسوی رو(که به نظرم واقعا چیز بیهوده و اضافه ایه) میتونم هضم کنم ولی دیگه رقص دبیر پرورشی سوژه نابیه! 


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - RaadA - 21-10-2019

(21-10-2019، 21:14)محمّد نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
زبان فرانسوی رو(که به نظرم واقعا چیز بیهوده و اضافه ایه) میتونم هضم کنم ولی دیگه رقص دبیر پرورشی سوژه نابیه! 

اوووووو اونکه بله
ولی شاید فرانسوی دوست داره


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - م‍حمّد - 21-10-2019

(21-10-2019، 21:16)RaadA نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(21-10-2019، 21:14)محمّد نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
زبان فرانسوی رو(که به نظرم واقعا چیز بیهوده و اضافه ایه) میتونم هضم کنم ولی دیگه رقص دبیر پرورشی سوژه نابیه! 

اوووووو اونکه بله
ولی شاید فرانسوی دوست داره

با علاقش کاری ندارم ولی به نظرم کار مناسبی نیست توی برنامه درسی بگنجونن. نه تو کنکور به درد میخوره و نه توی ازمون های دیگه


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - *Aɴѕel* - 21-10-2019

(21-10-2019، 21:18)محمّد نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(21-10-2019، 21:16)RaadA نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
(21-10-2019، 21:14)محمّد نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
زبان فرانسوی رو(که به نظرم واقعا چیز بیهوده و اضافه ایه) میتونم هضم کنم ولی دیگه رقص دبیر پرورشی سوژه نابیه! 

اوووووو اونکه بله
ولی شاید فرانسوی دوست داره

با علاقش کاری ندارم ولی به نظرم کار مناسبی نیست توی برنامه درسی بگنجونن. نه تو کنکور به درد میخوره و نه توی ازمون های دیگه

ما با فرانسه از درسامون عقب نمی مونیم


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - RaadA - 21-10-2019

آفرین همینه
آقا دوستدارن میگنجونن


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - کــــــــــⓐرمَن - 22-10-2019

عالی بود چه خاطره ی عجیبی خوشبحالت وقت من فقط با اروم کردن دوستم گذشت چون دلش به دوست پسرش تنگ شده بود Dodgy


RE: خاطرات امروز من = طنز و باحال - RaadA - 22-10-2019

(22-10-2019، 19:02)aysan666666 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
عالی بود چه خاطره ی عجیبی  خوشبحالت وقت من فقط با اروم کردن دوستم گذشت چون دلش به دوست پسرش تنگ شده بود Dodgy

هاووووووو. دلت خوشه ها