امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اگه یه زمانی یه جن خیلی ترسناک دیدی چیکار میکنی. خاطراتتون اگه جن یا روح دیدید هم بگی

#11
بهترین راه اینکه ناپدید بشن برن باید بری زیر پتو
پاسخ
 سپاس شده توسط _leιтo_
آگهی
#12
(24-10-2020، 12:20)صباnafas نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
فقط نگاه میکنم/:
shit Big Grin Big Grin
میدونی جالب ترین بخش این زندگی چیه.؟
اینکه ما تو عصری زندگی میکنیم که
گوشی هاش هوشمندن
ولی ادماش احمق Dodgy
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://harfeto.timefriend.net/16336926635920
(حرفتو بهم بگو.دیدم همه گذاشت منم گذاشتم جیز)
پاسخ
 سپاس شده توسط مـ༻؏☆جـےـیــّ◉ـב
#13
Exclamation 
يه بار نشسته بودم  به ديوار هم تكيه داده بودم يهو صدا اومد مجيد بيا اين جا
هيچ كسي هم دورم نبود
بلند شدم الفرااااااااااااررر Big Grin
وقتي هم مي ترسم بلند صحبت مي كنم ويه چيزي رو تكرار مي كنم
ایمان به خدا اعتماد می‌آفریند، حتی زمانی که نقشه‌های او را نفهمی!
پاسخ
#14
(24-10-2020، 20:38)Маджид Гангстер نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
يه بار نشسته بودم  به ديوار هم تكيه داده بودم يهو صدا اومد مجيد بيا اين جا
هيچ كسي هم دورم نبود
بلند شدم الفرااااااااااااررر Big Grin
وقتي هم مي ترسم بلند صحبت مي كنم ويه چيزي رو تكرار مي كنم

منو میگی داداشم اومده بود سر خوراکیام خواستم جیغ بزنم برگشت سمتم گفتم پووففف خدا بکشتت از جن هم ترسناک تری
میدونی جالب ترین بخش این زندگی چیه.؟
اینکه ما تو عصری زندگی میکنیم که
گوشی هاش هوشمندن
ولی ادماش احمق Dodgy
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://harfeto.timefriend.net/16336926635920
(حرفتو بهم بگو.دیدم همه گذاشت منم گذاشتم جیز)
پاسخ
#15
من یک بار که از مدرسه اومدم خونه مامان بابام خونه نبودن اول هرکاری میکردم در باز نمیشد هرچی کلید رو میچرخوندم باز نمیشد نیم ساعت پشت در بودم از اخر رفتم همسایمون گفتم درمون باز نمیشه و اون اومد کلیددو ازمن گرفت ودر رو باز کرد خیلی تعجب کردم من هرکار میکردم باز نمیشد بعد تشکر کردم ورفتم تو رفتم تو اتاقم لباسام رو عوض کردم ورفتم اشپز خونه یک چیزی خوردم قرار بود مامان بابام بیان دنبالم و بریم خونه مادربزگ مادرم چون پدربزرگ مادرم فوت کرده بود و روز دوم سومش بود بعد رفتم تو اتاقم تا لباسام رو عوض کنم دیدم یکی از عروسکام که روی میز کنار در اتاق بوده افتاده اولش یکم ترسیدم ولی بعد عرویک رو برداشتم وگذاشتم سرجاش بعد رفتم سر کمدم وقتی حاضر شدم خواستم از اتاق خارج شم دیدم دوباره همون عروسک افتاده بود خیلی ترسیدم اولش تو شک بودم و مدام به دورو برم خیره میشدم بعد یوواش عروسک رو برداشتم و گذاشتم در دورترین نقطه روی میز وسرع از اتاق خارج شدم رفتم تو حیاط بعد در حیاط رو باز کردم و منتظر شدم بعد 5 دقیقه بابام اومد و رفتیم بعد از اون دیگه اتفاقی نیفتادTelegh_59
==================

زندگیـ سختـ استـ اما منـ از آنـ سختـ ترمـ …

===================
پاسخ
 سپاس شده توسط ☪爪尺.山丨几几乇尺☪ ، @ساحل@
#16
من بودم با کلی صلوات و ایه الکرسی اون مکانو خیلی آروم ترک میکردم
خلاف قوانین؟! تکراری؟! بی کیفیت؟! اسپمزا؟! اسپم؟!کم محتوا؟!
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ویلای دو خوابه و ارزان قیمت در نزدیکی دریا در شهر رامسر (:
پاسخ
#17
فرار میکنم. یه بار داشتیم از تو پارکینگ میرفتیم طبقه خودمون که که یهو از تو واحد همکف یه صدای خنده عجیب قریبی اومد همه خوانواده شنیدن ولی بابام به حساب میخواست ماست مالی کنه تا نترسیم گفت چند جوون تو کوچه بودن اونا خندیدن. ولی خب من دقیقا جلو در خونه بودم نمیتونم حرفشو باور کنم.یه بارم تو خواب همین صحنه رو دیدم که پشت درم و میخوام درو باز کنم ولی یکی از پشت در میخنده. وای خیلی ترسناک بود
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://harfeto.timefriend.net/16669037807256
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://harfeto.timefriend.net/16669037807256
پاسخ
#18
(16-11-2020، 20:11)Mahdi 1381 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
فرار میکنم. یه بار داشتیم از تو پارکینگ میرفتیم طبقه خودمون که که یهو از تو واحد همکف یه صدای خنده عجیب قریبی اومد همه خوانواده شنیدن ولی بابام به حساب میخواست ماست مالی کنه تا نترسیم گفت چند جوون تو کوچه بودن اونا خندیدن. ولی خب من دقیقا جلو در خونه بودم نمیتونم حرفشو باور کنم.یه بارم تو خواب همین صحنه رو دیدم که پشت درم و میخوام درو باز کنم ولی یکی از پشت در میخنده. وای خیلی ترسناک بود

فقط میتونم بگم پشمام
میدونی جالب ترین بخش این زندگی چیه.؟
اینکه ما تو عصری زندگی میکنیم که
گوشی هاش هوشمندن
ولی ادماش احمق Dodgy
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://harfeto.timefriend.net/16336926635920
(حرفتو بهم بگو.دیدم همه گذاشت منم گذاشتم جیز)
پاسخ
#19
یه بار من و سلین تو خونه تنها بودیم شب شد ما هم پرهام و رامین رو بیرون کردیم از خونه یه نیم ساعت بعد برقا رفت ما هم شروع کردیم جیغ زدن یهو یکی دستشو از پشت گذاشت رو شونم برگشتم دیدم یه پارچه ست منم که تو فیلما دیده بودم روح اینجوریه بیشتر جیغ زدم روحه هم فرار کرد بعدش با گریه و زاری زنگ زدیم پسرا برگردن حالا بماند چقدر التماس کردیم بهشون (یکیش عمومه یکیش هم دوستشه )هیچی دیگه اومدن ولی من هنوزم که هنوزه میترسم تنها تو خونه بمونم فک میکنم میخواسته منو ببره
پاسخ
 سپاس شده توسط LUGAN
#20
(16-11-2020، 17:25)دلارام1383 نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
من یک بار که از مدرسه اومدم خونه مامان بابام خونه نبودن اول هرکاری میکردم در باز نمیشد هرچی کلید رو میچرخوندم باز نمیشد نیم ساعت پشت در بودم از اخر رفتم همسایمون گفتم درمون باز نمیشه و اون اومد کلیددو ازمن گرفت ودر رو باز کرد خیلی تعجب کردم من هرکار میکردم باز نمیشد بعد تشکر کردم ورفتم تو رفتم تو اتاقم لباسام رو عوض کردم ورفتم اشپز خونه یک چیزی خوردم قرار بود مامان بابام بیان دنبالم و بریم خونه مادربزگ مادرم چون پدربزرگ مادرم فوت کرده بود و روز دوم سومش بود   بعد رفتم تو اتاقم تا لباسام رو عوض کنم دیدم یکی از عروسکام که روی میز کنار در اتاق بوده افتاده اولش یکم ترسیدم ولی بعد عرویک رو برداشتم وگذاشتم سرجاش بعد رفتم سر کمدم وقتی حاضر شدم خواستم از اتاق خارج شم دیدم دوباره همون عروسک افتاده بود خیلی ترسیدم اولش تو شک بودم و مدام به دورو برم خیره میشدم بعد یوواش عروسک رو برداشتم و گذاشتم در دورترین نقطه روی میز وسرع از اتاق خارج شدم رفتم تو حیاط بعد در حیاط رو باز کردم و منتظر شدم بعد 5 دقیقه بابام اومد و رفتیم بعد از اون دیگه اتفاقی نیفتادTelegh_59

خب حتما اشتباه کلید را میچرخوندی و یا کلید را بد تو درب فرو کردی و اون عرسکم خب ترسیدی و دوباره دب گذاشتی سر جاش Big Grin

(30-11-2020، 10:47)nafas.f نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
یه بار من و سلین  تو خونه تنها بودیم شب شد ما هم پرهام و رامین رو بیرون کردیم از خونه  یه نیم ساعت بعد برقا رفت ما هم شروع کردیم جیغ زدن یهو یکی دستشو از پشت گذاشت رو شونم برگشتم دیدم یه پارچه ست منم که تو فیلما دیده بودم روح اینجوریه بیشتر جیغ زدم روحه هم فرار کرد بعدش با گریه و زاری زنگ زدیم پسرا برگردن حالا بماند چقدر التماس کردیم بهشون (یکیش عمومه یکیش هم دوستشه )هیچی دیگه اومدن ولی من هنوزم که هنوزه میترسم تنها تو خونه بمونم فک میکنم میخواسته منو ببره

اولا وقتی میترسی وقتی باد هم بیاد میگی جنه ولی در صورتی که این چیز ها اگر کار بدی نکرده باشی نمیان سراغت ، چرا عموتو بیرون کردی بگو هان ؟! Angry
پاسخ


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  وقتی اینترنت قطع میشه چیکار کنیم؟ (طنز)
Lightbulb دنیای تاریک من | my dark world [ عجیب و ترسناک ]
  خفن ترین فیلم ترسناک هایی که دیدید و پیشنهاد میدید ؟؟؟؟؟
Book داستان ترسناک
  ماجراهای ترسناک
  داستان واقعی ترسناک درباره اتفاقات عجیب
  یک واقعیت بسیار ترسناک!!!(همه بخونن)
  نامه ای از یک پسر به پدرش!! (خیلی باحاله)
  یه سوال هوش جواب بدی خیلی مخی!
  اظهارنامه مالیاتی چیست؟ چه زمانی باید آن را تکمیل کرد؟

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان