![]() |
|
متن اهنگ Beautiful Goodbye 2 - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18) +--- انجمن: آهنگ و موسیقی (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=26) +---- انجمن: متن آهنگ های خوانندگان (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=52) +---- موضوع: متن اهنگ Beautiful Goodbye 2 (/showthread.php?tid=29984) |
متن اهنگ Beautiful Goodbye 2 - محمد امین _عشق - 09-03-2013 You’re only getting farther away تو فقط داری دورتر می شی I want to hold onto you but it’s not the time or place میخوام جلوتو بگیرم اما وقت یا جاش نیست I won’t do anything like beg نمی خوام کاری مثل التماس انجام بدم But no – You’re going away, far away اما نه – تو داری فاصله می گیری ، داری خیلی دور می شی You might disappear and never come back ممکنه ناپدید بشی و هرگز برنگردی Will it work if I kneel down on the ground? این فایده ای داره اگه من روی زمین زانو بزنم؟ Should I stay up all night here till you return? Why are you going? باید تمام شب اینجا بایستم تا تو برگردی؟ چرا داری می ری؟ Will it be a turn off if I say I’m sad and start to cry? اگه من بگم ناراحتم و گریه کنم جلوی رفتنتو می گیره؟ After I blankly let you go, I just can’t believe it بعد از اینکه با حماقت اجازه دادم بری ، انگار نمی تونم باورش کنم Is this fool really me right now? My tearing heart has become paralyzed حالا این واقعا از حماقت منه ؟ قلب پاره پاره م داره به یه افلیج تبدیل می شه (از کار میفته) I secretly eat my tears and they become my food من یواشکی اشکامو می خورم و اونا تبدیل به غذام میشن Dear you… توی عزیز.... When did you say yesterday that when tomorrow comes, you’ll be leaving me? دیروز کی بهم گفتی که وقتی فردا بیاد ، ترکم می کنی؟ If I knew I had to let you go like this, I would’ve treated you better (treated you better) اگه می دونستم باید بذارم اینطوری بری ، دلم میخواست باهات بهتر رفتار می کردم (بهتر رفتار می کردم) * Tears flow and I knew this was goodbye اشکها جاری می شدن و من می دونستم این خداحافظیه As I looked at your back, strengthlessly turning away همونطور که به رفتنت نگاه می کردم ، با ناتوانی رومو برمی گردوندم I know that you’re just as sad as me می دونستم که تو هم درست مثل من غمگینی But I need to hold it in so the memories will stay beautiful اما لازم بود تو خودم نگهشون دارم به خاطر اینکه اینطوری خاطره ها زیبا می مونن The moon and the stars of the night sky don’t appeal to me ماه و ستاره های تو آسمون شب برام جذاب نیستن They don’t shine, I can’t even see them that well اونا نمی درخشن ، حتی نمی تونم خوب ببینمشون How long must time pass for me to see you again? حالا زمان چطوری باید برام بگذره تا دوباره ببینمت؟ Perhaps we will meet again later on شاید ما دوباره بعدتر همدیگه رو ببینیم I can’t believe this, I must be crazy نمی تونم اینو باور کنم ، باید دیوونه شده باشم Even in this situation, I’m hungry – I must be crazy حتی تو این موقعیت ، من گرسنه م – باید دیوونه شده باشم Even after breaking up, I still get hungry حتی بعد از اینکه باهات بهم زدم ، هنوز گرسنه می شم And since I’m eating, I must still be human و با توجه به اینکه دارم یه چیزی میخورم ، هنوز باید انسان باشم You still flicker before my eyes as if I’m watching TV همچنانکه دارم تلویزیون تماشا می کنم تو هنوز مثل یه نور پیش چشمام سوسو می زنی I wish I could just take a long stretch and easily live without you کاش فقط می تونستم یه دوره طولانی از زندگیموجدا کنم و بدون تو به راحتی زندگی کنم But spitefully, you were my life اما بدبختانه ، تو زندگی من بودی You were my dream, you were my heaven تو رویای من بودی ، تو بهشت من بودی * Repeat تکرار Like a flower petal that withers in just one moment مثل یه برگ گل که فقط تو یه لحظه پژمرده می شه It cools down, it withers به سردی میفته ، پژمرده میشه It withers in just one moment, dries up and crumbles تنها تو یه لحظه پژمرده می شه ، خشک می شه و فرو می ریزه And it scatters in the wind to the sky, oh oh oh و تو باد به طرف آسمون پراکنده می شه ، اه اه اه Feeling free, feeling lighthearted احساس آزادی ، احساس سبک بالی Feeling like I cut off an old lump on my body احساس می کنم انگار یه لامپ قدیمی رو روی بدنم خاموش می کنم But the lump is old and so became a part of my body اما لامپ قدیمیه و به خاطر همین تبدیل به قسمتی از بدنم شده And as soon as I cut that lump off, I lost my balance و همونطور که به زودی لامپو خاموش می کنم ، تعادلمو از دست می دم So I fall down and break down, fall down and break down به خاطر همین می افتم و درهم میشکنم ، می افتم و درهم میشکنم I fall down and break down, fall down and break down من افتادم و درهم شکستم ، افتادم و درهم شکستم Now I can’t walk or stand for the rest of my life حالا نمی تونم راه برم یا تو زندگیم راحت باشم The end. پایان |