انجمن های تخصصی  فلش خور
داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: گفتگوی آزاد (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=19)
+--- موضوع: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) (/showthread.php?tid=48301)

صفحه‌ها: 1 2


داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - Shadow of Death - 17-08-2013

داستان پیدا کردن گنج توسط من +واقعی
من داشتم اماده میشدم پدرم هم داشت بیرون ماشینو میشست از اونجایی که اماده شدن من خیلی طول میکشه
صدای بابام دراومد
پریا بابا پس کجایین بیایین دیگه منم هول کردم تند تند شالمو سر کردم و رفتم طرف حیاط خونمون
حتی نمیدونستم شالمو چطوری سر کردم درسته یا کج و موج
خلاصه با هزار بد بختی تونستیم راه بیفتیم داشتیم میرفتیم اطراف نمین (یکی از شهر های اردبیل )
برای گردش ماشین راه افتاد بهد از یک ساعت دیگه رسیدیم به مقصد
و مشغول پهن کردن زیر انداز و برداشتن وسایل از ماشین شدیم بعد از تموم شدن کار ها مون
منو پدرم که از قبل نقشه داشتیم یکم از اون جا دور شدیم تا صحبت کنیم توی اون نزدیکیا هم یه تپه بود به نام ایلاننی داغ
که خیلیا از اون جا طلا پیدا کرده بودن
پدرم به من گفتدخترم وقتی رفتیم نشستیم بهد از نیم ساعت که گذشت پاشو به من بگو بابا
بیا بریم اطرافو بگردیم
بعد منم پا میشم و با هم میریم دنبال طلا
چون یه هفته قبل از اون پدر بزرگم که رو به موت بود یه نقشه گنج از همون کوه به پدرم داد منم که عاشق این جور چیزا بودم پدرمو کچل کردم که باید این هفته بریم
و برای این این قضیرو به مادرو خواهرم نمیگفتیم که اون کوه پر از ماره و مادرم امکان نداشت بذاره بریم اون جا رو بکنیم خواهرم هم اگر میدونست فوری به مامانم میرسوند
خلاصه من نقشه رو عملی کردم و منو پدرم به بهانه گشتن رفتیم طرف کوه
چون خوب میدونستیم کجا باید بریم زود محلی که گنج دفن شده بود رو پیدا کردیم
و شروع کردیم به کندن
که به چیزی شبیه صندوق رسیدیم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
..
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.

.
.
خوب همین جا من از خواب بیدار شدم
این بود خواب من
دوستان نظرو سپاس یادتون نره Heart Heart Heart Heart Heart Heart Heart Heart


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - Mσηѕтєя Gιяℓ - 17-08-2013

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
خیلییییییییییییییی خوب بود
ضد حال جالبییییییییییی زدی ExclamationExclamationExclamationExclamationExclamationExclamationExclamationExclamationBig GrinTongueSmile


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - яᎧмιиα - 17-08-2013

حدس میزدم یه همچین چیزایی باید باشه..!!


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - Shadow of Death - 17-08-2013

خواهش میکنم تشکر نکنین
برا من وظیفه بودBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - Andrea - 17-08-2013

وا بي مزه 
اما سپاس خنديدنBig GrinUndecided


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - ترانه95 - 17-08-2013

هههههههه ایول دمت گرمWink


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - +mehran - 17-08-2013

خوب بود


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - sara1112 - 17-08-2013

Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - Shadow of Death - 17-08-2013

ممنون که نظر دادین بچه ها


RE: داستانی واقعی از زندگی خودم (از دست نده) - ♥mahssa♥ - 17-08-2013

Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin