انجمن های تخصصی  فلش خور
داستان کوتاه(ارزش مادر) - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: داستان و رمان (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=67)
+---- موضوع: داستان کوتاه(ارزش مادر) (/showthread.php?tid=66884)

صفحه‌ها: 1 2 3


داستان کوتاه(ارزش مادر) - ملیکاخانم - 31-10-2013

شبی پسری نزد مادرش که در اشپزخانه درحال پختن شام بود رفت و یک برگه کاغذ به او داد.مادر دستهایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته ها را باصدای بلند خواند.پسرش با خط بچه گانه نوشته بود:

صورت حساب:
کوتاه کردن چمن باغچه:5دلار
مرتب کردن اتاق خوابم:1دلار
مراقبت از برادر کوچکم:3دلار
بیرون بردن سطل زباله:2دلار
نمره ی ریاضی خوبی که امروز گرفتم:6دلار
جمع بدهی شما به من:17دلار
مادر لحظه ای به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد.سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورت فرزندش،این عبارت را نوشت:

بابت سختی9ماه بارداری که در وجودم رشد کردی:هیچ
بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و دعا کردم:هیچ
برای تمام زحماتی که در این سال ها کشیدم تا تو بزرگ شوی:هیچ
بابت غذا،نظافت تو و اسباب بازیهایت:هیچ
و اگر همه این ها را جمع بزنی،خواهی دید که هزینه عشق به تو هیچ است.وقتی که پسر ان چه را که مادرش نوشته بود خواند،چشمانش پراز اشک شد و درحالی که به چشمان مادرش نگاه میکرد،گفت"مامان دوستت دارم"ان گاه قلم را برداشت و زیر صورت حساب نوشت:قبلا به طور کامل پرداخت شده!
پس من همیشه به مادرم بدهکار خواهم ماند.
.
.
.
.
.
.
.
.
.سپاس یادتون نرهHeart



RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - *نفرین به دنیا* - 05-11-2013

ممنونHeart


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - یاسی@_@ - 05-11-2013

می شه بگی تو چه کتابی خوندی چون من تو کتاب تو توئی خوندم اما اخرش می شه 11 دلار ولی میگه 12 دلار داشته سر مامانه کلاه می ذاشته ولی مر30


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - ملیکاخانم - 06-11-2013

نه اسم کتابش این نیست


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - نگین کاف - 06-11-2013

(05-11-2013، 21:29)jasamin نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
می شه بگی تو چه کتابی خوندی چون من تو کتاب تو توئی خوندم اما اخرش می شه 11 دلار ولی میگه 12 دلار داشته سر مامانه کلاه می ذاشته ولی مر30
منم هری پاتر رو دوست دارم این همه نقش خوب چرا پروفسور اسلیب


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - ملیکاخانم - 06-11-2013

دیگه...


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - بغض ابر - 06-11-2013

ای جاااااان


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - ملیکاخانم - 06-11-2013

نظر بدید دیگهHeart


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - ایریا - 06-11-2013

HeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart


RE: داستان کوتاه(ارزش مادر) - عاشق عشق {دختر} - 06-11-2013

:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::c

:crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying::crying:​

:crying::crying::crying: