انجمن های تخصصی  فلش خور
آپارتمان وان دی ها(وان دایرکشن)3 - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: مسائل متفرقه (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=18)
+--- انجمن: آهنگ و موسیقی (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=26)
+--- موضوع: آپارتمان وان دی ها(وان دایرکشن)3 (/showthread.php?tid=95348)



آپارتمان وان دی ها(وان دایرکشن)3 - سوپرمغز - 13-03-2014

خب این داستان متفاوته چون قراره کلی بخندیم...
این داستان به صورت قسمت های مختلف و هر قسمت با موضوع جدید اپ میشه و بازیگرانش همین 5 تا کله پوک خودمونن...(دور از جونشون)
مثل سریال اشنایی با مادر که یک سریال بود با داستان های مختلف...
بریم سراغ قسمت اول


این قسمت: قرار لیام...

لیام از تو اتاق با صدای بلند- هری؟؟؟ این بلیز ابیه کجاست؟؟؟
هری- تن منه

لیام از اتاق میاد- چی؟؟؟ من اینو تازه خریدم. مال امروزه

هری- خب من فکر کردم مال من خریدی!!!!
لیام با دستش میزنه به پیشونیش- ای خدا حالا من چی بپوشم؟ (میره یه سمت اتاق لویی و در میزنه)

لویی- چیه؟؟؟ از پشت در بگو

لیام- اون بلیز سفیدتو بده به من واسه امروز

زین از پله ها میاد بالا و ظرف پاپ کرن دستشه و اون یکی دستش خیسه و داره به لیام نگاه میکنه

لویی- تن زینه..ازش بگیر

زین دستشو با بلیزش پاک میکنه و بینیشم با ته پلیزش میگیره

لیام- اه...نه مرسی میرم دنبال یه چیز دیگه

زین- چیه مگه لباس نمیخای؟

لیام- نه نظرم عوض شد

لیام داشت با خودش هی حرف میزد و از پله ها می اومد پایین که یهو نایل اومد طرف و ترسوندتش

لیام- پسر مگه تو دیوانه ای؟؟؟

نایل- چیه؟ پکری؟

لیام- لباس میخاوم به خاطر قرارم با پانیذ

نایل- غمتو نبینم عزیزم بیا بریم خودم بهت میدم. اون صورتیه چطوره؟

لیام با تعجب- چی؟؟؟؟ همونی که تاحالا صدبار زیر بغلش پاره شده؟

نایل- وا..!! هر صدبارشم دوختم..نو شک نکن

لیام در حالی که دست نایل از دور گردنش بلند میکنه- ممنون میرم بلیز بخرم. تو هم خیلی گدا تشریف داریا..!!!!!قاب دستمال بهتر از اونه

نایل- گدا چیه...صرفه جو..

لیام از خونه میره بیرون تا خرید کنه ولی قبلش تو حیاط به هری میگه- میشه تا من برمیگردم خونه جمع کنی و یه غذایی هم درست کنی؟

هری- اره پسرم بزار باباتم بیاد ببینم شام چی دوست داره....

لیام- من بین شماها چی کار میکنم...!!!!! ای خدااااا

هری داخل خونه

نایل- رفت؟

هری- اره بابا دستور هم میده شام درست کنیم براش...اون با پانیذ قرار داره به ما چه..والا

نایل میزنه پشت کله هری- بی ادب...برو زود باش...منم میام کمکت

هری با دستش میزنه جلو سینه نایل- نه قربانت ممنون تو بیای مواد غذایی یهو غیب میشن

هری میره و یه غذایی درست میکنه...(مثلا) میشه سوپ...

نایل با تعجب داشت به ظرف غذا نگاه میکرد- این چیه؟

لویی- سوپه؟

هری- نه پودینگه

زین- ...این پودینگش مال کجاست؟؟؟؟

هری- انگلیس

زین- چرا ابکیه؟

هری- نه بابا خودشو نگرفته...من کارمو بلدم

صدای در میاد..هری سریع در ظرفو میزاره

لیام- خب چی کار کردین؟

لویی- پوشک هارو شستم ننه جون...اب حوضم اوردم برات

لیام- هههه..نمکدون...تروخدا امشب شب مهمیه فقط امشب طوری رفتار کنید که انگار قبلا زندگی کردین میتونین؟؟؟؟؟

همشون به همدیگه نگاه میکنن.....

لیام- فراموشش کنید فقط ساکت باشید میتونید؟

زین- اره بابا خیالت راحت ما لال...

تقریبا یک ساعت دیگه پانیذ قرار بود بیاد و همه تو حال نشسته بودن که یهو لیام از جاش بلند میشه

لیام- این چه بویی هست؟

همه دنبال لیام بلند میشن

لیام- میگم این چه بویی میاد؟؟؟

همه به نایل نگاه میکنن

نایل- به خدا من کاری نکردم بیایین خودتون بگردین بو پیدا کنید...نیست

لیام- نه ...اون نه...Dodgy

لویی- نکنه فکر کردی منم؟؟؟؟؟؟ من اصلا مشکل دارم جدیدا...

هری- ای بابا من میگمه چند شب از اتاقت بو نمیادBig Grin

زین و نایل- 25r3025r30
لیام- ای بابا نه اون نه

زین- من موندم فقط....واستا ببینم نکنه خودتی؟؟؟؟؟ Rolleyes

لیام- کلا از اون بو بیایین بیرونHuh

نایل- یعنی بوی زیر بغله؟؟؟؟؟؟Undecided

لیام- نایل بسه بو از اشپزخونه میاد

هری- یعنی کسی میره اون کارو تو اشپزخونه میکنه؟؟؟؟ نه بابا فقط ما خونه ایم کس دیگه ای نیست :297:

لیام- ای بابا...بابا اون دوده چیه میاد بیرون؟؟؟

لویی- اوه اوه طرف چه بمبی ترکونده.فکر کنم شکمش خوب کار میکرده... :cool:

هری میزنه به صورتش- اخ دیدی چی شد...غذام سوخت...

همه دویدن سمت اشپزخونه...

لویی با داد- نه هری...نرو شاید این یه تله باشه...این مه مشکوکه

نایل- ببین کل غذا سوخته؟؟؟؟Confused

زین- الانم به فکر شکمی...دوستمون ناراحته

لیام خوشحالم تو منو میفهمی زین

زین- خاهش داره...هری خوب چک کن ببین این مه از چیه..!!!؟؟؟؟

لیام- واااااااااااای از دست شماها

لیام رفت به سمت گاز و خاموش کرد و پنجره هارو باز کرد...

لیام با عصبانیت- من از دست شماها چی کار کنم؟؟؟؟

نایل- بخند...

هری- بده ببینم...اخ اخ..بچه ها سوپمون خشک شد بالاخره...داشت واقعا میشد پودینگ ها..رقیب ها نذاشتن....

لویی موز برمیداره میره طرف هری

لویی- از اینک این مسابقه باختی چه حسی داری؟

هری- من هرگز شسکت نمیخورم:cool:

نایل- سابیدی به الک....زارت

همینطور که پسرا داشتن بحث میکردن صدای زنگ در میاد

زین- یعنی کیه؟؟؟؟Confused

هری- قاتل غذای منه

نایل- خودم میکشمش...با غذا شوخی نداریم :nea:

لیام- بس بسه بسه...بابا پانیذه...بدبخت شدم رفت

لیام میره سمت در و درو باز میکنه

لیام- سلام خوش اومدی...

یهو همه پسرا میزنن زیر خنده....

لیام زیر زبونی میگه- چه مرگتونه...؟؟؟؟ زشته(رو به پانیذ) من جلو میرم که راه نشونت بدم

پانیذ- لباست خیلی قشنگه....مده؟؟؟

لیام- اره در واقع...( بعد یهو نگاهش می افته به ایینه)میبینه از پشت بلیزش کاملا سوخته و پشت نداره

لیام- نه چیزه...این..چیزه...پسرا شماها بگین یه چیزی

هری لویی زین و نایل-

لیام- ای بابا...پانیذ چیزه..من...چیزه..اخه

پانیذ- امادگیشو نداشتی میگفتی...من میرم بای پسرا

هری لویی زین و نایل-

لیام با عصبانیت- من خفتون میکنم...چرا حرف نزدین؟؟؟

هری لویی زین و نایل با همدیگه- خودت گفتی وقتی پانیذ اومد ما فقط ساکت باشیم.... :4chs::4chs::4chs::4chs:



پایان....
منتظر قسمت بعدی و داستان جدید باشید


RE: آپارتمان وان دی ها(وان دایرکشن)3 - [ niki ] - 13-03-2014

خخخخخخ
باحال بود25r30


RE: آپارتمان وان دی ها(وان دایرکشن)3 - noosha joon - 13-03-2014

حتما سری های بعدی بزارIdea 
بیچاره لیام همیشه باید حرص بخورهSad


RE: آپارتمان وان دی ها(وان دایرکشن)3 - کریستال - 16-03-2014

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ پکیدم از خندهBig GrinBig Grin