گیفت کارت   حداقل سیستم مورد نیاز بازی   حداقل سیستم مورد نیاز بازی


نظرسنجی: آیا از نوشته خوشتان آمد؟
بلی
خیر
نظر خاصی ندارم
[نمایش نتایج]
 
توضیح: این یک نظرسنجی عمومی‌است. کاربران می‌توانند گزینه‌ی انتخابی شما را مشاهده کنند.
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یک داستان کوتاه درباره امام زمانم(قشنگه)

#1
Heart 
یه عمر دعا میکردم آقا رو ببینم....
یه شب خواب دیدم
انگار دعاهام مستجاب شده 
مردی در خانه رو میزد ...
از پشت پنجره نگاه کردم...
آره مولا صاحب زمان بود...
سریع رفتم تابلوها و عکس های ناجور رو برداشتم....
وسایل ناجور رو جمع کردم...
ای وای سی دی های ناجور مونده سریع شکستمشون و ریختم دور...
دستگاه ماهواره هم قایم کردم گوشی موبایل رو هم خاموش کردم که یه وقت.....
یه نگاه دیگه به خونه انداختم 
فک میکردم دیگه خونه آمادست.....
رفتم که در رو وا کنم که امامم رو ببینم 
تا دعوتشون کنم بیاد خونم
اما نبود....
در رو که وا کردم 
دیدم آقا آخرین خونه کوچه رو هم  زده بود 
و ناامید از کوچه رفت....
همه مثل من داشتن خونه رو آماده میکردن
هیچکس آماده دیدارآقا نبود....
وباز هم آقام مثل همیشه غریب بود
و ما دعــــا میکنیم آقــــا بیاید و همه کار میکنیم که نیاید Undecided Undecided Undecided Undecided Undecided Undecided Undecided

آیت الله بهجت:
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم
سالها منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که کنارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم crying crying crying crying
زندگـــــــــــــــــــــــــــــی جدی ترین شوخـــــــــــــــی ناراحــــــــــت کننــــــــــده خدا بود  crying  crying
پاسخ
آگهی

 
#2
(09-02-2019، 14:14)نرگس 11 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
یه عمر دعا میکردم آقا رو ببینم....
یه شب خواب دیدم
انگار دعاهام مستجاب شده 
مردی در خانه رو میزد ...
از پشت پنجره نگاه کردم...
آره مولا صاحب زمان بود...
سریع رفتم تابلوها و عکس های ناجور رو برداشتم....
وسایل ناجور رو جمع کردم...
ای وای سی دی های ناجور مونده سریع شکستمشون و ریختم دور...
دستگاه ماهواره هم قایم کردم گوشی موبایل رو هم خاموش کردم که یه وقت.....
یه نگاه دیگه به خونه انداختم 
فک میکردم دیگه خونه آمادست.....
رفتم که در رو وا کنم که امامم رو ببینم 
تا دعوتشون کنم بیاد خونم
اما نبود....
در رو که وا کردم 
دیدم آقا آخرین خونه کوچه رو هم  زده بود 
و ناامید از کوچه رفت....
همه مثل من داشتن خونه رو آماده میکردن
هیچکس آماده دیدارآقا نبود....
وباز هم آقام مثل همیشه غریب بود
و ما دعــــا میکنیم آقــــا بیاید و همه کار میکنیم که نیاید Undecided Undecided Undecided Undecided Undecided Undecided Undecided


آیت الله بهجت:
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم
سالها منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که کنارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم crying crying crying crying
کاش مهدی زهرا
چون حسین
زینب داشت
امام من غریب ترین و تنها ترین
امام است
امام من
خواهری چون زینب را ندارد
امام من برادری چون عباس ندارد
امام من دردانه ای چون سکینه و رقیه ندارد
و امام من چون حسین اکبری ندارد
امامم غریب ترین است در این دنیا
بیا ای مهربانم Heart Heart Heart Heart
زندگـــــــــــــــــــــــــــــی جدی ترین شوخـــــــــــــــی ناراحــــــــــت کننــــــــــده خدا بود  crying  crying
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  همه چیز درباره ی شیطان!!!
  حدیث روز/ سخن امام جواد(ع) درباره رضایت دادن به کار ناپسند
  چگونه می توان فهمید که امام زمان (عج) از ما راضی هستند یا خیر؟
  از کجا بدانیم که امام زمان (عج) وجود دارد؟
  بقیة الله به چه معناست و چرا به امام زمان (عج) بقیة الله می گویند؟
  چه بلاهایی امام زمان (عج) را احاطه کرده اند؟
  امام زمان(علیه السلام) چه روزی ظهور می کنند؟
  شیعه چگونه می تواند ثابت کند که فرزند امام حسن عسکری (ع) متولد شده است؟
  چرا برادر امام حسن عسکری (ع) را جعفر کذاب می گویند؟
  پرسش بهشتیان - درباره علت جهنمی شدن - از جهنمیان

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان