<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن های تخصصی  فلش خور - روان شناسی]]></title>
		<link>http://www.flashkhor.com/forum/</link>
		<description><![CDATA[انجمن های تخصصی  فلش خور - http://www.flashkhor.com/forum]]></description>
		<pubDate>Tue, 22 Sep 2026 14:04:04 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[(تعصب) چیست!؟]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301734</link>
			<pubDate>Fri, 06 Mar 2026 08:15:33 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301734</guid>
			<description><![CDATA[پیش داوری اغلب ناخودآگاه است؛ یعنی ممکن است فرد حتی متوجه نباشد که تحت تأثیر چنین افکاری قرار دارد. این پیش‌داوری‌ها گاهی به کلیشه‌سازی منجر می‌شود؛ مثلاً فکر کنیم همه اعضای یک گروه ویژگی‌های یکسانی دارند و تفاوت‌های فردی آن‌ها را نادیده بگیریم.  تعصب اگر به رفتار تبدیل شود به آن تبعیض می‌گویند.<br />
<br />
در این مقاله بررسی می‌کنیم که تعصب و پیش داوری چگونه شکل می‌گیرد، چه تاثیری بر روابط اجتماعی می‌گذارد و چگونه می‌توانیم آن را در خود و اطرافیان کاهش دهیم. با آگاهی و تلاش، می‌توان جامعی عادلانه‌تر و انسانی‌تر ساخت.<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
تعصب معمولا به عنوان یک نگرش غیرموجه و منفی تعریف می‌شود که می‌تواند منجر به حفظ و ایجاد روابط بین گروه‌های هم‌فکر شود. این اصطلاح در واقع از عبارت لاتین praejudicium گرفته شده که به معنی پیش داوری و قضاوت کردن است. زمانی که ما گروه یا اشخاصی را که نمی‌شناسیم صرفا با حرف‌هایی که درباره آن‌ها شنیده‌ایم قضاوت می‌کنیم، به معنای واقعی کلمه در مورد آن‌ها پیش داوری می‌کنیم. <br />
<br />
تعصب (Prejudice) معمولا برای وابستگی شدید و غیرمنطقی نسبت به دین، مذهب و ملیت استفاده می‌شود. اما تعصب در واقع تفکری است که بدون چون و چرا پذیرفته شده و هیچ انعطافی در مورد آن وجود ندارد. افراد متعصب بدون هیچ سوالی و تحت هر شرایطی، از باور و عقیده خود حمایت می‌کنند و حتی ممکن است در این حین به دیگران نیز آسیب بزنند. ریشه تشکیل بسیاری از گروه‌های خطرناک نظیر داعش، طالبان و نازی‌ها پیش داوری و تفکرات تند است که منجر به رفتارهایی وحشی‌گرایانه می‌شود. تعصب رفتاری خارج از اعتدال است و می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد. <br />
<br />
فردی که پیش داوری دارد، کسی است که نسبت به یک مساله یا گروه خاص رفتاری تبعیض‌آمیز دارد. برای مثال فردی که علیه مهاجران، اقلیت‌های مذهبی و جنسیتی رفتار می‌کند و سعی در حذف این گروه‌ها دارد، یک فرد متعصب شناخته می‌شود. این افراد معمولا شخصیتی مستبد و اقتدارگرا دارند، یعنی می‌خواهند در هر شرایطی حرف خود را به کرسی بنشانند و نظرات مخالف خود را نمی‌پذیرند. از ویژگی‌های فرد متعصب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:<br />
<br />
انتقادناپذیری<br />
پافشاری زیاد روی انجام شدن یا نشدن کاری<br />
خودبزرگ‌بینی<br />
خودشیفتگی<br />
نژادپرستی<br />
رفتار و افکار فاشیستی<br />
پیش‌داوری و قضاوت زودهنگام<br />
توجیه‌کردن دیگران<br />
نداشتن انعطاف پذیری<br />
تعصب در روانشناسی یعنی چه؟<br />
تعصب یا Fanaticism، به قضاوت و عقیده از پیش تعیین‌شده‌ نسبت به یک شخص، باور و دیدگاه گفته می‌شود. در روانشناسی پیش داوری و خشک اندیشی مجموعه‌ای از نگرش‌ها در حمایت و توجیه تبعیض است که منجر به دسته‌بندی بیش از حد مسائل و اشخاص می‌شود. افراد متعصب، انعطاف‌پذیر نیستند و به سختی می‌توان نظر و عقیده آن‌ها در مورد یک موضوع خاص را تغییر داد.<br />
ریشه تعصب داشتن و رفتار متعصبانه چیست؟<br />
در مورد رفتارهای متعصبانه و جانبداری گروه‌های مختلف تحقیقات زیادی انجام شده است. این تحقیقات نشان داده‌اند که پیش داوری به صورت غریزی نمود پیدا می‌کند و جامعه و خانواده می‌توانند آن را تقویت یا تضعیف کنند. در ادامه برخی از دلایلی را که باعث بروز رفتار متعصبانه می‌شوند، توضیح می‌دهیم.<br />
<br />
وب‌سایت verywellmind در مورد ریشۀ تعصب داشتن می‌گوید:<br />
<br />
پیش داوری‌ها اغلب تحت تأثیر کلیشه‌ها و تصورات ساده‌شده و ثابت درباره گروه‌های خاص شکل می‌گیرند. مثلاً باورهای کلیشه‌ای در مورد جنسیت که پسرها نبند گریه کنند که باعث می‌شود افراد را به‌جای شناخت فردی، بر اساس گروه‌بندی‌های ذهنی قضاوت کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که با ابهام راحت نیستند، برای درک سریع‌تر محیط، دیگران را دسته‌بندی می‌کنند؛ این کار اگرچه پردازش اطلاعات را آسان‌تر می‌کند، اما به قضاوت‌های نادرست و تبعیض‌آمیز منجر می‌شود.<br />
<br />
نظریه طبیعی<br />
آلپورت بر این باور است که همه افراد از پنج سالگی متوجه می‌شوند در چه گروه و دسته‌بندی‌ای قرار می‌گیرند. این دسته‌بندی‌ها در اختیار خود فرد نیستند و به او اختصاص داده شده‌اند. هر کس در هر گروهی که باشد فکر می‌کند گروهی که او متعلق به آن است، خوب مطلق است و گروه‌های دیگر بد هستند. تا زمانی که افراد بزرگ‌تر نشوند و باورهای خود را اصلاح نکنند، بر این باور خواهند بود و حتی ممکن است درگیر تندروی شوند.<br />
<br />
شخصیت<br />
بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که سوگیری‌های افراد ارتباط زیادی با شخصیت آن‌ها دارند. آن‌ها می‌گویند احتمال بروز رفتار متعصبانه در افرادی که شخصیت مستبد دارند، بیش از دیگران است. این شخصیت‌ها معمولا ویژگی‌های زیر را دارند:<br />
<br />
آن‌ها برای منطبق‌شدن با جوامع خاص بسیار تلاش می‌کنند.<br />
به سختی به دیگران اعتماد می‌کنند و فقط هم‌نظران خود را تایید و تحسین می‌کنند.<br />
آن‌ها به اینکه دیگران را قربانی و سرزنش کنند علاقه زیادی دارند.<br />
به هیچ وجه ضعف در خودشان و دیگران را نمی‌پذیرند.<br />
به سختی نظر و باورهای خود را تغییر می‌دهند.<br />
نسبت به دیگران بدبین هستند و حتی می‌توانند به آن‌ها آسیب بزنند.<br />
به دنبال احترام کامل از طرف دیگران هستند.<br />
زمانی که این ویژگی‌ها در یک فرد جمع شوند، آن فرد به افکار و رفتار متعصبانه علاقه شدیدی پیدا می‌کند. این باعث می‌شود او بدون دلیل خاصی و بدون درنظرگرفتن واقعیت، علیه افرادی که با او متفاوت هستند رفتار کند.<br />
<br />
جهل و عدم آگاهی<br />
عدم آگاهی در مورد گروه‌های مختلف افراد، فرهنگ‌های متفاوت و در واقع نپذیرفتن اینکه انسان‌ها هیچ‌گاه شبیه به هم نخواهند بود، از دیگر دلایلی است که می‌تواند باعث بروز رفتار متعصبانه شود. زمانی که انسان به تنوع بی‌نهایت این جهان و انسان‌های ساکن آن آگاهی نداشته باشد، دچار پیش داوری می‌شود.<br />
<br />
عشق یا نفرت بیش از اندازه<br />
عشق یا نفرت بیش از حد، طوری که چشم نبیند و گوش نشنود هم می‌تواند باعث بروز پیش داوری شود. برای مثال گروه‌ه‌های افراطی دینی و قومی، به دلیل عشق بی‌نهایت به هم‌نوعان و نفرت بیش از اندازه نسبت به سایرین درگیر رفتار تعصب‌گونه می‌شوند.<br />
<br />
فرافکنی و آرمانی‌سازی<br />
تعصبات همچنین می‌توانند حاصل فرافکنی و آرمانی‌سازی باشند. وقتی یک فرد از درون احساس بی‌کفایتی می‌کند، آرزوها و خواسته‌هایش را بیش از حد آرمانی کرده و آن‌ها را نقدناپذیر و غیرقابل شکست می‌داند. بنابراین در مواجهه با هر شکستی، بی‌ارزشی و ناتوانی را به افراد مقابل خودش نسبت می‌دهد.<br />
<br />
بلاگ<br />
تعصب یعنی چه؟ | چطور متعصب نباشیم؟<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
09<br />
دی<br />
همه ما گاهی در زندگی با افرادی روبه‌رو می‌شویم که بدون شناخت کافی، دیگران را قضاوت می‌کنند یا نسبت به گروه خاصی نگرش منفی دارند. به این نگرش نادرست و از پیش تعیین‌شده، تعصب» می‌گویند. تعصب یعنی پیش‌داوری کردن دربارۀ افراد، فقط به این دلیل که متعلق به یک گروه خاص (مثل یک نژاد، دین، جنسیت یا فرهنگ متفاوت) هستند.  <br />
<br />
پیش داوری اغلب ناخودآگاه است؛ یعنی ممکن است فرد حتی متوجه نباشد که تحت تأثیر چنین افکاری قرار دارد. این پیش‌داوری‌ها گاهی به کلیشه‌سازی منجر می‌شود؛ مثلاً فکر کنیم همه اعضای یک گروه ویژگی‌های یکسانی دارند و تفاوت‌های فردی آن‌ها را نادیده بگیریم.  تعصب اگر به رفتار تبدیل شود به آن تبعیض می‌گویند.<br />
<br />
در این مقاله بررسی می‌کنیم که تعصب و پیش داوری چگونه شکل می‌گیرد، چه تاثیری بر روابط اجتماعی می‌گذارد و چگونه می‌توانیم آن را در خود و اطرافیان کاهش دهیم. با آگاهی و تلاش، می‌توان جامعی عادلانه‌تر و انسانی‌تر ساخت.<br />
<br />
فهرست مطالب<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
تعصب در روانشناسی<br />
علت تعصب داشتن و ریشه رفتار متعصبانه چیست؟<br />
تعصب خوب است یا بد؟<br />
انواع تعصب<br />
تاثیرات پیش‌داوری و تعصب<br />
۷ راه حل برای غلبه بر تعصب مخرب<br />
معرفی کتاب‌های نشر نوین در مورد تعصب<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
تعصب معمولا به عنوان یک نگرش غیرموجه و منفی تعریف می‌شود که می‌تواند منجر به حفظ و ایجاد روابط بین گروه‌های هم‌فکر شود. این اصطلاح در واقع از عبارت لاتین praejudicium گرفته شده که به معنی پیش داوری و قضاوت کردن است. زمانی که ما گروه یا اشخاصی را که نمی‌شناسیم صرفا با حرف‌هایی که درباره آن‌ها شنیده‌ایم قضاوت می‌کنیم، به معنای واقعی کلمه در مورد آن‌ها پیش داوری می‌کنیم. <br />
<br />
تعصب (Prejudice) معمولا برای وابستگی شدید و غیرمنطقی نسبت به دین، مذهب و ملیت استفاده می‌شود. اما تعصب در واقع تفکری است که بدون چون و چرا پذیرفته شده و هیچ انعطافی در مورد آن وجود ندارد. افراد متعصب بدون هیچ سوالی و تحت هر شرایطی، از باور و عقیده خود حمایت می‌کنند و حتی ممکن است در این حین به دیگران نیز آسیب بزنند. ریشه تشکیل بسیاری از گروه‌های خطرناک نظیر داعش، طالبان و نازی‌ها پیش داوری و تفکرات تند است که منجر به رفتارهایی وحشی‌گرایانه می‌شود. تعصب رفتاری خارج از اعتدال است و می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد. <br />
<br />
فردی که پیش داوری دارد، کسی است که نسبت به یک مساله یا گروه خاص رفتاری تبعیض‌آمیز دارد. برای مثال فردی که علیه مهاجران، اقلیت‌های مذهبی و جنسیتی رفتار می‌کند و سعی در حذف این گروه‌ها دارد، یک فرد متعصب شناخته می‌شود. این افراد معمولا شخصیتی مستبد و اقتدارگرا دارند، یعنی می‌خواهند در هر شرایطی حرف خود را به کرسی بنشانند و نظرات مخالف خود را نمی‌پذیرند. از ویژگی‌های فرد متعصب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:<br />
<br />
انتقادناپذیری<br />
پافشاری زیاد روی انجام شدن یا نشدن کاری<br />
خودبزرگ‌بینی<br />
خودشیفتگی<br />
نژادپرستی<br />
رفتار و افکار فاشیستی<br />
پیش‌داوری و قضاوت زودهنگام<br />
توجیه‌کردن دیگران<br />
نداشتن انعطاف پذیری<br />
تعصب در روانشناسی یعنی چه؟<br />
تعصب یا Fanaticism، به قضاوت و عقیده از پیش تعیین‌شده‌ نسبت به یک شخص، باور و دیدگاه گفته می‌شود. در روانشناسی پیش داوری و خشک اندیشی مجموعه‌ای از نگرش‌ها در حمایت و توجیه تبعیض است که منجر به دسته‌بندی بیش از حد مسائل و اشخاص می‌شود. افراد متعصب، انعطاف‌پذیر نیستند و به سختی می‌توان نظر و عقیده آن‌ها در مورد یک موضوع خاص را تغییر داد.<br />
<br />
تعصب چیست و متعصب کیست<br />
<br />
ریشه تعصب داشتن و رفتار متعصبانه چیست؟<br />
در مورد رفتارهای متعصبانه و جانبداری گروه‌های مختلف تحقیقات زیادی انجام شده است. این تحقیقات نشان داده‌اند که پیش داوری به صورت غریزی نمود پیدا می‌کند و جامعه و خانواده می‌توانند آن را تقویت یا تضعیف کنند. در ادامه برخی از دلایلی را که باعث بروز رفتار متعصبانه می‌شوند، توضیح می‌دهیم.<br />
<br />
وب‌سایت verywellmind در مورد ریشۀ تعصب داشتن می‌گوید:<br />
<br />
پیش داوری‌ها اغلب تحت تأثیر کلیشه‌ها و تصورات ساده‌شده و ثابت درباره گروه‌های خاص شکل می‌گیرند. مثلاً باورهای کلیشه‌ای در مورد جنسیت که پسرها نبند گریه کنند که باعث می‌شود افراد را به‌جای شناخت فردی، بر اساس گروه‌بندی‌های ذهنی قضاوت کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که با ابهام راحت نیستند، برای درک سریع‌تر محیط، دیگران را دسته‌بندی می‌کنند؛ این کار اگرچه پردازش اطلاعات را آسان‌تر می‌کند، اما به قضاوت‌های نادرست و تبعیض‌آمیز منجر می‌شود.<br />
<br />
نظریه طبیعی<br />
آلپورت بر این باور است که همه افراد از پنج سالگی متوجه می‌شوند در چه گروه و دسته‌بندی‌ای قرار می‌گیرند. این دسته‌بندی‌ها در اختیار خود فرد نیستند و به او اختصاص داده شده‌اند. هر کس در هر گروهی که باشد فکر می‌کند گروهی که او متعلق به آن است، خوب مطلق است و گروه‌های دیگر بد هستند. تا زمانی که افراد بزرگ‌تر نشوند و باورهای خود را اصلاح نکنند، بر این باور خواهند بود و حتی ممکن است درگیر تندروی شوند.<br />
<br />
شخصیت<br />
بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که سوگیری‌های افراد ارتباط زیادی با شخصیت آن‌ها دارند. آن‌ها می‌گویند احتمال بروز رفتار متعصبانه در افرادی که شخصیت مستبد دارند، بیش از دیگران است. این شخصیت‌ها معمولا ویژگی‌های زیر را دارند:<br />
<br />
آن‌ها برای منطبق‌شدن با جوامع خاص بسیار تلاش می‌کنند.<br />
به سختی به دیگران اعتماد می‌کنند و فقط هم‌نظران خود را تایید و تحسین می‌کنند.<br />
آن‌ها به اینکه دیگران را قربانی و سرزنش کنند علاقه زیادی دارند.<br />
به هیچ وجه ضعف در خودشان و دیگران را نمی‌پذیرند.<br />
به سختی نظر و باورهای خود را تغییر می‌دهند.<br />
نسبت به دیگران بدبین هستند و حتی می‌توانند به آن‌ها آسیب بزنند.<br />
به دنبال احترام کامل از طرف دیگران هستند.<br />
زمانی که این ویژگی‌ها در یک فرد جمع شوند، آن فرد به افکار و رفتار متعصبانه علاقه شدیدی پیدا می‌کند. این باعث می‌شود او بدون دلیل خاصی و بدون درنظرگرفتن واقعیت، علیه افرادی که با او متفاوت هستند رفتار کند.<br />
<br />
جهل و عدم آگاهی<br />
عدم آگاهی در مورد گروه‌های مختلف افراد، فرهنگ‌های متفاوت و در واقع نپذیرفتن اینکه انسان‌ها هیچ‌گاه شبیه به هم نخواهند بود، از دیگر دلایلی است که می‌تواند باعث بروز رفتار متعصبانه شود. زمانی که انسان به تنوع بی‌نهایت این جهان و انسان‌های ساکن آن آگاهی نداشته باشد، دچار پیش داوری می‌شود.<br />
<br />
عشق یا نفرت بیش از اندازه<br />
عشق یا نفرت بیش از حد، طوری که چشم نبیند و گوش نشنود هم می‌تواند باعث بروز پیش داوری شود. برای مثال گروه‌ه‌های افراطی دینی و قومی، به دلیل عشق بی‌نهایت به هم‌نوعان و نفرت بیش از اندازه نسبت به سایرین درگیر رفتار تعصب‌گونه می‌شوند.<br />
<br />
فرافکنی و آرمانی‌سازی<br />
تعصبات همچنین می‌توانند حاصل فرافکنی و آرمانی‌سازی باشند. وقتی یک فرد از درون احساس بی‌کفایتی می‌کند، آرزوها و خواسته‌هایش را بیش از حد آرمانی کرده و آن‌ها را نقدناپذیر و غیرقابل شکست می‌داند. بنابراین در مواجهه با هر شکستی، بی‌ارزشی و ناتوانی را به افراد مقابل خودش نسبت می‌دهد.<br />
<br />
تعصب چیست<br />
<br />
جهت‌گیری تاییدی<br />
از دیگر مواردی که می‌تواند زمینه‌ساز پیش داوری شود، جهت‌گیری تاییدی است. وقتی شما در مورد یک مسئله به باور می‌رسید، در نتیجه سعی می‌کنید اطلاعاتی در مورد آن را قبول کنید که تایید کننده آن باشند. در نتیجه این باعث می‌شود که نسبت به هر اطلاعاتی که برخلاف باور شما باشند، رفتاری تعصب‌گونه داشته باشید و آن‌ها را نپذیرید. به این ترتیب چشم‌تان را روی حقایق می‌بندید و با هر چیزی که مخالف شما باشد، مخالفت می‌کند.<br />
<br />
تعصب خوب است یا بد؟<br />
نگرش‌های متعصبانه بیشتر از آنکه بر اساس حقایق و واقعیت‌ها باشند، براساس کلیشه‌ها و حرف‌های غیرمعتبر ساخته می‌شوند. سوگیری‌های متعصبانه زمانی که در حد حرف باشند، مشکلی ایجاد نمی‌کنند. اما گاهی انسان‌ها به دلیل احساسات منفی، باور عمیق به کلیشه‌ها و همچنین تمایل به تبعیض علیه یک گروه خاص سوگیری‌های همراه با پیش داوری خود را به عمل تبدیل می‌کنند. برای مثال فردی که خانه‌اش را به اقلیت‌های مذهبی یا مهاجران اجاره نمی‌دهد، یا کسی که نسبت به مهاجران خشن و پرخاشگر است نمونه‌ای از پیش داوری شدید و منفی است.<br />
<br />
انواع تعصب<br />
هر فردی به دلایل معقول یا غیرمعقول ممکن است رفتاری متعصبانه نسبت به گروه‌ها و افراد خاصی داشته باشد. در ادامه به بررسی رایج‌ترین انواع تعصب می‌پردازیم:<br />
<br />
تبعیض جنسیتی<br />
به معنی تبعیض قائل‌شدن بین افراد براساس جنسیت آن‌ها است. برای مثال عبارت‌هایی از این دست که «رانندگی همه زن‌ها بد است»، «زن‌ها فقط باید مادری و خانه‌داری کنند» یا «مرد نباید گریه کند»، «مرد را چه به آشپزی و آرایشگری» همه نمونه‌هایی از تعصب جنسیتی موجود در جامعه ما هستند.<br />
<br />
ناسیونالیسم<br />
ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی نوجی جنبش است که باعث می‌شود افرادی که دارای ویژگی‌های فرهنگی مشترک هستند، خود را از دیگران جدا بدانند. ناسیونالیسم در موارد شدید می‌تواند منجر به جدایی و تجزیه کشورها شود.<br />
<br />
طبقه‌ اجتماعی<br />
طبقه‌بندی افراد به دلایل مالی، محل زندگی و طبقه اجتماعی از دیگر نمونه‌های سوگیری است. در این نوع، فرد نسبت به افرادی که جزو طبقه متوسط یا رو به پایین هستند و از نظر مالی ضعیف‌تر هستند، با تبعیض رفتار می‌کند. همچنین گاهی تبعیض براساس شغل افراد هم ایجاد می‌شود، برای مثال کارمند بانکی را تصور کنید که رفتارش با یک کارگر بسیار متفاوت‌تر از رفتارش با رئیس یک شرکت یا مجموعه دولتی است<br />
<br />
نژادپرستی<br />
نژادپرستی نوعی از تعصب است که بر تفاوت‌های ظاهری، فیزیکی و فرهنگی تمرکز دارد. براساس این تفکر افراد متعلق به یک نژاد بر سایر نژادها برتری دارند. برای مثال کشتار سیاه‌پوستان یا بومی‌های آمریکا توسط سفید پوستان نمونه‌ای از نژادپرستی است.<br />
<br />
نژادپرستی علمی در واقع زیرشاخه نژادپرستی است که در آن از روش‌های علمی برای اثبات تفاوت‌های نژادی استفاده می‌شود. در نژادپرستی علمی انسان‌ها با روش‌هایی چون جمجمه سنجی طبقه‌بندی شده و از نظر بیولوژیک به گروه‌های مختلف تقسیم می‌شوند. نازی‌ها در آلمان و جداسازی نژاد جیم کرو در جنوب آمریکا نمونه‌هایی از نژادپرستی علمی هستند.<br />
<br />
زبانی<br />
در این نوع سوگیری، افرادی که یک زبان مشترک دارند نسبت به افرادی که به‌ زبان‌های دیگر صحبت می‌کنند تبعیض قائل می‌شوند. این افراد زبان مادری خود را به زبان رایج کشوری که در آن ساکن هستند، ترجیح می‌دهند. برای مثال آلمانی‌ها به شدت روی زبان خود متعصب هستند و قانون اصلی مهاجرت به کشور آن‌ها، حرف‌زدن به زبان آلمانی است. این در حالی است که بسیاری از کشورهای اروپایی مثل فرانسه، تندروی زیادی روی زبان خود ندارند و مهاجران با زبان انگلیسی را هم می‌پذیرند.<br />
<br />
مذهبی<br />
در این نوع پیش داوری افراد یک گروه مذهبی، خود را برتر از دیگر مذاهب می‌دانند و به شدت با عقاید آن‌ها مخالفت می‌کنند. سوگیری مذهبی بین شیعه و سنی یا این سوگیری مذهبی بین یهودیان و مسلمانان نوعی تعصب مذهبی هستند.<br />
<br />
سنت و مدرنیته<br />
تقابل سنت و مدرنیته یکی از تعصبات ریشه‌دار است که در آن 2 گروه علما و فقهای دینی به عنوان نماینده سنت‌گرایان و روشنفکران به عنوان نماینده مدرنیته با هم جدال می‌کنند. موضوع اصلی در این جدال تعیین برحق‌بودن سنت یا مدرنیته نیست، بلکه بحث اصلی بر سر این است که هر انسان آزاداندیشی باید خودش راهش را پیدا کند و تحت‌تاثیر تقلید از دیگران نباشد.<br />
<br />
پیش داوری سنی<br />
تبعیض قائل‌شدن بر اساس سن افراد، شکلی از پیش داوری است که در آن در مورد یک طیف سنی خاص کلیشه‌ها و تفکرات منفی وجود دارد. تعصب سنی را همه افراد ممکن است در زندگی تجربه کنند، اما کمتر کسی به این نوع سوگیری و مشکلاتی که برای افراد می‌تواند ایجاد کند پرداخته است.<br />
<br />
تاثیرات پیش‌داوری و تعصب<br />
پیش‌داوری و تعصب پیامدهای گسترده‌ای بر افراد و جامعه دارند که هم سلامت فردی را تهدید می‌کنند و هم انسجام اجتماعی را تضعیف می‌کنند. از نظر سلامت جسمی و روانی، افرادی که قربانی پیش‌داوری می‌شوند، اغلب با مشکلاتی مانند استرس مزمن، افسردگی و دسترسی محدود به خدمات بهداشتی روبه‌رو هستند. تبعیض ساختاری نیز آن‌ها را به محله‌های محروم با امکانات ناکافی محدود می‌کند.  <br />
<br />
در سطح اجتماعی، پیش‌داوری به تبعیض سیستماتیک دامن می‌زند و فرصت‌های شغلی، تحصیلی و مسکن را از گروه‌های خاص دریغ می‌کند. آمارها نشان می‌دهند که آزار و اذیت در محیط کار (از جمله آزار جنسی و نژادی) همچنان چالشی جدی است. علاوه بر این، تعصب می‌تواند*شکاف‌های فرهنگی را عمیق‌تر کند و به جداسازی اجتماعی بین گروه‌های مختلف منجر شود.<br />
<br />
۷ راه حل برای غلبه بر تعصب مخرب<br />
برای غلبه بر تندروی‌های مخرب راه‌های زیر می‌توانند کمک‌کننده باشند:<br />
<br />
مطالعه کنید و به دنبال افزایش آگاهی خود در مورد مسائل مختلف باشید. اگر روی عقیده خود بیش از حد پافشاری می‌کنید، بد نیست کمی در مورد آن تحقیق کنید و تنها به روایت‌های دیگران بسنده نکنید.<br />
تفکر نقادانه را در خود پرورش دهید. تفکر نقادانه از پذیرش بی‌چون و چرای مسائل مختلف جلوگیری می‌کند و باعث کاهش رفتار پیش داورانه می‌شود.<br />
به جای پذیرش کلیشه‌ها، خودتان به دنبال کسب تجربه باشید. سفر کنید، با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوید، غذاهای جدید بخورید و موسیقی گوش کنید.<br />
بیشتر بشنوید و ببینید. افرادی که پیش داوری دارند معمولا کمتر گوش می‌دهند و فقط به دنبال به کرسی‌نشاندن حرف خود هستند. اگر سعی کنید بیشتر بشنوید، روی پیش داوری خود کنترل بیشتری خواهید داش<br />
ت.<br />
با افرادی که طرز فکرهای متفاوت با شما دارند، بیشتر معاشرت کنید. این کار هم باعث افزایش آگاهی شما می‌شود و هم از پیش داوری شما کم می‌کند.<br />
انتقاد پذیر باشید و سعی کنید در مقابل انتقاد دیگران، پرخاش و تندروی نداشته باشید.<br />
<br />
به باورهایتان نگاهی دوباره بیندازید. شما همان آدم چند سال پیش نیستید، شاید زمان آن رسیده که باورهایتان را مطابق با تغییرات جامعه اصلاح کنید.<br />
<br />
یکی از راه‌های غلبه بر تعصب مواجهه با دیدگاه‌های متنوع و تحلیل‌های عمیق است که باورهای شخصی و پیش‌داوری‌های ذهنی را به چالش می‌کشد. مطالعۀ کتاب یکی از راه‌های مواجهه با همین تفاوت‌هاست و به افراد در کاهش پیش داوری کمک می‌کند. با مطالعۀ کتاب‌هایی با موضوعات روان‌شناسی و تفکر انتقادی، مانند تفکر سریع و کند از دنیل کانمن می‌توان از پیش داوری ناخودآگاه آگاه شد و تفکر انتقادی را تقویت کرد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پیش داوری اغلب ناخودآگاه است؛ یعنی ممکن است فرد حتی متوجه نباشد که تحت تأثیر چنین افکاری قرار دارد. این پیش‌داوری‌ها گاهی به کلیشه‌سازی منجر می‌شود؛ مثلاً فکر کنیم همه اعضای یک گروه ویژگی‌های یکسانی دارند و تفاوت‌های فردی آن‌ها را نادیده بگیریم.  تعصب اگر به رفتار تبدیل شود به آن تبعیض می‌گویند.<br />
<br />
در این مقاله بررسی می‌کنیم که تعصب و پیش داوری چگونه شکل می‌گیرد، چه تاثیری بر روابط اجتماعی می‌گذارد و چگونه می‌توانیم آن را در خود و اطرافیان کاهش دهیم. با آگاهی و تلاش، می‌توان جامعی عادلانه‌تر و انسانی‌تر ساخت.<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
تعصب معمولا به عنوان یک نگرش غیرموجه و منفی تعریف می‌شود که می‌تواند منجر به حفظ و ایجاد روابط بین گروه‌های هم‌فکر شود. این اصطلاح در واقع از عبارت لاتین praejudicium گرفته شده که به معنی پیش داوری و قضاوت کردن است. زمانی که ما گروه یا اشخاصی را که نمی‌شناسیم صرفا با حرف‌هایی که درباره آن‌ها شنیده‌ایم قضاوت می‌کنیم، به معنای واقعی کلمه در مورد آن‌ها پیش داوری می‌کنیم. <br />
<br />
تعصب (Prejudice) معمولا برای وابستگی شدید و غیرمنطقی نسبت به دین، مذهب و ملیت استفاده می‌شود. اما تعصب در واقع تفکری است که بدون چون و چرا پذیرفته شده و هیچ انعطافی در مورد آن وجود ندارد. افراد متعصب بدون هیچ سوالی و تحت هر شرایطی، از باور و عقیده خود حمایت می‌کنند و حتی ممکن است در این حین به دیگران نیز آسیب بزنند. ریشه تشکیل بسیاری از گروه‌های خطرناک نظیر داعش، طالبان و نازی‌ها پیش داوری و تفکرات تند است که منجر به رفتارهایی وحشی‌گرایانه می‌شود. تعصب رفتاری خارج از اعتدال است و می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد. <br />
<br />
فردی که پیش داوری دارد، کسی است که نسبت به یک مساله یا گروه خاص رفتاری تبعیض‌آمیز دارد. برای مثال فردی که علیه مهاجران، اقلیت‌های مذهبی و جنسیتی رفتار می‌کند و سعی در حذف این گروه‌ها دارد، یک فرد متعصب شناخته می‌شود. این افراد معمولا شخصیتی مستبد و اقتدارگرا دارند، یعنی می‌خواهند در هر شرایطی حرف خود را به کرسی بنشانند و نظرات مخالف خود را نمی‌پذیرند. از ویژگی‌های فرد متعصب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:<br />
<br />
انتقادناپذیری<br />
پافشاری زیاد روی انجام شدن یا نشدن کاری<br />
خودبزرگ‌بینی<br />
خودشیفتگی<br />
نژادپرستی<br />
رفتار و افکار فاشیستی<br />
پیش‌داوری و قضاوت زودهنگام<br />
توجیه‌کردن دیگران<br />
نداشتن انعطاف پذیری<br />
تعصب در روانشناسی یعنی چه؟<br />
تعصب یا Fanaticism، به قضاوت و عقیده از پیش تعیین‌شده‌ نسبت به یک شخص، باور و دیدگاه گفته می‌شود. در روانشناسی پیش داوری و خشک اندیشی مجموعه‌ای از نگرش‌ها در حمایت و توجیه تبعیض است که منجر به دسته‌بندی بیش از حد مسائل و اشخاص می‌شود. افراد متعصب، انعطاف‌پذیر نیستند و به سختی می‌توان نظر و عقیده آن‌ها در مورد یک موضوع خاص را تغییر داد.<br />
ریشه تعصب داشتن و رفتار متعصبانه چیست؟<br />
در مورد رفتارهای متعصبانه و جانبداری گروه‌های مختلف تحقیقات زیادی انجام شده است. این تحقیقات نشان داده‌اند که پیش داوری به صورت غریزی نمود پیدا می‌کند و جامعه و خانواده می‌توانند آن را تقویت یا تضعیف کنند. در ادامه برخی از دلایلی را که باعث بروز رفتار متعصبانه می‌شوند، توضیح می‌دهیم.<br />
<br />
وب‌سایت verywellmind در مورد ریشۀ تعصب داشتن می‌گوید:<br />
<br />
پیش داوری‌ها اغلب تحت تأثیر کلیشه‌ها و تصورات ساده‌شده و ثابت درباره گروه‌های خاص شکل می‌گیرند. مثلاً باورهای کلیشه‌ای در مورد جنسیت که پسرها نبند گریه کنند که باعث می‌شود افراد را به‌جای شناخت فردی، بر اساس گروه‌بندی‌های ذهنی قضاوت کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که با ابهام راحت نیستند، برای درک سریع‌تر محیط، دیگران را دسته‌بندی می‌کنند؛ این کار اگرچه پردازش اطلاعات را آسان‌تر می‌کند، اما به قضاوت‌های نادرست و تبعیض‌آمیز منجر می‌شود.<br />
<br />
نظریه طبیعی<br />
آلپورت بر این باور است که همه افراد از پنج سالگی متوجه می‌شوند در چه گروه و دسته‌بندی‌ای قرار می‌گیرند. این دسته‌بندی‌ها در اختیار خود فرد نیستند و به او اختصاص داده شده‌اند. هر کس در هر گروهی که باشد فکر می‌کند گروهی که او متعلق به آن است، خوب مطلق است و گروه‌های دیگر بد هستند. تا زمانی که افراد بزرگ‌تر نشوند و باورهای خود را اصلاح نکنند، بر این باور خواهند بود و حتی ممکن است درگیر تندروی شوند.<br />
<br />
شخصیت<br />
بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که سوگیری‌های افراد ارتباط زیادی با شخصیت آن‌ها دارند. آن‌ها می‌گویند احتمال بروز رفتار متعصبانه در افرادی که شخصیت مستبد دارند، بیش از دیگران است. این شخصیت‌ها معمولا ویژگی‌های زیر را دارند:<br />
<br />
آن‌ها برای منطبق‌شدن با جوامع خاص بسیار تلاش می‌کنند.<br />
به سختی به دیگران اعتماد می‌کنند و فقط هم‌نظران خود را تایید و تحسین می‌کنند.<br />
آن‌ها به اینکه دیگران را قربانی و سرزنش کنند علاقه زیادی دارند.<br />
به هیچ وجه ضعف در خودشان و دیگران را نمی‌پذیرند.<br />
به سختی نظر و باورهای خود را تغییر می‌دهند.<br />
نسبت به دیگران بدبین هستند و حتی می‌توانند به آن‌ها آسیب بزنند.<br />
به دنبال احترام کامل از طرف دیگران هستند.<br />
زمانی که این ویژگی‌ها در یک فرد جمع شوند، آن فرد به افکار و رفتار متعصبانه علاقه شدیدی پیدا می‌کند. این باعث می‌شود او بدون دلیل خاصی و بدون درنظرگرفتن واقعیت، علیه افرادی که با او متفاوت هستند رفتار کند.<br />
<br />
جهل و عدم آگاهی<br />
عدم آگاهی در مورد گروه‌های مختلف افراد، فرهنگ‌های متفاوت و در واقع نپذیرفتن اینکه انسان‌ها هیچ‌گاه شبیه به هم نخواهند بود، از دیگر دلایلی است که می‌تواند باعث بروز رفتار متعصبانه شود. زمانی که انسان به تنوع بی‌نهایت این جهان و انسان‌های ساکن آن آگاهی نداشته باشد، دچار پیش داوری می‌شود.<br />
<br />
عشق یا نفرت بیش از اندازه<br />
عشق یا نفرت بیش از حد، طوری که چشم نبیند و گوش نشنود هم می‌تواند باعث بروز پیش داوری شود. برای مثال گروه‌ه‌های افراطی دینی و قومی، به دلیل عشق بی‌نهایت به هم‌نوعان و نفرت بیش از اندازه نسبت به سایرین درگیر رفتار تعصب‌گونه می‌شوند.<br />
<br />
فرافکنی و آرمانی‌سازی<br />
تعصبات همچنین می‌توانند حاصل فرافکنی و آرمانی‌سازی باشند. وقتی یک فرد از درون احساس بی‌کفایتی می‌کند، آرزوها و خواسته‌هایش را بیش از حد آرمانی کرده و آن‌ها را نقدناپذیر و غیرقابل شکست می‌داند. بنابراین در مواجهه با هر شکستی، بی‌ارزشی و ناتوانی را به افراد مقابل خودش نسبت می‌دهد.<br />
<br />
بلاگ<br />
تعصب یعنی چه؟ | چطور متعصب نباشیم؟<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
09<br />
دی<br />
همه ما گاهی در زندگی با افرادی روبه‌رو می‌شویم که بدون شناخت کافی، دیگران را قضاوت می‌کنند یا نسبت به گروه خاصی نگرش منفی دارند. به این نگرش نادرست و از پیش تعیین‌شده، تعصب» می‌گویند. تعصب یعنی پیش‌داوری کردن دربارۀ افراد، فقط به این دلیل که متعلق به یک گروه خاص (مثل یک نژاد، دین، جنسیت یا فرهنگ متفاوت) هستند.  <br />
<br />
پیش داوری اغلب ناخودآگاه است؛ یعنی ممکن است فرد حتی متوجه نباشد که تحت تأثیر چنین افکاری قرار دارد. این پیش‌داوری‌ها گاهی به کلیشه‌سازی منجر می‌شود؛ مثلاً فکر کنیم همه اعضای یک گروه ویژگی‌های یکسانی دارند و تفاوت‌های فردی آن‌ها را نادیده بگیریم.  تعصب اگر به رفتار تبدیل شود به آن تبعیض می‌گویند.<br />
<br />
در این مقاله بررسی می‌کنیم که تعصب و پیش داوری چگونه شکل می‌گیرد، چه تاثیری بر روابط اجتماعی می‌گذارد و چگونه می‌توانیم آن را در خود و اطرافیان کاهش دهیم. با آگاهی و تلاش، می‌توان جامعی عادلانه‌تر و انسانی‌تر ساخت.<br />
<br />
فهرست مطالب<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
تعصب در روانشناسی<br />
علت تعصب داشتن و ریشه رفتار متعصبانه چیست؟<br />
تعصب خوب است یا بد؟<br />
انواع تعصب<br />
تاثیرات پیش‌داوری و تعصب<br />
۷ راه حل برای غلبه بر تعصب مخرب<br />
معرفی کتاب‌های نشر نوین در مورد تعصب<br />
تعصب چیست و متعصب کیست؟<br />
تعصب معمولا به عنوان یک نگرش غیرموجه و منفی تعریف می‌شود که می‌تواند منجر به حفظ و ایجاد روابط بین گروه‌های هم‌فکر شود. این اصطلاح در واقع از عبارت لاتین praejudicium گرفته شده که به معنی پیش داوری و قضاوت کردن است. زمانی که ما گروه یا اشخاصی را که نمی‌شناسیم صرفا با حرف‌هایی که درباره آن‌ها شنیده‌ایم قضاوت می‌کنیم، به معنای واقعی کلمه در مورد آن‌ها پیش داوری می‌کنیم. <br />
<br />
تعصب (Prejudice) معمولا برای وابستگی شدید و غیرمنطقی نسبت به دین، مذهب و ملیت استفاده می‌شود. اما تعصب در واقع تفکری است که بدون چون و چرا پذیرفته شده و هیچ انعطافی در مورد آن وجود ندارد. افراد متعصب بدون هیچ سوالی و تحت هر شرایطی، از باور و عقیده خود حمایت می‌کنند و حتی ممکن است در این حین به دیگران نیز آسیب بزنند. ریشه تشکیل بسیاری از گروه‌های خطرناک نظیر داعش، طالبان و نازی‌ها پیش داوری و تفکرات تند است که منجر به رفتارهایی وحشی‌گرایانه می‌شود. تعصب رفتاری خارج از اعتدال است و می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد. <br />
<br />
فردی که پیش داوری دارد، کسی است که نسبت به یک مساله یا گروه خاص رفتاری تبعیض‌آمیز دارد. برای مثال فردی که علیه مهاجران، اقلیت‌های مذهبی و جنسیتی رفتار می‌کند و سعی در حذف این گروه‌ها دارد، یک فرد متعصب شناخته می‌شود. این افراد معمولا شخصیتی مستبد و اقتدارگرا دارند، یعنی می‌خواهند در هر شرایطی حرف خود را به کرسی بنشانند و نظرات مخالف خود را نمی‌پذیرند. از ویژگی‌های فرد متعصب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:<br />
<br />
انتقادناپذیری<br />
پافشاری زیاد روی انجام شدن یا نشدن کاری<br />
خودبزرگ‌بینی<br />
خودشیفتگی<br />
نژادپرستی<br />
رفتار و افکار فاشیستی<br />
پیش‌داوری و قضاوت زودهنگام<br />
توجیه‌کردن دیگران<br />
نداشتن انعطاف پذیری<br />
تعصب در روانشناسی یعنی چه؟<br />
تعصب یا Fanaticism، به قضاوت و عقیده از پیش تعیین‌شده‌ نسبت به یک شخص، باور و دیدگاه گفته می‌شود. در روانشناسی پیش داوری و خشک اندیشی مجموعه‌ای از نگرش‌ها در حمایت و توجیه تبعیض است که منجر به دسته‌بندی بیش از حد مسائل و اشخاص می‌شود. افراد متعصب، انعطاف‌پذیر نیستند و به سختی می‌توان نظر و عقیده آن‌ها در مورد یک موضوع خاص را تغییر داد.<br />
<br />
تعصب چیست و متعصب کیست<br />
<br />
ریشه تعصب داشتن و رفتار متعصبانه چیست؟<br />
در مورد رفتارهای متعصبانه و جانبداری گروه‌های مختلف تحقیقات زیادی انجام شده است. این تحقیقات نشان داده‌اند که پیش داوری به صورت غریزی نمود پیدا می‌کند و جامعه و خانواده می‌توانند آن را تقویت یا تضعیف کنند. در ادامه برخی از دلایلی را که باعث بروز رفتار متعصبانه می‌شوند، توضیح می‌دهیم.<br />
<br />
وب‌سایت verywellmind در مورد ریشۀ تعصب داشتن می‌گوید:<br />
<br />
پیش داوری‌ها اغلب تحت تأثیر کلیشه‌ها و تصورات ساده‌شده و ثابت درباره گروه‌های خاص شکل می‌گیرند. مثلاً باورهای کلیشه‌ای در مورد جنسیت که پسرها نبند گریه کنند که باعث می‌شود افراد را به‌جای شناخت فردی، بر اساس گروه‌بندی‌های ذهنی قضاوت کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که با ابهام راحت نیستند، برای درک سریع‌تر محیط، دیگران را دسته‌بندی می‌کنند؛ این کار اگرچه پردازش اطلاعات را آسان‌تر می‌کند، اما به قضاوت‌های نادرست و تبعیض‌آمیز منجر می‌شود.<br />
<br />
نظریه طبیعی<br />
آلپورت بر این باور است که همه افراد از پنج سالگی متوجه می‌شوند در چه گروه و دسته‌بندی‌ای قرار می‌گیرند. این دسته‌بندی‌ها در اختیار خود فرد نیستند و به او اختصاص داده شده‌اند. هر کس در هر گروهی که باشد فکر می‌کند گروهی که او متعلق به آن است، خوب مطلق است و گروه‌های دیگر بد هستند. تا زمانی که افراد بزرگ‌تر نشوند و باورهای خود را اصلاح نکنند، بر این باور خواهند بود و حتی ممکن است درگیر تندروی شوند.<br />
<br />
شخصیت<br />
بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که سوگیری‌های افراد ارتباط زیادی با شخصیت آن‌ها دارند. آن‌ها می‌گویند احتمال بروز رفتار متعصبانه در افرادی که شخصیت مستبد دارند، بیش از دیگران است. این شخصیت‌ها معمولا ویژگی‌های زیر را دارند:<br />
<br />
آن‌ها برای منطبق‌شدن با جوامع خاص بسیار تلاش می‌کنند.<br />
به سختی به دیگران اعتماد می‌کنند و فقط هم‌نظران خود را تایید و تحسین می‌کنند.<br />
آن‌ها به اینکه دیگران را قربانی و سرزنش کنند علاقه زیادی دارند.<br />
به هیچ وجه ضعف در خودشان و دیگران را نمی‌پذیرند.<br />
به سختی نظر و باورهای خود را تغییر می‌دهند.<br />
نسبت به دیگران بدبین هستند و حتی می‌توانند به آن‌ها آسیب بزنند.<br />
به دنبال احترام کامل از طرف دیگران هستند.<br />
زمانی که این ویژگی‌ها در یک فرد جمع شوند، آن فرد به افکار و رفتار متعصبانه علاقه شدیدی پیدا می‌کند. این باعث می‌شود او بدون دلیل خاصی و بدون درنظرگرفتن واقعیت، علیه افرادی که با او متفاوت هستند رفتار کند.<br />
<br />
جهل و عدم آگاهی<br />
عدم آگاهی در مورد گروه‌های مختلف افراد، فرهنگ‌های متفاوت و در واقع نپذیرفتن اینکه انسان‌ها هیچ‌گاه شبیه به هم نخواهند بود، از دیگر دلایلی است که می‌تواند باعث بروز رفتار متعصبانه شود. زمانی که انسان به تنوع بی‌نهایت این جهان و انسان‌های ساکن آن آگاهی نداشته باشد، دچار پیش داوری می‌شود.<br />
<br />
عشق یا نفرت بیش از اندازه<br />
عشق یا نفرت بیش از حد، طوری که چشم نبیند و گوش نشنود هم می‌تواند باعث بروز پیش داوری شود. برای مثال گروه‌ه‌های افراطی دینی و قومی، به دلیل عشق بی‌نهایت به هم‌نوعان و نفرت بیش از اندازه نسبت به سایرین درگیر رفتار تعصب‌گونه می‌شوند.<br />
<br />
فرافکنی و آرمانی‌سازی<br />
تعصبات همچنین می‌توانند حاصل فرافکنی و آرمانی‌سازی باشند. وقتی یک فرد از درون احساس بی‌کفایتی می‌کند، آرزوها و خواسته‌هایش را بیش از حد آرمانی کرده و آن‌ها را نقدناپذیر و غیرقابل شکست می‌داند. بنابراین در مواجهه با هر شکستی، بی‌ارزشی و ناتوانی را به افراد مقابل خودش نسبت می‌دهد.<br />
<br />
تعصب چیست<br />
<br />
جهت‌گیری تاییدی<br />
از دیگر مواردی که می‌تواند زمینه‌ساز پیش داوری شود، جهت‌گیری تاییدی است. وقتی شما در مورد یک مسئله به باور می‌رسید، در نتیجه سعی می‌کنید اطلاعاتی در مورد آن را قبول کنید که تایید کننده آن باشند. در نتیجه این باعث می‌شود که نسبت به هر اطلاعاتی که برخلاف باور شما باشند، رفتاری تعصب‌گونه داشته باشید و آن‌ها را نپذیرید. به این ترتیب چشم‌تان را روی حقایق می‌بندید و با هر چیزی که مخالف شما باشد، مخالفت می‌کند.<br />
<br />
تعصب خوب است یا بد؟<br />
نگرش‌های متعصبانه بیشتر از آنکه بر اساس حقایق و واقعیت‌ها باشند، براساس کلیشه‌ها و حرف‌های غیرمعتبر ساخته می‌شوند. سوگیری‌های متعصبانه زمانی که در حد حرف باشند، مشکلی ایجاد نمی‌کنند. اما گاهی انسان‌ها به دلیل احساسات منفی، باور عمیق به کلیشه‌ها و همچنین تمایل به تبعیض علیه یک گروه خاص سوگیری‌های همراه با پیش داوری خود را به عمل تبدیل می‌کنند. برای مثال فردی که خانه‌اش را به اقلیت‌های مذهبی یا مهاجران اجاره نمی‌دهد، یا کسی که نسبت به مهاجران خشن و پرخاشگر است نمونه‌ای از پیش داوری شدید و منفی است.<br />
<br />
انواع تعصب<br />
هر فردی به دلایل معقول یا غیرمعقول ممکن است رفتاری متعصبانه نسبت به گروه‌ها و افراد خاصی داشته باشد. در ادامه به بررسی رایج‌ترین انواع تعصب می‌پردازیم:<br />
<br />
تبعیض جنسیتی<br />
به معنی تبعیض قائل‌شدن بین افراد براساس جنسیت آن‌ها است. برای مثال عبارت‌هایی از این دست که «رانندگی همه زن‌ها بد است»، «زن‌ها فقط باید مادری و خانه‌داری کنند» یا «مرد نباید گریه کند»، «مرد را چه به آشپزی و آرایشگری» همه نمونه‌هایی از تعصب جنسیتی موجود در جامعه ما هستند.<br />
<br />
ناسیونالیسم<br />
ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی نوجی جنبش است که باعث می‌شود افرادی که دارای ویژگی‌های فرهنگی مشترک هستند، خود را از دیگران جدا بدانند. ناسیونالیسم در موارد شدید می‌تواند منجر به جدایی و تجزیه کشورها شود.<br />
<br />
طبقه‌ اجتماعی<br />
طبقه‌بندی افراد به دلایل مالی، محل زندگی و طبقه اجتماعی از دیگر نمونه‌های سوگیری است. در این نوع، فرد نسبت به افرادی که جزو طبقه متوسط یا رو به پایین هستند و از نظر مالی ضعیف‌تر هستند، با تبعیض رفتار می‌کند. همچنین گاهی تبعیض براساس شغل افراد هم ایجاد می‌شود، برای مثال کارمند بانکی را تصور کنید که رفتارش با یک کارگر بسیار متفاوت‌تر از رفتارش با رئیس یک شرکت یا مجموعه دولتی است<br />
<br />
نژادپرستی<br />
نژادپرستی نوعی از تعصب است که بر تفاوت‌های ظاهری، فیزیکی و فرهنگی تمرکز دارد. براساس این تفکر افراد متعلق به یک نژاد بر سایر نژادها برتری دارند. برای مثال کشتار سیاه‌پوستان یا بومی‌های آمریکا توسط سفید پوستان نمونه‌ای از نژادپرستی است.<br />
<br />
نژادپرستی علمی در واقع زیرشاخه نژادپرستی است که در آن از روش‌های علمی برای اثبات تفاوت‌های نژادی استفاده می‌شود. در نژادپرستی علمی انسان‌ها با روش‌هایی چون جمجمه سنجی طبقه‌بندی شده و از نظر بیولوژیک به گروه‌های مختلف تقسیم می‌شوند. نازی‌ها در آلمان و جداسازی نژاد جیم کرو در جنوب آمریکا نمونه‌هایی از نژادپرستی علمی هستند.<br />
<br />
زبانی<br />
در این نوع سوگیری، افرادی که یک زبان مشترک دارند نسبت به افرادی که به‌ زبان‌های دیگر صحبت می‌کنند تبعیض قائل می‌شوند. این افراد زبان مادری خود را به زبان رایج کشوری که در آن ساکن هستند، ترجیح می‌دهند. برای مثال آلمانی‌ها به شدت روی زبان خود متعصب هستند و قانون اصلی مهاجرت به کشور آن‌ها، حرف‌زدن به زبان آلمانی است. این در حالی است که بسیاری از کشورهای اروپایی مثل فرانسه، تندروی زیادی روی زبان خود ندارند و مهاجران با زبان انگلیسی را هم می‌پذیرند.<br />
<br />
مذهبی<br />
در این نوع پیش داوری افراد یک گروه مذهبی، خود را برتر از دیگر مذاهب می‌دانند و به شدت با عقاید آن‌ها مخالفت می‌کنند. سوگیری مذهبی بین شیعه و سنی یا این سوگیری مذهبی بین یهودیان و مسلمانان نوعی تعصب مذهبی هستند.<br />
<br />
سنت و مدرنیته<br />
تقابل سنت و مدرنیته یکی از تعصبات ریشه‌دار است که در آن 2 گروه علما و فقهای دینی به عنوان نماینده سنت‌گرایان و روشنفکران به عنوان نماینده مدرنیته با هم جدال می‌کنند. موضوع اصلی در این جدال تعیین برحق‌بودن سنت یا مدرنیته نیست، بلکه بحث اصلی بر سر این است که هر انسان آزاداندیشی باید خودش راهش را پیدا کند و تحت‌تاثیر تقلید از دیگران نباشد.<br />
<br />
پیش داوری سنی<br />
تبعیض قائل‌شدن بر اساس سن افراد، شکلی از پیش داوری است که در آن در مورد یک طیف سنی خاص کلیشه‌ها و تفکرات منفی وجود دارد. تعصب سنی را همه افراد ممکن است در زندگی تجربه کنند، اما کمتر کسی به این نوع سوگیری و مشکلاتی که برای افراد می‌تواند ایجاد کند پرداخته است.<br />
<br />
تاثیرات پیش‌داوری و تعصب<br />
پیش‌داوری و تعصب پیامدهای گسترده‌ای بر افراد و جامعه دارند که هم سلامت فردی را تهدید می‌کنند و هم انسجام اجتماعی را تضعیف می‌کنند. از نظر سلامت جسمی و روانی، افرادی که قربانی پیش‌داوری می‌شوند، اغلب با مشکلاتی مانند استرس مزمن، افسردگی و دسترسی محدود به خدمات بهداشتی روبه‌رو هستند. تبعیض ساختاری نیز آن‌ها را به محله‌های محروم با امکانات ناکافی محدود می‌کند.  <br />
<br />
در سطح اجتماعی، پیش‌داوری به تبعیض سیستماتیک دامن می‌زند و فرصت‌های شغلی، تحصیلی و مسکن را از گروه‌های خاص دریغ می‌کند. آمارها نشان می‌دهند که آزار و اذیت در محیط کار (از جمله آزار جنسی و نژادی) همچنان چالشی جدی است. علاوه بر این، تعصب می‌تواند*شکاف‌های فرهنگی را عمیق‌تر کند و به جداسازی اجتماعی بین گروه‌های مختلف منجر شود.<br />
<br />
۷ راه حل برای غلبه بر تعصب مخرب<br />
برای غلبه بر تندروی‌های مخرب راه‌های زیر می‌توانند کمک‌کننده باشند:<br />
<br />
مطالعه کنید و به دنبال افزایش آگاهی خود در مورد مسائل مختلف باشید. اگر روی عقیده خود بیش از حد پافشاری می‌کنید، بد نیست کمی در مورد آن تحقیق کنید و تنها به روایت‌های دیگران بسنده نکنید.<br />
تفکر نقادانه را در خود پرورش دهید. تفکر نقادانه از پذیرش بی‌چون و چرای مسائل مختلف جلوگیری می‌کند و باعث کاهش رفتار پیش داورانه می‌شود.<br />
به جای پذیرش کلیشه‌ها، خودتان به دنبال کسب تجربه باشید. سفر کنید، با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوید، غذاهای جدید بخورید و موسیقی گوش کنید.<br />
بیشتر بشنوید و ببینید. افرادی که پیش داوری دارند معمولا کمتر گوش می‌دهند و فقط به دنبال به کرسی‌نشاندن حرف خود هستند. اگر سعی کنید بیشتر بشنوید، روی پیش داوری خود کنترل بیشتری خواهید داش<br />
ت.<br />
با افرادی که طرز فکرهای متفاوت با شما دارند، بیشتر معاشرت کنید. این کار هم باعث افزایش آگاهی شما می‌شود و هم از پیش داوری شما کم می‌کند.<br />
انتقاد پذیر باشید و سعی کنید در مقابل انتقاد دیگران، پرخاش و تندروی نداشته باشید.<br />
<br />
به باورهایتان نگاهی دوباره بیندازید. شما همان آدم چند سال پیش نیستید، شاید زمان آن رسیده که باورهایتان را مطابق با تغییرات جامعه اصلاح کنید.<br />
<br />
یکی از راه‌های غلبه بر تعصب مواجهه با دیدگاه‌های متنوع و تحلیل‌های عمیق است که باورهای شخصی و پیش‌داوری‌های ذهنی را به چالش می‌کشد. مطالعۀ کتاب یکی از راه‌های مواجهه با همین تفاوت‌هاست و به افراد در کاهش پیش داوری کمک می‌کند. با مطالعۀ کتاب‌هایی با موضوعات روان‌شناسی و تفکر انتقادی، مانند تفکر سریع و کند از دنیل کانمن می‌توان از پیش داوری ناخودآگاه آگاه شد و تفکر انتقادی را تقویت کرد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رفتار افراد دارای تروما: آسیب روحی و اجتماعی در نتیجه مشکلات خانوادگی و اعتماد نادرست]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=300326</link>
			<pubDate>Tue, 06 Aug 2024 12:30:39 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=300326</guid>
			<description><![CDATA[رفتار افراد دارای تروما: افرادی که از نظر روحی، روانی و عاطفی آسیب دیده و دچار تروما شده اند، اما در مورد آن با کسی صحبت نمی کنند ممکن است این رفتارها را از خود نشان دهند.<br />
رفتار افراد دچار تروما: یک کوه یخ عظیم را تصور کنید که در آب های سرد قطب شمال شناور است. و منظورم عظیم است. 10، شاید 20، طبقه بالا. همانطور که در اقیانوس حرکت می کند، با فوک ها، ماهی ها، جهنم، شاید حتی پری دریایی هایی که از مسیر آن دور می شوند، تنها بخش کوچکی از زیبایی آن در بالای سطح قابل مشاهده است. با این حال، در زیر خط آب، دنیای وسیع و پیچیده ای از یخ قرار دارد که از چشم غیر مسلح پنهان است. به طور مشابه، افرادی در اطراف ما هستند که در دریای احساسات خود حرکت می کنند و تنها بخشی از احساسات خود را نشان می دهند در حالی که عمق بسیار زیاد را در زیر پنهان می کنند. بنابراین، چرا برخی از مردم کوه یخ احساسی خود را پنهان نگه می دارند؟ آیا این ترس، آرزوی قوی و انعطاف پذیر به نظر رسیدن، یا تجربیات گذشته است که به آنها یاد داده محتاط باشند؟ خوب، اگر به اندازه کافی دقیق نگاه کنیم، این افراد تمایل دارند سیگنال های ظریفی را پشت سر بگذارند. و این به ما بستگی دارد که آنها را پیدا کنیم. با کشف این نشانه‌های گویا، می‌توانیم داستان‌های عمیقی را در پس آنچه که قابل مشاهده است کشف کنیم و به این افراد کمک کنیم تا پیچیدگی‌های زیر ظاهر آرام خود را بیان کنند. همانطور که ما از طریق این زمین دشوار می گذریم، مهم است که به یاد داشته باشیم که انسانیت و همدلی بسیار فراتر از سطح است. در اینجا 9 رفتار ظریف افرادی که از نظر عاطفی آسیب دیده اند، نشان می دهند. 1. رفتارهای اجباری و تکراری از خود نشان می دهند آیا تا به حال به آن دوست کاری که همیشه با دقت میز کار خود را مرتب می کند یا به دوستی که نمی تواند هر دو دقیقه یکبار تلفن خود را چک نکند توجه کرده اید؟ تا به حال به این فکر کرده اید که چرا شریک زندگی شما نمی تواند هر بار که از پله ای بالا می رود در برابر شمردن پله ها مقاومت کند یا اینکه چرا مادر حتی پس از کوچکترین تماسی باید دست هایش را ضدعفونی کند؟ مطمئناً، همه ما خصلت‌های خود را داریم، اما وقتی این رفتارها اجباری می‌شوند، ممکن است چیزی بیش از یک ویژگی شخصیتی باشد - می‌تواند اشاره‌ای ظریف به وجود زخم‌های عاطفی عمیق‌تر باشد. رفتارهای اجباری اغلب به عنوان یک پوشش امنیتی عمل می کنند و افراد را از ناراحتی احساسات حل نشده محافظت می کنند. این چیزی فراتر از تمیزی یا دقت است - تلاشی برای به دست آوردن کنترل بر هرج و مرج ایجاد شده در درون آنها. این اجبارها به عنوان یک حواس پرتی عمل می کنند، راهی برای هدایت توجه از خاطرات دردناک یا مسائل حل نشده. بنابراین، دفعه بعد که فردی را در حال انجام رفتارهای اجباری مشاهده کردید، مکث کنید و فکر کنید. آنها در چه نبردهایی می جنگند؟ چه زخم های عاطفی را پشت نمای اعمال تکراری پنهان کرده اند؟ درک این نشانه های ظریف می تواند پنجره ای به دنیای آسیب های سرکوب شده یا زخم های عاطفی باشد.<br />
مدرسه روانشناسی مقالات30 بهمن 1402 Leave a comment <br />
رفتار افراد دارای تروما: افرادی که از نظر روحی، روانی و عاطفی آسیب دیده و دچار تروما شده اند، اما در مورد آن با کسی صحبت نمی کنند ممکن است این رفتارها را از خود نشان دهند.<br />
رفتار افراد دارای تروما<br />
رفتار افراد دارای تروما: یک کوه یخ عظیم را تصور کنید که در آب های سرد قطب شمال شناور است. و منظورم عظیم است. 10، شاید 20، طبقه بالا.<br />
<br />
همانطور که در اقیانوس حرکت می کند، با فوک ها، ماهی ها، جهنم، شاید حتی پری دریایی هایی که از مسیر آن دور می شوند، تنها بخش کوچکی از زیبایی آن در بالای سطح قابل مشاهده است.<br />
<br />
با این حال، در زیر خط آب، دنیای وسیع و پیچیده ای از یخ قرار دارد که از چشم غیر مسلح پنهان است.<br />
<br />
به طور مشابه، افرادی در اطراف ما هستند که در دریای احساسات خود حرکت می کنند و تنها بخشی از احساسات خود را نشان می دهند در حالی که عمق بسیار زیاد را در زیر پنهان می کنند.<br />
<br />
بنابراین، چرا برخی از مردم کوه یخ احساسی خود را پنهان نگه می دارند؟ آیا این ترس، آرزوی قوی و انعطاف پذیر به نظر رسیدن، یا تجربیات گذشته است که به آنها یاد داده محتاط باشند؟<br />
<br />
خوب، اگر به اندازه کافی دقیق نگاه کنیم، این افراد تمایل دارند سیگنال های ظریفی را پشت سر بگذارند. و این به ما بستگی دارد که آنها را پیدا کنیم.<br />
<br />
با کشف این نشانه‌های گویا، می‌توانیم داستان‌های عمیقی را در پس آنچه که قابل مشاهده است کشف کنیم و به این افراد کمک کنیم تا پیچیدگی‌های زیر ظاهر آرام خود را بیان کنند.<br />
<br />
همانطور که ما از طریق این زمین دشوار می گذریم، مهم است که به یاد داشته باشیم که انسانیت و همدلی بسیار فراتر از سطح است.<br />
<br />
در اینجا 9 رفتار ظریف افرادی که از نظر عاطفی آسیب دیده اند، نشان می دهند.<br />
<br />
1. رفتارهای اجباری و تکراری از خود نشان می دهند<br />
آیا تا به حال به آن دوست کاری که همیشه با دقت میز کار خود را مرتب می کند یا به دوستی که نمی تواند هر دو دقیقه یکبار تلفن خود را چک نکند توجه کرده اید؟<br />
<br />
تا به حال به این فکر کرده اید که چرا شریک زندگی شما نمی تواند هر بار که از پله ای بالا می رود در برابر شمردن پله ها مقاومت کند یا اینکه چرا مادر حتی پس از کوچکترین تماسی باید دست هایش را ضدعفونی کند؟<br />
<br />
مطمئناً، همه ما خصلت‌های خود را داریم، اما وقتی این رفتارها اجباری می‌شوند، ممکن است چیزی بیش از یک ویژگی شخصیتی باشد – می‌تواند اشاره‌ای ظریف به وجود زخم‌های عاطفی عمیق‌تر باشد.<br />
<br />
رفتارهای اجباری اغلب به عنوان یک پوشش امنیتی عمل می کنند و افراد را از ناراحتی احساسات حل نشده محافظت می کنند.<br />
<br />
این چیزی فراتر از تمیزی یا دقت است – تلاشی برای به دست آوردن کنترل بر هرج و مرج ایجاد شده در درون آنها.<br />
<br />
این اجبارها به عنوان یک حواس پرتی عمل می کنند، راهی برای هدایت توجه از خاطرات دردناک یا مسائل حل نشده.<br />
<br />
بنابراین، دفعه بعد که فردی را در حال انجام رفتارهای اجباری مشاهده کردید، مکث کنید و فکر کنید.<br />
<br />
آنها در چه نبردهایی می جنگند؟ چه زخم های عاطفی را پشت نمای اعمال تکراری پنهان کرده اند؟<br />
<br />
درک این نشانه های ظریف می تواند پنجره ای به دنیای آسیب های سرکوب شده یا زخم های عاطفی باشد.<br />
<br />
2. فلاش بک یا خاطرات مزاحم را تجربه می کنند<br />
ترومای سرکوب شده اغلب به مخفیانه ترین راه ها وارد زندگی ما می شود.<br />
<br />
آن را به عنوان آن مهمان ناخواسته تصور کنید که بیش از حد از استقبال خود می گذرد – درنگ می کند، بدون دعوت ظاهر می شود و مهمانی را مختل می کند. بله، اصلا خوش آمدید.<br />
<br />
حال، ذهن، به عنوان چیز مقاوم و گاه یواشکی که هست، سعی می‌کند ما را از این امر محافظت کند.<br />
<br />
این خاطرات دردناک را در یک اتاق زیر شیروانی ذهنی جمع می کند، به این امید که همه آنها را فراموش کنیم.<br />
<br />
اما حدس بزنید چی؟ آنها ناپدید نمی شوند جواب منفی. فلاش بک ها و خاطرات مزاحم می توانند این محرک ها باشند. به نوعی شبیه روشی است که ذهن شما می گوید: “هی، ما باید با این موضوع کنار بیاییم.”<br />
<br />
تروما اغلب مانند کنه در حواس ما نفوذ می کند و طیف وسیعی از تداعی ها از جمله بو و حتی لمس را ایجاد می کند.<br />
<br />
اگر کسی را می‌شناسید که به چیزی که ظاهراً روزمره به شدت واکنش نشان می‌دهد، ممکن است این روش ذهن او برای یادآوری زخم‌های عاطفی گذشته باشد.<br />
<br />
هنگامی که با فردی با این نشانه های ظریف روبرو می شوید، یک لحظه فکر کنید. شاید آنها فراتر از محافظت یا دوری هستند – شاید آنها با مسائل مهم گذشته خود دست و پنجه نرم می کنند.<br />
<br />
شنونده همدل باشید، دوست فهمیده‌ای که فضولی نمی‌کند اما وقتی تصمیم به اشتراک‌گذاری دارد حاضر است.<br />
<br />
3. از صمیمیت عاطفی اجتناب می کنند<br />
برخی از افراد وجود دارند که به نظر می رسد یک میدان نیروی نامرئی در اطراف احساسات خود دارند.<br />
<br />
آنها جذاب، اجتماعی و همیشه برای گذراندن اوقات خوش هستند، مطمئناً، اما وقتی مکالمات به قلمرو شخصی منحرف می شود، مانند برخورد با دیوار است.<br />
<br />
وادار کردن آنها به باز کردن در مورد ترس ها، رویاها یا گذشته خود می تواند مانند حرکت در یک پیچ و خم متراکم باشد.<br />
<br />
اما چرا شخصی مانند این ممکن است از صمیمیت عاطفی اجتناب کند؟ این در مورد ضد اجتماعی بودن یا بی علاقگی به ایجاد ارتباطات نیست.<br />
<br />
نه، اغلب ریشه در ترس عمیق تری دارد – ترس از آسیب پذیری عاطفی. به آن به عنوان یک مکانیسم دفاعی فکر کنید، یک مانع محافظتی که آنها برای محافظت از خود در برابر درد بالقوه ای که افشای احساسات واقعی آنها ممکن است ایجاد کند، ساخته اند.<br />
<br />
ترس از اجازه دادن به کسی، از برهنه شدن روح او و خطر طرد شدن، می تواند واقعاً فلج کننده باشد.<br />
<br />
صمیمیت عاطفی مستلزم آسیب پذیری، اعتماد، و تمایل به اجازه دادن به شخص دیگری برای دیدن نسخه بدون فیلتر شماست.<br />
<br />
با این حال، برای کسانی که سابقه تروما یا زخم های عاطفی دارند، هر قدم به سمت باز بودن ممکن است خاطرات درد گذشته را ایجاد کند و عقب نشینی را برای حفظ فاصله آسان تر کند.<br />
<br />
4. از نظر عاطفی بسیار واکنش پذیر و تکانشی هستند<br />
فردی را تصور کنید که دائماً در حال عصبانیت است و حتی در مورد چیزهای کوچک واکنش عاطفی نشان می دهد.<br />
<br />
شما ذکر می کنید در یک موضوع بی‌ضرر، مانند جایی که قهوه بخورید، و ناگهان انگار یک عصب خام را لمس کرده‌اید. چه چیزی می دهد؟<br />
<br />
واکنش‌های عاطفی شدید به محرک‌های به ظاهر جزئی می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که اتفاقات بیشتری در زیر سطح وجود دارد. به این ترتیب، واکنش عاطفی می تواند نوک کوه یخ باشد، همانطور که قبلا ذکر کردیم، نشان دهنده زخم های عاطفی ناشناخته است.<br />
<br />
این روح ها ممکن است دوران کودکی پر از آشفتگی عاطفی داشته باشند: انتقاد مداوم، محیط های غیرقابل پیش بینی. اساسا، یک ترن هوایی احساسی همه جانبه.<br />
<br />
به سرعت به سمت بزرگسالی پیش بروید، و هر پیشنهادی برای تغییر یک مکانیسم دفاعی ایجاد می کند که از سال ها تهدید عاطفی ساخته شده است.<br />
<br />
در پشت نمایش احساسی ظاهری، ممکن است شخصی وجود داشته باشد که وزن زخم‌های گذشته را زیر و رو کرده است.<br />
<br />
درک این که واکنش عاطفی می تواند نشانه ای از مسائل عمیق تر باشد، فرصتی برای ایجاد همدلی و باز کردن دری برای گفتگوهای شفابخش است.<br />
<br />
5. در لذت بردن از موفقیت و چیزهای خوب زندگی مشکل زیادی دارند<br />
بنابراین، شما آن پروژه عظیم را در محل کار خود به پایان رساندید یا در آن امتحان دشوار کالج شرکت کردید. آفرین، تو!<br />
<br />
برآمدگی های پنج و مشت در حال پرواز هستند، کوفته ها در حال سقوط هستند، و همه در حالت جشن هستند – یا چیزی شبیه به آن!<br />
<br />
حالا تصور کنید که کاملاً قادر به مالکیت این بردها نیستید. درست است، برخی افراد سخت‌تر می‌بینند که در شکوه دستاوردهای خود غوطه‌ور شوند.<br />
<br />
این به این معنا نیست که آنها متواضع یا متواضع هستند – این عمیق تر از این است.<br />
<br />
این ناتوانی در حمام کردن صحیح در موفقیت ممکن است نشانه ظریفی باشد که آنها زخم های عاطفی را با خود حمل می کنند، همان نوع زخم هایی که آنها را برای لذت بردن از شیرینی پیروزی مردد می کند.<br />
<br />
آنها ممکن است آن را با آسیب پذیری ناشی از قرار گرفتن در کانون توجه مرتبط کنند.<br />
<br />
آنها ممکن است از انتظارات ناشی از بالا بودن بترسند یا نگران باشند که تحت فشار فرو بریزند.<br />
<br />
به علاوه می‌تواند یک پارادوکس کامل باشد: آنها آرزوی موفقیت را دارند، اما تلاش می‌کنند تا زمانی که به دست می‌آید به طور کامل آن را در آغوش بگیرند. یک وضعیت برد- باخت.<br />
<br />
6. با خستگی مزمن یا بی خوابی سر و کار دارند<br />
آیا می‌دانستید که خستگی مزمن یا بی‌خوابی می‌تواند بیشتر از یک برنامه شلوغ باشد؟<br />
<br />
وقتی ذهن با آسیب های حل نشده تسخیر نشده است، مانند تلاش برای خوابیدن در اتاقی با تلویزیون سوسوزن است—شما هرگز نمی توانید به طور کامل استراحت کنید.<br />
<br />
ترومای سرکوب شده می تواند به خواب ما سرازیر شود و ریتم طبیعی را مختل کند و ما را دائما خسته یا کم خواب کند. این احساس خوبی نیست، به من اعتماد کنید.<br />
<br />
بنابراین، اگر دوستی دارید که همیشه خمیازه می‌کشد یا همکارتان که به نظر می‌رسد موجی از خستگی به او برخورد کرده است، شاید، فقط شاید، نه تنها خواب‌آلود هستند. شاید آنها بار نامرئی را حمل می کنند.<br />
<br />
هنگامی که متوجه این موضوع شدید، ممکن است دوست داشته باشید شاید یک گوش فرا دهید، یک کلمه محبت آمیز ارائه دهید، یا به سادگی آنجا باشید.<br />
<br />
۷.پیوسته برای کمال تلاش می کنند<br />
اگر کسی بر روی بی نقص بودن تمرکز لیزری دارد، این فقط رعایت استانداردهای بالا نیست.<br />
<br />
این اغلب یک مکانیسم مقابله است، سپری است که آنها برای محافظت از خود در برابر دنیایی که ممکن است کمی برای آنها خشن باشد ساخته اند.<br />
<br />
چرا؟ چه چیزی در زیر سطح پنهان شده است؟ خوب، تروما می تواند پاسخ باشد.<br />
<br />
حرکت به سوی کمال تبدیل به یک شبکه ایمنی می شود، راهی برای اعمال کنترل و دفع انتقاد یا طرد.<br />
<br />
دانش آموزی را تصور کنید که مدام به او گفته می شد که به اندازه کافی خوب نیستند، مهم نیست چقدر تلاش می کنند.<br />
<br />
به سرعت به بزرگسالی برسید، و اکنون آن‌ها آن همکار هستند که نمی‌توانند حتی یک جزئیات را رها کنند.<br />
<br />
این فراتر از تحت تأثیر قرار دادن رئیس است، علاوه بر این، این است که به خودشان ثابت کنند که واقعاً کافی هستند.<br />
<br />
این فقط در مورد دقیق بودن نیست، بلکه در مورد اجتناب از میدان مین احساسات است که ممکن است در صورت ناامید کردن گارد خود منفجر شوند.<br />
<br />
در زیر سطح بی عیب و نقص، روایتی از درد، جستجوی کنترل، و قلبی مشتاق پذیرش نهفته است.<br />
<br />
۸. در اثر مصرف مواد خود را بی حس می کنند<br />
وقتی زندگی توپ‌های منحنی را پرتاب می‌کند که از قطار باری ضربه‌ای سخت‌تر می‌زند، و سنگینی آسیب‌های گذشته بیش از حد تحمل می‌شود، برخی از مردم چه می‌کنند؟<br />
<br />
آن‌ها به عوامل بی‌حس‌کننده روی می‌آورند – موادی که یک فرار موقت از طوفان عاطفی در حال خشم را فراهم می‌کنند.<br />
<br />
این در مورد جستجوی لذت یا سرگرمی نیست، بلکه تلاشی برای خاموش کردن تمام آن دردهای حل نشده است.<br />
<br />
مانند استفاده از چسب زخم برای زخمی است که نیاز به بخیه یا جراحی دارد – یک راه حل موقتی که کمک چندانی به رفع علت اصلی نمی کند. اما هی، این یک احساس تسکین زودگذر را فراهم می کند، یک مهلت کوتاه از همه آن.<br />
<br />
وقتی احساسات خیلی شدید، خیلی دردناک یا بیش از حد خام می شوند، ذهن به هر چیزی که لبه های آن درد را کسل کند پناه می برد.<br />
<br />
این فقدان قدرت یا اراده نیست – مانند یک غریزه بقا است.<br />
<br />
درک این موضوع که مصرف مواد و وابستگی، اغلب زخم‌های عاطفی عمیق‌تر را می‌پوشاند، اولین قدم به سوی همدلی و حمایت است.<br />
<br />
9.آنها با تعیین حد و مرز مبارزه می کنند<br />
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا به نظر می رسد برخی از افراد در تعیین مرزها نسبت به دیگران سخت ترند؟<br />
<br />
مثل این است که آنها در حال انجام یک بازی برزخ احساسی هستند، به سمت عقب خم می شوند تا تقریباً به دو نیم شوند.<br />
<br />
مرزها مانند حصارهای اطراف فضای احساسی شما هستند. آن‌ها ما را ایمن نگه می‌دارند، و در حین حرکت در ترن هوایی عاطفی روابط، رفاه ما را حفظ می‌کنند.<br />
<br />
افرادی که برای حفظ این مرزهای بسیار مهم و ضروری تلاش می کنند، ممکن است از سنین جوانی یاد گرفته باشند که بیان نیازها یا خواسته ها با درک یا حمایت مواجه نمی شود.<br />
<br />
شاید آن‌ها مجبور بودند در موقعیت‌های ناپایدار حرکت کنند و نیازهای خود را برای حفظ آرامش سرکوب کنند. با گذشت زمان و تجربه، تعیین مرزها خارجی شد.<br />
<br />
تعیین مرزها اغلب مستلزم ابراز وجود، «نه» گفتن یا بر زبان آوردن ناراحتی، با صدای بلند و واضح است.<br />
<br />
برای کسی که از نظر عاطفی شرایط را پشت سر گذاشته است، این ممکن است بسیار، بسیار سخت به نظر برسد.<br />
<br />
این فقط در مورد بیان ترجیحات نیست، بلکه ترس از باز کردن زخم های قدیمی یا آسیب های گذشته است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[رفتار افراد دارای تروما: افرادی که از نظر روحی، روانی و عاطفی آسیب دیده و دچار تروما شده اند، اما در مورد آن با کسی صحبت نمی کنند ممکن است این رفتارها را از خود نشان دهند.<br />
رفتار افراد دچار تروما: یک کوه یخ عظیم را تصور کنید که در آب های سرد قطب شمال شناور است. و منظورم عظیم است. 10، شاید 20، طبقه بالا. همانطور که در اقیانوس حرکت می کند، با فوک ها، ماهی ها، جهنم، شاید حتی پری دریایی هایی که از مسیر آن دور می شوند، تنها بخش کوچکی از زیبایی آن در بالای سطح قابل مشاهده است. با این حال، در زیر خط آب، دنیای وسیع و پیچیده ای از یخ قرار دارد که از چشم غیر مسلح پنهان است. به طور مشابه، افرادی در اطراف ما هستند که در دریای احساسات خود حرکت می کنند و تنها بخشی از احساسات خود را نشان می دهند در حالی که عمق بسیار زیاد را در زیر پنهان می کنند. بنابراین، چرا برخی از مردم کوه یخ احساسی خود را پنهان نگه می دارند؟ آیا این ترس، آرزوی قوی و انعطاف پذیر به نظر رسیدن، یا تجربیات گذشته است که به آنها یاد داده محتاط باشند؟ خوب، اگر به اندازه کافی دقیق نگاه کنیم، این افراد تمایل دارند سیگنال های ظریفی را پشت سر بگذارند. و این به ما بستگی دارد که آنها را پیدا کنیم. با کشف این نشانه‌های گویا، می‌توانیم داستان‌های عمیقی را در پس آنچه که قابل مشاهده است کشف کنیم و به این افراد کمک کنیم تا پیچیدگی‌های زیر ظاهر آرام خود را بیان کنند. همانطور که ما از طریق این زمین دشوار می گذریم، مهم است که به یاد داشته باشیم که انسانیت و همدلی بسیار فراتر از سطح است. در اینجا 9 رفتار ظریف افرادی که از نظر عاطفی آسیب دیده اند، نشان می دهند. 1. رفتارهای اجباری و تکراری از خود نشان می دهند آیا تا به حال به آن دوست کاری که همیشه با دقت میز کار خود را مرتب می کند یا به دوستی که نمی تواند هر دو دقیقه یکبار تلفن خود را چک نکند توجه کرده اید؟ تا به حال به این فکر کرده اید که چرا شریک زندگی شما نمی تواند هر بار که از پله ای بالا می رود در برابر شمردن پله ها مقاومت کند یا اینکه چرا مادر حتی پس از کوچکترین تماسی باید دست هایش را ضدعفونی کند؟ مطمئناً، همه ما خصلت‌های خود را داریم، اما وقتی این رفتارها اجباری می‌شوند، ممکن است چیزی بیش از یک ویژگی شخصیتی باشد - می‌تواند اشاره‌ای ظریف به وجود زخم‌های عاطفی عمیق‌تر باشد. رفتارهای اجباری اغلب به عنوان یک پوشش امنیتی عمل می کنند و افراد را از ناراحتی احساسات حل نشده محافظت می کنند. این چیزی فراتر از تمیزی یا دقت است - تلاشی برای به دست آوردن کنترل بر هرج و مرج ایجاد شده در درون آنها. این اجبارها به عنوان یک حواس پرتی عمل می کنند، راهی برای هدایت توجه از خاطرات دردناک یا مسائل حل نشده. بنابراین، دفعه بعد که فردی را در حال انجام رفتارهای اجباری مشاهده کردید، مکث کنید و فکر کنید. آنها در چه نبردهایی می جنگند؟ چه زخم های عاطفی را پشت نمای اعمال تکراری پنهان کرده اند؟ درک این نشانه های ظریف می تواند پنجره ای به دنیای آسیب های سرکوب شده یا زخم های عاطفی باشد.<br />
مدرسه روانشناسی مقالات30 بهمن 1402 Leave a comment <br />
رفتار افراد دارای تروما: افرادی که از نظر روحی، روانی و عاطفی آسیب دیده و دچار تروما شده اند، اما در مورد آن با کسی صحبت نمی کنند ممکن است این رفتارها را از خود نشان دهند.<br />
رفتار افراد دارای تروما<br />
رفتار افراد دارای تروما: یک کوه یخ عظیم را تصور کنید که در آب های سرد قطب شمال شناور است. و منظورم عظیم است. 10، شاید 20، طبقه بالا.<br />
<br />
همانطور که در اقیانوس حرکت می کند، با فوک ها، ماهی ها، جهنم، شاید حتی پری دریایی هایی که از مسیر آن دور می شوند، تنها بخش کوچکی از زیبایی آن در بالای سطح قابل مشاهده است.<br />
<br />
با این حال، در زیر خط آب، دنیای وسیع و پیچیده ای از یخ قرار دارد که از چشم غیر مسلح پنهان است.<br />
<br />
به طور مشابه، افرادی در اطراف ما هستند که در دریای احساسات خود حرکت می کنند و تنها بخشی از احساسات خود را نشان می دهند در حالی که عمق بسیار زیاد را در زیر پنهان می کنند.<br />
<br />
بنابراین، چرا برخی از مردم کوه یخ احساسی خود را پنهان نگه می دارند؟ آیا این ترس، آرزوی قوی و انعطاف پذیر به نظر رسیدن، یا تجربیات گذشته است که به آنها یاد داده محتاط باشند؟<br />
<br />
خوب، اگر به اندازه کافی دقیق نگاه کنیم، این افراد تمایل دارند سیگنال های ظریفی را پشت سر بگذارند. و این به ما بستگی دارد که آنها را پیدا کنیم.<br />
<br />
با کشف این نشانه‌های گویا، می‌توانیم داستان‌های عمیقی را در پس آنچه که قابل مشاهده است کشف کنیم و به این افراد کمک کنیم تا پیچیدگی‌های زیر ظاهر آرام خود را بیان کنند.<br />
<br />
همانطور که ما از طریق این زمین دشوار می گذریم، مهم است که به یاد داشته باشیم که انسانیت و همدلی بسیار فراتر از سطح است.<br />
<br />
در اینجا 9 رفتار ظریف افرادی که از نظر عاطفی آسیب دیده اند، نشان می دهند.<br />
<br />
1. رفتارهای اجباری و تکراری از خود نشان می دهند<br />
آیا تا به حال به آن دوست کاری که همیشه با دقت میز کار خود را مرتب می کند یا به دوستی که نمی تواند هر دو دقیقه یکبار تلفن خود را چک نکند توجه کرده اید؟<br />
<br />
تا به حال به این فکر کرده اید که چرا شریک زندگی شما نمی تواند هر بار که از پله ای بالا می رود در برابر شمردن پله ها مقاومت کند یا اینکه چرا مادر حتی پس از کوچکترین تماسی باید دست هایش را ضدعفونی کند؟<br />
<br />
مطمئناً، همه ما خصلت‌های خود را داریم، اما وقتی این رفتارها اجباری می‌شوند، ممکن است چیزی بیش از یک ویژگی شخصیتی باشد – می‌تواند اشاره‌ای ظریف به وجود زخم‌های عاطفی عمیق‌تر باشد.<br />
<br />
رفتارهای اجباری اغلب به عنوان یک پوشش امنیتی عمل می کنند و افراد را از ناراحتی احساسات حل نشده محافظت می کنند.<br />
<br />
این چیزی فراتر از تمیزی یا دقت است – تلاشی برای به دست آوردن کنترل بر هرج و مرج ایجاد شده در درون آنها.<br />
<br />
این اجبارها به عنوان یک حواس پرتی عمل می کنند، راهی برای هدایت توجه از خاطرات دردناک یا مسائل حل نشده.<br />
<br />
بنابراین، دفعه بعد که فردی را در حال انجام رفتارهای اجباری مشاهده کردید، مکث کنید و فکر کنید.<br />
<br />
آنها در چه نبردهایی می جنگند؟ چه زخم های عاطفی را پشت نمای اعمال تکراری پنهان کرده اند؟<br />
<br />
درک این نشانه های ظریف می تواند پنجره ای به دنیای آسیب های سرکوب شده یا زخم های عاطفی باشد.<br />
<br />
2. فلاش بک یا خاطرات مزاحم را تجربه می کنند<br />
ترومای سرکوب شده اغلب به مخفیانه ترین راه ها وارد زندگی ما می شود.<br />
<br />
آن را به عنوان آن مهمان ناخواسته تصور کنید که بیش از حد از استقبال خود می گذرد – درنگ می کند، بدون دعوت ظاهر می شود و مهمانی را مختل می کند. بله، اصلا خوش آمدید.<br />
<br />
حال، ذهن، به عنوان چیز مقاوم و گاه یواشکی که هست، سعی می‌کند ما را از این امر محافظت کند.<br />
<br />
این خاطرات دردناک را در یک اتاق زیر شیروانی ذهنی جمع می کند، به این امید که همه آنها را فراموش کنیم.<br />
<br />
اما حدس بزنید چی؟ آنها ناپدید نمی شوند جواب منفی. فلاش بک ها و خاطرات مزاحم می توانند این محرک ها باشند. به نوعی شبیه روشی است که ذهن شما می گوید: “هی، ما باید با این موضوع کنار بیاییم.”<br />
<br />
تروما اغلب مانند کنه در حواس ما نفوذ می کند و طیف وسیعی از تداعی ها از جمله بو و حتی لمس را ایجاد می کند.<br />
<br />
اگر کسی را می‌شناسید که به چیزی که ظاهراً روزمره به شدت واکنش نشان می‌دهد، ممکن است این روش ذهن او برای یادآوری زخم‌های عاطفی گذشته باشد.<br />
<br />
هنگامی که با فردی با این نشانه های ظریف روبرو می شوید، یک لحظه فکر کنید. شاید آنها فراتر از محافظت یا دوری هستند – شاید آنها با مسائل مهم گذشته خود دست و پنجه نرم می کنند.<br />
<br />
شنونده همدل باشید، دوست فهمیده‌ای که فضولی نمی‌کند اما وقتی تصمیم به اشتراک‌گذاری دارد حاضر است.<br />
<br />
3. از صمیمیت عاطفی اجتناب می کنند<br />
برخی از افراد وجود دارند که به نظر می رسد یک میدان نیروی نامرئی در اطراف احساسات خود دارند.<br />
<br />
آنها جذاب، اجتماعی و همیشه برای گذراندن اوقات خوش هستند، مطمئناً، اما وقتی مکالمات به قلمرو شخصی منحرف می شود، مانند برخورد با دیوار است.<br />
<br />
وادار کردن آنها به باز کردن در مورد ترس ها، رویاها یا گذشته خود می تواند مانند حرکت در یک پیچ و خم متراکم باشد.<br />
<br />
اما چرا شخصی مانند این ممکن است از صمیمیت عاطفی اجتناب کند؟ این در مورد ضد اجتماعی بودن یا بی علاقگی به ایجاد ارتباطات نیست.<br />
<br />
نه، اغلب ریشه در ترس عمیق تری دارد – ترس از آسیب پذیری عاطفی. به آن به عنوان یک مکانیسم دفاعی فکر کنید، یک مانع محافظتی که آنها برای محافظت از خود در برابر درد بالقوه ای که افشای احساسات واقعی آنها ممکن است ایجاد کند، ساخته اند.<br />
<br />
ترس از اجازه دادن به کسی، از برهنه شدن روح او و خطر طرد شدن، می تواند واقعاً فلج کننده باشد.<br />
<br />
صمیمیت عاطفی مستلزم آسیب پذیری، اعتماد، و تمایل به اجازه دادن به شخص دیگری برای دیدن نسخه بدون فیلتر شماست.<br />
<br />
با این حال، برای کسانی که سابقه تروما یا زخم های عاطفی دارند، هر قدم به سمت باز بودن ممکن است خاطرات درد گذشته را ایجاد کند و عقب نشینی را برای حفظ فاصله آسان تر کند.<br />
<br />
4. از نظر عاطفی بسیار واکنش پذیر و تکانشی هستند<br />
فردی را تصور کنید که دائماً در حال عصبانیت است و حتی در مورد چیزهای کوچک واکنش عاطفی نشان می دهد.<br />
<br />
شما ذکر می کنید در یک موضوع بی‌ضرر، مانند جایی که قهوه بخورید، و ناگهان انگار یک عصب خام را لمس کرده‌اید. چه چیزی می دهد؟<br />
<br />
واکنش‌های عاطفی شدید به محرک‌های به ظاهر جزئی می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که اتفاقات بیشتری در زیر سطح وجود دارد. به این ترتیب، واکنش عاطفی می تواند نوک کوه یخ باشد، همانطور که قبلا ذکر کردیم، نشان دهنده زخم های عاطفی ناشناخته است.<br />
<br />
این روح ها ممکن است دوران کودکی پر از آشفتگی عاطفی داشته باشند: انتقاد مداوم، محیط های غیرقابل پیش بینی. اساسا، یک ترن هوایی احساسی همه جانبه.<br />
<br />
به سرعت به سمت بزرگسالی پیش بروید، و هر پیشنهادی برای تغییر یک مکانیسم دفاعی ایجاد می کند که از سال ها تهدید عاطفی ساخته شده است.<br />
<br />
در پشت نمایش احساسی ظاهری، ممکن است شخصی وجود داشته باشد که وزن زخم‌های گذشته را زیر و رو کرده است.<br />
<br />
درک این که واکنش عاطفی می تواند نشانه ای از مسائل عمیق تر باشد، فرصتی برای ایجاد همدلی و باز کردن دری برای گفتگوهای شفابخش است.<br />
<br />
5. در لذت بردن از موفقیت و چیزهای خوب زندگی مشکل زیادی دارند<br />
بنابراین، شما آن پروژه عظیم را در محل کار خود به پایان رساندید یا در آن امتحان دشوار کالج شرکت کردید. آفرین، تو!<br />
<br />
برآمدگی های پنج و مشت در حال پرواز هستند، کوفته ها در حال سقوط هستند، و همه در حالت جشن هستند – یا چیزی شبیه به آن!<br />
<br />
حالا تصور کنید که کاملاً قادر به مالکیت این بردها نیستید. درست است، برخی افراد سخت‌تر می‌بینند که در شکوه دستاوردهای خود غوطه‌ور شوند.<br />
<br />
این به این معنا نیست که آنها متواضع یا متواضع هستند – این عمیق تر از این است.<br />
<br />
این ناتوانی در حمام کردن صحیح در موفقیت ممکن است نشانه ظریفی باشد که آنها زخم های عاطفی را با خود حمل می کنند، همان نوع زخم هایی که آنها را برای لذت بردن از شیرینی پیروزی مردد می کند.<br />
<br />
آنها ممکن است آن را با آسیب پذیری ناشی از قرار گرفتن در کانون توجه مرتبط کنند.<br />
<br />
آنها ممکن است از انتظارات ناشی از بالا بودن بترسند یا نگران باشند که تحت فشار فرو بریزند.<br />
<br />
به علاوه می‌تواند یک پارادوکس کامل باشد: آنها آرزوی موفقیت را دارند، اما تلاش می‌کنند تا زمانی که به دست می‌آید به طور کامل آن را در آغوش بگیرند. یک وضعیت برد- باخت.<br />
<br />
6. با خستگی مزمن یا بی خوابی سر و کار دارند<br />
آیا می‌دانستید که خستگی مزمن یا بی‌خوابی می‌تواند بیشتر از یک برنامه شلوغ باشد؟<br />
<br />
وقتی ذهن با آسیب های حل نشده تسخیر نشده است، مانند تلاش برای خوابیدن در اتاقی با تلویزیون سوسوزن است—شما هرگز نمی توانید به طور کامل استراحت کنید.<br />
<br />
ترومای سرکوب شده می تواند به خواب ما سرازیر شود و ریتم طبیعی را مختل کند و ما را دائما خسته یا کم خواب کند. این احساس خوبی نیست، به من اعتماد کنید.<br />
<br />
بنابراین، اگر دوستی دارید که همیشه خمیازه می‌کشد یا همکارتان که به نظر می‌رسد موجی از خستگی به او برخورد کرده است، شاید، فقط شاید، نه تنها خواب‌آلود هستند. شاید آنها بار نامرئی را حمل می کنند.<br />
<br />
هنگامی که متوجه این موضوع شدید، ممکن است دوست داشته باشید شاید یک گوش فرا دهید، یک کلمه محبت آمیز ارائه دهید، یا به سادگی آنجا باشید.<br />
<br />
۷.پیوسته برای کمال تلاش می کنند<br />
اگر کسی بر روی بی نقص بودن تمرکز لیزری دارد، این فقط رعایت استانداردهای بالا نیست.<br />
<br />
این اغلب یک مکانیسم مقابله است، سپری است که آنها برای محافظت از خود در برابر دنیایی که ممکن است کمی برای آنها خشن باشد ساخته اند.<br />
<br />
چرا؟ چه چیزی در زیر سطح پنهان شده است؟ خوب، تروما می تواند پاسخ باشد.<br />
<br />
حرکت به سوی کمال تبدیل به یک شبکه ایمنی می شود، راهی برای اعمال کنترل و دفع انتقاد یا طرد.<br />
<br />
دانش آموزی را تصور کنید که مدام به او گفته می شد که به اندازه کافی خوب نیستند، مهم نیست چقدر تلاش می کنند.<br />
<br />
به سرعت به بزرگسالی برسید، و اکنون آن‌ها آن همکار هستند که نمی‌توانند حتی یک جزئیات را رها کنند.<br />
<br />
این فراتر از تحت تأثیر قرار دادن رئیس است، علاوه بر این، این است که به خودشان ثابت کنند که واقعاً کافی هستند.<br />
<br />
این فقط در مورد دقیق بودن نیست، بلکه در مورد اجتناب از میدان مین احساسات است که ممکن است در صورت ناامید کردن گارد خود منفجر شوند.<br />
<br />
در زیر سطح بی عیب و نقص، روایتی از درد، جستجوی کنترل، و قلبی مشتاق پذیرش نهفته است.<br />
<br />
۸. در اثر مصرف مواد خود را بی حس می کنند<br />
وقتی زندگی توپ‌های منحنی را پرتاب می‌کند که از قطار باری ضربه‌ای سخت‌تر می‌زند، و سنگینی آسیب‌های گذشته بیش از حد تحمل می‌شود، برخی از مردم چه می‌کنند؟<br />
<br />
آن‌ها به عوامل بی‌حس‌کننده روی می‌آورند – موادی که یک فرار موقت از طوفان عاطفی در حال خشم را فراهم می‌کنند.<br />
<br />
این در مورد جستجوی لذت یا سرگرمی نیست، بلکه تلاشی برای خاموش کردن تمام آن دردهای حل نشده است.<br />
<br />
مانند استفاده از چسب زخم برای زخمی است که نیاز به بخیه یا جراحی دارد – یک راه حل موقتی که کمک چندانی به رفع علت اصلی نمی کند. اما هی، این یک احساس تسکین زودگذر را فراهم می کند، یک مهلت کوتاه از همه آن.<br />
<br />
وقتی احساسات خیلی شدید، خیلی دردناک یا بیش از حد خام می شوند، ذهن به هر چیزی که لبه های آن درد را کسل کند پناه می برد.<br />
<br />
این فقدان قدرت یا اراده نیست – مانند یک غریزه بقا است.<br />
<br />
درک این موضوع که مصرف مواد و وابستگی، اغلب زخم‌های عاطفی عمیق‌تر را می‌پوشاند، اولین قدم به سوی همدلی و حمایت است.<br />
<br />
9.آنها با تعیین حد و مرز مبارزه می کنند<br />
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا به نظر می رسد برخی از افراد در تعیین مرزها نسبت به دیگران سخت ترند؟<br />
<br />
مثل این است که آنها در حال انجام یک بازی برزخ احساسی هستند، به سمت عقب خم می شوند تا تقریباً به دو نیم شوند.<br />
<br />
مرزها مانند حصارهای اطراف فضای احساسی شما هستند. آن‌ها ما را ایمن نگه می‌دارند، و در حین حرکت در ترن هوایی عاطفی روابط، رفاه ما را حفظ می‌کنند.<br />
<br />
افرادی که برای حفظ این مرزهای بسیار مهم و ضروری تلاش می کنند، ممکن است از سنین جوانی یاد گرفته باشند که بیان نیازها یا خواسته ها با درک یا حمایت مواجه نمی شود.<br />
<br />
شاید آن‌ها مجبور بودند در موقعیت‌های ناپایدار حرکت کنند و نیازهای خود را برای حفظ آرامش سرکوب کنند. با گذشت زمان و تجربه، تعیین مرزها خارجی شد.<br />
<br />
تعیین مرزها اغلب مستلزم ابراز وجود، «نه» گفتن یا بر زبان آوردن ناراحتی، با صدای بلند و واضح است.<br />
<br />
برای کسی که از نظر عاطفی شرایط را پشت سر گذاشته است، این ممکن است بسیار، بسیار سخت به نظر برسد.<br />
<br />
این فقط در مورد بیان ترجیحات نیست، بلکه ترس از باز کردن زخم های قدیمی یا آسیب های گذشته است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[راهنمای معنوی روح برای رسیدن به خواسته های قلبی نیاز به مدیتیشن و تصمیم درست است.]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=300223</link>
			<pubDate>Wed, 10 Jul 2024 03:27:50 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=300223</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
قدرت نزد خداست توقع از بندگان توقعی محدود است <br /><br />
	               <audio controls="" loop="" preload="none"><br />
                      <source  src="http://%20d64572__Nicola_Tesla39s_3-6-9_Code___Healing_Power_of_396Hz___The_Secret_of_Universe_256k.mp3" type="audio/ogg"><br />
                      <source src="http://%20d64572__Nicola_Tesla39s_3-6-9_Code___Healing_Power_of_396Hz___The_Secret_of_Universe_256k.mp3" type="audio/mpeg"><br />
                      Your browser does not support the audio element.<br />
                  </audio><br /><br />
	</div>
<br />
<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
وقتی جسم خستگی مفرط دارد ونیاز به ریکاوری دارد <br /><br />
	               <audio controls="" loop="" preload="none"><br />
                      <source  src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/ogg"><br />
                      <source src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/mpeg"><br />
                      Your browser does not support the audio element.<br />
                  </audio><br /><br />
	 </div>
<br />
<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
نور هدایت لازمه باور قلبی است <br /><br />
	               <audio controls="" loop="" preload="none"><br />
                      <source  src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/ogg"><br />
                      <source src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/mpeg"><br />
                      Your browser does not support the audio element.<br />
                  </audio><br /><br />
	</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
قدرت نزد خداست توقع از بندگان توقعی محدود است <br /><br />
	               <audio controls="" loop="" preload="none"><br />
                      <source  src="http://%20d64572__Nicola_Tesla39s_3-6-9_Code___Healing_Power_of_396Hz___The_Secret_of_Universe_256k.mp3" type="audio/ogg"><br />
                      <source src="http://%20d64572__Nicola_Tesla39s_3-6-9_Code___Healing_Power_of_396Hz___The_Secret_of_Universe_256k.mp3" type="audio/mpeg"><br />
                      Your browser does not support the audio element.<br />
                  </audio><br /><br />
	</div>
<br />
<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
وقتی جسم خستگی مفرط دارد ونیاز به ریکاوری دارد <br /><br />
	               <audio controls="" loop="" preload="none"><br />
                      <source  src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/ogg"><br />
                      <source src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/mpeg"><br />
                      Your browser does not support the audio element.<br />
                  </audio><br /><br />
	 </div>
<br />
<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
نور هدایت لازمه باور قلبی است <br /><br />
	               <audio controls="" loop="" preload="none"><br />
                      <source  src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/ogg"><br />
                      <source src="https://imgurl.ir/viewer.php?file=z615__1111Hz_Forest_Of_Blessings___Attract_Miracles__Energy_Clea&#8203;nse___Reiki_256k.mp3" type="audio/mpeg"><br />
                      Your browser does not support the audio element.<br />
                  </audio><br /><br />
	</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[وقتي میگيد دوست معمولی باقی بمونیم.]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298583</link>
			<pubDate>Sun, 26 Dec 2021 10:47:52 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298583</guid>
			<description><![CDATA[به فردی علاقه‌مند شدید و به شما می‌گوید: «بیا فقط دوست معمولی باشیم». احتمالا با شنیدن این جواب کمی گیج و سردرگم می‌شوید. حق دارید ولی آیا ممکن است با کسی که برایمان بیشتر از یک دوست، جذابیت دارد و به او علاقه داریم؛ دوست معمولی باقی بمانیم؟ چطور باید مثل دوست معمولی باشیم؟ <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">شریک عاطفی‌ام میگه دوست معمولی باشیم؛ اما چطور؟</span><br />
<br />
آیا پسرها میتوانند با دختری دوست معمولی باشند که برایشان جذابیت زیادی دارد یا به او علاقه‌مندند؟<br />
اگر بخواهیم ساده بگوییم، بله؛ پسرها میتوانند این کار را بکنند ولی نه همه آنها. مردان بالغ که بیشتر از احساسات تابع منطقشان هستند میتوانند با کمی تلاش علاقه‌شان را هدایت کنند به طوری که به رابطه دوستانه‌شان آسیبی وارد شود. اما اگر شما و شریک عاطفی‌تان مدت زمان زیادی را با همدیگر گذرانده‌اید و خاطرات و لحظات مشترک فراوانی دارید؛ احتمالا باقی ماندن رابطه‌تان به عنوان دوستان معمولی به این سادگی‌ها نیست. چون نمیتوانید عواطف خود را کنار بگذارید و روابطتان بسیار پیچیده می‌شود و در نهایت شما کسی هستید که آسیب می‌بینید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">چگونه دوست معمولی باشیم؟</span><br />
<br />
اگر همچنان مطلب را می‌خوانید احتمالا تصمیمتان را برای تبدیل کردن رابطه به یک دوستی معمولی گرفته‌اید. برای اینکه با فرد مورد نظرتان فقط دوست معمولی بمانید (در حالی که قبلا به او احساس داشتید) باید قوانینی را رعایت کنید:<br />
<br />
<br />
<br />
اگر میخواهید مثل یک دوست معمولی باشید باید دور کارهای دو نفره یک خط قرمز بکشید. البته به این معنی نیست که اصلا نتوانید اوقات دونفره داشته باشید یا در کافه یک نوشیدنی بخورید. اما بهتر است با سایر دوستانتان به صورت مشترک برنامه‌ریزی کنید. دوستانی معمولی با همدیگر (به صورت گروهی) تفریح می‌کنند.<br />
<br />
<br />
پسری که با او دوست معمولی هستید میتواند یک همکلاسی یا همکار باشد. ممکن است قبلا با همدیگر روابط  عاطفی عمیقی داشتید یا حتی فردی باشد که میتواند به سادگی احساسات شما را برانگیزد. در هر حال نباید با او مثل یک دوست پسر رفتار کنید. حد و حدود خودتان را بشناسید و آن را محترم بشمارید.<br />
<br />
<br />
<br />
پسرها درباره جزئیات روابط عاشقانه‌شان با دوستان معمولی صحبت نمی‌کنند. وقتی با او در مورد روابط عاشقانه‌تان صحبت می‌کنید ممکن است تصور کند که به یک سوپرمن نیاز دارید تا شما را از دست شریک عاطفی‌تان نجات دهد یا می‌خواهید او را برای شروع یک رابطه عاشقانه تحت تاثیر قرار دهید. در هر دو حالت گمان نمی‌کنم بخواهید در موردتان چنین فکرهایی بکند.<br />
<br />
<br />
<br />
اگر با پسری دوست معمولی هستید هیچ وقت درباره دوست دخترش به او مشاوره ندهید. ممکن است آنها با همدیگر بحث کنند و پس از مدتی اشتی نمایند. اما شما نمیتوانید قضاوت‌های قبلی‌تان را پس بگیرید. بنابراین اگر او در دو راهی انتخاب بین شما (به عنوان یک دوست معمولی) و دوست دخترش قرار بگیرد؛ کسی که ضرر می‌کند شما هستید.<br />
<br />
اگر پسری که با او دوست معمولی هستید؛ علاقه‌اش را به شما اعتراف کرد با او ساده و مستقیم حرف بزنید. مدت زیادی او را معطل نگه ندارید و احترامش را حفظ کنید. حتی اگر فکر می‌کنید دچار عشق یک طرفه است و شما احساسی مشابه ندارید با حالتی دوستانه- نه عاشقانه- به او بگویید : «من به دوستی‌مان علاقه دارم و نمیخواهم آن را از دست بدهم ولی اگر فکر میکنی که نمیتوانی با این شیوه ادامه بدهی، درکت می‌کنم.»<br />
<br />
<br />
<br />
وقتی با جنس مخالفتان دوست معمولی هستید باید همانطوری با او رفتار کنید که با سایر دوستانتان معاشرت می‌کنید. سعی کنید رابطه‌تان ساده و آرام باقی بماند. مثلا اگر میبینید روز سختی را پشت سر گذاشته و یا استرس دارد؛ او را به یک فنجان قهوه دعوت کنید. کمک کنید تا برخی از کارهایش را با خیالی راحت‌تر انجام دهد و به او راهکار‌هایی برای کاهش استرس دهید. مثل انگیزه دادن شرکت در یک کنفرانس برای سخنرانی یا جلسه با رئیس شرکتش. همینطور اگر دور از همدیگر زندگی می‌کنید هر از چند گاهی حال و احوالش را بپرسید.<br />
<br />
<br />
از ظاهر دوست معمولی  خود تعریف نکنید. با تعریف کردن از ظاهرش به او می‌گویید که بیشتر از یک دوست معمولی به چشمتان می‌آید و همین سیگنال اشتباه میتواند او و رابطه دوستی‌تان را پیچیده و سردرگم کند. همینطور قدردانی و تشکرتان را با کلام نشان دهید. زمانی که با مشکلی مواجه می‌شود برای روحیه دادن به او فقط از عبارات امیدبخش و بیان کردن توانایی‌هایش برای مقابله با مشکل پیش رو با چاشنی لبخند استفاده کنید.<br />
<br />
<br />
دوست‌ها همدیگر را قضاوت نمی‌کنند، به همدیگر احترام می‌گذارند، سعی می‌کنند ارتباط خود را سالم و عمیق نگهدارند. اینها دقیقا نکات کلیدی است که باید برای داشتن رابطه دوستی معمولی با جنس مخالف رعایت کنید. همیشه دوست معمولی (از جنس مخالف) خود را مورد حمایت و احترام قرار دهید و شنونده خوبی برای حرفهایش باشید. این باعث می‌شود تا رابطه دوستی‌تان عمق بگیرد؛ البته یک عمق دوستانه نه عاشقانه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سوالات متداول</span><br />
<br />
چطور باید با شریک عاطفی قبلی خود مثل دوست معمولی باشیم؟<br />
باید حتما از فعالیت های زوجی جلوگیری کنید و سعی کنید در کنار دوستان خود به تفریح بپردازید. رفتار‌ها و واکنش‌های احساسی خود را کنترل کنید و حد و مرز داشته باشید.<br />
برای جلوگیری از سو تفاهم در دوستی معمولی باید چه کنم؟<br />
باید صریح و رک صحبت کنید و نگذارید طرف مقابلتان به شما بیش از حد ابراز علاقه کند. باید در رابطه غیر عاطفی با جنس مخالف خود شفاف باشید.<br />
آیا میتوانم از شریک عاطفی قبلی خود در دوستی‌های بعدی کمک بگیرم؟<br />
بهتر است تا این کار را نکنید زیرا امکان برداشت نادرست توسط طرف مقابل شما وجود دارد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به فردی علاقه‌مند شدید و به شما می‌گوید: «بیا فقط دوست معمولی باشیم». احتمالا با شنیدن این جواب کمی گیج و سردرگم می‌شوید. حق دارید ولی آیا ممکن است با کسی که برایمان بیشتر از یک دوست، جذابیت دارد و به او علاقه داریم؛ دوست معمولی باقی بمانیم؟ چطور باید مثل دوست معمولی باشیم؟ <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">شریک عاطفی‌ام میگه دوست معمولی باشیم؛ اما چطور؟</span><br />
<br />
آیا پسرها میتوانند با دختری دوست معمولی باشند که برایشان جذابیت زیادی دارد یا به او علاقه‌مندند؟<br />
اگر بخواهیم ساده بگوییم، بله؛ پسرها میتوانند این کار را بکنند ولی نه همه آنها. مردان بالغ که بیشتر از احساسات تابع منطقشان هستند میتوانند با کمی تلاش علاقه‌شان را هدایت کنند به طوری که به رابطه دوستانه‌شان آسیبی وارد شود. اما اگر شما و شریک عاطفی‌تان مدت زمان زیادی را با همدیگر گذرانده‌اید و خاطرات و لحظات مشترک فراوانی دارید؛ احتمالا باقی ماندن رابطه‌تان به عنوان دوستان معمولی به این سادگی‌ها نیست. چون نمیتوانید عواطف خود را کنار بگذارید و روابطتان بسیار پیچیده می‌شود و در نهایت شما کسی هستید که آسیب می‌بینید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">چگونه دوست معمولی باشیم؟</span><br />
<br />
اگر همچنان مطلب را می‌خوانید احتمالا تصمیمتان را برای تبدیل کردن رابطه به یک دوستی معمولی گرفته‌اید. برای اینکه با فرد مورد نظرتان فقط دوست معمولی بمانید (در حالی که قبلا به او احساس داشتید) باید قوانینی را رعایت کنید:<br />
<br />
<br />
<br />
اگر میخواهید مثل یک دوست معمولی باشید باید دور کارهای دو نفره یک خط قرمز بکشید. البته به این معنی نیست که اصلا نتوانید اوقات دونفره داشته باشید یا در کافه یک نوشیدنی بخورید. اما بهتر است با سایر دوستانتان به صورت مشترک برنامه‌ریزی کنید. دوستانی معمولی با همدیگر (به صورت گروهی) تفریح می‌کنند.<br />
<br />
<br />
پسری که با او دوست معمولی هستید میتواند یک همکلاسی یا همکار باشد. ممکن است قبلا با همدیگر روابط  عاطفی عمیقی داشتید یا حتی فردی باشد که میتواند به سادگی احساسات شما را برانگیزد. در هر حال نباید با او مثل یک دوست پسر رفتار کنید. حد و حدود خودتان را بشناسید و آن را محترم بشمارید.<br />
<br />
<br />
<br />
پسرها درباره جزئیات روابط عاشقانه‌شان با دوستان معمولی صحبت نمی‌کنند. وقتی با او در مورد روابط عاشقانه‌تان صحبت می‌کنید ممکن است تصور کند که به یک سوپرمن نیاز دارید تا شما را از دست شریک عاطفی‌تان نجات دهد یا می‌خواهید او را برای شروع یک رابطه عاشقانه تحت تاثیر قرار دهید. در هر دو حالت گمان نمی‌کنم بخواهید در موردتان چنین فکرهایی بکند.<br />
<br />
<br />
<br />
اگر با پسری دوست معمولی هستید هیچ وقت درباره دوست دخترش به او مشاوره ندهید. ممکن است آنها با همدیگر بحث کنند و پس از مدتی اشتی نمایند. اما شما نمیتوانید قضاوت‌های قبلی‌تان را پس بگیرید. بنابراین اگر او در دو راهی انتخاب بین شما (به عنوان یک دوست معمولی) و دوست دخترش قرار بگیرد؛ کسی که ضرر می‌کند شما هستید.<br />
<br />
اگر پسری که با او دوست معمولی هستید؛ علاقه‌اش را به شما اعتراف کرد با او ساده و مستقیم حرف بزنید. مدت زیادی او را معطل نگه ندارید و احترامش را حفظ کنید. حتی اگر فکر می‌کنید دچار عشق یک طرفه است و شما احساسی مشابه ندارید با حالتی دوستانه- نه عاشقانه- به او بگویید : «من به دوستی‌مان علاقه دارم و نمیخواهم آن را از دست بدهم ولی اگر فکر میکنی که نمیتوانی با این شیوه ادامه بدهی، درکت می‌کنم.»<br />
<br />
<br />
<br />
وقتی با جنس مخالفتان دوست معمولی هستید باید همانطوری با او رفتار کنید که با سایر دوستانتان معاشرت می‌کنید. سعی کنید رابطه‌تان ساده و آرام باقی بماند. مثلا اگر میبینید روز سختی را پشت سر گذاشته و یا استرس دارد؛ او را به یک فنجان قهوه دعوت کنید. کمک کنید تا برخی از کارهایش را با خیالی راحت‌تر انجام دهد و به او راهکار‌هایی برای کاهش استرس دهید. مثل انگیزه دادن شرکت در یک کنفرانس برای سخنرانی یا جلسه با رئیس شرکتش. همینطور اگر دور از همدیگر زندگی می‌کنید هر از چند گاهی حال و احوالش را بپرسید.<br />
<br />
<br />
از ظاهر دوست معمولی  خود تعریف نکنید. با تعریف کردن از ظاهرش به او می‌گویید که بیشتر از یک دوست معمولی به چشمتان می‌آید و همین سیگنال اشتباه میتواند او و رابطه دوستی‌تان را پیچیده و سردرگم کند. همینطور قدردانی و تشکرتان را با کلام نشان دهید. زمانی که با مشکلی مواجه می‌شود برای روحیه دادن به او فقط از عبارات امیدبخش و بیان کردن توانایی‌هایش برای مقابله با مشکل پیش رو با چاشنی لبخند استفاده کنید.<br />
<br />
<br />
دوست‌ها همدیگر را قضاوت نمی‌کنند، به همدیگر احترام می‌گذارند، سعی می‌کنند ارتباط خود را سالم و عمیق نگهدارند. اینها دقیقا نکات کلیدی است که باید برای داشتن رابطه دوستی معمولی با جنس مخالف رعایت کنید. همیشه دوست معمولی (از جنس مخالف) خود را مورد حمایت و احترام قرار دهید و شنونده خوبی برای حرفهایش باشید. این باعث می‌شود تا رابطه دوستی‌تان عمق بگیرد؛ البته یک عمق دوستانه نه عاشقانه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سوالات متداول</span><br />
<br />
چطور باید با شریک عاطفی قبلی خود مثل دوست معمولی باشیم؟<br />
باید حتما از فعالیت های زوجی جلوگیری کنید و سعی کنید در کنار دوستان خود به تفریح بپردازید. رفتار‌ها و واکنش‌های احساسی خود را کنترل کنید و حد و مرز داشته باشید.<br />
برای جلوگیری از سو تفاهم در دوستی معمولی باید چه کنم؟<br />
باید صریح و رک صحبت کنید و نگذارید طرف مقابلتان به شما بیش از حد ابراز علاقه کند. باید در رابطه غیر عاطفی با جنس مخالف خود شفاف باشید.<br />
آیا میتوانم از شریک عاطفی قبلی خود در دوستی‌های بعدی کمک بگیرم؟<br />
بهتر است تا این کار را نکنید زیرا امکان برداشت نادرست توسط طرف مقابل شما وجود دارد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نه به افسردگی و اضطراب]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298553</link>
			<pubDate>Sun, 19 Dec 2021 13:22:59 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298553</guid>
			<description><![CDATA[بررسی‌های سازمان جهانی بهداشت حاکی از این است که افسردگی چهارمین بیماری شایع جهان است و پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۳۰ رتبه دوم را از آن خود کند. آمار افسردگی و اختلالات خلقی و همچنین اختلالات شخصیت در جهان نشان می‌دهد که این بیماری با سرعت رو به گسترش است. تخمین زده می‌شود که در حال حاضر ۳۵۰ میلیون نفر در دنیا مبتلا به افسردگی هستند. ایران دهمین کشور افسرده و هشتمین کشور مضطرب جهان است. آمارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حاکی از وجود اختلالات روحی در بین ۶ر۲۳درصد مردم کشورمان است که از این تعداد ۷ر۱۲درصد مبتلا به اختلالات افسردگی و ۶ر۱۴نیز دارای اختلالات اضطرابی هستند.<br />
<br />
آمار‌های غیر رسمی حاکی از این است که میزان شیوع افسردگی در ۲۶ سال گذشته ۲ برابر شده است و استان‌های تهران، فارس، چهارمحال‌وبختیاری و اصفهان بیش‌ترین آمار ابتلا به افسردگی را دارند. شهر ایلام بیش‌ترین آمار خودکشی را در ایران دارد. ‏<br />
<br />
شیوع افسردگی در کشور<br />
<br />
دکتر سعید نمکی ـ وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی چندی قبل اظهار داشته است برای بنده به عنوان وزیر بهداشت، تلخ است که بگویم ما نیازمند تخت بستری بیماران دچار اختلالات روانی هستیم و این نشانگر این است که کار چندانی در این حوزه نکرده‌ایم. اگر در حوزه پیشگیری و بهداشت کار بیشتری کرده بودیم، نیازمند توسعه فراوان تخت‌های بیمارستانی نبودیم و متاسفانه در یکی از عرصه‌هایی که به شدت دچار مشکل هستیم و من به عنوان وزیر بهداشت، اعلان خطر می‌کنم، بخش بهداشت روان جامعه است.<br />
<br />
وی با اشاره به این مطلب که شیوع افسردگی و روان‌های گرفتار زنگ خطر بزرگی برای متخصصین حوزه سلامت و امور اجتماعی است که به شدت باید به این عرصه بپردازند می‌گوید: حدود سه دهه پیش که در وزارت بهداشت معاون امور بهداشتی بودم، در منطقه ۲۰ تهران، پروژه شهر سالم را اجرا کردیم و بحث ما این بود که چرا نباید به روح نوازی رنگ‌ها، توجه و فکر کنیم و چرا شهری مملو از پریشانی، دل مردگی و افسردگی داشته باشیم و چرا شهری با نشاط نداشته باشیم. آن زمان نرده‌های پارک‌ها را جمع آوری کردیم که مردم تصور کنند پارک‌ها، خانه خودشان است و با الگوی روح نوازی رنگ، نرده‌ها، درها، ایستگاه‌های اتوبوس و مکان‌های مختلف را رنگ آمیزی کردیم.<br />
<br />
وی با اشاره به ادغام مراقبت‌های سلامت روان در نظام شبکه بهداشتی و درمانی کشورمی افزاید: بهورزان آموختند که اولین رفتار غیر منطبق با سلامت فرد را شناسایی کنند و به سطح بالاتر ارجاع دهند تا اجازه ندهیم روح افراد، در آبشار فروپاشی، گرفتار شود و وقتی بیمار در تخت بیمارستان روانپزشکی بستری شد، شروع ماجرای سخت ما و آغاز یک پروسه بسیار پیچیده است همانگونه که اگر فشارخون فردی را در اولین مراحل شناسایی کنیم، می‌توانیم به وجود افراد مولد و با نشاط در جامعه امیدوار باشیم و اگر با علائمی مانند فلج نیمه بدن در بخش‌ آی سی یو، بستری شد، بیماری را خواهیم داشت که برای خود، خانواده و نظام سلامت، گرفتاری‌هایی دارد.<br />
<br />
وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی خاطر نشان می‌کند: خیلی از بیمارانی که به کلینیک مراجعه می‌کنند، شرح حال می‌گیریم می‌بینیم که یک فشار روانی عامل خیلی از ناخوشی‌ها است. بنابراین تقاضا دارم که همه از جمله دستگاه‌های اجرایی، رسانه‌ها، دست اندرکاران امور اجرایی در کشور و خیرین سلامت کمک کنند تا بتوانیم فضای پرنشاط‌تر برای مردم ایجاد کنیم و با رسیدگی به وضعیت سلامت روان جامعه، آسیب‌های روانی، طلاق، خشونت‌ها، پرونده‌های قضایی و کیفری و هزینه‌های سنگین اقتصادی و اجتماعی را کاهش دهیم.‏<br />
<br />
سلامت روانی و مولفه‌های آن<br />
<br />
دکتر علی فرجام روانشناس اجتماعی در مورد سلامت روانی به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: سلامت روانی عبارت است از کیفیت زندگی یک فرد که می‌تواند توانایی‌های خود را شناسایی کند و با استرس‌های روزمره به راحتی کنار بیاید. یک فرد سالم از لحاظ روانی باید بتواند به راحتی کار کند و با جامعه در مشارکت باشد. افسردگی یک بیماری جسمی ـ روانی است که می‌تواند در روان افراد نشانه‌های مختلف رااز خود بروز دهد اما درهرکس میزان و ابعاد این نشانه‌ها با دیگری متفاوت است. ‏<br />
<br />
وی می‌افزاید: افسردگی اختلالی است که برتفکر، خلق، احساسات، رفتاروسلامت جسمی تأثیر می‌گذارد. افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است وتنها زمانی نا بهنجار تلقی می شود که یا با واقعه‌ای که رخ داده متناسب نباشد و یا فراتر از حدی که برای اکثر مردم نقطه‌ آغاز بهبود است ادامه یابد و مشخصه اساسی افسردگی ناامیدی و غمگینی است. مؤلفه‌های سلامت روانی عبارتند از: ‏<br />
<br />
اضطراب<br />
<br />
اضطراب عبارت است از یک احساس ناخوشایند و مبهم به همراه هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت‌هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آنها به فرد آسیب جسمی و یا روانی رسیده است باعث بروز اضطراب در افراد می‌شود. همة انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید، غیرعادی و مشکل ساز است. تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم درآمد و افراد میانسال و سالخورده بیشتر دیده می‌شود.<br />
<br />
افسردگی: یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی را می‌توان افسردگی شناخت، اختلالی که حتی اکثر انسان‌های معمولی نیز می‌توانند آن را در فرد مبتلا تشخیص دهند و حتی این اختلال را به فرد مورد نظر گوشزد کنند. مشخصه افسردگی خلق افسرده است و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند.<br />
<br />
پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی<br />
<br />
دکتر مریم رسولیان ـ رئیس انجمن روانپزشکان ایران در مورد پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی می‌گوید: پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی نیاز به سلامت روان اجتماعی و نگاه همه جانبه‌نگر به مشکلات اجتماعی دارد ازاینرو هدف از برگزاری چنین همایش‌هایی ایجاد پیوستگی و ارتباط بین اهالی رشته، مطرح شدن پژوهش‌های نو و اولویت‌بندی‌های این حوزه برای ارتقاء سلامت جامعه و زندگی بهتر مردم است.<br />
<br />
وی با اشاره به بحران‌های اجتماعی و آسیب‌های موجود در کشور می‌افزاید: فرد در کنار اجتماع تعریف می‌شود و این در حالی است که فشارها و بحران‌های اجتماعی سبب کاهش اعتماد اجتماعی می‌شود و کاهش اعتماد اجتماعی منجر به کاهش همبستگی اجتماعی و افزایش آسیب‌های اجتماعی می‌شود که این ارتباط متقابل چرخه‌ای معیوب را شکل می‌دهد و روانپزشکی ‌اجتماعی یکی از گرایش‌هایی است که می‌تواند راهکارهایی برای برون رفت از این شرایط ارائه دهد.<br />
<br />
وی با اشاره به این مطلب که شایع‌ترین عوامل اجتماعی در این زمینه فقر و نابرابری با تأکید بر بی‌عدالتی اجتماعی است یاد آوری می‌کند:‌ سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی در سطح کلان باید تغییر کند تا بی‌عدالتی و فاصله طبقاتی کاهش یابد. زیرا که سلامت روانی، ‌اجتماعی و اقتصادی با هم پیوستگی دارند لذا باور به این که رفاه هر فرد در گرو رفاه دیگران است، برای دستیابی به رفاه مناسب، ضروری است. اگر منافع صنفی، بدون نگرش کلان پیگیری شود و منافع ملی به صورت همه‌جانبه مدنظر قرار نگیرد، هیچ صنفی به موفقیت نخواهد رسید. ‏<br />
<br />
اختلالات افسردگی و اضطراب ‏<br />
<br />
دکتررسولیان با بیان این ‌که اختلالات روانپزشکی همچون افسردگی و اضطراب امروز گریبان‌گیر جامعه ما است می‌افزاید: توانمندسازی جامعه در مقابله با استرس و اجرای برنامه‌های بین بخشی در سازمان‌های مختلف و همت عمومی برای اصلاح نگرش‌ها و باورهای نادرست فرهنگی در زمینه سلامت روان از جمله مسائلی است که در ارتقای سلامت روان نقش مهمی دارد. هر چند که در مورد بی‌اعتمادی اجتماعی آمار دقیقی نداریم ولی علائم و نشانه‌ها مؤید این است که در بحران‌ها و نوسانات ارزی ماه‌های اخیر بی‌اعتمادی اجتماعی افزایش یافته که به صورت انبار و احتکار اقلام و مواد مختلف برای مصرف‌کنندگان خانگی یا فروشنده‌ها خود را نشان داده است.<br />
<br />
وی با بیان این مطلب که احساس ذهنی ناامنی اجتماعی موضوعی کم اهمیت‌تر از خود ناامنی اجتماعی نیست، این حس ذهنی سبب افت بیشتر اعتماد اجتماعی می‌شود یاد آوری می‌کند: توجه به نقش رفتارهای فردی در بحران‌های اجتماعی و مدیریت یا تشدید این بحران‌ها موضوعی قابل اهمیت است. بحران‌های اقتصادی یکی از عوامل اجتماعی هستند که می‌توانند با احساس ناامنی و ضعف افراد همراه شوند و بر اساس مبنای شخصیت فرد استرس بارزی را در آنان بروز دهند. زمانی هم که چنین حوادثی را شاهد باشیم اختلال انطباقی صورت می‌گیرد که می‌تواند بر اساس بیماری پایه‌ای روان‌شناسی نباشد و به دلیل حجم اضطراب‌ها عملکرد افراد را کاهش دهد.<br />
<br />
این روانپزشک می‌گوید: زمانی که اضطراب بیشتر شود کارایی افراد نیز بیشتر خواهد شد ولی اگر این افزایش اضطراب بیش از حد معمول شود نتیجه معکوس خواهد شد که نوسانات ارزی نیز چنین مصداقی است. نوسانات ارزی بر سلامت روان افراد تأثیرگذار است و اگر کسی بیماری زمینه‌ای همچون بیماری قلبی داشته باشد می‌تواند سبب بروز مشکلاتی همچون سکته‌های قلبی شود و به طور کلی اضطراب که زیاد باشد ‌آسیب‌پذیری جسم فرد نیز در بخش‌های مختلف تشدید خواهد شد.<br />
<br />
وی با اشاره به اینکه مشکلات اقتصادی بیماری روان‌تنی را تشدید می‌کند می‌افزاید: در مورد داروهای روان‌پزشکی سیاست وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی کلاً کاهش واردات داروهای خارجی در حوزه‌های مختلف است و مبنا بر افزایش تولید داخل؛ که این مسأله سبب شده در حال حاضر برخی از داروها در دسترس نباشد و به طور کلی کمبود هر دارویی می‌تواند خود بر سلامت روان افراد تأثیر گذارد. برخی از این کمبود داروها مقطعی بوده که به دلیل مشکلاتی همچون اختلال در برنامه‌ریزی تولید داروها و عدم واردات داروهای خارجی ایجاد می‌شود.<br />
<br />
وضعیت نابسامان مردم ‏<br />
<br />
دکتر امان قرایی مقدم ـ جامعه‌شناس نیز به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: مقصر اصلی این وضعیت نابسامان مسئولان هستند. مردم با معضلات زیادی مانند بیکاری، فقر، گرانی و تورم مواجه هستند. به قول رئیس‌جمهور در حال حاضر ۶۰ میلیون نفر زیر خط فقراند و قادر به تأمین معیشت خود نیستند. ‏<br />
<br />
وی می‌افزاید: مسئولان به دلیل ندانم کاری و مشکلاتی که برای مردم بوجود آورده‌اند مقصر هستند از اینرو باید حداقل شرایط را برای زندگی مردم فراهم کنند. مردم ما ستمدیده هستند متاسفانه مسئولان هم کاری برای مردم انجام نمی‌دهند. آنان باید بیکاری را رفع می‌کردند واین در حالی است که سالی حدود ۸۰۰ تا ۱ میلیون نفر اشتغال ایجاد می‌کنند. در حالی که جامعه نیاز به ۵ر۲ تا ۳ میلیون نفر شغل دارد تا رقم بیکاری به حدود ۵ تا ۶ درصد برسد. ‏<br />
<br />
این جامعه شناس با بیان این مطلب که تأمین معیشت، گرانی، اختلاف طبقاتی مردم را گرفتار کرده است تأکید می‌کند: بنابر اظهارات رئیس‌جمهور جامعه به دو طبقه تقسیم شده است. ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفری که بخوبی می‌توانند زندگی کنند و ۶۰ میلیون نفری که نیاز به کمک‌های معیشتی دارند و جالب هم اینجا است که مسئولان قادر نیستند که به افراد نیازمند کمک کننداز اینرو مردم باید درد فقر، بدبختی و آوارگی را تحمل کنند.<br />
<br />
مسئولان از شرایطی که برای مردم بوجود آورده‌اند باید خجالت بکشند. باید از خودشان بپرسند ما چه کرده‌ایم که جامعه به این روز رسیده است. کاری از دست مردم بر نمی‌آید مردم نمی‌توانند شغل تولید کنند و در آمد داشته باشند دولت باید کاری کند. ‏<br />
<br />
وی خاطر نشان می‌کند: از نظر روانشناسی اجتماعی افسردگی زاده جامعه است و اگر مسئولان این مشکلات را برطرف کنند جامعه کمتر به یأس، نا امیدی و دلسردی می‌رود و آرام آرام حالت روحی روانی مردم به تعادل نزدیکتر می‌شود. اما تا این مشکلات برطرف نشود نمی‌توان هیچ کاری برای مردم انجام داد.<br />
<br />
فرزندان بسیاری از خانواده‌ها در حال حاضر بیکارهستند. گرانی و نبود مسکن و شغل امان مردم را بریده است. براستی خانواده‌هایی که فرزندان تحصیل‌کرده‌شان بیکار هستند چکاری می‌توانند برایشان انجام دهند. بررسی‌ها حاکی از این است که ۳۰ درصد از فارغ‌التحصیلان ما بیکار هستند.<br />
<br />
مردم نه تنها هیچ کاری از دستشان بر نمی‌آید بلکه باید بسوزند و بسازند. مگر مشکلات مردم با موسیقی و رقص و آواز و سریال درست می‌شود. مسئولان باید کاری کنند مردم دارند با بدبختی زندگی می‌کنند. ‍<br />
<br />
ژوزف شومپیتریکی از برترین اقتصاد دانان جهان معتقد است که فضای اجتماعی مسموم است و عامل بوجود آوردن این مسمومیت مردم نیستند. این مسمومیت را حاکمان بوجود آورده اند. ندانم کاری‌های نظام بروکراسی و نهاد‌های حکومتی بوجود آورده اند.<br />
<br />
مسئولان باید مشکلات را برطرف کنند چرا که نمی‌توان گفت شما گرسنه باشید و خوشحالی کنید بیکار باش و افسرده نباش همه این مشکلات و تنگنا‌ها را ببینید و ناراحت هم نشوید. ‏<br />
<br />
بیتا مهدوی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بررسی‌های سازمان جهانی بهداشت حاکی از این است که افسردگی چهارمین بیماری شایع جهان است و پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۳۰ رتبه دوم را از آن خود کند. آمار افسردگی و اختلالات خلقی و همچنین اختلالات شخصیت در جهان نشان می‌دهد که این بیماری با سرعت رو به گسترش است. تخمین زده می‌شود که در حال حاضر ۳۵۰ میلیون نفر در دنیا مبتلا به افسردگی هستند. ایران دهمین کشور افسرده و هشتمین کشور مضطرب جهان است. آمارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حاکی از وجود اختلالات روحی در بین ۶ر۲۳درصد مردم کشورمان است که از این تعداد ۷ر۱۲درصد مبتلا به اختلالات افسردگی و ۶ر۱۴نیز دارای اختلالات اضطرابی هستند.<br />
<br />
آمار‌های غیر رسمی حاکی از این است که میزان شیوع افسردگی در ۲۶ سال گذشته ۲ برابر شده است و استان‌های تهران، فارس، چهارمحال‌وبختیاری و اصفهان بیش‌ترین آمار ابتلا به افسردگی را دارند. شهر ایلام بیش‌ترین آمار خودکشی را در ایران دارد. ‏<br />
<br />
شیوع افسردگی در کشور<br />
<br />
دکتر سعید نمکی ـ وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی چندی قبل اظهار داشته است برای بنده به عنوان وزیر بهداشت، تلخ است که بگویم ما نیازمند تخت بستری بیماران دچار اختلالات روانی هستیم و این نشانگر این است که کار چندانی در این حوزه نکرده‌ایم. اگر در حوزه پیشگیری و بهداشت کار بیشتری کرده بودیم، نیازمند توسعه فراوان تخت‌های بیمارستانی نبودیم و متاسفانه در یکی از عرصه‌هایی که به شدت دچار مشکل هستیم و من به عنوان وزیر بهداشت، اعلان خطر می‌کنم، بخش بهداشت روان جامعه است.<br />
<br />
وی با اشاره به این مطلب که شیوع افسردگی و روان‌های گرفتار زنگ خطر بزرگی برای متخصصین حوزه سلامت و امور اجتماعی است که به شدت باید به این عرصه بپردازند می‌گوید: حدود سه دهه پیش که در وزارت بهداشت معاون امور بهداشتی بودم، در منطقه ۲۰ تهران، پروژه شهر سالم را اجرا کردیم و بحث ما این بود که چرا نباید به روح نوازی رنگ‌ها، توجه و فکر کنیم و چرا شهری مملو از پریشانی، دل مردگی و افسردگی داشته باشیم و چرا شهری با نشاط نداشته باشیم. آن زمان نرده‌های پارک‌ها را جمع آوری کردیم که مردم تصور کنند پارک‌ها، خانه خودشان است و با الگوی روح نوازی رنگ، نرده‌ها، درها، ایستگاه‌های اتوبوس و مکان‌های مختلف را رنگ آمیزی کردیم.<br />
<br />
وی با اشاره به ادغام مراقبت‌های سلامت روان در نظام شبکه بهداشتی و درمانی کشورمی افزاید: بهورزان آموختند که اولین رفتار غیر منطبق با سلامت فرد را شناسایی کنند و به سطح بالاتر ارجاع دهند تا اجازه ندهیم روح افراد، در آبشار فروپاشی، گرفتار شود و وقتی بیمار در تخت بیمارستان روانپزشکی بستری شد، شروع ماجرای سخت ما و آغاز یک پروسه بسیار پیچیده است همانگونه که اگر فشارخون فردی را در اولین مراحل شناسایی کنیم، می‌توانیم به وجود افراد مولد و با نشاط در جامعه امیدوار باشیم و اگر با علائمی مانند فلج نیمه بدن در بخش‌ آی سی یو، بستری شد، بیماری را خواهیم داشت که برای خود، خانواده و نظام سلامت، گرفتاری‌هایی دارد.<br />
<br />
وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی خاطر نشان می‌کند: خیلی از بیمارانی که به کلینیک مراجعه می‌کنند، شرح حال می‌گیریم می‌بینیم که یک فشار روانی عامل خیلی از ناخوشی‌ها است. بنابراین تقاضا دارم که همه از جمله دستگاه‌های اجرایی، رسانه‌ها، دست اندرکاران امور اجرایی در کشور و خیرین سلامت کمک کنند تا بتوانیم فضای پرنشاط‌تر برای مردم ایجاد کنیم و با رسیدگی به وضعیت سلامت روان جامعه، آسیب‌های روانی، طلاق، خشونت‌ها، پرونده‌های قضایی و کیفری و هزینه‌های سنگین اقتصادی و اجتماعی را کاهش دهیم.‏<br />
<br />
سلامت روانی و مولفه‌های آن<br />
<br />
دکتر علی فرجام روانشناس اجتماعی در مورد سلامت روانی به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: سلامت روانی عبارت است از کیفیت زندگی یک فرد که می‌تواند توانایی‌های خود را شناسایی کند و با استرس‌های روزمره به راحتی کنار بیاید. یک فرد سالم از لحاظ روانی باید بتواند به راحتی کار کند و با جامعه در مشارکت باشد. افسردگی یک بیماری جسمی ـ روانی است که می‌تواند در روان افراد نشانه‌های مختلف رااز خود بروز دهد اما درهرکس میزان و ابعاد این نشانه‌ها با دیگری متفاوت است. ‏<br />
<br />
وی می‌افزاید: افسردگی اختلالی است که برتفکر، خلق، احساسات، رفتاروسلامت جسمی تأثیر می‌گذارد. افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است وتنها زمانی نا بهنجار تلقی می شود که یا با واقعه‌ای که رخ داده متناسب نباشد و یا فراتر از حدی که برای اکثر مردم نقطه‌ آغاز بهبود است ادامه یابد و مشخصه اساسی افسردگی ناامیدی و غمگینی است. مؤلفه‌های سلامت روانی عبارتند از: ‏<br />
<br />
اضطراب<br />
<br />
اضطراب عبارت است از یک احساس ناخوشایند و مبهم به همراه هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت‌هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آنها به فرد آسیب جسمی و یا روانی رسیده است باعث بروز اضطراب در افراد می‌شود. همة انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید، غیرعادی و مشکل ساز است. تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم درآمد و افراد میانسال و سالخورده بیشتر دیده می‌شود.<br />
<br />
افسردگی: یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی را می‌توان افسردگی شناخت، اختلالی که حتی اکثر انسان‌های معمولی نیز می‌توانند آن را در فرد مبتلا تشخیص دهند و حتی این اختلال را به فرد مورد نظر گوشزد کنند. مشخصه افسردگی خلق افسرده است و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند.<br />
<br />
پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی<br />
<br />
دکتر مریم رسولیان ـ رئیس انجمن روانپزشکان ایران در مورد پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی می‌گوید: پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی نیاز به سلامت روان اجتماعی و نگاه همه جانبه‌نگر به مشکلات اجتماعی دارد ازاینرو هدف از برگزاری چنین همایش‌هایی ایجاد پیوستگی و ارتباط بین اهالی رشته، مطرح شدن پژوهش‌های نو و اولویت‌بندی‌های این حوزه برای ارتقاء سلامت جامعه و زندگی بهتر مردم است.<br />
<br />
وی با اشاره به بحران‌های اجتماعی و آسیب‌های موجود در کشور می‌افزاید: فرد در کنار اجتماع تعریف می‌شود و این در حالی است که فشارها و بحران‌های اجتماعی سبب کاهش اعتماد اجتماعی می‌شود و کاهش اعتماد اجتماعی منجر به کاهش همبستگی اجتماعی و افزایش آسیب‌های اجتماعی می‌شود که این ارتباط متقابل چرخه‌ای معیوب را شکل می‌دهد و روانپزشکی ‌اجتماعی یکی از گرایش‌هایی است که می‌تواند راهکارهایی برای برون رفت از این شرایط ارائه دهد.<br />
<br />
وی با اشاره به این مطلب که شایع‌ترین عوامل اجتماعی در این زمینه فقر و نابرابری با تأکید بر بی‌عدالتی اجتماعی است یاد آوری می‌کند:‌ سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی در سطح کلان باید تغییر کند تا بی‌عدالتی و فاصله طبقاتی کاهش یابد. زیرا که سلامت روانی، ‌اجتماعی و اقتصادی با هم پیوستگی دارند لذا باور به این که رفاه هر فرد در گرو رفاه دیگران است، برای دستیابی به رفاه مناسب، ضروری است. اگر منافع صنفی، بدون نگرش کلان پیگیری شود و منافع ملی به صورت همه‌جانبه مدنظر قرار نگیرد، هیچ صنفی به موفقیت نخواهد رسید. ‏<br />
<br />
اختلالات افسردگی و اضطراب ‏<br />
<br />
دکتررسولیان با بیان این ‌که اختلالات روانپزشکی همچون افسردگی و اضطراب امروز گریبان‌گیر جامعه ما است می‌افزاید: توانمندسازی جامعه در مقابله با استرس و اجرای برنامه‌های بین بخشی در سازمان‌های مختلف و همت عمومی برای اصلاح نگرش‌ها و باورهای نادرست فرهنگی در زمینه سلامت روان از جمله مسائلی است که در ارتقای سلامت روان نقش مهمی دارد. هر چند که در مورد بی‌اعتمادی اجتماعی آمار دقیقی نداریم ولی علائم و نشانه‌ها مؤید این است که در بحران‌ها و نوسانات ارزی ماه‌های اخیر بی‌اعتمادی اجتماعی افزایش یافته که به صورت انبار و احتکار اقلام و مواد مختلف برای مصرف‌کنندگان خانگی یا فروشنده‌ها خود را نشان داده است.<br />
<br />
وی با بیان این مطلب که احساس ذهنی ناامنی اجتماعی موضوعی کم اهمیت‌تر از خود ناامنی اجتماعی نیست، این حس ذهنی سبب افت بیشتر اعتماد اجتماعی می‌شود یاد آوری می‌کند: توجه به نقش رفتارهای فردی در بحران‌های اجتماعی و مدیریت یا تشدید این بحران‌ها موضوعی قابل اهمیت است. بحران‌های اقتصادی یکی از عوامل اجتماعی هستند که می‌توانند با احساس ناامنی و ضعف افراد همراه شوند و بر اساس مبنای شخصیت فرد استرس بارزی را در آنان بروز دهند. زمانی هم که چنین حوادثی را شاهد باشیم اختلال انطباقی صورت می‌گیرد که می‌تواند بر اساس بیماری پایه‌ای روان‌شناسی نباشد و به دلیل حجم اضطراب‌ها عملکرد افراد را کاهش دهد.<br />
<br />
این روانپزشک می‌گوید: زمانی که اضطراب بیشتر شود کارایی افراد نیز بیشتر خواهد شد ولی اگر این افزایش اضطراب بیش از حد معمول شود نتیجه معکوس خواهد شد که نوسانات ارزی نیز چنین مصداقی است. نوسانات ارزی بر سلامت روان افراد تأثیرگذار است و اگر کسی بیماری زمینه‌ای همچون بیماری قلبی داشته باشد می‌تواند سبب بروز مشکلاتی همچون سکته‌های قلبی شود و به طور کلی اضطراب که زیاد باشد ‌آسیب‌پذیری جسم فرد نیز در بخش‌های مختلف تشدید خواهد شد.<br />
<br />
وی با اشاره به اینکه مشکلات اقتصادی بیماری روان‌تنی را تشدید می‌کند می‌افزاید: در مورد داروهای روان‌پزشکی سیاست وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی کلاً کاهش واردات داروهای خارجی در حوزه‌های مختلف است و مبنا بر افزایش تولید داخل؛ که این مسأله سبب شده در حال حاضر برخی از داروها در دسترس نباشد و به طور کلی کمبود هر دارویی می‌تواند خود بر سلامت روان افراد تأثیر گذارد. برخی از این کمبود داروها مقطعی بوده که به دلیل مشکلاتی همچون اختلال در برنامه‌ریزی تولید داروها و عدم واردات داروهای خارجی ایجاد می‌شود.<br />
<br />
وضعیت نابسامان مردم ‏<br />
<br />
دکتر امان قرایی مقدم ـ جامعه‌شناس نیز به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: مقصر اصلی این وضعیت نابسامان مسئولان هستند. مردم با معضلات زیادی مانند بیکاری، فقر، گرانی و تورم مواجه هستند. به قول رئیس‌جمهور در حال حاضر ۶۰ میلیون نفر زیر خط فقراند و قادر به تأمین معیشت خود نیستند. ‏<br />
<br />
وی می‌افزاید: مسئولان به دلیل ندانم کاری و مشکلاتی که برای مردم بوجود آورده‌اند مقصر هستند از اینرو باید حداقل شرایط را برای زندگی مردم فراهم کنند. مردم ما ستمدیده هستند متاسفانه مسئولان هم کاری برای مردم انجام نمی‌دهند. آنان باید بیکاری را رفع می‌کردند واین در حالی است که سالی حدود ۸۰۰ تا ۱ میلیون نفر اشتغال ایجاد می‌کنند. در حالی که جامعه نیاز به ۵ر۲ تا ۳ میلیون نفر شغل دارد تا رقم بیکاری به حدود ۵ تا ۶ درصد برسد. ‏<br />
<br />
این جامعه شناس با بیان این مطلب که تأمین معیشت، گرانی، اختلاف طبقاتی مردم را گرفتار کرده است تأکید می‌کند: بنابر اظهارات رئیس‌جمهور جامعه به دو طبقه تقسیم شده است. ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفری که بخوبی می‌توانند زندگی کنند و ۶۰ میلیون نفری که نیاز به کمک‌های معیشتی دارند و جالب هم اینجا است که مسئولان قادر نیستند که به افراد نیازمند کمک کننداز اینرو مردم باید درد فقر، بدبختی و آوارگی را تحمل کنند.<br />
<br />
مسئولان از شرایطی که برای مردم بوجود آورده‌اند باید خجالت بکشند. باید از خودشان بپرسند ما چه کرده‌ایم که جامعه به این روز رسیده است. کاری از دست مردم بر نمی‌آید مردم نمی‌توانند شغل تولید کنند و در آمد داشته باشند دولت باید کاری کند. ‏<br />
<br />
وی خاطر نشان می‌کند: از نظر روانشناسی اجتماعی افسردگی زاده جامعه است و اگر مسئولان این مشکلات را برطرف کنند جامعه کمتر به یأس، نا امیدی و دلسردی می‌رود و آرام آرام حالت روحی روانی مردم به تعادل نزدیکتر می‌شود. اما تا این مشکلات برطرف نشود نمی‌توان هیچ کاری برای مردم انجام داد.<br />
<br />
فرزندان بسیاری از خانواده‌ها در حال حاضر بیکارهستند. گرانی و نبود مسکن و شغل امان مردم را بریده است. براستی خانواده‌هایی که فرزندان تحصیل‌کرده‌شان بیکار هستند چکاری می‌توانند برایشان انجام دهند. بررسی‌ها حاکی از این است که ۳۰ درصد از فارغ‌التحصیلان ما بیکار هستند.<br />
<br />
مردم نه تنها هیچ کاری از دستشان بر نمی‌آید بلکه باید بسوزند و بسازند. مگر مشکلات مردم با موسیقی و رقص و آواز و سریال درست می‌شود. مسئولان باید کاری کنند مردم دارند با بدبختی زندگی می‌کنند. ‍<br />
<br />
ژوزف شومپیتریکی از برترین اقتصاد دانان جهان معتقد است که فضای اجتماعی مسموم است و عامل بوجود آوردن این مسمومیت مردم نیستند. این مسمومیت را حاکمان بوجود آورده اند. ندانم کاری‌های نظام بروکراسی و نهاد‌های حکومتی بوجود آورده اند.<br />
<br />
مسئولان باید مشکلات را برطرف کنند چرا که نمی‌توان گفت شما گرسنه باشید و خوشحالی کنید بیکار باش و افسرده نباش همه این مشکلات و تنگنا‌ها را ببینید و ناراحت هم نشوید. ‏<br />
<br />
بیتا مهدوی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چطور فکر کنیم تا افسرده نباشیم]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298546</link>
			<pubDate>Sun, 19 Dec 2021 03:44:46 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298546</guid>
			<description><![CDATA[ ما در هر موقعیتی می‌توانیم به چهار روش اصلی فکر کنیم که از این چهار روش، سه روش آن بسیار بد و نامناسب است؛ اولین نوع یا روش تفکر اصلی وحشتناک پنداری است؛ با این تفکر ما قادر هستیم از تمام انواع مسایل فاجعه ساخته و آن‌ها را به مساله‌ای بزرگ‌تر تبدیل کنیم.<br />
<br />
دومین نوع تفکر اصلی الزام سازی یا باید انگاری است؛ برخی از ما تمام روز برای خود و دیگران باید سازی می‌کنیم.<br />
<br />
سومین نوع تفکر اصلی توجیه است؛ ما قادر هستیم به شیوه‌ای غیرقابل باور به توجیه پناه برده تا از رفتارهای نامناسب خود دفاع کنیم و اعمال خود را پذیرفتنی جلوه دهیم.<br />
<br />
خوشبختانه چهارمین نوع تفکر ما مناسب و معقول است و ترجیح‌های واقع بینانه نام دارد؛ این نوع تفکر برای‌‌ رها شدن از احساسات نامناسب کارساز است اما به کارگیری عملی آن نیازمند تمرین، تمرین و تمرین است.<br />
<br />
هنگامی که می‌خواهیم احساس بهتری داشته باشیم و خود را از چنگال خشم، افسردگی و اضطراب‌‌ رها سازیم و یا روابط خود را بهبود ببخشیم و رفتار خود را تغییر بدهیم؛ دراغلب مواقع باید این کار را از افکارمان شروع کنیم.<br />
<br />
افکار بر نحوه رفتار ما، کاری که تصمیم به انجام یا عدم انجام آن می‌گیریم و کیفیت عملکرد ما تاثیر می‌گذارد و تغییر افکار نیازمند آگاهی و تمرین است و آگاهی اولین گام به سوی تغییر عملی شیوه تفکر است.<br />
<br />
هرگاه دچار احساسات نامناسبی نظیر خشم، افسردگی، اضطراب و احساس گناه می‌شویم درگام نخست باید از خود پرسید چگونه در این موقعیت به طور نامناسب احساس و رفتار می‌کنم؟<br />
<br />
در این مرحله با شناسایی احساس نامناسب خود و معادل مناسب آن و به کمک گام‌های بعدی باید احساس نامناسب را به احساس مناسب تغییر داد.<br />
<br />
احساسات نامناسب محصول افکار دستوری و آمرانه هستند و احساسات مناسب محصول افکاری هستند که تمایل، خواست یا گرایش ما را نشان می‌دهند. پس هرگاه دچار احساسات منفی و نامناسب شدید، بدانید که این احساسات محصول ورود به محدوده باید‌ها، حتما‌ها، قطعا‌ها، توقعات، دستورها و الزام‌ها می‌باشد.<br />
<br />
در گام دوم باید از خود پرسید چگونه فکر می‌کنم که خود را دچار احساسات نامناسب می‌نمایم؟ در مورد خودم، دیگران و موقعیت چگونه فکر می‌کنم و به خصوص دنبال تفکرات نامعقول خود بگردید. در این مرحله باید باورهای نامعقولی که ما معمولا درباره آن‌ها به وحشتناک پنداری، الزام سازی و توجیه می‌پردازیم را به خوبی شناسایی کنیم؛ تعداد این باور‌ها زیاد است اما چهار باور نامعقول اول از بقیه مهم‌تر هستند و عبارتند از نگرانی بیش از اندازه در مورد طرز فکر دیگران درباره خود یا به عبارت دیگر ترس از طرد شدن، ترس از شکست، تحمل کم در برابر ناکامی‌ها و مقصردانستن خود یا دیگران.<br />
<br />
در گام سوم باید از خود پرسید چطور می‌توانم تفکرات نامعقول خود را به چالش کشیده و زیر سوال ببرم؟ در این مرحله با چنین پرسش‌هایی می‌توانید تفکر نامعقول خود را زیر سوال ببرید. پرسش‌هایی نظیر آیا باید... داشته باشم؟ آیا بایستی... باشم؟ آیا لازم است...؟ آیا نیازدارم که او...؟ آیا آن‌ها باید...؟ چرا من باید...؟ چرا آن‌ها باید...؟ آیا اگر طرد شوم وحشتناک، هولناک و افتضاح است؟ آیا حتما باید مورد علاقه و احترام دیگران باشم؟ آیا هرگز نباید شکست بخورم؟ آیا دیگران هرگز نباید با من غیر منصفانه رفتارکنند؟<br />
<br />
در گام چهارم باید از خود پرسید کدام ترجیح واقع بینانه را می‌توانم جایگزین تفکرات نامعقول خود نمایم؟ در این مرحله با جایگزین کردن تمایلات و خواسته‌های خود به جای تفکرات نامعقول خود را از احساسات نامناسب‌‌ رها می‌سازید. خواسته‌هایی نظیر می‌خواهم که...، دوست دارم که...، ترجیح می‌دهم که....، اگر.... بهتر خواهد بود، مایوسم که...، به طورجدی نگرانم... و متعهدم که...<br />
<br />
فکر کردن برحسب ترجیح‌های واقع بینانه به جای تفکر نامعقول ممکن است در ظاهر آسان به نظر بیاید اما در عمل و به ویژه زمانی که در موقعیت نامناسبی هستیم بسیار مشکل است؛ اما با تلاش و تمرین و از طریق ماندن در محدوده ترجیح‌های واقع بینانه و دوری از وحشتناک پنداری، الزام سازی و توجیه می‌توانید احساسات خود را تغییر دهید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ ما در هر موقعیتی می‌توانیم به چهار روش اصلی فکر کنیم که از این چهار روش، سه روش آن بسیار بد و نامناسب است؛ اولین نوع یا روش تفکر اصلی وحشتناک پنداری است؛ با این تفکر ما قادر هستیم از تمام انواع مسایل فاجعه ساخته و آن‌ها را به مساله‌ای بزرگ‌تر تبدیل کنیم.<br />
<br />
دومین نوع تفکر اصلی الزام سازی یا باید انگاری است؛ برخی از ما تمام روز برای خود و دیگران باید سازی می‌کنیم.<br />
<br />
سومین نوع تفکر اصلی توجیه است؛ ما قادر هستیم به شیوه‌ای غیرقابل باور به توجیه پناه برده تا از رفتارهای نامناسب خود دفاع کنیم و اعمال خود را پذیرفتنی جلوه دهیم.<br />
<br />
خوشبختانه چهارمین نوع تفکر ما مناسب و معقول است و ترجیح‌های واقع بینانه نام دارد؛ این نوع تفکر برای‌‌ رها شدن از احساسات نامناسب کارساز است اما به کارگیری عملی آن نیازمند تمرین، تمرین و تمرین است.<br />
<br />
هنگامی که می‌خواهیم احساس بهتری داشته باشیم و خود را از چنگال خشم، افسردگی و اضطراب‌‌ رها سازیم و یا روابط خود را بهبود ببخشیم و رفتار خود را تغییر بدهیم؛ دراغلب مواقع باید این کار را از افکارمان شروع کنیم.<br />
<br />
افکار بر نحوه رفتار ما، کاری که تصمیم به انجام یا عدم انجام آن می‌گیریم و کیفیت عملکرد ما تاثیر می‌گذارد و تغییر افکار نیازمند آگاهی و تمرین است و آگاهی اولین گام به سوی تغییر عملی شیوه تفکر است.<br />
<br />
هرگاه دچار احساسات نامناسبی نظیر خشم، افسردگی، اضطراب و احساس گناه می‌شویم درگام نخست باید از خود پرسید چگونه در این موقعیت به طور نامناسب احساس و رفتار می‌کنم؟<br />
<br />
در این مرحله با شناسایی احساس نامناسب خود و معادل مناسب آن و به کمک گام‌های بعدی باید احساس نامناسب را به احساس مناسب تغییر داد.<br />
<br />
احساسات نامناسب محصول افکار دستوری و آمرانه هستند و احساسات مناسب محصول افکاری هستند که تمایل، خواست یا گرایش ما را نشان می‌دهند. پس هرگاه دچار احساسات منفی و نامناسب شدید، بدانید که این احساسات محصول ورود به محدوده باید‌ها، حتما‌ها، قطعا‌ها، توقعات، دستورها و الزام‌ها می‌باشد.<br />
<br />
در گام دوم باید از خود پرسید چگونه فکر می‌کنم که خود را دچار احساسات نامناسب می‌نمایم؟ در مورد خودم، دیگران و موقعیت چگونه فکر می‌کنم و به خصوص دنبال تفکرات نامعقول خود بگردید. در این مرحله باید باورهای نامعقولی که ما معمولا درباره آن‌ها به وحشتناک پنداری، الزام سازی و توجیه می‌پردازیم را به خوبی شناسایی کنیم؛ تعداد این باور‌ها زیاد است اما چهار باور نامعقول اول از بقیه مهم‌تر هستند و عبارتند از نگرانی بیش از اندازه در مورد طرز فکر دیگران درباره خود یا به عبارت دیگر ترس از طرد شدن، ترس از شکست، تحمل کم در برابر ناکامی‌ها و مقصردانستن خود یا دیگران.<br />
<br />
در گام سوم باید از خود پرسید چطور می‌توانم تفکرات نامعقول خود را به چالش کشیده و زیر سوال ببرم؟ در این مرحله با چنین پرسش‌هایی می‌توانید تفکر نامعقول خود را زیر سوال ببرید. پرسش‌هایی نظیر آیا باید... داشته باشم؟ آیا بایستی... باشم؟ آیا لازم است...؟ آیا نیازدارم که او...؟ آیا آن‌ها باید...؟ چرا من باید...؟ چرا آن‌ها باید...؟ آیا اگر طرد شوم وحشتناک، هولناک و افتضاح است؟ آیا حتما باید مورد علاقه و احترام دیگران باشم؟ آیا هرگز نباید شکست بخورم؟ آیا دیگران هرگز نباید با من غیر منصفانه رفتارکنند؟<br />
<br />
در گام چهارم باید از خود پرسید کدام ترجیح واقع بینانه را می‌توانم جایگزین تفکرات نامعقول خود نمایم؟ در این مرحله با جایگزین کردن تمایلات و خواسته‌های خود به جای تفکرات نامعقول خود را از احساسات نامناسب‌‌ رها می‌سازید. خواسته‌هایی نظیر می‌خواهم که...، دوست دارم که...، ترجیح می‌دهم که....، اگر.... بهتر خواهد بود، مایوسم که...، به طورجدی نگرانم... و متعهدم که...<br />
<br />
فکر کردن برحسب ترجیح‌های واقع بینانه به جای تفکر نامعقول ممکن است در ظاهر آسان به نظر بیاید اما در عمل و به ویژه زمانی که در موقعیت نامناسبی هستیم بسیار مشکل است؛ اما با تلاش و تمرین و از طریق ماندن در محدوده ترجیح‌های واقع بینانه و دوری از وحشتناک پنداری، الزام سازی و توجیه می‌توانید احساسات خود را تغییر دهید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چیکار کنیم تا افسرده نباشیم؟]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298545</link>
			<pubDate>Sun, 19 Dec 2021 03:43:01 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298545</guid>
			<description><![CDATA[ما برای شما هفت گام پیشنهادی داریم تا اگر در چنین حالتی به سر می‌برید با کمک گرفتن از آنها دوباره شادی و نشاط را به زندگی خود بازگردانید، نکاتی که فریده میرزایی، روان‌شناس آنها را این‌گونه عنوان می کند.<br />
<br />
به گزارش گروه اجتماعی مشرق، تا حالا پیش آمده که صبح وقتی چشم‌هایتان  را باز می‌کنید نیم چرخی بزنید و بعد از اینکه عقربه های ساعت را با چشم نیمه باز دیدید با خود بگویید وای! باز یک روز دیگر شروع شد،چقدر غمگین و بی حوصله‌ام، اگر مجبور نبودم امروز هیچ کاری نمی‌کردم، دست و دلم به کارها نمی‌رود و جملاتی از این قبیل.<br />
<br />
حال و روزی که امروزه روان‌پزشکان و روان‌شناسان از آن به عنوان افسردگی یاد می‌کنند. ما برای شما هفت گام پیشنهادی داریم تا اگر در چنین حالتی به سر می‌برید با کمک گرفتن از آنها دوباره شادی و نشاط را به زندگی خود بازگردانید، نکاتی که فریده میرزایی، روان‌شناس آنها را این‌گونه عنوان می کند.<br />
<br />
قدم نخست؛ کارهای تکراری نکنید<br />
<br />
تکراری بودن کارها و فعالیت‌هایی که هر روز انجام می‌دهید شاید نخستین دلیل برای ابتلا به این عارضه باشد. اینکه سر ساعت معینی بیدار شویم، کارهایی را انجام دهیم که دیروز، هفته گذشته و ماه‌های گذشته موبه مو آنها را انجام داده‌ایم.  علاوه براین نداشتن برنامه مشخص برای روزهای هفته و حتی ساعت‌های یک روز نیز می‌تواند دلیلی برای بروز علایم افسردگی و در نهایت مبتلا شدن به این اختلال خلق باشد.<br />
<br />
اینکه صبح‌ها باید بیدار شد و بدون کمترین تغییری همان فعالیت‌های همیشگی را انجام داد این‌قدر کسل کننده و خالی از هیجان است که شاید جایی برای لبخند زدن به زندگی باقی نگذارد. ماندن در خانه برای روزهای متمادی و نداشتن رابطه با دنیا و افراد خارج از خانه هم می‌تواند دلیل دیگری برای این موضوع باشد.<br />
 <br />
قدم دوم؛ چه کار کنیم افسرده نباشیم؟<br />
<br />
به طور حتم هیچ یک از ما دوست نداریم تمام طول روز را بی‌حوصله و کسل بگذرانیم، براین اساس گام نخست این است که خود بخواهیم از این حال و روز خلاص شویم، فکر می‌کنید برای قدم بعدی بهتر است از چه شروع کنیم؟ از خودمان، خانه، محیط اطراف، اعضا خانواده شاید هم از یک برنامه ریزی درست و اصولی که همه این موارد را در آن لحاظ کرده باشیم تا با اجرای مو به موی آن تمام بی حوصلگی ها را ترک و فراموش کنیم.<br />
<br />
پس اگر تا امروز حوصله نداشتید و فکر می‌کردید آنقدر خسته شده‌اید که ترجیح می‌دهید در رختخواب بمانید یا دیگر علاقه ای به آنچه که هر روز باید انجام دهید، ندارید کمی صبور باشید تا با هم از پله های این نردبان بالا برویم.  <br />
 <br />
قدم سوم؛ از خودم شروع می‌کنم<br />
<br />
ابتدا باید از خودمان شروع کنیم. به طور مثال وقتی از خواب بیدار شدیم نفس عمیقی بکشیم، یک دم و باز دم عمیق تا ریه‌هایمان پر از هوای تازه شود، بعد دست‌هایمان را کمی کش دهیم تا حس بیدار شدن در همه بدن مان جان بگیرد، یادتان باشد خنده بر هر درد بی درمان دواست پس لبخند را فراموش نکنید.<br />
<br />
اگر اتاقتان پنجره ای دارد که رو به آفتاب باز می‌شود از اینکه بلند شوید و پرده‌ها را کنار بزنید تا نور داخل اتاق شود غافل نشوید. دست‌ها و صورت خود را با آب تقریبا سرد بشویید تا خواب و کسالت از سرتان بپرد. بعد همانطور که ایستاده‌اید روبه‌روی آینه به خود بگویید امروز روز خوبی است و باید کارهای مثبت زیادی انجام بدهم.<br />
 <br />
قدم چهارم؛ چه بپوشیم؟<br />
<br />
سعی کنید لباسی بر تن کنید که دوست دارید و از دیدن آن حس رضایت خاطر به شما دست می‌دهد. راحتی و داشتن احساس خوب در یک لباس می‌تواند تاثیر زیادی در روحیه افراد داشته باشد. رنگ هم مهم است.<br />
<br />
فراموش نکنید رنگ‌ها هم برای خود زبانی دارند که روی ما تاثیر می‌گذارد، پس به هیچ عنوان سراغ رنگ طوسی نروید زیرا تحقیقات نشان می‌دهند افراد مبتلا به اضطراب و افسردگی بیشتر با رنگ طوسی یا خاکستری ارتباط برقرار می‌کنند درحالی که افراد شاد تمایل به رنگ زرد دارند. از این رو توصیه می‌شود کمتر از رنگ‌های تیره استفاده کنید.<br />
 <br />
قدم پنجم؛ چی بخوریم؟<br />
<br />
مواد غذایی که مصرف می‌کنید هم می‌توانند به شما کمک کنند و باعث شوند احساس خوبی داشته باشید و با افسردگی بجنگید تا شاد و سرحال باشید. اگر به خوردن آجیل علاقه دارید به طور حتم خوشحال خواهید شد این جمله را بشنوید که این دسته از تنقلات نقش زیادی در شاد بودن افراد خواهند داشت.<br />
<br />
آجیل به دلیل اینکه دارای ویتامین E، نوعی از اسید آمینه و منیزیم است می‌تواند شما را شاد و سرحال ‌کند، البته آلبالو و گیلاس خشک هم به علت برخورداری از پتاسیم، منیزیم و ویتامین C استرس و افسردگی را در فرد کاهش می‌دهند.<br />
<br />
مرکبات هم نقش زیادی در از بین رفتن افسردگی و احساس شادی دارند. میوه‌هایی مانند پرتقال، لیمو و نارنگی به دلیل اینکه دارای ویتامین C هستند با کاهش هورمون‌های استرس‌زا در بدن، باعث می‌شوند تا بهتر با استرس مبارزه کنید، پس مصرف آنها را فراموش نکنید.<br />
<br />
سبزی‌های سبز برگ مانند کاهو، کلم و اسفناج نیز به دلیل داشتن ماده مغذی نشاط آوری به نام اسید فولیک، موجب کاهش افسردگی در افراد شده و جریان خون را به سمت مغز تسریع می‌کنند که این کار باعث بروز احساس شادی در فرد می‌شود. ماهی نیز گزینه دیگر برای شماست.<br />
 <br />
قدم ششم؛ برنامه ریزی<br />
<br />
داشتن یک برنامه هفتگی می‌تواند به شما کمک زیادی کند زیرا وقتی می‌دانید قرار است در طول هفت روزی که در پیش رو دارید چه کارهایی را انجام دهید قادر خواهید بود که برای خود چینش زمانی تعریف شده‌ای داشته باشید که در آن برای هر فعالیت ساعت و تاریخ مشخصی را تعیین کنید. به این ترتیب می‌دانید که چه فعالیت‌هایی را قرار است انجام دهید بنابراین نه وقت کم می‌آورید و نه کاری از قلم می‌افتد.<br />
<br />
برای مثال برای دیدن دوستان خود یا رفتن به سینما و پارک برنامه ریزی کنید. در طول هفته روز خاصی را برای سر زدن به دوستان و بستگان خود یا دعوت از آنان اختصاص دهید تا ساعتی را فارغ از دغدغه کارهای خانه در کنار آنان بگذرانید. در صورتی که این کار را انجام دهید به طور حتم روزهای بعدی هفته را با روحیه شاد خواهید گذراند.<br />
 <br />
قدم هفتم؛ محیط اطراف<br />
<br />
چینش وسایل خانه به نحوی که باعث مسرت و شادی ما شود نیز یکی از راه‌های کاهش افسردگی است. تحقیقات نشان داده‌اند که نوع قرار گرفتن وسایل خانه در کنار هم، می‌تواند انرژی مثبتی را به ما منتقل کند. استفاده از گل و گلدان در تزیین خانه همچنین رنگ‌های شاد و آرام بخش نیز می‌تواند موجب کاهش افسردگی و افزایش احساس شادمانی در شما شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ما برای شما هفت گام پیشنهادی داریم تا اگر در چنین حالتی به سر می‌برید با کمک گرفتن از آنها دوباره شادی و نشاط را به زندگی خود بازگردانید، نکاتی که فریده میرزایی، روان‌شناس آنها را این‌گونه عنوان می کند.<br />
<br />
به گزارش گروه اجتماعی مشرق، تا حالا پیش آمده که صبح وقتی چشم‌هایتان  را باز می‌کنید نیم چرخی بزنید و بعد از اینکه عقربه های ساعت را با چشم نیمه باز دیدید با خود بگویید وای! باز یک روز دیگر شروع شد،چقدر غمگین و بی حوصله‌ام، اگر مجبور نبودم امروز هیچ کاری نمی‌کردم، دست و دلم به کارها نمی‌رود و جملاتی از این قبیل.<br />
<br />
حال و روزی که امروزه روان‌پزشکان و روان‌شناسان از آن به عنوان افسردگی یاد می‌کنند. ما برای شما هفت گام پیشنهادی داریم تا اگر در چنین حالتی به سر می‌برید با کمک گرفتن از آنها دوباره شادی و نشاط را به زندگی خود بازگردانید، نکاتی که فریده میرزایی، روان‌شناس آنها را این‌گونه عنوان می کند.<br />
<br />
قدم نخست؛ کارهای تکراری نکنید<br />
<br />
تکراری بودن کارها و فعالیت‌هایی که هر روز انجام می‌دهید شاید نخستین دلیل برای ابتلا به این عارضه باشد. اینکه سر ساعت معینی بیدار شویم، کارهایی را انجام دهیم که دیروز، هفته گذشته و ماه‌های گذشته موبه مو آنها را انجام داده‌ایم.  علاوه براین نداشتن برنامه مشخص برای روزهای هفته و حتی ساعت‌های یک روز نیز می‌تواند دلیلی برای بروز علایم افسردگی و در نهایت مبتلا شدن به این اختلال خلق باشد.<br />
<br />
اینکه صبح‌ها باید بیدار شد و بدون کمترین تغییری همان فعالیت‌های همیشگی را انجام داد این‌قدر کسل کننده و خالی از هیجان است که شاید جایی برای لبخند زدن به زندگی باقی نگذارد. ماندن در خانه برای روزهای متمادی و نداشتن رابطه با دنیا و افراد خارج از خانه هم می‌تواند دلیل دیگری برای این موضوع باشد.<br />
 <br />
قدم دوم؛ چه کار کنیم افسرده نباشیم؟<br />
<br />
به طور حتم هیچ یک از ما دوست نداریم تمام طول روز را بی‌حوصله و کسل بگذرانیم، براین اساس گام نخست این است که خود بخواهیم از این حال و روز خلاص شویم، فکر می‌کنید برای قدم بعدی بهتر است از چه شروع کنیم؟ از خودمان، خانه، محیط اطراف، اعضا خانواده شاید هم از یک برنامه ریزی درست و اصولی که همه این موارد را در آن لحاظ کرده باشیم تا با اجرای مو به موی آن تمام بی حوصلگی ها را ترک و فراموش کنیم.<br />
<br />
پس اگر تا امروز حوصله نداشتید و فکر می‌کردید آنقدر خسته شده‌اید که ترجیح می‌دهید در رختخواب بمانید یا دیگر علاقه ای به آنچه که هر روز باید انجام دهید، ندارید کمی صبور باشید تا با هم از پله های این نردبان بالا برویم.  <br />
 <br />
قدم سوم؛ از خودم شروع می‌کنم<br />
<br />
ابتدا باید از خودمان شروع کنیم. به طور مثال وقتی از خواب بیدار شدیم نفس عمیقی بکشیم، یک دم و باز دم عمیق تا ریه‌هایمان پر از هوای تازه شود، بعد دست‌هایمان را کمی کش دهیم تا حس بیدار شدن در همه بدن مان جان بگیرد، یادتان باشد خنده بر هر درد بی درمان دواست پس لبخند را فراموش نکنید.<br />
<br />
اگر اتاقتان پنجره ای دارد که رو به آفتاب باز می‌شود از اینکه بلند شوید و پرده‌ها را کنار بزنید تا نور داخل اتاق شود غافل نشوید. دست‌ها و صورت خود را با آب تقریبا سرد بشویید تا خواب و کسالت از سرتان بپرد. بعد همانطور که ایستاده‌اید روبه‌روی آینه به خود بگویید امروز روز خوبی است و باید کارهای مثبت زیادی انجام بدهم.<br />
 <br />
قدم چهارم؛ چه بپوشیم؟<br />
<br />
سعی کنید لباسی بر تن کنید که دوست دارید و از دیدن آن حس رضایت خاطر به شما دست می‌دهد. راحتی و داشتن احساس خوب در یک لباس می‌تواند تاثیر زیادی در روحیه افراد داشته باشد. رنگ هم مهم است.<br />
<br />
فراموش نکنید رنگ‌ها هم برای خود زبانی دارند که روی ما تاثیر می‌گذارد، پس به هیچ عنوان سراغ رنگ طوسی نروید زیرا تحقیقات نشان می‌دهند افراد مبتلا به اضطراب و افسردگی بیشتر با رنگ طوسی یا خاکستری ارتباط برقرار می‌کنند درحالی که افراد شاد تمایل به رنگ زرد دارند. از این رو توصیه می‌شود کمتر از رنگ‌های تیره استفاده کنید.<br />
 <br />
قدم پنجم؛ چی بخوریم؟<br />
<br />
مواد غذایی که مصرف می‌کنید هم می‌توانند به شما کمک کنند و باعث شوند احساس خوبی داشته باشید و با افسردگی بجنگید تا شاد و سرحال باشید. اگر به خوردن آجیل علاقه دارید به طور حتم خوشحال خواهید شد این جمله را بشنوید که این دسته از تنقلات نقش زیادی در شاد بودن افراد خواهند داشت.<br />
<br />
آجیل به دلیل اینکه دارای ویتامین E، نوعی از اسید آمینه و منیزیم است می‌تواند شما را شاد و سرحال ‌کند، البته آلبالو و گیلاس خشک هم به علت برخورداری از پتاسیم، منیزیم و ویتامین C استرس و افسردگی را در فرد کاهش می‌دهند.<br />
<br />
مرکبات هم نقش زیادی در از بین رفتن افسردگی و احساس شادی دارند. میوه‌هایی مانند پرتقال، لیمو و نارنگی به دلیل اینکه دارای ویتامین C هستند با کاهش هورمون‌های استرس‌زا در بدن، باعث می‌شوند تا بهتر با استرس مبارزه کنید، پس مصرف آنها را فراموش نکنید.<br />
<br />
سبزی‌های سبز برگ مانند کاهو، کلم و اسفناج نیز به دلیل داشتن ماده مغذی نشاط آوری به نام اسید فولیک، موجب کاهش افسردگی در افراد شده و جریان خون را به سمت مغز تسریع می‌کنند که این کار باعث بروز احساس شادی در فرد می‌شود. ماهی نیز گزینه دیگر برای شماست.<br />
 <br />
قدم ششم؛ برنامه ریزی<br />
<br />
داشتن یک برنامه هفتگی می‌تواند به شما کمک زیادی کند زیرا وقتی می‌دانید قرار است در طول هفت روزی که در پیش رو دارید چه کارهایی را انجام دهید قادر خواهید بود که برای خود چینش زمانی تعریف شده‌ای داشته باشید که در آن برای هر فعالیت ساعت و تاریخ مشخصی را تعیین کنید. به این ترتیب می‌دانید که چه فعالیت‌هایی را قرار است انجام دهید بنابراین نه وقت کم می‌آورید و نه کاری از قلم می‌افتد.<br />
<br />
برای مثال برای دیدن دوستان خود یا رفتن به سینما و پارک برنامه ریزی کنید. در طول هفته روز خاصی را برای سر زدن به دوستان و بستگان خود یا دعوت از آنان اختصاص دهید تا ساعتی را فارغ از دغدغه کارهای خانه در کنار آنان بگذرانید. در صورتی که این کار را انجام دهید به طور حتم روزهای بعدی هفته را با روحیه شاد خواهید گذراند.<br />
 <br />
قدم هفتم؛ محیط اطراف<br />
<br />
چینش وسایل خانه به نحوی که باعث مسرت و شادی ما شود نیز یکی از راه‌های کاهش افسردگی است. تحقیقات نشان داده‌اند که نوع قرار گرفتن وسایل خانه در کنار هم، می‌تواند انرژی مثبتی را به ما منتقل کند. استفاده از گل و گلدان در تزیین خانه همچنین رنگ‌های شاد و آرام بخش نیز می‌تواند موجب کاهش افسردگی و افزایش احساس شادمانی در شما شود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ان ال پی؟ و کاربردها!]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298524</link>
			<pubDate>Wed, 15 Dec 2021 05:37:51 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298524</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> ان ال پی چیست؟<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ان ال پی یعنی برنامه ریزی عصبی کلامی، ان ال پی رویکردی فردی است که توسط آن به رشد فردی، اجتماعی و روان درمانگری می رسیم. ان ال پی مجموعه ای از الگوها ، مهارتها و شیوه هایی است برای درست اندیشیدن و درست رفتار کردن.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">امروزه بسیاری از مردم با آگاهی از علم برنامه ریزی عصبی کلامی می توانند به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند. ان ال پی بر روی ذهن تمرکز ایجاد می کند و ذهن را برای اطلاعاتی که می خواهیم تغییر دهیم آماده می کند. و با انجام دادن تمارینی که در ان ال پی وجود دارد ذهن دوباره برنامه ریزی می شود.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"><img src="https://sp-ao.shortpixel.ai/client/to_auto,q_glossy,ret_img,w_800,h_400/https://metaraz.ir/wp-content/uploads/2020/01/fff-1.jpg" width="659" height="400" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">همان طور که می دانیم ذهن انسان از دو بخش ضمیرآگاه و ضمیرناخودآگاه تشکیل شده است از بدو تولد تا تقریبا پنج سالگی کودک به صورت آگاهانه زندگی می کند و هر آنچه که می بیند از طریق یادگیری آگاهانه آن را انجام می دهد.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">اما از پنج سالگی به بعد تحت تاثیر الگوهایی که خانواده درجه یک دارند، قرار می گیرد و کم کم اطلاعات و الگوها وارد ضمیرناخودآگاهش می شوند هیمن طور که بزرگ می شود وارد اجتماع بزرگتر شده و برنامه های جدید تر وارد ذهنش می شوند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">بعد از مدتی اطلاعاتی که توسط محیط پیرامون وارد ذهنش شده در اثر تکرار به صورت باور های قوی و قدرتمند در می آیند و در قسمت ضمیرناخودآگاه ذخیره شده و از این پس برای هر کاری که می خواهد انجام دهد از برنامه های ضمیرناخودآگاه استفاده می کند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">جالب است بدانید ضمیر ناخودآگاه انسان هیچ هوش و استعدادی ندارد خوب و بد را نمی داند و همیشه بر اساس آنچه که در اثر تکرار به آن القا شده عمل می کند و نتیجه ی زندگی را شکل می دهد.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">عملکرد ان ال پی<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"><img src="https://sp-ao.shortpixel.ai/client/to_auto,q_glossy,ret_img,w_800,h_400/https://metaraz.ir/wp-content/uploads/2020/01/lll-1.jpg" width="659" height="400" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">انسانها همیشه در طول تاریخ به دنبال راههایی برای کسب موفقیت سلامتی و همچنین رضایت از خود بوده اند. یکی از این راههایی که کشف شد ان ال بوده است.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ان ال پی بر روی ضمیرناخودآگاه انسان تاثیر می گذارد و باعث می شود که باورهایی که در این قسمت به صورت باورهایی محدود کننده ذخیره شده اند تغییر کنند و به باورهای مثبت و ارزنده تبدیل شوند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">در ان ال پی شما به صورت علمی متوجه می شوید که چطور سیستم عصبی بر حواس پنجگانه و ذهن انسان تاثیر می گذارد و انسان از این طریق اطلاعات را کسب می کند. سپس به ما آموزش می دهد که چطور از طریق کلام خود با دیگران ارتباط ماثر داشته باشیم و از رابطه با دیگران بهره بگیریم. و نحوه ساماندهی افکار و تاثیر متقابل افکار بر کلام را توضیح می دهد، همچنین نگرش و رفتار را توضیح می دهد.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">به طور کلی ان ال پی یک سیستم درمانی است که بر اساس خودآگاهی و ارتباط موثر و تغییر الگوهای فکری، احساسی و رفتاری به انسان برای دست یابی به اهداف و موفقیت هایش کمک می کند. و در نهایت باعث ایجاد رضایت از خویش می شود.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">تاریخچه ان ال پی<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ریچارد بندلر و جان گریندر، دو روانشناس معروف کالیفرنیایی با ادغام تحقیقات و همکاری با یکدیگر توانستند  یک روش خاص جهت بهبود فعالیت مغزی و رفتاری بوجود آورند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">آنها به این نتیجه رسیده بودند که بین فرایند‌های عصبی، الگوهای کلامی و الگوهای رفتاری، ارتباط عمیق و ماثری وجود دارد. ویرجینیا ستیر و میلتون اریکسون دو تن از هیپنوتراپهای معروف بودند که از جهت درمان مراجعین در زمان کوتاه بسیار شهرت داشتند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ریچارد و جان شروع به تحقیق در زمینه ی نوع درمان آنها کردند و نتیجه را بر روی افراد امتحان کردند و متوجه شدند که این ارتباط عصبی، کلامی ، رفتاری و احساسی را کشف کرده اند. سپس نام آن را ان ال پی گذاشتند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">آنها کشف کردند که از طریق این علم می توانند عادتها و باورهای محدود کننده ذهن را از طریق ضمیرناخودآگاه تغییر دهند و باعث پیشرفت و تحقق رویاهای انسان ها شوند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">آنها به این نتیجه رسیده بودند که قدرت ذهن انسان قادر به انجام هر کاری است و با توجه به آن می توان به تمامی اهداف و خواسته ها رسید.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">کاربردهای ان ال پی چیست؟<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۱ – درمان و رفع خاطرات تلخ و تجربیات منفی گذشته.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۲ – برقراری رابطه درست با دیگران.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۳ – بر طرف کردن عادتهای منفی.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۴ – ایجاد کنترل بر شیوه های بروز احساسات.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۵ – از بین بردن ترس در هر زمینه ای.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۶ – ایجاد اعتماد به نفس.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"><img src="https://sp-ao.shortpixel.ai/client/to_auto,q_glossy,ret_img,w_800,h_400/https://metaraz.ir/wp-content/uploads/2020/01/ttt.jpg" width="659" height="400" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۷ – رفع خجولی.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۸ – ایجاد رضایت و خوشحالی در زندگی.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۹ – ایجاد هدف و نوع دست یابی به آن.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۱۰ – کسب موفقیت در تجارت<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۱۱ – و………<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">چرا ان ال پی<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ان ال پی مجموعه ای از الگوها ، مهارتها و شیوه هایی است برای دست یابی به کمال و موفقیت. در واقع ان ال پی مهارتی است عملی که با توجه به تمریناتی که در آن وجود دارد به شما کمک می کند که الگوهای ذهنی خود را با توجه به تکنینک هایی که در آن هست تغییر دهید.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">همچنین می توانید به کمک یاد گیری علم برنامه ریزی عصبی کلامی از افراد فوق موفق الگوبرداری کنید و شما هم مانند این افراد به آنچه می خواهید برسید. در ان ال پی شما با زبان مغزتان آشنا می شوید و در مورد اهدافتان و اینکه اصلا آیا این هدف را دوست دارید یا خیر اطلاعاتی را کسب می کنید و با ایجاد هدف مناسب انگیزه ی شما را نیز بالا می رود.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">لازم است بدانید ان ال پی با چشم اندازی که برای شما ایجاد می کند اطلاعات مطلوب را از محیط دریافت می کنید و آن را به صورت عملی تجربه می کنید.<br />
<br />
</span></span></span></div>
<br />
<br />
منبع:metaraz.ir]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> ان ال پی چیست؟<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ان ال پی یعنی برنامه ریزی عصبی کلامی، ان ال پی رویکردی فردی است که توسط آن به رشد فردی، اجتماعی و روان درمانگری می رسیم. ان ال پی مجموعه ای از الگوها ، مهارتها و شیوه هایی است برای درست اندیشیدن و درست رفتار کردن.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">امروزه بسیاری از مردم با آگاهی از علم برنامه ریزی عصبی کلامی می توانند به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند. ان ال پی بر روی ذهن تمرکز ایجاد می کند و ذهن را برای اطلاعاتی که می خواهیم تغییر دهیم آماده می کند. و با انجام دادن تمارینی که در ان ال پی وجود دارد ذهن دوباره برنامه ریزی می شود.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"><img src="https://sp-ao.shortpixel.ai/client/to_auto,q_glossy,ret_img,w_800,h_400/https://metaraz.ir/wp-content/uploads/2020/01/fff-1.jpg" width="659" height="400" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">همان طور که می دانیم ذهن انسان از دو بخش ضمیرآگاه و ضمیرناخودآگاه تشکیل شده است از بدو تولد تا تقریبا پنج سالگی کودک به صورت آگاهانه زندگی می کند و هر آنچه که می بیند از طریق یادگیری آگاهانه آن را انجام می دهد.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">اما از پنج سالگی به بعد تحت تاثیر الگوهایی که خانواده درجه یک دارند، قرار می گیرد و کم کم اطلاعات و الگوها وارد ضمیرناخودآگاهش می شوند هیمن طور که بزرگ می شود وارد اجتماع بزرگتر شده و برنامه های جدید تر وارد ذهنش می شوند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">بعد از مدتی اطلاعاتی که توسط محیط پیرامون وارد ذهنش شده در اثر تکرار به صورت باور های قوی و قدرتمند در می آیند و در قسمت ضمیرناخودآگاه ذخیره شده و از این پس برای هر کاری که می خواهد انجام دهد از برنامه های ضمیرناخودآگاه استفاده می کند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">جالب است بدانید ضمیر ناخودآگاه انسان هیچ هوش و استعدادی ندارد خوب و بد را نمی داند و همیشه بر اساس آنچه که در اثر تکرار به آن القا شده عمل می کند و نتیجه ی زندگی را شکل می دهد.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">عملکرد ان ال پی<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"><img src="https://sp-ao.shortpixel.ai/client/to_auto,q_glossy,ret_img,w_800,h_400/https://metaraz.ir/wp-content/uploads/2020/01/lll-1.jpg" width="659" height="400" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">انسانها همیشه در طول تاریخ به دنبال راههایی برای کسب موفقیت سلامتی و همچنین رضایت از خود بوده اند. یکی از این راههایی که کشف شد ان ال بوده است.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ان ال پی بر روی ضمیرناخودآگاه انسان تاثیر می گذارد و باعث می شود که باورهایی که در این قسمت به صورت باورهایی محدود کننده ذخیره شده اند تغییر کنند و به باورهای مثبت و ارزنده تبدیل شوند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">در ان ال پی شما به صورت علمی متوجه می شوید که چطور سیستم عصبی بر حواس پنجگانه و ذهن انسان تاثیر می گذارد و انسان از این طریق اطلاعات را کسب می کند. سپس به ما آموزش می دهد که چطور از طریق کلام خود با دیگران ارتباط ماثر داشته باشیم و از رابطه با دیگران بهره بگیریم. و نحوه ساماندهی افکار و تاثیر متقابل افکار بر کلام را توضیح می دهد، همچنین نگرش و رفتار را توضیح می دهد.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">به طور کلی ان ال پی یک سیستم درمانی است که بر اساس خودآگاهی و ارتباط موثر و تغییر الگوهای فکری، احساسی و رفتاری به انسان برای دست یابی به اهداف و موفقیت هایش کمک می کند. و در نهایت باعث ایجاد رضایت از خویش می شود.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">تاریخچه ان ال پی<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ریچارد بندلر و جان گریندر، دو روانشناس معروف کالیفرنیایی با ادغام تحقیقات و همکاری با یکدیگر توانستند  یک روش خاص جهت بهبود فعالیت مغزی و رفتاری بوجود آورند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">آنها به این نتیجه رسیده بودند که بین فرایند‌های عصبی، الگوهای کلامی و الگوهای رفتاری، ارتباط عمیق و ماثری وجود دارد. ویرجینیا ستیر و میلتون اریکسون دو تن از هیپنوتراپهای معروف بودند که از جهت درمان مراجعین در زمان کوتاه بسیار شهرت داشتند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ریچارد و جان شروع به تحقیق در زمینه ی نوع درمان آنها کردند و نتیجه را بر روی افراد امتحان کردند و متوجه شدند که این ارتباط عصبی، کلامی ، رفتاری و احساسی را کشف کرده اند. سپس نام آن را ان ال پی گذاشتند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">آنها کشف کردند که از طریق این علم می توانند عادتها و باورهای محدود کننده ذهن را از طریق ضمیرناخودآگاه تغییر دهند و باعث پیشرفت و تحقق رویاهای انسان ها شوند.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">آنها به این نتیجه رسیده بودند که قدرت ذهن انسان قادر به انجام هر کاری است و با توجه به آن می توان به تمامی اهداف و خواسته ها رسید.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">کاربردهای ان ال پی چیست؟<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۱ – درمان و رفع خاطرات تلخ و تجربیات منفی گذشته.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۲ – برقراری رابطه درست با دیگران.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۳ – بر طرف کردن عادتهای منفی.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۴ – ایجاد کنترل بر شیوه های بروز احساسات.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۵ – از بین بردن ترس در هر زمینه ای.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۶ – ایجاد اعتماد به نفس.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"><img src="https://sp-ao.shortpixel.ai/client/to_auto,q_glossy,ret_img,w_800,h_400/https://metaraz.ir/wp-content/uploads/2020/01/ttt.jpg" width="659" height="400" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۷ – رفع خجولی.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۸ – ایجاد رضایت و خوشحالی در زندگی.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۹ – ایجاد هدف و نوع دست یابی به آن.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۱۰ – کسب موفقیت در تجارت<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">۱۱ – و………<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;"> <br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">چرا ان ال پی<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">ان ال پی مجموعه ای از الگوها ، مهارتها و شیوه هایی است برای دست یابی به کمال و موفقیت. در واقع ان ال پی مهارتی است عملی که با توجه به تمریناتی که در آن وجود دارد به شما کمک می کند که الگوهای ذهنی خود را با توجه به تکنینک هایی که در آن هست تغییر دهید.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">همچنین می توانید به کمک یاد گیری علم برنامه ریزی عصبی کلامی از افراد فوق موفق الگوبرداری کنید و شما هم مانند این افراد به آنچه می خواهید برسید. در ان ال پی شما با زبان مغزتان آشنا می شوید و در مورد اهدافتان و اینکه اصلا آیا این هدف را دوست دارید یا خیر اطلاعاتی را کسب می کنید و با ایجاد هدف مناسب انگیزه ی شما را نیز بالا می رود.<br />
</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Arial Black;">لازم است بدانید ان ال پی با چشم اندازی که برای شما ایجاد می کند اطلاعات مطلوب را از محیط دریافت می کنید و آن را به صورت عملی تجربه می کنید.<br />
<br />
</span></span></span></div>
<br />
<br />
منبع:metaraz.ir]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ده اصل مهم تئوری انتخاب]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298429</link>
			<pubDate>Wed, 01 Dec 2021 04:06:32 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298429</guid>
			<description><![CDATA[ویلیام گلاسر، ده اصل مهم تئوری انتخاب را چنین عنوان می‌نماید، و معتقد است با رعایت این اصول می‌توان در ابتدا آزادی و اختیار شخصی را تعریف و سپس بازتعریف نمود.<br />
<br />
اصل اول: ما مالک هیچ‌کس نیستیم و نمی‌توانیم رفتارهای دیگران را کنترل کنیم. ما فقط می‌توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.<br />
اصل دوم: تمام آنچه می‌توانیم از دیگران دریافت کنیم و به دیگران بدهیم اطلاعات است. این که با اطلاعات چگونه برخورد کنیم انتخاب خود ما یا دیگران است.<br />
اصل سوم: تمام مشکلات روان شناختی طولانی مدت، از مشکلات رابطه‌ای سرچشمه می‌گیرند. مشکلات رابطه‌ای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد، خستگی، ضعف و برخی بیماری‌های مزمن، که معمولاً به آن‌ها بیماری‌های سیستم ایمنی گفته می‌شود، نیز هستند.<br />
اصل چهارم: مشکلات عاطفی، بخشی از زندگی حال حاضر ما هستند.<br />
اصل پنچم: وقایع دردناکی که در گذشته بر ما رفته‌است، اگرچه بر آنچه امروز هستیم تأثیری شگرف داشته، ولی بازنگری و مرور این گذشته دردناک، بر آنچه امروز لازم است انجام دهیم، یعنی بهبود بخشیدن به رابطه مهم کنونیمان، اثر ناچیزی دارد و کمکی به ما نمی‌کند.<br />
اصل ششم: ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که می‌توان آن را دنیای کیفی نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این دنیای کیفی.<br />
اصل هفتم: می‌توانیم نیازهایمان را فقط از طریق تصویر یا تصاویری که در دنیای مطلوب خود داریم ارضا کنیم. در حقیقت تنها چیزی که وجود دارد رفتار ما است.<br />
اصل هشتم: تمام آنچه از تولد تا مرگ از ما سر می‌زند رفتار است. تمام رفتارهای ما یک رفتار کلی است که از چهار مؤلفه به هم پیوسته عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی تشکیل شده‌است.<br />
اصل نهم: رفتارها انتخاب می‌شوند اما از میان چهار المان عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی عمل و فکر کنترل داریم. برای مثال به جای استفاده از عبارت من افسرده هستم یا من افسرده شده‌ام، درست آن است که بگوییم: من افسردگی را انتخاب کرده‌ام یا من افسردگی می‌کنم.<br />
اصل دهم: تمام رفتارهای کلی، انتخاب هستند اما ما فقط بر مؤلفه‌های عمل و فکر به‌طور مستقیم و بر مؤلفه‌های احساس و فیزیولوژی به‌طور غیرمستقیم کنترل داریم، یعنی با انتخاب شیوه عمل و فکرمان و به واسطه آن‌ها احساسات و فیزیولوژی خود را نیز می‌توانیم کنترل کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ویلیام گلاسر، ده اصل مهم تئوری انتخاب را چنین عنوان می‌نماید، و معتقد است با رعایت این اصول می‌توان در ابتدا آزادی و اختیار شخصی را تعریف و سپس بازتعریف نمود.<br />
<br />
اصل اول: ما مالک هیچ‌کس نیستیم و نمی‌توانیم رفتارهای دیگران را کنترل کنیم. ما فقط می‌توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.<br />
اصل دوم: تمام آنچه می‌توانیم از دیگران دریافت کنیم و به دیگران بدهیم اطلاعات است. این که با اطلاعات چگونه برخورد کنیم انتخاب خود ما یا دیگران است.<br />
اصل سوم: تمام مشکلات روان شناختی طولانی مدت، از مشکلات رابطه‌ای سرچشمه می‌گیرند. مشکلات رابطه‌ای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد، خستگی، ضعف و برخی بیماری‌های مزمن، که معمولاً به آن‌ها بیماری‌های سیستم ایمنی گفته می‌شود، نیز هستند.<br />
اصل چهارم: مشکلات عاطفی، بخشی از زندگی حال حاضر ما هستند.<br />
اصل پنچم: وقایع دردناکی که در گذشته بر ما رفته‌است، اگرچه بر آنچه امروز هستیم تأثیری شگرف داشته، ولی بازنگری و مرور این گذشته دردناک، بر آنچه امروز لازم است انجام دهیم، یعنی بهبود بخشیدن به رابطه مهم کنونیمان، اثر ناچیزی دارد و کمکی به ما نمی‌کند.<br />
اصل ششم: ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که می‌توان آن را دنیای کیفی نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این دنیای کیفی.<br />
اصل هفتم: می‌توانیم نیازهایمان را فقط از طریق تصویر یا تصاویری که در دنیای مطلوب خود داریم ارضا کنیم. در حقیقت تنها چیزی که وجود دارد رفتار ما است.<br />
اصل هشتم: تمام آنچه از تولد تا مرگ از ما سر می‌زند رفتار است. تمام رفتارهای ما یک رفتار کلی است که از چهار مؤلفه به هم پیوسته عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی تشکیل شده‌است.<br />
اصل نهم: رفتارها انتخاب می‌شوند اما از میان چهار المان عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی عمل و فکر کنترل داریم. برای مثال به جای استفاده از عبارت من افسرده هستم یا من افسرده شده‌ام، درست آن است که بگوییم: من افسردگی را انتخاب کرده‌ام یا من افسردگی می‌کنم.<br />
اصل دهم: تمام رفتارهای کلی، انتخاب هستند اما ما فقط بر مؤلفه‌های عمل و فکر به‌طور مستقیم و بر مؤلفه‌های احساس و فیزیولوژی به‌طور غیرمستقیم کنترل داریم، یعنی با انتخاب شیوه عمل و فکرمان و به واسطه آن‌ها احساسات و فیزیولوژی خود را نیز می‌توانیم کنترل کنیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چگونه در ۵ دقیقه حالمان را خوب کنیم؟]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298419</link>
			<pubDate>Tue, 30 Nov 2021 15:25:44 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298419</guid>
			<description><![CDATA[به عقیده دکتر وینچ داشتن یک احساس بد غیرطبیعی نیست، بلکه عدم توجه به آن و اجازه دادن به آن برای جهت دهی و رفتار شماست که غیرطبیعی و مضر است.<br />
<br />
احساسات بد میتوانند خیلی راحت و بدون کمترین صرف انرژی وارد زندگی تان شوند.<br />
برای مثال کافیست؛<br />
<br />
تولد دوست تان را فراموش کنید<br />
کارهایی که باید انجام میدادید را انجام ندادید<br />
در شبکه های اجتماعی عکس تان به حد کافی لایک نخورده باشد<br />
دیر به محل کارتان برسید<br />
دوستتان پاسخ تلفن شما را ندهد<br />
و …<br />
به همین سادگی این فکر تولید احساس بد خواهد کرد و رفته رفته این احساس باعث سرزدن رفتار غلط از شما میشود که به نفع شما نخواهد بود؛ اما آنچه باعث شگفتی دکتر وینچ در تحقیقاتش شد امکان کنترل بیش از 90% احساسات روزانه توسط کنترل افکار و رفتار است !<br />
<br />
در مورد کنترل ذهن در مقالات پیشین مفصل به این موضوع پرداختیم – این مقاله و این مقاله را بخوانید؛ اما در این مقاله میخواهیم 7 کاری را به شما معرفی کنیم که دکتر وینچ معتقد است با انجام آن حال‌تان سریع خوب میشود :<br />
<br />
۱. شنیدن موزیک دلخواهتان با صدای بلند<br />
۲.یک خنده بلند از ته دل تان داشته باشید<br />
۳.قدمی در محله تان بزنید (حتی تنهایی و در روز…)<br />
۴.پارازیت‌های فکری را حذف کنید<br />
۵.یک نفر را در آغوش بگیرید<br />
۶.راجع به اتفاقات خوب گذشته فکر کنید<br />
۷.به خودتان اجازه بدهید که غـُر بزنید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به عقیده دکتر وینچ داشتن یک احساس بد غیرطبیعی نیست، بلکه عدم توجه به آن و اجازه دادن به آن برای جهت دهی و رفتار شماست که غیرطبیعی و مضر است.<br />
<br />
احساسات بد میتوانند خیلی راحت و بدون کمترین صرف انرژی وارد زندگی تان شوند.<br />
برای مثال کافیست؛<br />
<br />
تولد دوست تان را فراموش کنید<br />
کارهایی که باید انجام میدادید را انجام ندادید<br />
در شبکه های اجتماعی عکس تان به حد کافی لایک نخورده باشد<br />
دیر به محل کارتان برسید<br />
دوستتان پاسخ تلفن شما را ندهد<br />
و …<br />
به همین سادگی این فکر تولید احساس بد خواهد کرد و رفته رفته این احساس باعث سرزدن رفتار غلط از شما میشود که به نفع شما نخواهد بود؛ اما آنچه باعث شگفتی دکتر وینچ در تحقیقاتش شد امکان کنترل بیش از 90% احساسات روزانه توسط کنترل افکار و رفتار است !<br />
<br />
در مورد کنترل ذهن در مقالات پیشین مفصل به این موضوع پرداختیم – این مقاله و این مقاله را بخوانید؛ اما در این مقاله میخواهیم 7 کاری را به شما معرفی کنیم که دکتر وینچ معتقد است با انجام آن حال‌تان سریع خوب میشود :<br />
<br />
۱. شنیدن موزیک دلخواهتان با صدای بلند<br />
۲.یک خنده بلند از ته دل تان داشته باشید<br />
۳.قدمی در محله تان بزنید (حتی تنهایی و در روز…)<br />
۴.پارازیت‌های فکری را حذف کنید<br />
۵.یک نفر را در آغوش بگیرید<br />
۶.راجع به اتفاقات خوب گذشته فکر کنید<br />
۷.به خودتان اجازه بدهید که غـُر بزنید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چگونه در ۲۵ دقیقه حالمان را خوب کنیم؟]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298418</link>
			<pubDate>Tue, 30 Nov 2021 14:20:37 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298418</guid>
			<description><![CDATA[سال نوی میلادی پشت در است و برای خیلی‌ها شروع یک سال جدید، یک بهانه‌ی خوب است برای شروع عادت‌های بهتر. درست است که همه‌مان از کمبود وقت می‌نالیم اما همیشه برای انجام چند کار کوچک و جذاب که حالمان را خوب کند وقت هست:<br />
<br />
۲۵ دقیقه وقت بگذار و یک غذای خوب بخور!<br />
<br />
این بار به جای اینکه به فکر کالری‌ها باشی و فکر چاق شدن حالت را بگیرد، در همین مدت کوتاه وقت بگذار و یک غذای جذاب برای خودت آماده کن! غذایی که نه تنها خوشمزه است، بلکه آنقدر خوب و زیبا در بشقاب چیده شده که حالت را خوب می‌کند! یک بشقاب جذاب با دورچین رنگارنگ، یک لیوان آب که تویش یک حلقه لیمو انداخته‌ای و یک موزیک خوب که خوب بلد است چطور حالت را خوبِ خوب کند!<br />
<br />
۷ دقیقه وقت بگذار و نرمش کن!<br />
<br />
صبح است و حسابی عجله داری و مثل همیشه فکر می‌کنی که اصلا و ابدا وقت نداری! ولی همان وسط‌ها وقتی که منتظر تست شدن نانت یا آماده شدن قهوه‌ات هستی، شروع کن به انجام دادن چند نرمش کوچک و خستگی‌دربَر! اِسکوآت بزن، دراز نشست برو یا اگر بلدی چند دقیقه یوگا!<br />
<br />
<br />
۲۰ دقیقه وقت بگذار و دور و برت را مرتب کن!<br />
<br />
از وقت مرده‌ات استفاده کن و همانجور که داری تلفن حرف می‌زنی سر و سامانی به محیط بده. میز کارت را مرتب کن یا دستی به سر و روی اتاقت بکش! شاید در ۲۰ دقیقه نتوانی اتاقت را از ته تمیز کنی ولی قطعا می‌توانی از این حالِ زار نجاتش دهی! گفتن ندارد که یک محیط مرتب و تمیز چقدر استرست را کم می‌کند و می‌گذارد با ذهن بازتر به ادامه‌ی روز شلوغت بپردازی!<br />
<br />
۳ دقیقه وقت بگذار و داستانت را بنویس!<br />
<br />
مهم نیست نوشتن بلدی یا همیشه پایین‌تر نمره‌ی انشا را می‌گرفتی. در نهایت افکار ما هستند که داستان زندگی ما را روایت می‌کنند. هر وقت یک وقت کوچک حتی سه دقیقه‌ای پیدا کردی بنشین و افکارت را بنویس و بعدش ببین که چقدر حالت بهتر می‌شود. یادت باشد آدم‌های خوشبین همیشه تمایل به یک زندگی سالم‌تر و درست‌تر دارند، حتی وقتی که همه‌چیز اشتباه است. سه دقیقه وقت بگذار و بدون توقف داستانت را بنویس! بعدش نوشته‌ات را بخوان و از خودت بپرس آیا این همان داستانی است که امروز دوست دارم برای همه تعریف کنم؟<br />
<br />
یک دقیقه وقت بگذار و کسی را در آغوش بگیر!<br />
<br />
شاید باور نکنید اما این آخری اگرچه وقت کمتری می‌گیرد اما تاثیری به مراتب بیشتر دارد. به همکارتان بگویید که چقدر فوق‌العاده می‌نویسد، به دوستتان پیغام بدهید که چقدر خوب است که در زندگی شما حضور دارد و یا همین حالا کسی را که دوست دارید محکم در آغوش بگیرید! بعدش همه چیز بهتر می‌شود، خلاقیت‌ها به سمتتان هجوم می‌آورد، دستتان بیشتر به کار کردن می‌رود و خلاصه روزتان حسابی به خیر می‌شود!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سال نوی میلادی پشت در است و برای خیلی‌ها شروع یک سال جدید، یک بهانه‌ی خوب است برای شروع عادت‌های بهتر. درست است که همه‌مان از کمبود وقت می‌نالیم اما همیشه برای انجام چند کار کوچک و جذاب که حالمان را خوب کند وقت هست:<br />
<br />
۲۵ دقیقه وقت بگذار و یک غذای خوب بخور!<br />
<br />
این بار به جای اینکه به فکر کالری‌ها باشی و فکر چاق شدن حالت را بگیرد، در همین مدت کوتاه وقت بگذار و یک غذای جذاب برای خودت آماده کن! غذایی که نه تنها خوشمزه است، بلکه آنقدر خوب و زیبا در بشقاب چیده شده که حالت را خوب می‌کند! یک بشقاب جذاب با دورچین رنگارنگ، یک لیوان آب که تویش یک حلقه لیمو انداخته‌ای و یک موزیک خوب که خوب بلد است چطور حالت را خوبِ خوب کند!<br />
<br />
۷ دقیقه وقت بگذار و نرمش کن!<br />
<br />
صبح است و حسابی عجله داری و مثل همیشه فکر می‌کنی که اصلا و ابدا وقت نداری! ولی همان وسط‌ها وقتی که منتظر تست شدن نانت یا آماده شدن قهوه‌ات هستی، شروع کن به انجام دادن چند نرمش کوچک و خستگی‌دربَر! اِسکوآت بزن، دراز نشست برو یا اگر بلدی چند دقیقه یوگا!<br />
<br />
<br />
۲۰ دقیقه وقت بگذار و دور و برت را مرتب کن!<br />
<br />
از وقت مرده‌ات استفاده کن و همانجور که داری تلفن حرف می‌زنی سر و سامانی به محیط بده. میز کارت را مرتب کن یا دستی به سر و روی اتاقت بکش! شاید در ۲۰ دقیقه نتوانی اتاقت را از ته تمیز کنی ولی قطعا می‌توانی از این حالِ زار نجاتش دهی! گفتن ندارد که یک محیط مرتب و تمیز چقدر استرست را کم می‌کند و می‌گذارد با ذهن بازتر به ادامه‌ی روز شلوغت بپردازی!<br />
<br />
۳ دقیقه وقت بگذار و داستانت را بنویس!<br />
<br />
مهم نیست نوشتن بلدی یا همیشه پایین‌تر نمره‌ی انشا را می‌گرفتی. در نهایت افکار ما هستند که داستان زندگی ما را روایت می‌کنند. هر وقت یک وقت کوچک حتی سه دقیقه‌ای پیدا کردی بنشین و افکارت را بنویس و بعدش ببین که چقدر حالت بهتر می‌شود. یادت باشد آدم‌های خوشبین همیشه تمایل به یک زندگی سالم‌تر و درست‌تر دارند، حتی وقتی که همه‌چیز اشتباه است. سه دقیقه وقت بگذار و بدون توقف داستانت را بنویس! بعدش نوشته‌ات را بخوان و از خودت بپرس آیا این همان داستانی است که امروز دوست دارم برای همه تعریف کنم؟<br />
<br />
یک دقیقه وقت بگذار و کسی را در آغوش بگیر!<br />
<br />
شاید باور نکنید اما این آخری اگرچه وقت کمتری می‌گیرد اما تاثیری به مراتب بیشتر دارد. به همکارتان بگویید که چقدر فوق‌العاده می‌نویسد، به دوستتان پیغام بدهید که چقدر خوب است که در زندگی شما حضور دارد و یا همین حالا کسی را که دوست دارید محکم در آغوش بگیرید! بعدش همه چیز بهتر می‌شود، خلاقیت‌ها به سمتتان هجوم می‌آورد، دستتان بیشتر به کار کردن می‌رود و خلاصه روزتان حسابی به خیر می‌شود!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شخصیت شناسی از روی فرم گوش]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298181</link>
			<pubDate>Thu, 09 Sep 2021 13:23:04 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298181</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #663333;">با مشاهده صفات و رفتارهای افراد می توان به شخصیت آنها پی برد و گاهی وقتها با دیدن جزئیات کوچک هم می توان چیزهای زیادی در مورد شخصیت افراد مشاهده کرد. آیا میدانستید با مشاهده فرم گوش میتوانیم به شخصیت افراد پی ببریم. در ادامه با خواندن این مقاله می توانید با دیدن فرم گوش افراد در مورد شخصیت آنها اطلاعات بیشتری کسب کنید .<br />
</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/ear-form-character-1_76e67.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش گرد (شماره یک ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">کسانی که گوش گرد دارند خود را دوست دارند و معمولا در مرکز توجه گروهی قرار می گیرند. آنها عاشق تعارف هستند و به دلیل مهربان بودنشان نزد اطرافیانشان محبوب می باشند. آنها عاشق تلاش و مبارزه هستند.<br />
</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مربع ( شماره دو ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">اعتقاد بر این است که افراد دارای گوش مربع افرادی آرام و مسئولیت پذیر هستند آنها در کارشان دقیق و محتاط هستند . آنها قدردان افرادی که به آنها احترام می گذارند هستند و در کارهایی که انجام می دهند با احتیاط هستند.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش بیضی ( شماره سه ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">خبر خوب برای کسانی که دوستانی دارند که دارای گوش هلال هستند ، واقعیت این است که این افراد به نظر دیگران احترام می گذارند و وقتی صحبتی می کنند کمتر ادعا می کنند. افراد راستگو  و قابل اعتماد هستند.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش هلال (شماره چهار ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">خبر خوب برای کسانی که دوستانی دارند که دارای گوش هلال هستند ، واقعیت این است که این افراد به نظر دیگران احترام می گذارند و وقتی صحبتی می کنند کمتر ادعا می کنند. افراد راستگو  و قابل اعتماد هستند.</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مستطیل( شماره پنج):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">کسانی که گوش های مستطیل دارند افراد جدی هستند و در برابر رفتارهای کودکان تحمل و حوصله کمتری دارند. همه کارهایشان با برنامه ریزی دقیق می باشد. آنها افراد کمالگرایی هستند . آنها همچنین افراد قابل اعتمادی هستند زیرا همیشه به وعده های خود عمل می کنند .</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مثلث معکوس ( شماره شش ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">این افراد با طبیعت در ارتباط هستند و دوست دارند چیزهای جدیدی کشف کنند ، این باعث میشود که دانش و آگاهی زیادی داشته باشند . آنها دوست دارند با افراد زیادی در ارتباط باشند و معمولا دوستان زیادی دارند . اما یک نقطه ضعفی که دارند این است که اگر کارها طبق برنامه پیش نرود زود ناامید می شوند.</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مثلث (شماره هفت):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">کسانی که گوشهای مثلثی دارند با دیگران به راحتی ارتباط برقرار می کنند و به دلیل اینکه دوست ندارند تنها باشند برای  دوستان خود  ارزش زیادی قائل می شوند  و به آنها اهمیت می دهند. آنها به اندازه کافی قدرتمند و توانا هستند و با توانایی خود برای همه مسائل خود راهکاری پیدا میکنند. </span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #9933cc;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">منبع:بیتوته</span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #663333;">با مشاهده صفات و رفتارهای افراد می توان به شخصیت آنها پی برد و گاهی وقتها با دیدن جزئیات کوچک هم می توان چیزهای زیادی در مورد شخصیت افراد مشاهده کرد. آیا میدانستید با مشاهده فرم گوش میتوانیم به شخصیت افراد پی ببریم. در ادامه با خواندن این مقاله می توانید با دیدن فرم گوش افراد در مورد شخصیت آنها اطلاعات بیشتری کسب کنید .<br />
</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/ear-form-character-1_76e67.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش گرد (شماره یک ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">کسانی که گوش گرد دارند خود را دوست دارند و معمولا در مرکز توجه گروهی قرار می گیرند. آنها عاشق تعارف هستند و به دلیل مهربان بودنشان نزد اطرافیانشان محبوب می باشند. آنها عاشق تلاش و مبارزه هستند.<br />
</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مربع ( شماره دو ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">اعتقاد بر این است که افراد دارای گوش مربع افرادی آرام و مسئولیت پذیر هستند آنها در کارشان دقیق و محتاط هستند . آنها قدردان افرادی که به آنها احترام می گذارند هستند و در کارهایی که انجام می دهند با احتیاط هستند.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش بیضی ( شماره سه ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">خبر خوب برای کسانی که دوستانی دارند که دارای گوش هلال هستند ، واقعیت این است که این افراد به نظر دیگران احترام می گذارند و وقتی صحبتی می کنند کمتر ادعا می کنند. افراد راستگو  و قابل اعتماد هستند.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش هلال (شماره چهار ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">خبر خوب برای کسانی که دوستانی دارند که دارای گوش هلال هستند ، واقعیت این است که این افراد به نظر دیگران احترام می گذارند و وقتی صحبتی می کنند کمتر ادعا می کنند. افراد راستگو  و قابل اعتماد هستند.</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مستطیل( شماره پنج):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">کسانی که گوش های مستطیل دارند افراد جدی هستند و در برابر رفتارهای کودکان تحمل و حوصله کمتری دارند. همه کارهایشان با برنامه ریزی دقیق می باشد. آنها افراد کمالگرایی هستند . آنها همچنین افراد قابل اعتمادی هستند زیرا همیشه به وعده های خود عمل می کنند .</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مثلث معکوس ( شماره شش ):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">این افراد با طبیعت در ارتباط هستند و دوست دارند چیزهای جدیدی کشف کنند ، این باعث میشود که دانش و آگاهی زیادی داشته باشند . آنها دوست دارند با افراد زیادی در ارتباط باشند و معمولا دوستان زیادی دارند . اما یک نقطه ضعفی که دارند این است که اگر کارها طبق برنامه پیش نرود زود ناامید می شوند.</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #993333;"><span style="font-weight: bold;">گوش مثلث (شماره هفت):</span></span></div>
<div style="text-align: right;"><span style="color: #663333;">کسانی که گوشهای مثلثی دارند با دیگران به راحتی ارتباط برقرار می کنند و به دلیل اینکه دوست ندارند تنها باشند برای  دوستان خود  ارزش زیادی قائل می شوند  و به آنها اهمیت می دهند. آنها به اندازه کافی قدرتمند و توانا هستند و با توانایی خود برای همه مسائل خود راهکاری پیدا میکنند. </span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;"><span style="color: #9933cc;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">منبع:بیتوته</span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[این حال شما از نشانه های عاشق شدن است]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=297032</link>
			<pubDate>Mon, 17 May 2021 10:19:56 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=297032</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://files.namnak.com/users/zt/aup/202001/199_pics/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">
فرد عاشق خصوصیات خاصی دارد و تنها کسی که عشق را تجربه کرده باشد می تواند فرد عاشق را درک کند. بیشتر مواقع ما فکر می کنیم که عاشق شده ایم، کسی را خیلی دوست داریم و برای جلب رضایت او حاضر به انجام هر کاری هستیم. اما آیا هر احساسی، عشق است؟!<br />
<br />
تغییر و تحولات مغز در فرد عاشق، منحصر به فرد و دوره ای است و به طور مشخص قابل پیگیری می باشد. نشانه های مختلفی وجود دارد که فرد عاشق را از دیگران متمایز می کند، برخی از آنها شامل موارد زیر می باشد:<br />
<ul>
<li>نمی توانید فکر طرف مقابل از سر خود خارج کنید.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>آینده خود در کنار او می بینید .<br />
</li></ul>
<ul>
<li>حتی اگر مشغول به انجام کاری باشید باز هم راجع به او خیالبافی می کنید.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>این افکار گیج کننده نشان از عاشق شدن شما می دهد و دانشمندان این نشانه ها را به عشق ربط می دهند.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>به نظر محققان مغز یک فرد عاشق، با تجربه شهوت صرف تفاوت بسیار دارد و هیچ شباهتی هم به مغز یک فرد متاهل ندارد.<br />
</li></ul>
نشانه های کلی از عاشق شدن در افراد مختلف<br />
<br />
1. فرد خاصی معشوق من است<br />
<br />
یک فرد عاشق، معشوق خود را شخصی بی همتا و منحصر به فرد می داند. این باور باعث ناتوانایی فرد در عشق ورزیدن به دیگران و به غیر از معشوق می شود. محققان اعتقاد دارند که این واکنش نتیجه بالا رفتن سطح دوپامین مرکزی در مغز فرد است.<br />
<br />
2. معشوق من بی نظیر است<br />
<br />
افراد عاشق معمولا روی خصوصیات مثبت معشوق خود تمرکز می کنند و صفات منفی را نادیده می گیرند. این افراد همچنین روی وقایع بی اهمیت و موضوعاتی که باعث یادآوری معشوقشان می شود بیشتر تمرکز و خیالبافی می کنند.<br />
<br />
این توجهات هم ناشی از بالا رفتن سطح دوپامین مرکزی همزمان با افزایش سطح نوراپی نفرین Norepinephrine مرکزی است که یک ماده شیمیایی افزایش دهنده حافظه به دلیل یک محرک جدید می باشد.<br />
<br />
عاشق شدن<br />
<br />
3.من و معشوق در سختی ها به هم نزدیکتر می شویم<br />
<br />
به سختی افتادن به خاطر معشوق ، جاذبه عاشقانه را بیشتر می کند. احتمالا دوپامین مرکزی مسئول این واکنش است، چرا که تحقیقات نشان می دهد زمانی که رسیدن به معشوق به تاخیر می افتد، سلول های عصبی تولید کننده دوپامین در منطقه مرکزی مغز  بیشتر می شود.<br />
<br />
4. حالم خراب است<br />
<br />
عاشق شدن در بیشتر موارد باعث بی ثباتی عاطفی و فیزیولوژیکی در بدن می شود. شما بین نشاط، شادی و سرخوشی، بی خوابی، بی ثباتی، افزایش انرژی، تپش قلب، از دست دادن اشتها، هراس و احساس ناامیدی، همچنین اضطراب و نفس نفس زدن گیر افتاده اید، این رفتارها در زمانی که با کوچکترین شکست رنجیده خاطر می شوید مانند نوسانات رفتاری در افراد معتاد است. در واقع حتی دیدن عکس معشوق می تواند دقیقا همان منطقه ای از بدن یک معتاد را که موقع کشیدن مواد فعال می کند به آتش بکشد، بنابراین عاشق شدن شکلی از اعتیاد است.<br />
<br />
5. ای کاش با هم بودنمان همیشگی باشد<br />
<br />
افراد عاشق به طور معمول دارای علایم وابستگی احساسی در رابطه خود هستند مانند :حس مالکیت، حسادت، ترس از طرد شدن و اضطراب جدایی. محققان تصاویر مغز افرادی که از طرف معشوق طرد شده اند و یا بعد از ترک شدن هنوز هم عاشق هستند را بررسی کردند. با تصویر برداری MRI از فعالیت مناطق مختلف مغز  نشان داده شد که قشر کمربندی مغز cingulate gyrus نقش اصلی در ولع مصرف کوکائین را بازی میکند. ممکن است فعال سازی مناطق درگیر در اعتیاد به کوکائین، بتواند رفتارهای وسواسی در ارتباط با طرد شدن در عشق را بهتر نشان دهد.<br />
<br />
6. امیدوارم که تا ابد با هم بمانیم<br />
<br />
اشتیاق برای پیوند عاطفی با معشوق، آن ها را وادار به یافتن راهی برای نزدیک تر شدن می کند. این کشش نسبت به شخص دیگر مانند کشش ما نسبت به آب و سایر نیازهایمان برای زنده ماندن است و معمولا سیستم عصبی این کشش در بیشتر افراد، زمانی فعال می شود که به چهره معشوقشان نگاه می کنند و یا در مورد عشق فکر میکنند.<br />
<br />
7. من غرق در افکار او شده ام<br />
<br />
فرد عاشق به طور متوسط بیش از 85 درصد ساعات بیداری خود را غرق در افکار معشوق سپری می کند. عنوان این شکل از رفتار وسواس گونه، تفکر فرو رونده (به زور داخل شونده)است که در نتیجه کاهش سطح سروتونین مرکزی در مغز می باشد.<br />
<br />
فکر معشوق<br />
<br />
8. آیا این لباس را می پسندد ؟<br />
<br />
فرد عاشق به مرتب سازی مجدد اولویت ها، تغییر لباس، خصوصیات شخصی، عادات یا ارزش ها تمایل دارد و خود را شبیه به خواسته های معشوق می کند. اما بهتر است این عادات تغییر نکنند.<br />
<br />
9. چگونه منحصر به فرد باشیم؟<br />
<br />
عاشقان واقعی اغلب تجربه حسادت نسبت به معشوق خود را دارند، اما رشته های عاطفی قوی نیز میان آنها وجود دارد. اشتیاق به انحصارطلبی و حسادت شدید در زمانی که فرد مورد علاقه شما مظنون به خیانت می باشد کاملا طبیعی است. به نظر می رسد این انحصار طلبی تکامل یافته است تا فرد عاشق، معشوق خود را وادار به رد کردن دیگران نماید.<br />
<br />
10. اولویت با رابطه جنسی نیست<br />
<br />
با وجود اهمیت زیاد رابطه جنسی، ولع رسیدن به پیوند عاطفی برایشان مقدم است. در یک مطالعه، 64 درصد از زوج های عاشق با بیانیه " رابطه جنسی مهم ترین بخش رابطه من با شریک زندگی است " مخالفت کردند.<br />
<br />
11. هر کاری برایش انجام می دهم<br />
<br />
همانطور که پیش از این، نشانه های عاشق شدن را در نمناک بررسی کردیم، افراد عاشق احساس قوی یکدل بودن با معشوق خود دارند، اگر معشوق دردی احساس کند انگار که درد خودشان است و تمایل به فداکاری برای او دارند.<br />
<br />
12.از بین رفتن جرقه عشق<br />
<br />
معمولا عمر عاشقی ابدی نیست، این حس و حالت ناپایدار در بلند مدت تکامل پیدا می کند. ارتباط وابسته که دانشمندان آن را تحت عنوان وابستگی می شناسند، در رابطه حل می شود. عشق در روابطی که موانع فیزیکی یا اجتماعی از دیدار دو نفر به طور منظم جلوگیری میکند مانند روابط از راه دور، نسبت به سایر شرایط دوام بیشتری دارد.<br />
<br />
13. صحبت درباره آینده<br />
<br />
به طور ناخودآگاه درباره ی کارهایی صحبت می کنید که قرار است در آینده کنار هم انجام دهید! مثلا صحبت درباره ی فلان کنسرت که سه ماه دیگر برگزار می شود یا سفر شمال خود در تابستان پیش رو؛ زیرا اعتقاد دارید که همه این کارها را باه هم تجربه خواهید کرد.<br />
<br />
14. ابراز دلتنگی<br />
<br />
اگر می گویید دلم برایت تنگ می شود، به این خاطر است که واقعا حتی بعد از یک روز دوری هم دل تان برایش تنگ می شود. این جمله، احساسی حقیقی شما را نشان می دهد؛ چرا که او دیگر بخشی از زندگی شما است.<br />
<br />
علائم عاشق شدن <br />
<br />
15. فراموش کردن گذشته<br />
<br />
بیشتر افراد در گذشته روابطی را تجربه کرده اند که دیگر مایل به یادآوری آنها نیستند. زیرا رابطه جدید به اندازه ای قوی است که تمام فکر و ذهن آنها را از گذشته پاک کرده است.<br />
<br />
16 . همه چیزهای بد ، خوب و جذاب هستند<br />
دیگر چیزهایی که معمولا از آنها بدتان می آمد، چندان بد به نظر نمی رسند،  چه بسا جالب و جذاب هم باشند. البته به شرطی که در کنار معشوق آن ها را ببینید. مثلا اگر قبلا از ترن هوایی می ترسیدید دیگر نمی ترسید، البته اگر دست معشوق در دست شما باشد و به هم قول بدهید که ترسیدن یکدیگر را مسخره نکنید.<br />
<br />
17. حس امنیت<br />
<br />
فرد عاشق در کنار معشوق خود احساس امنیت می کند. این احساس، بهترین حس دنیاست که توصیف آن کمی دشوار است، اما انگار کنار معشوق بودن فرد را از اتفاقات بد مصون می دارد.<br />
<br />
18. نقش بازی نمی کنید<br />
<br />
فرد عاشق در کنار معشوق خود نقش بازی نمی کند. اگر قبلا برای تحت تاثیر قرار دادن او کارهایی انجام می دادید اکنون حتی از پوشیدن شلوار راحتی و یا فرو بردن پاچه های شلوار خود در جوراب ابایی ندارید.<br />
<br />
19 . فکر او آرامش بخش است<br />
<br />
اگر پس از پایان یک روز کاری سخت به او فکر کنید، ذهن شما آرام می شود و لبخندی روی لبهایتان ظاهر می گردد.<br />
<br />
20 .انجام همه کارها با او جذاب تر است<br />
<br />
اگر معشوق در کنارتان باشد حتی کارهای کوچکی همچون رفتن به فروشگاه نیز جذاب می شوند. قدم زدن میان قفسه های خوراکی می تواند یک تجربه ی عاشقانه برای شما باشد.<br />
<br />
21 . ماندن معشوق را همیشگی می دانید<br />
<br />
از اینکه معشوق روزی شما را ترک کند نگران نیستید. کنار او راحت گریه می کنید و عکس های خجالت آور دوران کودکی تان را که قسم خورده بودید هیچ کس نبیند، به او نشان می دهید؛ چون از قضاوت نکردن شما توسط او و ماندن همیشگی اش اطمینان دارید.<br />
<br />
علامت عاشقی<br />
<br />
22 . دوست داشتن هایتان مشترک می شود<br />
<br />
مواردی که معشوق دوست دارد مدام جلوی چشم شما می آید. چیزهایی که تا پیش از این هر روز بی تفاوت از کنارشان رد می شدید، ناگهان توجه تان را به خود جلب می کنند؛ چون او آنها را دوست دارد. از تماشای عکس های دوران کودکی او لذت می برید. حتی گوش دادن به داستان های طولانی و بی سر و ته او را هم دوست دارید و مایل هستید که درباره ی همه چیز باهم حرف بزنید.<br />
<br />
23. معشوق مهمترین فرد زندگی شما<br />
<br />
اولین شخص زندگی شما معشوق تان است، پس خیلی دور از انتظار نیست که وقتی اتفاق خیلی خوب یا خیلی بدی می افتد، او اولین کسی است که به سراغش بروید.<br />
<br />
24 . وقتی شما را اذیت می کند، همچنان می خواهید کنارش باشید.<br />
<br />
اگر در موارد کارها و یا حرف های او موجب رنجش شما شود، به دلیل دوست داشتن زیاد آنها را به دل نمی گیرید، زیرا ماندن در کنار او را باارزشتر از کدورت و ناراحتی می دانید.<br />
<br />
25. عشق نگرانی موجود در شما را آرام می سازد<br />
اگر پیام شما را خیلی سریع جواب ندهد، نگران می شوید. اما دیگر آن اضطراب «آیا او هم من رو دوست دارد یا نه؟!» وجود ندارد، بالاخره شما می توانید با پیام های دیرهنگام او کنار بیایید.<br />
<br />
26. ماندن در کنار معشوق بهترین حس دنیاست<br />
<br />
معمولا ترجیح می دهید به جای بیرون رفتن، در خانه بمانید. شعار جدید شما در زندگی این است که «موندیم توی خونه، جایی نرفتیم» و هیچ مشکلی هم با این موضوع ندارید.<br />
<br />
27 . با دوستان خود از معشوق سخن نگویید<br />
<br />
با اینکه دوست دارید او را به همه معرفی کنید و واقعا می خواهید همه بدانند که شما باهم هستید، اما در کنار دوستان مدام درباره ی او حرف نزنید. البته اگر می توانستید، صبح تا شب درباره ی او صحبت می کردید، اما به خاطر احترام به دوستان و درنظر گرفتن شرایط و موقعیت آنها، زیاد در مورد معشوق خود سخن نگویید.<br />
<br />
</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://files.namnak.com/users/zt/aup/202001/199_pics/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">
فرد عاشق خصوصیات خاصی دارد و تنها کسی که عشق را تجربه کرده باشد می تواند فرد عاشق را درک کند. بیشتر مواقع ما فکر می کنیم که عاشق شده ایم، کسی را خیلی دوست داریم و برای جلب رضایت او حاضر به انجام هر کاری هستیم. اما آیا هر احساسی، عشق است؟!<br />
<br />
تغییر و تحولات مغز در فرد عاشق، منحصر به فرد و دوره ای است و به طور مشخص قابل پیگیری می باشد. نشانه های مختلفی وجود دارد که فرد عاشق را از دیگران متمایز می کند، برخی از آنها شامل موارد زیر می باشد:<br />
<ul>
<li>نمی توانید فکر طرف مقابل از سر خود خارج کنید.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>آینده خود در کنار او می بینید .<br />
</li></ul>
<ul>
<li>حتی اگر مشغول به انجام کاری باشید باز هم راجع به او خیالبافی می کنید.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>این افکار گیج کننده نشان از عاشق شدن شما می دهد و دانشمندان این نشانه ها را به عشق ربط می دهند.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>به نظر محققان مغز یک فرد عاشق، با تجربه شهوت صرف تفاوت بسیار دارد و هیچ شباهتی هم به مغز یک فرد متاهل ندارد.<br />
</li></ul>
نشانه های کلی از عاشق شدن در افراد مختلف<br />
<br />
1. فرد خاصی معشوق من است<br />
<br />
یک فرد عاشق، معشوق خود را شخصی بی همتا و منحصر به فرد می داند. این باور باعث ناتوانایی فرد در عشق ورزیدن به دیگران و به غیر از معشوق می شود. محققان اعتقاد دارند که این واکنش نتیجه بالا رفتن سطح دوپامین مرکزی در مغز فرد است.<br />
<br />
2. معشوق من بی نظیر است<br />
<br />
افراد عاشق معمولا روی خصوصیات مثبت معشوق خود تمرکز می کنند و صفات منفی را نادیده می گیرند. این افراد همچنین روی وقایع بی اهمیت و موضوعاتی که باعث یادآوری معشوقشان می شود بیشتر تمرکز و خیالبافی می کنند.<br />
<br />
این توجهات هم ناشی از بالا رفتن سطح دوپامین مرکزی همزمان با افزایش سطح نوراپی نفرین Norepinephrine مرکزی است که یک ماده شیمیایی افزایش دهنده حافظه به دلیل یک محرک جدید می باشد.<br />
<br />
عاشق شدن<br />
<br />
3.من و معشوق در سختی ها به هم نزدیکتر می شویم<br />
<br />
به سختی افتادن به خاطر معشوق ، جاذبه عاشقانه را بیشتر می کند. احتمالا دوپامین مرکزی مسئول این واکنش است، چرا که تحقیقات نشان می دهد زمانی که رسیدن به معشوق به تاخیر می افتد، سلول های عصبی تولید کننده دوپامین در منطقه مرکزی مغز  بیشتر می شود.<br />
<br />
4. حالم خراب است<br />
<br />
عاشق شدن در بیشتر موارد باعث بی ثباتی عاطفی و فیزیولوژیکی در بدن می شود. شما بین نشاط، شادی و سرخوشی، بی خوابی، بی ثباتی، افزایش انرژی، تپش قلب، از دست دادن اشتها، هراس و احساس ناامیدی، همچنین اضطراب و نفس نفس زدن گیر افتاده اید، این رفتارها در زمانی که با کوچکترین شکست رنجیده خاطر می شوید مانند نوسانات رفتاری در افراد معتاد است. در واقع حتی دیدن عکس معشوق می تواند دقیقا همان منطقه ای از بدن یک معتاد را که موقع کشیدن مواد فعال می کند به آتش بکشد، بنابراین عاشق شدن شکلی از اعتیاد است.<br />
<br />
5. ای کاش با هم بودنمان همیشگی باشد<br />
<br />
افراد عاشق به طور معمول دارای علایم وابستگی احساسی در رابطه خود هستند مانند :حس مالکیت، حسادت، ترس از طرد شدن و اضطراب جدایی. محققان تصاویر مغز افرادی که از طرف معشوق طرد شده اند و یا بعد از ترک شدن هنوز هم عاشق هستند را بررسی کردند. با تصویر برداری MRI از فعالیت مناطق مختلف مغز  نشان داده شد که قشر کمربندی مغز cingulate gyrus نقش اصلی در ولع مصرف کوکائین را بازی میکند. ممکن است فعال سازی مناطق درگیر در اعتیاد به کوکائین، بتواند رفتارهای وسواسی در ارتباط با طرد شدن در عشق را بهتر نشان دهد.<br />
<br />
6. امیدوارم که تا ابد با هم بمانیم<br />
<br />
اشتیاق برای پیوند عاطفی با معشوق، آن ها را وادار به یافتن راهی برای نزدیک تر شدن می کند. این کشش نسبت به شخص دیگر مانند کشش ما نسبت به آب و سایر نیازهایمان برای زنده ماندن است و معمولا سیستم عصبی این کشش در بیشتر افراد، زمانی فعال می شود که به چهره معشوقشان نگاه می کنند و یا در مورد عشق فکر میکنند.<br />
<br />
7. من غرق در افکار او شده ام<br />
<br />
فرد عاشق به طور متوسط بیش از 85 درصد ساعات بیداری خود را غرق در افکار معشوق سپری می کند. عنوان این شکل از رفتار وسواس گونه، تفکر فرو رونده (به زور داخل شونده)است که در نتیجه کاهش سطح سروتونین مرکزی در مغز می باشد.<br />
<br />
فکر معشوق<br />
<br />
8. آیا این لباس را می پسندد ؟<br />
<br />
فرد عاشق به مرتب سازی مجدد اولویت ها، تغییر لباس، خصوصیات شخصی، عادات یا ارزش ها تمایل دارد و خود را شبیه به خواسته های معشوق می کند. اما بهتر است این عادات تغییر نکنند.<br />
<br />
9. چگونه منحصر به فرد باشیم؟<br />
<br />
عاشقان واقعی اغلب تجربه حسادت نسبت به معشوق خود را دارند، اما رشته های عاطفی قوی نیز میان آنها وجود دارد. اشتیاق به انحصارطلبی و حسادت شدید در زمانی که فرد مورد علاقه شما مظنون به خیانت می باشد کاملا طبیعی است. به نظر می رسد این انحصار طلبی تکامل یافته است تا فرد عاشق، معشوق خود را وادار به رد کردن دیگران نماید.<br />
<br />
10. اولویت با رابطه جنسی نیست<br />
<br />
با وجود اهمیت زیاد رابطه جنسی، ولع رسیدن به پیوند عاطفی برایشان مقدم است. در یک مطالعه، 64 درصد از زوج های عاشق با بیانیه " رابطه جنسی مهم ترین بخش رابطه من با شریک زندگی است " مخالفت کردند.<br />
<br />
11. هر کاری برایش انجام می دهم<br />
<br />
همانطور که پیش از این، نشانه های عاشق شدن را در نمناک بررسی کردیم، افراد عاشق احساس قوی یکدل بودن با معشوق خود دارند، اگر معشوق دردی احساس کند انگار که درد خودشان است و تمایل به فداکاری برای او دارند.<br />
<br />
12.از بین رفتن جرقه عشق<br />
<br />
معمولا عمر عاشقی ابدی نیست، این حس و حالت ناپایدار در بلند مدت تکامل پیدا می کند. ارتباط وابسته که دانشمندان آن را تحت عنوان وابستگی می شناسند، در رابطه حل می شود. عشق در روابطی که موانع فیزیکی یا اجتماعی از دیدار دو نفر به طور منظم جلوگیری میکند مانند روابط از راه دور، نسبت به سایر شرایط دوام بیشتری دارد.<br />
<br />
13. صحبت درباره آینده<br />
<br />
به طور ناخودآگاه درباره ی کارهایی صحبت می کنید که قرار است در آینده کنار هم انجام دهید! مثلا صحبت درباره ی فلان کنسرت که سه ماه دیگر برگزار می شود یا سفر شمال خود در تابستان پیش رو؛ زیرا اعتقاد دارید که همه این کارها را باه هم تجربه خواهید کرد.<br />
<br />
14. ابراز دلتنگی<br />
<br />
اگر می گویید دلم برایت تنگ می شود، به این خاطر است که واقعا حتی بعد از یک روز دوری هم دل تان برایش تنگ می شود. این جمله، احساسی حقیقی شما را نشان می دهد؛ چرا که او دیگر بخشی از زندگی شما است.<br />
<br />
علائم عاشق شدن <br />
<br />
15. فراموش کردن گذشته<br />
<br />
بیشتر افراد در گذشته روابطی را تجربه کرده اند که دیگر مایل به یادآوری آنها نیستند. زیرا رابطه جدید به اندازه ای قوی است که تمام فکر و ذهن آنها را از گذشته پاک کرده است.<br />
<br />
16 . همه چیزهای بد ، خوب و جذاب هستند<br />
دیگر چیزهایی که معمولا از آنها بدتان می آمد، چندان بد به نظر نمی رسند،  چه بسا جالب و جذاب هم باشند. البته به شرطی که در کنار معشوق آن ها را ببینید. مثلا اگر قبلا از ترن هوایی می ترسیدید دیگر نمی ترسید، البته اگر دست معشوق در دست شما باشد و به هم قول بدهید که ترسیدن یکدیگر را مسخره نکنید.<br />
<br />
17. حس امنیت<br />
<br />
فرد عاشق در کنار معشوق خود احساس امنیت می کند. این احساس، بهترین حس دنیاست که توصیف آن کمی دشوار است، اما انگار کنار معشوق بودن فرد را از اتفاقات بد مصون می دارد.<br />
<br />
18. نقش بازی نمی کنید<br />
<br />
فرد عاشق در کنار معشوق خود نقش بازی نمی کند. اگر قبلا برای تحت تاثیر قرار دادن او کارهایی انجام می دادید اکنون حتی از پوشیدن شلوار راحتی و یا فرو بردن پاچه های شلوار خود در جوراب ابایی ندارید.<br />
<br />
19 . فکر او آرامش بخش است<br />
<br />
اگر پس از پایان یک روز کاری سخت به او فکر کنید، ذهن شما آرام می شود و لبخندی روی لبهایتان ظاهر می گردد.<br />
<br />
20 .انجام همه کارها با او جذاب تر است<br />
<br />
اگر معشوق در کنارتان باشد حتی کارهای کوچکی همچون رفتن به فروشگاه نیز جذاب می شوند. قدم زدن میان قفسه های خوراکی می تواند یک تجربه ی عاشقانه برای شما باشد.<br />
<br />
21 . ماندن معشوق را همیشگی می دانید<br />
<br />
از اینکه معشوق روزی شما را ترک کند نگران نیستید. کنار او راحت گریه می کنید و عکس های خجالت آور دوران کودکی تان را که قسم خورده بودید هیچ کس نبیند، به او نشان می دهید؛ چون از قضاوت نکردن شما توسط او و ماندن همیشگی اش اطمینان دارید.<br />
<br />
علامت عاشقی<br />
<br />
22 . دوست داشتن هایتان مشترک می شود<br />
<br />
مواردی که معشوق دوست دارد مدام جلوی چشم شما می آید. چیزهایی که تا پیش از این هر روز بی تفاوت از کنارشان رد می شدید، ناگهان توجه تان را به خود جلب می کنند؛ چون او آنها را دوست دارد. از تماشای عکس های دوران کودکی او لذت می برید. حتی گوش دادن به داستان های طولانی و بی سر و ته او را هم دوست دارید و مایل هستید که درباره ی همه چیز باهم حرف بزنید.<br />
<br />
23. معشوق مهمترین فرد زندگی شما<br />
<br />
اولین شخص زندگی شما معشوق تان است، پس خیلی دور از انتظار نیست که وقتی اتفاق خیلی خوب یا خیلی بدی می افتد، او اولین کسی است که به سراغش بروید.<br />
<br />
24 . وقتی شما را اذیت می کند، همچنان می خواهید کنارش باشید.<br />
<br />
اگر در موارد کارها و یا حرف های او موجب رنجش شما شود، به دلیل دوست داشتن زیاد آنها را به دل نمی گیرید، زیرا ماندن در کنار او را باارزشتر از کدورت و ناراحتی می دانید.<br />
<br />
25. عشق نگرانی موجود در شما را آرام می سازد<br />
اگر پیام شما را خیلی سریع جواب ندهد، نگران می شوید. اما دیگر آن اضطراب «آیا او هم من رو دوست دارد یا نه؟!» وجود ندارد، بالاخره شما می توانید با پیام های دیرهنگام او کنار بیایید.<br />
<br />
26. ماندن در کنار معشوق بهترین حس دنیاست<br />
<br />
معمولا ترجیح می دهید به جای بیرون رفتن، در خانه بمانید. شعار جدید شما در زندگی این است که «موندیم توی خونه، جایی نرفتیم» و هیچ مشکلی هم با این موضوع ندارید.<br />
<br />
27 . با دوستان خود از معشوق سخن نگویید<br />
<br />
با اینکه دوست دارید او را به همه معرفی کنید و واقعا می خواهید همه بدانند که شما باهم هستید، اما در کنار دوستان مدام درباره ی او حرف نزنید. البته اگر می توانستید، صبح تا شب درباره ی او صحبت می کردید، اما به خاطر احترام به دوستان و درنظر گرفتن شرایط و موقعیت آنها، زیاد در مورد معشوق خود سخن نگویید.<br />
<br />
</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[درمان بیماری افسردگی با فیزیوتراپی]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296842</link>
			<pubDate>Mon, 10 May 2021 16:12:22 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296842</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://danabrain.ir/wp-content/uploads/2019/07/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-1080x675.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><br />
در گذشته، درمان افسردگی محدود می شد به مواردی همچون:گفتاردرمانی، داروها و یا درمان با الکتروشوک. امروزه برای شما و افرادی که نسبت به آن ها حس مسئولیت دارید، یک درمان جایگزین مناسب نیز در دسترس می باشد، یعنی درمان افسردگی با فیزیوتراپی<br />
<br />
انجام تمرین های منظم می تواند به موازات مشاوره روانی نقش مهمی در درمان افسردگی ایفا کند. تمرین، میزان افت شناختی را کاهش می دهد. تمرین ها ترشح هورمون های سروتونین و نوراپی نفرین را تحریک می کنند، هورمون هایی که احساس خوشحالی را در فرد ایجاد می کنند و او را به سمت سلامت روان سوق می دهند.<br />
یک فیزیوتراپیست می گوید:افسردگی یکی از بیماری هایی است که جسم، روان، خلق و افکار انسان را درگیر می کند. افسردگی حتی بر شیوه خوردن و خوابیدن فرد تاثیر می گذارد و احساس او را نسبت به خود تغییر می دهد. این بیماری، یک حال بد گذرا و نشانه ضعف شخصیتی فرد نیست که بتواند ارادی آن را از خود دور کند.<br />
بدون درمان، علائم افسردگی هفته ها، ماه ها و حتی سال ها طول می کشد، اما با درمان مناسب می توان به اغلب بیمارانی که از افسردگی رنج می برند کمک کرد. اشتباه بزرگی است که فکر کنیم فقط سالمندان از افسردگی رنج می برند، هر چند شایع ترین اختلال خلق در جوامع سالمند است.<br />
<br />
افسردگی <br />
<br />
درمان افسردگی<br />
افسردگی و فیزیوتراپی<br />
کسانی که در زندگی نتوانسته اند انتظاراتی را که از خود داشتند برآورده کنند، در معرض ابتلا به افسردگی هستند. این افراد به تدریج به سمت افسردگی جدی تر پیش می روند بنابراین باید از مبتلایان به حال بد یا افت خلق موقت، تمایز داده شوند و با ارزیابی و درمان دقیق جسم و روان، از بروز احساس ناامیدی و یاس در آنان پیشگیری شود. برخی از علائم افسردگی مانند کاهش وزن، اختلال خواب و خستگی می توانند با سایر بیماری های مرتبط با سن همراه شوند. این بیماری ها باید بل از افسردگی تحت درمان قرار گیرند زیرا همراهی سایر بیماری ها با افسردگی نیز می تواند فرد را به پایان زندگی نزدیک کند.<br />
انجام تمرین های منظم می تواند به موازات مشاوره روانی نقش مهمی در درمان این بیماران ایفا کند. تمرین، میزان افت شناختی را کاهش می دهد. تمرین ها ترشح هورمون های سروتونین و نوراپی نفرین را تحریک می کنند، هورمون هایی که احساس خوشحالی را در فرد ایجاد می کنند و او را به سمت سلامت روان سوق می دهند. تمرین های منظم و برنامه ریزی شده همراه با موسیقی، مفید است و بیمار را تشویق می کند تا پابه پای همتایان خود در فعالیت های جسمی، مشارکت مشتاقانه داشته باشد.<br />
در این میان، فیزیوتراپیست به عنوان متخصص حرکت بدن، طراحی تمرین های مناسب در افسردگی را برعهده دارد. مطالعات نشان داده که سطح آمادگی جسمانی افراد با افسردگی نسبت عکس و با میزان رضایت از خود و حضور فعال در جامعه رابطه مستقیم دارد.<br />
از این رو، فیزیوتراپیست برای حفظ سلامت جسمانی افراد و ارزیابی و درمان درد، اختلالات جسمی، استرس، آسیب های مغزی و... نقش مهمی برعهده دارد. بهبود عملکرد قلبی-عروقی هم به عنوان نتیجه تمرین های آمادگی جسمانی با احساس سلامت جسمانی و رضایت فردی همراه است. تحقیقات نشان داده که برنامه های تمرینی جمعی به صورت 3 جلسه در هفته به مدت 5/1 ماه توانسته افسردگی و استرس را در افراد کاهش دهد و سلامت جسمانی آنها را بهبود بخشد. تمرین می تواند با بهبود خواب، افزایش استقامت، کاهش استرس، بهبود خلق، افزایش توان و انرژی، کاهش خستگی، تنظیم وزن، کاهش کلسترول و بهبود عملکرد قلبی– عروقی مانع از بروز افسردگی شود.<br />
تمرین درمانی مناسب می تواند بدون دارو، درد بیماران را کاهش دهد، توانایی های آنها را بهبود بخشد و بدون عوارض دارودرمانی و مداخلات دیگر پزشکی، توان روانی آنها را افزایش دهد. هنگامی که بیمار در این جلسات حاضر می شود، با مشاهده تغییرات تدریجی علائم بیماری و خروج از منزل و حضور در جامعه به ادامه درمان تشویق می شود و در هر جلسه انگیزه بیشتری برای ادامه درمان و مشارکت فعال تر پیدا خواهد کرد.<br />
در این میان نقش درمانگر به عنوان پدیدآورنده محیطی پویا و پرنشاط برای بیماران بسیار مهم است چراکه در صورت ناتوانی در جذب این افراد یاس و سرخوردگی را برای آنها در پی خواهد داشت و موفقیت اقدام های درمانی بعدی دشوارتر خواهد بود.<br />
توصیه های عمومی همچون دوش گرفتن در ابتدای روز، تغییر در الگوهای غالب زندگی، 30 تا 45 دقیقه پیاده روی در روز، مشارکت هر چند محدود در فعالیت های شغلی و اجتماعی در کنار جلسات مشاوره و تمرین درمانی تا حد زیادی می توانند از شدت علائم بیماری بکاهند. بر اساس اعلام کنفدراسیون جهانی فیزیوتراپی، 3 جلسه 20 تا 60 دقیقه ای ورزش درمانی در هفته می تواند حداقل آمادگی جسمانی را در افراد جامعه ایجاد کند. از جمله تمرین هایی که در بیماری افسردگی تجویز می شود، شامل مواردی است که در ادامه به آنها اشاره کرده ایم:<br />
1. تنفس آرام و عمیق که باید از طریق شکم و عضله دیافراگم انجام شود و نه با قفسه سینه<br />
2. تمرین های انعطاف پذیری عضلات که در آنها عضلات مختلف بدن را کشش می دهیم.<br />
3. انجام روش های مختلف ایجاد تمرکز و آرامش که می توانند نقش مهمی در کاهش استرس و ابتلا به افسردگی داشته باشند.<br />
4. تمرین های استقامتی مانند دویدن، شنا و دوچرخه سواری که با ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس تمرین های مهمی در این بیماری محسوب می شوند.<br />
5. گنجاندن آب درمانی در برنامه هفتگی این بیماران که می تواند علائم جسمی و روانی ناشی از افسردگی را کم کند.<br />
6. تمرین های تقویتی عضلات مانند استفاده از دمبل و باند های کششی که روشی موثر در افزایش توانایی های جسمانی این بیماران هستند.<br />
7. تمرین های تعادلی که با بهبود هماهنگی و کنترل عضلات می توانند عملکرد و مهارت های فرد را بهبود بخشند و از این رو از تمرین های مهم در درمان افسردگی محسوب می شوند. انجام تمرین های منظم می تواند به موازات مشاوره روانی نقش مهمی در درمان افسردگی ایفا کند. تمرین، میزان افت شناختی را کاهش می دهد. تمرین ها ترشح هورمون های سروتونین و نوراپی نفرین را تحریک می کنند، هورمون هایی که احساس خوشحالی را در فرد ایجاد می کنند و او را به سمت سلامت روان سوق می دهند.<br />
افسردگی یکی از بیماری هایی است که جسم، روان، خلق و افکار انسان را درگیر می کند. افسردگی حتی بر شیوه خوردن و خوابیدن فرد تاثیر می گذارد و احساس او را نسبت به خود تغییر می دهد. این بیماری، یک حال بد گذرا و نشانه ضعف شخصیتی فرد نیست که بتواند ارادی آن را از خود دور کند.<br />
بدون درمان، علائم افسردگی هفته ها، ماه ها و حتی سال ها طول می کشد، اما با درمان مناسب می توان به اغلب بیمارانی که از افسردگی رنج می برند کمک کرد. اشتباه بزرگی است که فکر کنیم فقط سالمندان از افسردگی رنج می برند، هر چند شایع ترین اختلال خلق در جوامع سالمند است.<br />
<br />
</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://danabrain.ir/wp-content/uploads/2019/07/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-1080x675.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><br />
در گذشته، درمان افسردگی محدود می شد به مواردی همچون:گفتاردرمانی، داروها و یا درمان با الکتروشوک. امروزه برای شما و افرادی که نسبت به آن ها حس مسئولیت دارید، یک درمان جایگزین مناسب نیز در دسترس می باشد، یعنی درمان افسردگی با فیزیوتراپی<br />
<br />
انجام تمرین های منظم می تواند به موازات مشاوره روانی نقش مهمی در درمان افسردگی ایفا کند. تمرین، میزان افت شناختی را کاهش می دهد. تمرین ها ترشح هورمون های سروتونین و نوراپی نفرین را تحریک می کنند، هورمون هایی که احساس خوشحالی را در فرد ایجاد می کنند و او را به سمت سلامت روان سوق می دهند.<br />
یک فیزیوتراپیست می گوید:افسردگی یکی از بیماری هایی است که جسم، روان، خلق و افکار انسان را درگیر می کند. افسردگی حتی بر شیوه خوردن و خوابیدن فرد تاثیر می گذارد و احساس او را نسبت به خود تغییر می دهد. این بیماری، یک حال بد گذرا و نشانه ضعف شخصیتی فرد نیست که بتواند ارادی آن را از خود دور کند.<br />
بدون درمان، علائم افسردگی هفته ها، ماه ها و حتی سال ها طول می کشد، اما با درمان مناسب می توان به اغلب بیمارانی که از افسردگی رنج می برند کمک کرد. اشتباه بزرگی است که فکر کنیم فقط سالمندان از افسردگی رنج می برند، هر چند شایع ترین اختلال خلق در جوامع سالمند است.<br />
<br />
افسردگی <br />
<br />
درمان افسردگی<br />
افسردگی و فیزیوتراپی<br />
کسانی که در زندگی نتوانسته اند انتظاراتی را که از خود داشتند برآورده کنند، در معرض ابتلا به افسردگی هستند. این افراد به تدریج به سمت افسردگی جدی تر پیش می روند بنابراین باید از مبتلایان به حال بد یا افت خلق موقت، تمایز داده شوند و با ارزیابی و درمان دقیق جسم و روان، از بروز احساس ناامیدی و یاس در آنان پیشگیری شود. برخی از علائم افسردگی مانند کاهش وزن، اختلال خواب و خستگی می توانند با سایر بیماری های مرتبط با سن همراه شوند. این بیماری ها باید بل از افسردگی تحت درمان قرار گیرند زیرا همراهی سایر بیماری ها با افسردگی نیز می تواند فرد را به پایان زندگی نزدیک کند.<br />
انجام تمرین های منظم می تواند به موازات مشاوره روانی نقش مهمی در درمان این بیماران ایفا کند. تمرین، میزان افت شناختی را کاهش می دهد. تمرین ها ترشح هورمون های سروتونین و نوراپی نفرین را تحریک می کنند، هورمون هایی که احساس خوشحالی را در فرد ایجاد می کنند و او را به سمت سلامت روان سوق می دهند. تمرین های منظم و برنامه ریزی شده همراه با موسیقی، مفید است و بیمار را تشویق می کند تا پابه پای همتایان خود در فعالیت های جسمی، مشارکت مشتاقانه داشته باشد.<br />
در این میان، فیزیوتراپیست به عنوان متخصص حرکت بدن، طراحی تمرین های مناسب در افسردگی را برعهده دارد. مطالعات نشان داده که سطح آمادگی جسمانی افراد با افسردگی نسبت عکس و با میزان رضایت از خود و حضور فعال در جامعه رابطه مستقیم دارد.<br />
از این رو، فیزیوتراپیست برای حفظ سلامت جسمانی افراد و ارزیابی و درمان درد، اختلالات جسمی، استرس، آسیب های مغزی و... نقش مهمی برعهده دارد. بهبود عملکرد قلبی-عروقی هم به عنوان نتیجه تمرین های آمادگی جسمانی با احساس سلامت جسمانی و رضایت فردی همراه است. تحقیقات نشان داده که برنامه های تمرینی جمعی به صورت 3 جلسه در هفته به مدت 5/1 ماه توانسته افسردگی و استرس را در افراد کاهش دهد و سلامت جسمانی آنها را بهبود بخشد. تمرین می تواند با بهبود خواب، افزایش استقامت، کاهش استرس، بهبود خلق، افزایش توان و انرژی، کاهش خستگی، تنظیم وزن، کاهش کلسترول و بهبود عملکرد قلبی– عروقی مانع از بروز افسردگی شود.<br />
تمرین درمانی مناسب می تواند بدون دارو، درد بیماران را کاهش دهد، توانایی های آنها را بهبود بخشد و بدون عوارض دارودرمانی و مداخلات دیگر پزشکی، توان روانی آنها را افزایش دهد. هنگامی که بیمار در این جلسات حاضر می شود، با مشاهده تغییرات تدریجی علائم بیماری و خروج از منزل و حضور در جامعه به ادامه درمان تشویق می شود و در هر جلسه انگیزه بیشتری برای ادامه درمان و مشارکت فعال تر پیدا خواهد کرد.<br />
در این میان نقش درمانگر به عنوان پدیدآورنده محیطی پویا و پرنشاط برای بیماران بسیار مهم است چراکه در صورت ناتوانی در جذب این افراد یاس و سرخوردگی را برای آنها در پی خواهد داشت و موفقیت اقدام های درمانی بعدی دشوارتر خواهد بود.<br />
توصیه های عمومی همچون دوش گرفتن در ابتدای روز، تغییر در الگوهای غالب زندگی، 30 تا 45 دقیقه پیاده روی در روز، مشارکت هر چند محدود در فعالیت های شغلی و اجتماعی در کنار جلسات مشاوره و تمرین درمانی تا حد زیادی می توانند از شدت علائم بیماری بکاهند. بر اساس اعلام کنفدراسیون جهانی فیزیوتراپی، 3 جلسه 20 تا 60 دقیقه ای ورزش درمانی در هفته می تواند حداقل آمادگی جسمانی را در افراد جامعه ایجاد کند. از جمله تمرین هایی که در بیماری افسردگی تجویز می شود، شامل مواردی است که در ادامه به آنها اشاره کرده ایم:<br />
1. تنفس آرام و عمیق که باید از طریق شکم و عضله دیافراگم انجام شود و نه با قفسه سینه<br />
2. تمرین های انعطاف پذیری عضلات که در آنها عضلات مختلف بدن را کشش می دهیم.<br />
3. انجام روش های مختلف ایجاد تمرکز و آرامش که می توانند نقش مهمی در کاهش استرس و ابتلا به افسردگی داشته باشند.<br />
4. تمرین های استقامتی مانند دویدن، شنا و دوچرخه سواری که با ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس تمرین های مهمی در این بیماری محسوب می شوند.<br />
5. گنجاندن آب درمانی در برنامه هفتگی این بیماران که می تواند علائم جسمی و روانی ناشی از افسردگی را کم کند.<br />
6. تمرین های تقویتی عضلات مانند استفاده از دمبل و باند های کششی که روشی موثر در افزایش توانایی های جسمانی این بیماران هستند.<br />
7. تمرین های تعادلی که با بهبود هماهنگی و کنترل عضلات می توانند عملکرد و مهارت های فرد را بهبود بخشند و از این رو از تمرین های مهم در درمان افسردگی محسوب می شوند. انجام تمرین های منظم می تواند به موازات مشاوره روانی نقش مهمی در درمان افسردگی ایفا کند. تمرین، میزان افت شناختی را کاهش می دهد. تمرین ها ترشح هورمون های سروتونین و نوراپی نفرین را تحریک می کنند، هورمون هایی که احساس خوشحالی را در فرد ایجاد می کنند و او را به سمت سلامت روان سوق می دهند.<br />
افسردگی یکی از بیماری هایی است که جسم، روان، خلق و افکار انسان را درگیر می کند. افسردگی حتی بر شیوه خوردن و خوابیدن فرد تاثیر می گذارد و احساس او را نسبت به خود تغییر می دهد. این بیماری، یک حال بد گذرا و نشانه ضعف شخصیتی فرد نیست که بتواند ارادی آن را از خود دور کند.<br />
بدون درمان، علائم افسردگی هفته ها، ماه ها و حتی سال ها طول می کشد، اما با درمان مناسب می توان به اغلب بیمارانی که از افسردگی رنج می برند کمک کرد. اشتباه بزرگی است که فکر کنیم فقط سالمندان از افسردگی رنج می برند، هر چند شایع ترین اختلال خلق در جوامع سالمند است.<br />
<br />
</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مفهوم درای نیدلینگ در فیزیوتراپی و فواید آن]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296841</link>
			<pubDate>Mon, 10 May 2021 16:11:02 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296841</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://files.namnak.com/users/zt/aup/202009/574_pics/%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86-%D8%AE%D8%B4%DA%A9-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%BE%DB%8C.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><br />
با درای نیدلینگ یا سوزن خشک فیزیوتراپی و کاربرد آن آشنا شوید<br />
سوزن خشک یکی از مواردی است که می تواند در سلامت شما اهمیت زیادی داشته باشد. استفاده از سوزن خشک در فیزیوتراپی به دلیل افزایش مشکلات عضلانی است.<br />
<br />
استفاده از سوزن خشک یک راه جدید و خلاقانه در زمینه فیزیوتراپی می باشد و همچنین از این طریق تکنیک های مختلفی برای بهبود درد عضلانی وجود دارد. این روزها می توانید درمان های مختلفی را با استفاده از سوزن خشک در فیزیوتراپی دنبال کنید. اما قبل از هرچیز باید به تعریف دو مفهوم بپردازیم.<br />
<br />
تکنیک سوزن خشک<br />
<br />
نقاط ماشه ای<br />
نقاطی در بدن هستند که جزء نقاط ماشه ای برای یک عضله خاص محسوب می شوند. در واقع گروهی از فیبرهای عضلانی در این گره های تنگ، عامل ایجاد تنش های غیر نرمال می شوند و در نتیجه انقباض و گرفتگی عضلات را ایجاد می کنند.<br />
<br />
این باند های تنگ دردناک هستند و نقطه ماشه ای آن ها یک برآمدگی کوچک است که با لمس کردن آن درد عمیقی احساس می شود. این درد می تواند به نواحی دیگر برود و افزایش یابد و همچنین می تواند عاملی برای ایجاد سرگیجه و حالت تهوع هم باشد.<br />
<br />
درای نیدلینگ<br />
<br />
درد عضله معمولاً در نواحی خاصی ایجاد می شوند و فیزیوتراپیست می تواند نقطه درد را پیدا کند. مثلاً سر درد ممکن است نقطه ماشه ای در قسمت بالای عضله ذوزنقه، عضله کتف یا عضلات دیگر داشته باشد.<br />
<br />
این درد گاهی اوقات فعال و گاهی اوقات پنهان است اگر این درد پنهان باشد، یعنی دردی احساس نمی شود. نقاط ماشه ای می تواند توسط استفاده زیاد از یک عضله، آسیب دیدگی آن و جراحت ضرب دیدگی فعال شود. عوامل تهدید کننده معمولاً بر اثر آسیب دیدگی ها ایجاد می شود.<br />
<br />
dry needling<br />
<br />
درد میوفاسیال<br />
درد عضلانی یک نوع درد است که می تواند مزمن یا حاد باشد و باعث می شود که افراد نتوانند بعضی از اقدامات حرکتی را انجام دهند. گاهی اوقات نیز در تست ها و آزمایشات محل درد تغییر می کند. به همین دلیل گاهی مشکل فرد غیر قابل تشخیص می شود. علائم این درد که بر اثر نقطه ماشه ای ایجاد می شود، شامل موارد زیر است:<br />
<br />
علائم حساس: این افراد نسبت به لمس شدن حساس می شوند. اگر ضربه به قسمت نقطه ماشه ای آن ها بخورد، به شدت احساس درد می کنند.<br />
علائم حرکتی: میزان قدرت و جابجایی عضلات در این افراد کاسته می شود.<br />
علائم اتونومیک: تغییراتی در دمای بدن، عرق، سرگیجه، حالت تهوع و قرمزی پوست ایجاد می شود.<br />
کاربرد سوزن خشک در فیزیوتراپی<br />
<br />
هدف استفاده از سوزن خشک در فیزیوتراپی<br />
سوزن خشک یک تکنیک در فیزیوتراپی است که اساس آن برای درد مایو فاسشیال استفاده می شود. زمانی که فرد درمانگر نقطه محرک را پیدا می کند که عامل ایجاد درد شده، حتماً باید به کمک سوزن آن را غیرفعال کند و در نتیجه از این طریق باید به یک درمان بلند مدت دست پیدا کند.<br />
<br />
کل فرایند طولانی نیست. برای انجام این کار درمانگر محل مورد نظر را تمیز می کند، سپس فیزیوتراپیست دستکش دست کرده و محل را ضد عفونی می کند. سپس سوزن را وارد نقطه ماشه ای می کنند؛ بدون این که بی حسی انجام داده باشد و آن را مدام داخل کرده و بیرون می آورد تا به یک اسپاسم برسد. یعنی یک نوع گرفتگی عضلات ایجاد شود.<br />
<br />
بعد از گرفتگی عضله دیگر سوزن را از پوست بیرون می کشد و سپس عضله درگیر می شود. بعد از اسپاسم و گرفتگی عضله سعی می کند که خودش را درگیر کند، انعطاف پذیری آن بالا می رود و درد در این ناحیه کاهش پیدا می کند.<br />
<br />
آموزش درای نیدلینگ<br />
<br />
آیا سوزن خشک با همان طب سوزنی مشابه است؟<br />
سوزن خشک یک تکنیک علمی است که در آن فیزیوتراپیست عضله را برای از بین بردن درد درگیر می کند که ممکن است بین 2 الی 5 دقیقه طول بکشد و گاهی هم دردناک است. طب سوزنی یک طب چینی سنتی است و فقط انرژی را در نقاطی از بدن دستخوش تغییر می کند، بدون این که با عضله ارتباط مستقیم داشته باشد.<br />
<br />
روش درای نیدلینگ<br />
<br />
مشکلات و خطرات سوزن خشک فیزیوتراپی یا درای نیدلینگ<br />
سوزن ها وارد پوست می شوند و به عضله می رسند در نتیجه ممکن است رگ های خونی بین آن ها وجود داشته باشد. پس احتمال کبودی وجود دارد که ممکن است یک روز طول بکشد و معمولاً برای اکثر افراد رایج است؛ مخصوصاً آن هایی که خون رقیق تری دارند.<br />
درمانگر همچنین ممکن است شاخه ای از عصب را درگیر کند و در نتیجه احساس سوزش در فرد ایجاد می شود که بعد از مدتی از بین خواهد رفت.<br />
دیگر خطرات آن شامل سرگیجه است که بر اثر این پروسه ایجاد می شود.<br />
ورم و گرفتگی عضلات که جزء عوارض رایج است و همچنین ممکن است باعث واکنش پوستی شود.<br />
همچنین خطر عفونت هم برای فرد وجود خواهد داشت که اگر شرایط کاملا بهداشتی باشد، خطر به شدت کاسته می شود.<br />
</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://files.namnak.com/users/zt/aup/202009/574_pics/%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86-%D8%AE%D8%B4%DA%A9-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%BE%DB%8C.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><br />
با درای نیدلینگ یا سوزن خشک فیزیوتراپی و کاربرد آن آشنا شوید<br />
سوزن خشک یکی از مواردی است که می تواند در سلامت شما اهمیت زیادی داشته باشد. استفاده از سوزن خشک در فیزیوتراپی به دلیل افزایش مشکلات عضلانی است.<br />
<br />
استفاده از سوزن خشک یک راه جدید و خلاقانه در زمینه فیزیوتراپی می باشد و همچنین از این طریق تکنیک های مختلفی برای بهبود درد عضلانی وجود دارد. این روزها می توانید درمان های مختلفی را با استفاده از سوزن خشک در فیزیوتراپی دنبال کنید. اما قبل از هرچیز باید به تعریف دو مفهوم بپردازیم.<br />
<br />
تکنیک سوزن خشک<br />
<br />
نقاط ماشه ای<br />
نقاطی در بدن هستند که جزء نقاط ماشه ای برای یک عضله خاص محسوب می شوند. در واقع گروهی از فیبرهای عضلانی در این گره های تنگ، عامل ایجاد تنش های غیر نرمال می شوند و در نتیجه انقباض و گرفتگی عضلات را ایجاد می کنند.<br />
<br />
این باند های تنگ دردناک هستند و نقطه ماشه ای آن ها یک برآمدگی کوچک است که با لمس کردن آن درد عمیقی احساس می شود. این درد می تواند به نواحی دیگر برود و افزایش یابد و همچنین می تواند عاملی برای ایجاد سرگیجه و حالت تهوع هم باشد.<br />
<br />
درای نیدلینگ<br />
<br />
درد عضله معمولاً در نواحی خاصی ایجاد می شوند و فیزیوتراپیست می تواند نقطه درد را پیدا کند. مثلاً سر درد ممکن است نقطه ماشه ای در قسمت بالای عضله ذوزنقه، عضله کتف یا عضلات دیگر داشته باشد.<br />
<br />
این درد گاهی اوقات فعال و گاهی اوقات پنهان است اگر این درد پنهان باشد، یعنی دردی احساس نمی شود. نقاط ماشه ای می تواند توسط استفاده زیاد از یک عضله، آسیب دیدگی آن و جراحت ضرب دیدگی فعال شود. عوامل تهدید کننده معمولاً بر اثر آسیب دیدگی ها ایجاد می شود.<br />
<br />
dry needling<br />
<br />
درد میوفاسیال<br />
درد عضلانی یک نوع درد است که می تواند مزمن یا حاد باشد و باعث می شود که افراد نتوانند بعضی از اقدامات حرکتی را انجام دهند. گاهی اوقات نیز در تست ها و آزمایشات محل درد تغییر می کند. به همین دلیل گاهی مشکل فرد غیر قابل تشخیص می شود. علائم این درد که بر اثر نقطه ماشه ای ایجاد می شود، شامل موارد زیر است:<br />
<br />
علائم حساس: این افراد نسبت به لمس شدن حساس می شوند. اگر ضربه به قسمت نقطه ماشه ای آن ها بخورد، به شدت احساس درد می کنند.<br />
علائم حرکتی: میزان قدرت و جابجایی عضلات در این افراد کاسته می شود.<br />
علائم اتونومیک: تغییراتی در دمای بدن، عرق، سرگیجه، حالت تهوع و قرمزی پوست ایجاد می شود.<br />
کاربرد سوزن خشک در فیزیوتراپی<br />
<br />
هدف استفاده از سوزن خشک در فیزیوتراپی<br />
سوزن خشک یک تکنیک در فیزیوتراپی است که اساس آن برای درد مایو فاسشیال استفاده می شود. زمانی که فرد درمانگر نقطه محرک را پیدا می کند که عامل ایجاد درد شده، حتماً باید به کمک سوزن آن را غیرفعال کند و در نتیجه از این طریق باید به یک درمان بلند مدت دست پیدا کند.<br />
<br />
کل فرایند طولانی نیست. برای انجام این کار درمانگر محل مورد نظر را تمیز می کند، سپس فیزیوتراپیست دستکش دست کرده و محل را ضد عفونی می کند. سپس سوزن را وارد نقطه ماشه ای می کنند؛ بدون این که بی حسی انجام داده باشد و آن را مدام داخل کرده و بیرون می آورد تا به یک اسپاسم برسد. یعنی یک نوع گرفتگی عضلات ایجاد شود.<br />
<br />
بعد از گرفتگی عضله دیگر سوزن را از پوست بیرون می کشد و سپس عضله درگیر می شود. بعد از اسپاسم و گرفتگی عضله سعی می کند که خودش را درگیر کند، انعطاف پذیری آن بالا می رود و درد در این ناحیه کاهش پیدا می کند.<br />
<br />
آموزش درای نیدلینگ<br />
<br />
آیا سوزن خشک با همان طب سوزنی مشابه است؟<br />
سوزن خشک یک تکنیک علمی است که در آن فیزیوتراپیست عضله را برای از بین بردن درد درگیر می کند که ممکن است بین 2 الی 5 دقیقه طول بکشد و گاهی هم دردناک است. طب سوزنی یک طب چینی سنتی است و فقط انرژی را در نقاطی از بدن دستخوش تغییر می کند، بدون این که با عضله ارتباط مستقیم داشته باشد.<br />
<br />
روش درای نیدلینگ<br />
<br />
مشکلات و خطرات سوزن خشک فیزیوتراپی یا درای نیدلینگ<br />
سوزن ها وارد پوست می شوند و به عضله می رسند در نتیجه ممکن است رگ های خونی بین آن ها وجود داشته باشد. پس احتمال کبودی وجود دارد که ممکن است یک روز طول بکشد و معمولاً برای اکثر افراد رایج است؛ مخصوصاً آن هایی که خون رقیق تری دارند.<br />
درمانگر همچنین ممکن است شاخه ای از عصب را درگیر کند و در نتیجه احساس سوزش در فرد ایجاد می شود که بعد از مدتی از بین خواهد رفت.<br />
دیگر خطرات آن شامل سرگیجه است که بر اثر این پروسه ایجاد می شود.<br />
ورم و گرفتگی عضلات که جزء عوارض رایج است و همچنین ممکن است باعث واکنش پوستی شود.<br />
همچنین خطر عفونت هم برای فرد وجود خواهد داشت که اگر شرایط کاملا بهداشتی باشد، خطر به شدت کاسته می شود.<br />
</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دلیل ریزش موی جوان ها]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296840</link>
			<pubDate>Mon, 10 May 2021 16:08:25 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296840</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://files.namnak.com/users/fn/aup/202105/236_pics/%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><br />
شایع ترین دلایل ریزش مو در جوانی و کچلی بعد سن 20 سالگی<br />
ریزش مو بیش از 60 ٪ مردان را قبل از سی سالگی در گیر می کند. برخی از مردان تجربه ریزش مو، بصورت طاسی را معمولا در اواخر سنین نوجوانی یا اوایل بیست سالگی دارند. اگر تازگی به آینه نگاه کرده اید و متوجه ضعیف شدن مو، کچلی شدید، ممکن است از این شرایط رنج ببرید.<br />
<br />
با این حال، علت ریزش مو به طور کامل توسط محققان درک نشده است، با این وجود، گاهی اوقات کند شدن روند کچلی و رویش دوباره مو می تواند بازی باشد. با این حال، گزینه هایی برای مردان جوان که نسبت به کاهش شدید موهای خود تجربه دارند، وجود دارد. باید با تلاش برای درک علت طاسی خود شروع کنید تا کمک کند تصمیم بگیرید کدام روش درمان ( یا تغییر سبک زندگی ) ممکن است برایتان کارساز است. <br />
<br />
مو روی کل بدن انسان رشد می کند، به جز کف دست ها و پاها. خود مو از سلول های مرده پروتیینی به نام کراتین ساخته می شود که توسط فولیکول های مو در پوست تولید می شود. همانطور که سلول های کراتین ساخته می شوند، سلول های قدیمی از پوست بیرون رانده می شوند، جایی که تار موی بلند را تشکیل می دهند.<br />
<br />
ریزش مو<br />
<br />
فولیکول های مو در چند فاز عمل می کنند. مرحله رشد، که مرحله آناژن نامیده می شود ، زمانی است که فولیکول ها سلول های کراتین جدید را تولید می کنند. بعد از مرحله ،آناژن فاز عبور کوتاه که فاز کاتاژن نامیده می شود رخ می دهد.<br />
<br />
در این مرحله، سلول جدید به شفت مو موجود متصل می شود. سپس، در آخرین مرحله که تلاژن گفته می شود فولیکول استراحت می کند. اگر فولیکول پیش از موعد وارد فاز شود ( بدون وارد شدن یا تکمیل فاز )، مو می ریزد. طبیعی است که بین 50 تا 100 تار مو در روز بریزد.<br />
<br />
انواع ریزش مو در جوانان<br />
با این حال، ریزش مو و کم پشت شدن مو دلیل این نگرانی است اصطلاح پزشکی ریزش مو آلوپسی است و انواع مختلفی از آلوپسی وجود دارد که بر مردان اثر می گذارند.<br />
<br />
از این انواع عبارتند از : <br />
<br />
آندروژن آلوپسی<br />
این مورد زنان و مردان را تحت تاثیر قرار می دهد، اما در مردان رایج تر است. این مساله معمولا طاسی الگوی مردانه گفته می شود و می تواند بر مردان در سال های نوجوانی و یا اوایل دهه 20 تاثیر بگذارد. به طور معمول، این نوع آلوپسی باعث کاهش تدریجی مو می شود که در نهایت منجر به ریزش یا کاهش بیشتر مو سر می شود. این رایج ترین نوع آلوپسی است که باعث ریزش مو زود هنگام می شود. <br />
<br />
آلوپسی کناره های سر<br />
این رایج ترین شکل طاسی است و معمولا جای نگرانی نیست چون به ریزش موی طبیعی با افزایش سن اشاره می کند. <br />
<br />
آلوپسی<br />
<br />
آلوپسی کلی و کامل<br />
این باعث می شود موی تمام بدن از جمله ابروها، مژه ها، مو روی بازوها، پاها و صورت و هم چنین پوست سر بریزد. <br />
<br />
انواع دیگر آلوپسی وجود دارد که برخی از آن ها عمدتا کودکان، زنان و افراد مسن را تحت تاثیر قرار می دهند و یا از شرایط روانی ناشی می شوند. برخی از آن ها به طور معمول با اختلالات دیگر، به ویژه اختلالات هورمونی و اختلالات تغذیه دیده می شوند.<br />
<br />
فازهای مو در فواصل زمانی مختلف به چرخش در می آیند ؛ برخی ازفولیکول ها فواصل کمتری نسبت به دیگری دارند و تحقیقات هرگز نتوانسته اند علت اختلاف در دوره های زمانی فاز را مشخص کنند.<br />
<br />
گاهی اوقات فولیکول های مو نا بالغ به فازتلاژن می رسند و منجر به ریزش مو می شوند. در موارد دیگر، فولیکول ممکن است به این مرحله استراحت برسند و هرگز به فاز اناژن باز نمی گردند، به این معنی که پس از ریزش مو، هیچ رشد موی جدیدی وجود ندارد.<br />
<br />
عوامل موثر در ریزش موی جوانی<br />
همانطور که در ادامه بخش سلامت پوست و موی نمناک خواهیم گفت عوامل خاص ممکن است بر ریزش مو تاثیر بگذارند. برخی از این موارد عبارتند از :<br />
<br />
تغییرات و عدم تعادل هورمون<br />
ریزش مو اغلب با تغییرات هورمونی یا عدم تعادل هورمونی، از جمله سطوح غیر عادی و بیشتر مرتبط است.<br />
<br />
تغییرات هورمون<br />
<br />
ارث<br />
به پدر، پدر برزگ یا برادر تان در سمت پدری و مادری نگاه کنید. اغلب علت کچلی ژنتیکی است. <br />
<br />
استرس<br />
استرس باعث ریزش مو میشود و افزایش هورمون کورتیزول استرس باعث می شود که بیشتر از حد معمول از تلاژن رنج ببرید، که ریزش غیر عادی را درپی دارد وسواس مو کنی وضعیت روانی است که در آن فرد موهای خود را می کند، مانند یک عادت عصبی ( یا استرس ).<br />
<br />
استرس و ریزش مو<br />
<br />
بیماری<br />
برخی بیماری ها می توانند باعث شوند که فولیکول های مو به طور نامناسب کار کنند، مانند تیروئید، ، کم خونی، یا دیابت. عفونت های قارچی اغلب باعث ریزش مو می شوند اگرچه اغلب موقتی است. بیماری ها اغلب باعث ریزش مو نیز می شوند. <br />
<br />
داروها و درمان<br />
داروهای خاص مثل داروهای شیمی درمانی می توانند باعث ریزش موی شدید شوند. <br />
<br />
سوختگی یا جای زخم<br />
سوختگی یا زخم روی پوست ممکن است روی فولیکول های مو تاثیر بگذارد، که باعث می شود مو بریزد یا دیگر سلول های کراتین برای رشد جدید مو ترشح نکند.<br />
<br />
سوختگی پوست<br />
<br />
مراقبت اشتباه از مو<br />
باور می کنید یا نه، ریزش مو می تواند با توجه به مراقبت از مو و یا با روش های زیبایی خاص صورت گیرد . اغلب اوقات، استفاده از سشوار ، شامپو کردن و سفت بستن مو می تواند باعث آسیب فولیکول های مو شود. دلیل دیگر ریزش مو فرایندهای شیمیایی مثل رنگ ، دکلره و یا ضد عفونی کردن است. به طور معمول دلیل طاسی نیست و مو دوباره رشد خواهد کرد. <br />
<br />
تغذیه نا مناسب<br />
سو تغذیه می تواند منجر به ریزش مو شود. به همین دلیل است که ریزش مو عموما در میان افرادی دیده می شود که دچاراختلالات خوردن مانند بی اشتهایی عصبی هستند. تغییرات خاص رژیم ممکن است به جلوگیری از ریزش مو کمک کند.<br />
<br />
تغذیه نامناسب<br />
<br />
راه حل چیست؟<br />
در مورد نسخه های گیاهی بارها و بارها در مطالب مختلف صحبت کرده ایم و به راحتی می توانید از روش های پیشنهاد شده در آن بهره مند شوید ، علاوه بر آنها باید بگوییم که ریزش مو موضوعی بسیار پیچیده است و اغلب متخصصان و پزشکان واقعا قادر نیستند علت ریزش مو را مشخص کنند. با این حال، اگر دنبال کاهش ریزش مو هستید که در حال حاضر در حال پیشرفت است، عوامل فهرست شده در بالا را در نظر بگیرید.<br />
<br />
پزشک ممکن است به شما کمک کند مشخص کنید آیا عدم تعادل هورمونی یا بیماری ممکن است علت ریزش موی زودرس باشد. اگر این کار را بکنید ممکن است به درمان هورمونی، رژیم غذایی و یا سایر داروها و درمان ها برای کمک به مدیریت وضعیت و یا تعادل هورمونی که ممکن است به طور طبیعی مشکل ریزش مو را حل کند ، پیشنهاد دهند.<br />
<br />
در موارد دیگر، ممکن است به سادگی قادر به حل این مساله نباشید. درمان های دیگری در بازار وجود دارند که برای کمک به رشد مو و جلوگیری از ریزش مو در آینده طراحی شده اند. برخی از این درمان ها کرم، و صابون به منظور تحریک مو و رشد موی جدید بکار می برند.<br />
<br />
ریزش مو در مردان<br />
<br />
در آخرین راه - یا در موارد شدید - ممکن است بخواهید پیوند مو انجام دهید. این فرآیند شامل جراحی برداشتن یک تکه مو نواری از پوست سر و سپس دوختن پوست و جدا کردن این نوار از مو به هزاران بافت کوچک، یا اصلاح پوست سر و برداشتن فولیکول های مو از سراست.<br />
<br />
هر دو سبک پیوند مو در فولیکول ها و ( یا رشته های پیوند دار ) درون سوراخ کوچک در پوست سر در داخل ناحیه کچل، قرار داده می شوند. موهای جدید باید به طور طبیعی در محل رشد کنند. با این حال، این فرآیند می تواند پر هزینه باشد و احتمال دارد پیوند شکست بخورد پزشک می تواند با شما در مورد شانس موفقیت براساس سابقه پزشکی اش صحبت کند.<br />
<br />
</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://files.namnak.com/users/fn/aup/202105/236_pics/%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg" border="0" alt=" " /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><br />
شایع ترین دلایل ریزش مو در جوانی و کچلی بعد سن 20 سالگی<br />
ریزش مو بیش از 60 ٪ مردان را قبل از سی سالگی در گیر می کند. برخی از مردان تجربه ریزش مو، بصورت طاسی را معمولا در اواخر سنین نوجوانی یا اوایل بیست سالگی دارند. اگر تازگی به آینه نگاه کرده اید و متوجه ضعیف شدن مو، کچلی شدید، ممکن است از این شرایط رنج ببرید.<br />
<br />
با این حال، علت ریزش مو به طور کامل توسط محققان درک نشده است، با این وجود، گاهی اوقات کند شدن روند کچلی و رویش دوباره مو می تواند بازی باشد. با این حال، گزینه هایی برای مردان جوان که نسبت به کاهش شدید موهای خود تجربه دارند، وجود دارد. باید با تلاش برای درک علت طاسی خود شروع کنید تا کمک کند تصمیم بگیرید کدام روش درمان ( یا تغییر سبک زندگی ) ممکن است برایتان کارساز است. <br />
<br />
مو روی کل بدن انسان رشد می کند، به جز کف دست ها و پاها. خود مو از سلول های مرده پروتیینی به نام کراتین ساخته می شود که توسط فولیکول های مو در پوست تولید می شود. همانطور که سلول های کراتین ساخته می شوند، سلول های قدیمی از پوست بیرون رانده می شوند، جایی که تار موی بلند را تشکیل می دهند.<br />
<br />
ریزش مو<br />
<br />
فولیکول های مو در چند فاز عمل می کنند. مرحله رشد، که مرحله آناژن نامیده می شود ، زمانی است که فولیکول ها سلول های کراتین جدید را تولید می کنند. بعد از مرحله ،آناژن فاز عبور کوتاه که فاز کاتاژن نامیده می شود رخ می دهد.<br />
<br />
در این مرحله، سلول جدید به شفت مو موجود متصل می شود. سپس، در آخرین مرحله که تلاژن گفته می شود فولیکول استراحت می کند. اگر فولیکول پیش از موعد وارد فاز شود ( بدون وارد شدن یا تکمیل فاز )، مو می ریزد. طبیعی است که بین 50 تا 100 تار مو در روز بریزد.<br />
<br />
انواع ریزش مو در جوانان<br />
با این حال، ریزش مو و کم پشت شدن مو دلیل این نگرانی است اصطلاح پزشکی ریزش مو آلوپسی است و انواع مختلفی از آلوپسی وجود دارد که بر مردان اثر می گذارند.<br />
<br />
از این انواع عبارتند از : <br />
<br />
آندروژن آلوپسی<br />
این مورد زنان و مردان را تحت تاثیر قرار می دهد، اما در مردان رایج تر است. این مساله معمولا طاسی الگوی مردانه گفته می شود و می تواند بر مردان در سال های نوجوانی و یا اوایل دهه 20 تاثیر بگذارد. به طور معمول، این نوع آلوپسی باعث کاهش تدریجی مو می شود که در نهایت منجر به ریزش یا کاهش بیشتر مو سر می شود. این رایج ترین نوع آلوپسی است که باعث ریزش مو زود هنگام می شود. <br />
<br />
آلوپسی کناره های سر<br />
این رایج ترین شکل طاسی است و معمولا جای نگرانی نیست چون به ریزش موی طبیعی با افزایش سن اشاره می کند. <br />
<br />
آلوپسی<br />
<br />
آلوپسی کلی و کامل<br />
این باعث می شود موی تمام بدن از جمله ابروها، مژه ها، مو روی بازوها، پاها و صورت و هم چنین پوست سر بریزد. <br />
<br />
انواع دیگر آلوپسی وجود دارد که برخی از آن ها عمدتا کودکان، زنان و افراد مسن را تحت تاثیر قرار می دهند و یا از شرایط روانی ناشی می شوند. برخی از آن ها به طور معمول با اختلالات دیگر، به ویژه اختلالات هورمونی و اختلالات تغذیه دیده می شوند.<br />
<br />
فازهای مو در فواصل زمانی مختلف به چرخش در می آیند ؛ برخی ازفولیکول ها فواصل کمتری نسبت به دیگری دارند و تحقیقات هرگز نتوانسته اند علت اختلاف در دوره های زمانی فاز را مشخص کنند.<br />
<br />
گاهی اوقات فولیکول های مو نا بالغ به فازتلاژن می رسند و منجر به ریزش مو می شوند. در موارد دیگر، فولیکول ممکن است به این مرحله استراحت برسند و هرگز به فاز اناژن باز نمی گردند، به این معنی که پس از ریزش مو، هیچ رشد موی جدیدی وجود ندارد.<br />
<br />
عوامل موثر در ریزش موی جوانی<br />
همانطور که در ادامه بخش سلامت پوست و موی نمناک خواهیم گفت عوامل خاص ممکن است بر ریزش مو تاثیر بگذارند. برخی از این موارد عبارتند از :<br />
<br />
تغییرات و عدم تعادل هورمون<br />
ریزش مو اغلب با تغییرات هورمونی یا عدم تعادل هورمونی، از جمله سطوح غیر عادی و بیشتر مرتبط است.<br />
<br />
تغییرات هورمون<br />
<br />
ارث<br />
به پدر، پدر برزگ یا برادر تان در سمت پدری و مادری نگاه کنید. اغلب علت کچلی ژنتیکی است. <br />
<br />
استرس<br />
استرس باعث ریزش مو میشود و افزایش هورمون کورتیزول استرس باعث می شود که بیشتر از حد معمول از تلاژن رنج ببرید، که ریزش غیر عادی را درپی دارد وسواس مو کنی وضعیت روانی است که در آن فرد موهای خود را می کند، مانند یک عادت عصبی ( یا استرس ).<br />
<br />
استرس و ریزش مو<br />
<br />
بیماری<br />
برخی بیماری ها می توانند باعث شوند که فولیکول های مو به طور نامناسب کار کنند، مانند تیروئید، ، کم خونی، یا دیابت. عفونت های قارچی اغلب باعث ریزش مو می شوند اگرچه اغلب موقتی است. بیماری ها اغلب باعث ریزش مو نیز می شوند. <br />
<br />
داروها و درمان<br />
داروهای خاص مثل داروهای شیمی درمانی می توانند باعث ریزش موی شدید شوند. <br />
<br />
سوختگی یا جای زخم<br />
سوختگی یا زخم روی پوست ممکن است روی فولیکول های مو تاثیر بگذارد، که باعث می شود مو بریزد یا دیگر سلول های کراتین برای رشد جدید مو ترشح نکند.<br />
<br />
سوختگی پوست<br />
<br />
مراقبت اشتباه از مو<br />
باور می کنید یا نه، ریزش مو می تواند با توجه به مراقبت از مو و یا با روش های زیبایی خاص صورت گیرد . اغلب اوقات، استفاده از سشوار ، شامپو کردن و سفت بستن مو می تواند باعث آسیب فولیکول های مو شود. دلیل دیگر ریزش مو فرایندهای شیمیایی مثل رنگ ، دکلره و یا ضد عفونی کردن است. به طور معمول دلیل طاسی نیست و مو دوباره رشد خواهد کرد. <br />
<br />
تغذیه نا مناسب<br />
سو تغذیه می تواند منجر به ریزش مو شود. به همین دلیل است که ریزش مو عموما در میان افرادی دیده می شود که دچاراختلالات خوردن مانند بی اشتهایی عصبی هستند. تغییرات خاص رژیم ممکن است به جلوگیری از ریزش مو کمک کند.<br />
<br />
تغذیه نامناسب<br />
<br />
راه حل چیست؟<br />
در مورد نسخه های گیاهی بارها و بارها در مطالب مختلف صحبت کرده ایم و به راحتی می توانید از روش های پیشنهاد شده در آن بهره مند شوید ، علاوه بر آنها باید بگوییم که ریزش مو موضوعی بسیار پیچیده است و اغلب متخصصان و پزشکان واقعا قادر نیستند علت ریزش مو را مشخص کنند. با این حال، اگر دنبال کاهش ریزش مو هستید که در حال حاضر در حال پیشرفت است، عوامل فهرست شده در بالا را در نظر بگیرید.<br />
<br />
پزشک ممکن است به شما کمک کند مشخص کنید آیا عدم تعادل هورمونی یا بیماری ممکن است علت ریزش موی زودرس باشد. اگر این کار را بکنید ممکن است به درمان هورمونی، رژیم غذایی و یا سایر داروها و درمان ها برای کمک به مدیریت وضعیت و یا تعادل هورمونی که ممکن است به طور طبیعی مشکل ریزش مو را حل کند ، پیشنهاد دهند.<br />
<br />
در موارد دیگر، ممکن است به سادگی قادر به حل این مساله نباشید. درمان های دیگری در بازار وجود دارند که برای کمک به رشد مو و جلوگیری از ریزش مو در آینده طراحی شده اند. برخی از این درمان ها کرم، و صابون به منظور تحریک مو و رشد موی جدید بکار می برند.<br />
<br />
ریزش مو در مردان<br />
<br />
در آخرین راه - یا در موارد شدید - ممکن است بخواهید پیوند مو انجام دهید. این فرآیند شامل جراحی برداشتن یک تکه مو نواری از پوست سر و سپس دوختن پوست و جدا کردن این نوار از مو به هزاران بافت کوچک، یا اصلاح پوست سر و برداشتن فولیکول های مو از سراست.<br />
<br />
هر دو سبک پیوند مو در فولیکول ها و ( یا رشته های پیوند دار ) درون سوراخ کوچک در پوست سر در داخل ناحیه کچل، قرار داده می شوند. موهای جدید باید به طور طبیعی در محل رشد کنند. با این حال، این فرآیند می تواند پر هزینه باشد و احتمال دارد پیوند شکست بخورد پزشک می تواند با شما در مورد شانس موفقیت براساس سابقه پزشکی اش صحبت کند.<br />
<br />
</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عقل یا قلب؟]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296729</link>
			<pubDate>Tue, 04 May 2021 08:55:53 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296729</guid>
			<description><![CDATA[یا می دانید که ما روزانه چندین هزار تصمیم می گیریم؟ از اینکه چه چیزی بخوریم، از کجا خرید کنیم، چه پستی در شبکه های اجتماعی بگذاریم و با چه کسی وقت بگذرانیم، بزرگسالان به طور متوسط ​​از لحظه بیدار شدن با گزینه های زیادی روبرو هستند. این یکی از دلایلی است که ما معمولا تصمیم گیری صحیح را دشوار می دانیم. اما این تصمیم گیری های زیاد نیستند که ترسناک اند بلکه احتمال انتخاب یک تصمیم اشتباه است که ما را می‌ ترساند. در این مقاله میخواهیم به بررسی اینکه چگونه احساساتی تصمیم نگیریم و احساساتی عمل نکنیم !!! بپردازیم، پس با ما همراه باشید.<br />
<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Screenshot-20210504-174002.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تصمیم گیری احساسی چیست؟</span><br />
تصمیم گیری‌ های احساسی متناسب با شدت هیجانی که فرد در زمان تصمیم گرفتن آن را تجربه ‌کرده، متفاوت است. در واقع احساسات هرچقدر قوی‌تر باشند بیشتر می‌توانند بر انتخاب‌ های ما تاثیر بگذارند و تصمیمات ما را با محدودیت مواجه سازند. اگر تصمیمی به صورت کاملا احساسی صورت بگیرد معمولا در لحظه اتفاق می‌افتد و خیلی سریع انجام می‌شود.<br />
<br />
در این فرایند احتمالا فرد چیزی کم‌تر از یک دهم ثانیه به خود فرصت می‌دهد تا در مورد گزینه‌ های موجود فکر کند. این زمان بسیار اندک به ما نشان می‌دهد که اصلا در این فرایند قشر مخ دخالت چندانی ندارد و در نتیجه فرد با قوه‌ ناآگاه خود به این تصمیم رسیده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تصمیمات منطقی و احساسی چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟</span><br />
اگر به نتایج ناشی از این دو تصمیم دقت کنیم بیشتر متوجه تفاوت ‌های بین این دو مدل تصمیم گیری خواهیم شد. در مقایسه با تصمیمات منطقی، تصمیمات احساسی سریع ‌تر گرفته می‌شوند و در بیشتر موارد تصمیمات فوری و احساسی محکوم به شکست هستند زیرا ما نمی‌توانیم در زمان محدود شرایط، مزایا و معایب تصمیم‌ گیری را درست تحلیل کنیم پس جای تعجب نیست که در تصمیمات احساسی خود بیشتر با شکست مواجه شویم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نقش احساسات در تصمیم گیری :</span><br />
لوونشتاین و لرنر احساسات را در هنگام تصمیم گیری به دو نوع تقسیم می کنند: احساساتی که قابل پیش بینی هستند و احساساتی که بلافاصله منجر به تجربه تصمیم گیری می شوند. داماسیو فرضیه نشانگر بدنی (SMH) را فرموله کرد ، مکانیزمی را پیشنهاد می کند که توسط آن فرایندهای عاطفی می توانند رفتار (به ویژه تصمیم گیری) را هدایت کنند.<br />
<br />
دسته اول : احساسات قابل پیش ‌بینی و دسته دوم : احساسات فوری هستند. احساسات قابل پیش ‌بینی (Expected emotions)، احساساتی هستند که میتوان نتایج تصمیم گیری را پیش بینی کرد و احساسات فوری (Immediate emotions) احساساتی هستند که در لحظه تصمیم‌ گیری تجربه می‌شوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مراحل کلی تصمیم گیری منطقی و به دور از احساسات :</span><br />
هنگامی که میخواهید تصمیم مهمی اتخاذ کنید در اولین مرحله بهتر است احساسات خود را بشناسید. سپس دریابید که چرا این احساسات به شما دست داده است؟!! بهتر است بتوانید تشخیص دهید که این احساسی که دارید چرا در شما ایجاد شده است؟ آیا شما صرفا به خاطر ماهیت تصمیمی که دارید مضطرب شده اید یا دلیل دیگری پشت این استرس هست.<br />
<br />
اگر بتوانید تشخیص دهید که احساسات شما همان احساسات نهادی مرتبط با تصمیم هستند می توانید به مرحله سوم بروید. در این مرحله باید به معانی احساساتی که مرتبط با تصمیم هستند فکر کنید! اگر متوجه شدید که اضطراب شما بخاطر خود تصمیم نمی‌باشد (احساس اتفاقی بوده) می‌توانید با استراتژی‌ هایی این اضطراب را کاهش دهید. همین‌که تشخیص دهید اضطرابی که دارید ربطی به تصمیم شما ندارد، از نظر روحی به شما کمک می‌کند که اضطراب را از تصمیم خود جدا کنید و تصمیم بهتری بگیرید. در ادامه مقاله به شما درخصوص اینکه احساساتی تصمیم نگیرید، راه هایی ارائه میدهیم.<br />
<br />
راه هایی برای اینکه چگونه احساساتی تصمیم نگیریم و احساساتی نیز عمل نکنیم :<br />
احساساتتان را تنظیم کنید نه سرکوب!<br />
کنترل احساسات به راحتی فشار دادن چندتا دکمه نیست. ولی برای چند لحظه هم که شده فکر کنید همچین چیزی ممکن باشد. هدف این نیست که همیشه حداکثر احساساتمان را بروز دهیم یا به طور کل آن را خاموش کنیم. با سرکوب احساسات جلوی تجربه و درک حس های دیگر را می‌گیریم. سرکوب احساسات می تواند آگاهانه (suppression) یا ناخودآگاه (repression) اتفاق بیفتد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">هر یک از آن ها می توانند نشانه های روانی و جسمی زیر را بروز دهند:<br />
</span><br />
اضطراب<br />
افسردگی<br />
اختلال خواب<br />
تنش و درد عضلانی<br />
مشکل در کنترل استرس<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مطمئن شوید فقط چیزی را که می‌خواهید ببینید، نمی ‌بینید :</span><br />
وقتی ما اطلاعاتی غیرقطعی در دست داریم، احتمالا به گونه ای تفسیر می‌کنیم که آن‌چه هم اکنون در ذهن داریم یا می‌خواهیم، تایید شود. این یک «خطای تصمیم گیری» و نام آن «جهت ‌گیری تاییدی» است و باعث می ‌شود ما بیش از اندازه نسبت به تصمیماتمان و انتخاب هایمان مطمئن شویم، علی ‌رغم این واقعیت که ما برای این حالت اطمینان، دلیل واقعی و قطعی نداریم! اگر متوجه شدید که یک اولویت برای انتخابی خاص دارید و ضمنا متوجه هستید که آن انتخاب آسان ‌تر یا در دسترس تر است، ضروری است اطمینان حاصل کنید به طور ناخودآگاه اطلاعاتی را برای حمایت از چیزی که فقط «دلتان میخواهد درست باشد»، جمع نمی‌ کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">توانایی های خود را برای مقابله با مشکلات بهبود دهید :</span><br />
عدم وجود مشکل دلیل بر یک زندگی شاد نیست. توانایی شما برای کنار آمدن با مسائل و مشکلات خاص زندگی نقش مهمی در چگونگی اعتماد به نفس شما بازی می کند. زیرا هر بار که مسئله پیچیده ای را حل می کنید نسبت به خودتان احساس غرور می کنید و اعتماد و اعتقادی که به خودتان دارید هرگز رنگ نمی بازد. یاد بگیرید چگونه با آرامش و بدون استرس با هر نوع مشکلی کنار بیایید. این رفتار نکته کلیدی برای این است که صرف نظر از هر اتفاقی که رخ می دهد از لحاظ عاطفی استوار و محکم بمانید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">صبور باشید، همیشه هم تقصیر شما نیست :</span><br />
اینکه چگونه احساساتی نشویم و احساسی عمل نکنیم بدون شک به زمان نیاز دارد. بنابراین اگر هنوز هم نتوانسته اید احساسات خود را به طور کامل کنترل کنید، به دل نگیرید. با انجام روش های بالا بدون شک یاد خواهید گرفت که چگونه احساسات خود را در زمان مناسب مدیریت کنید. همچنین، به این فکر کنید که با افزایش سن و تجربه  و ایجاد شرایط چالش برانگیز احساسی، چگونه این فرایند یادگیری به شما کمک بزرگی می کند. صبر در هنگام پیشرفت به خودی خود مهم است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کارهایتان را به تاخیر نیندازید :</span><br />
یکی دیگر از عواملی که منجر به گرفتن تصمیمات اشتباه در زندگی می‌شود، امروز و فردا کردن کارها و به تاخیر انداختن آنها است. یکی از علت ‌هایی که باعث می‌شود افراد کار خود را به تعویق بیندازند، این است که نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند.<br />
<br />
یک راه این است که در مورد موضوع مورد نظر خود، به خوبی فکر کنید و ایده‌ هایی که به ذهنتان می‌رسد را یادداشت کنید. بعد از آن وقتی در مورد اجرایی کردن ایده ‌ای مصمم شدید، آن را به چند کار کوچک و قابل مدیریت تقسیم کنید. در این صورت دیگر بهانه ‌ای برای به تاخیر انداختن کارها باقی نمی ماند. به تاخیر انداختن کارها، باعث می‌ شود، زمانی که برای گرفتن تصمیمات درست دارید را از دست بدهید و به ناچار در لحظه آخر، دست به انتخابی بزنید که ممکن است نتیجه مطلوبی برای شما به همراه نداشته باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">همه احساسات خود را بپذیرید :</span><br />
زمانی که در تلاش برای فهمیدن این هستید که چگونه احساساتی نشوید ممکن است کمی احساساتتان را کاهش دهید. اگر احساساتتان را همان گونه که هستند بپذیرید، کنار آمدن با آن ها ساده تر می شود. هرچه با احساسات خود راحت تر باشید، به شما امکان می‌دهد احساساتتان را به شیوه ملایم تری بروز دهید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">شرایط را انتخاب و اصلاح کنید :</span><br />
یکی از راه هایی که به شما در رسیدن به سوال “” چگونه احساساتی تصمیم نگیریم ؟ “” کمک میکند این است که از شرایطی که احساسات ناخواسته را تحریک می کند، خودداری کنید. اگر می دانید که هنگام عجله به احتمال زیاد عصبانی می شوید (و وقتی دیگران شما را مجبور به صبر می کنند عصبانی می شوید) ، پس سعی کنید شرایط را جوری برنامه ریزی کنید که شما را دچار احساسات ناخواسته نکند.<br />
<br />
شاید احساسی که می خواهید کاهش دهید ناامید کننده باشد. شما همیشه امیدوارید که ، به عنوان مثال ، غذای “عالی” را برای دوستان و خانواده خود سرو کنید ، اما ممکن است مشکلی پیش آید تا به هدف بالایی که داشته اید نرسید. با یافتن دستورالعمل هایی که در محدوده توانایی شما هستند شرایط را اصلاح کنید تا بتوانید وعده غذایی را کنار بگذارید. شما ممکن است نتوانید پلو مرغ ایده آل درست کنید، اما شاید یک پاستای بسیار خوب را بتوانید درست کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
از استرس دوری کنید :</span><br />
وقتی استرس زیادی دارید، مدیریت احساسات ممکن است دشوارتر شود. حتی افرادی که به طور کلی می توانند احساسات خود را به خوبی کنترل کنند، ممکن است در مواقع تنش و استرس سخت تر این کار را انجام دهند و تصمیمات احساسی بگیرند.<br />
<br />
کاهش استرس یا یافتن راه های مفید برای کنترل آن می تواند به کنترل بیشتر احساسات ما کمک کند. راه های تمرکز حواس مانند مدیتیشن نیز می تواند به استرس کمک کند. با اینکه از شر آن خلاص نمی شود اما می توان زندگی را با آن آسان کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سایر روش های سالم برای کنار آمدن با استرس عبارتند از:<br />
</span><br />
خوابیدن به اندازه کافی<br />
وقت گذاشتن برای صحبت و خندیدن با دوستان<br />
ورزش کردن<br />
گذراندن وقت در طبیعت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[یا می دانید که ما روزانه چندین هزار تصمیم می گیریم؟ از اینکه چه چیزی بخوریم، از کجا خرید کنیم، چه پستی در شبکه های اجتماعی بگذاریم و با چه کسی وقت بگذرانیم، بزرگسالان به طور متوسط ​​از لحظه بیدار شدن با گزینه های زیادی روبرو هستند. این یکی از دلایلی است که ما معمولا تصمیم گیری صحیح را دشوار می دانیم. اما این تصمیم گیری های زیاد نیستند که ترسناک اند بلکه احتمال انتخاب یک تصمیم اشتباه است که ما را می‌ ترساند. در این مقاله میخواهیم به بررسی اینکه چگونه احساساتی تصمیم نگیریم و احساساتی عمل نکنیم !!! بپردازیم، پس با ما همراه باشید.<br />
<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Screenshot-20210504-174002.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تصمیم گیری احساسی چیست؟</span><br />
تصمیم گیری‌ های احساسی متناسب با شدت هیجانی که فرد در زمان تصمیم گرفتن آن را تجربه ‌کرده، متفاوت است. در واقع احساسات هرچقدر قوی‌تر باشند بیشتر می‌توانند بر انتخاب‌ های ما تاثیر بگذارند و تصمیمات ما را با محدودیت مواجه سازند. اگر تصمیمی به صورت کاملا احساسی صورت بگیرد معمولا در لحظه اتفاق می‌افتد و خیلی سریع انجام می‌شود.<br />
<br />
در این فرایند احتمالا فرد چیزی کم‌تر از یک دهم ثانیه به خود فرصت می‌دهد تا در مورد گزینه‌ های موجود فکر کند. این زمان بسیار اندک به ما نشان می‌دهد که اصلا در این فرایند قشر مخ دخالت چندانی ندارد و در نتیجه فرد با قوه‌ ناآگاه خود به این تصمیم رسیده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تصمیمات منطقی و احساسی چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟</span><br />
اگر به نتایج ناشی از این دو تصمیم دقت کنیم بیشتر متوجه تفاوت ‌های بین این دو مدل تصمیم گیری خواهیم شد. در مقایسه با تصمیمات منطقی، تصمیمات احساسی سریع ‌تر گرفته می‌شوند و در بیشتر موارد تصمیمات فوری و احساسی محکوم به شکست هستند زیرا ما نمی‌توانیم در زمان محدود شرایط، مزایا و معایب تصمیم‌ گیری را درست تحلیل کنیم پس جای تعجب نیست که در تصمیمات احساسی خود بیشتر با شکست مواجه شویم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نقش احساسات در تصمیم گیری :</span><br />
لوونشتاین و لرنر احساسات را در هنگام تصمیم گیری به دو نوع تقسیم می کنند: احساساتی که قابل پیش بینی هستند و احساساتی که بلافاصله منجر به تجربه تصمیم گیری می شوند. داماسیو فرضیه نشانگر بدنی (SMH) را فرموله کرد ، مکانیزمی را پیشنهاد می کند که توسط آن فرایندهای عاطفی می توانند رفتار (به ویژه تصمیم گیری) را هدایت کنند.<br />
<br />
دسته اول : احساسات قابل پیش ‌بینی و دسته دوم : احساسات فوری هستند. احساسات قابل پیش ‌بینی (Expected emotions)، احساساتی هستند که میتوان نتایج تصمیم گیری را پیش بینی کرد و احساسات فوری (Immediate emotions) احساساتی هستند که در لحظه تصمیم‌ گیری تجربه می‌شوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مراحل کلی تصمیم گیری منطقی و به دور از احساسات :</span><br />
هنگامی که میخواهید تصمیم مهمی اتخاذ کنید در اولین مرحله بهتر است احساسات خود را بشناسید. سپس دریابید که چرا این احساسات به شما دست داده است؟!! بهتر است بتوانید تشخیص دهید که این احساسی که دارید چرا در شما ایجاد شده است؟ آیا شما صرفا به خاطر ماهیت تصمیمی که دارید مضطرب شده اید یا دلیل دیگری پشت این استرس هست.<br />
<br />
اگر بتوانید تشخیص دهید که احساسات شما همان احساسات نهادی مرتبط با تصمیم هستند می توانید به مرحله سوم بروید. در این مرحله باید به معانی احساساتی که مرتبط با تصمیم هستند فکر کنید! اگر متوجه شدید که اضطراب شما بخاطر خود تصمیم نمی‌باشد (احساس اتفاقی بوده) می‌توانید با استراتژی‌ هایی این اضطراب را کاهش دهید. همین‌که تشخیص دهید اضطرابی که دارید ربطی به تصمیم شما ندارد، از نظر روحی به شما کمک می‌کند که اضطراب را از تصمیم خود جدا کنید و تصمیم بهتری بگیرید. در ادامه مقاله به شما درخصوص اینکه احساساتی تصمیم نگیرید، راه هایی ارائه میدهیم.<br />
<br />
راه هایی برای اینکه چگونه احساساتی تصمیم نگیریم و احساساتی نیز عمل نکنیم :<br />
احساساتتان را تنظیم کنید نه سرکوب!<br />
کنترل احساسات به راحتی فشار دادن چندتا دکمه نیست. ولی برای چند لحظه هم که شده فکر کنید همچین چیزی ممکن باشد. هدف این نیست که همیشه حداکثر احساساتمان را بروز دهیم یا به طور کل آن را خاموش کنیم. با سرکوب احساسات جلوی تجربه و درک حس های دیگر را می‌گیریم. سرکوب احساسات می تواند آگاهانه (suppression) یا ناخودآگاه (repression) اتفاق بیفتد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">هر یک از آن ها می توانند نشانه های روانی و جسمی زیر را بروز دهند:<br />
</span><br />
اضطراب<br />
افسردگی<br />
اختلال خواب<br />
تنش و درد عضلانی<br />
مشکل در کنترل استرس<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مطمئن شوید فقط چیزی را که می‌خواهید ببینید، نمی ‌بینید :</span><br />
وقتی ما اطلاعاتی غیرقطعی در دست داریم، احتمالا به گونه ای تفسیر می‌کنیم که آن‌چه هم اکنون در ذهن داریم یا می‌خواهیم، تایید شود. این یک «خطای تصمیم گیری» و نام آن «جهت ‌گیری تاییدی» است و باعث می ‌شود ما بیش از اندازه نسبت به تصمیماتمان و انتخاب هایمان مطمئن شویم، علی ‌رغم این واقعیت که ما برای این حالت اطمینان، دلیل واقعی و قطعی نداریم! اگر متوجه شدید که یک اولویت برای انتخابی خاص دارید و ضمنا متوجه هستید که آن انتخاب آسان ‌تر یا در دسترس تر است، ضروری است اطمینان حاصل کنید به طور ناخودآگاه اطلاعاتی را برای حمایت از چیزی که فقط «دلتان میخواهد درست باشد»، جمع نمی‌ کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">توانایی های خود را برای مقابله با مشکلات بهبود دهید :</span><br />
عدم وجود مشکل دلیل بر یک زندگی شاد نیست. توانایی شما برای کنار آمدن با مسائل و مشکلات خاص زندگی نقش مهمی در چگونگی اعتماد به نفس شما بازی می کند. زیرا هر بار که مسئله پیچیده ای را حل می کنید نسبت به خودتان احساس غرور می کنید و اعتماد و اعتقادی که به خودتان دارید هرگز رنگ نمی بازد. یاد بگیرید چگونه با آرامش و بدون استرس با هر نوع مشکلی کنار بیایید. این رفتار نکته کلیدی برای این است که صرف نظر از هر اتفاقی که رخ می دهد از لحاظ عاطفی استوار و محکم بمانید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">صبور باشید، همیشه هم تقصیر شما نیست :</span><br />
اینکه چگونه احساساتی نشویم و احساسی عمل نکنیم بدون شک به زمان نیاز دارد. بنابراین اگر هنوز هم نتوانسته اید احساسات خود را به طور کامل کنترل کنید، به دل نگیرید. با انجام روش های بالا بدون شک یاد خواهید گرفت که چگونه احساسات خود را در زمان مناسب مدیریت کنید. همچنین، به این فکر کنید که با افزایش سن و تجربه  و ایجاد شرایط چالش برانگیز احساسی، چگونه این فرایند یادگیری به شما کمک بزرگی می کند. صبر در هنگام پیشرفت به خودی خود مهم است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کارهایتان را به تاخیر نیندازید :</span><br />
یکی دیگر از عواملی که منجر به گرفتن تصمیمات اشتباه در زندگی می‌شود، امروز و فردا کردن کارها و به تاخیر انداختن آنها است. یکی از علت ‌هایی که باعث می‌شود افراد کار خود را به تعویق بیندازند، این است که نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند.<br />
<br />
یک راه این است که در مورد موضوع مورد نظر خود، به خوبی فکر کنید و ایده‌ هایی که به ذهنتان می‌رسد را یادداشت کنید. بعد از آن وقتی در مورد اجرایی کردن ایده ‌ای مصمم شدید، آن را به چند کار کوچک و قابل مدیریت تقسیم کنید. در این صورت دیگر بهانه ‌ای برای به تاخیر انداختن کارها باقی نمی ماند. به تاخیر انداختن کارها، باعث می‌ شود، زمانی که برای گرفتن تصمیمات درست دارید را از دست بدهید و به ناچار در لحظه آخر، دست به انتخابی بزنید که ممکن است نتیجه مطلوبی برای شما به همراه نداشته باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">همه احساسات خود را بپذیرید :</span><br />
زمانی که در تلاش برای فهمیدن این هستید که چگونه احساساتی نشوید ممکن است کمی احساساتتان را کاهش دهید. اگر احساساتتان را همان گونه که هستند بپذیرید، کنار آمدن با آن ها ساده تر می شود. هرچه با احساسات خود راحت تر باشید، به شما امکان می‌دهد احساساتتان را به شیوه ملایم تری بروز دهید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">شرایط را انتخاب و اصلاح کنید :</span><br />
یکی از راه هایی که به شما در رسیدن به سوال “” چگونه احساساتی تصمیم نگیریم ؟ “” کمک میکند این است که از شرایطی که احساسات ناخواسته را تحریک می کند، خودداری کنید. اگر می دانید که هنگام عجله به احتمال زیاد عصبانی می شوید (و وقتی دیگران شما را مجبور به صبر می کنند عصبانی می شوید) ، پس سعی کنید شرایط را جوری برنامه ریزی کنید که شما را دچار احساسات ناخواسته نکند.<br />
<br />
شاید احساسی که می خواهید کاهش دهید ناامید کننده باشد. شما همیشه امیدوارید که ، به عنوان مثال ، غذای “عالی” را برای دوستان و خانواده خود سرو کنید ، اما ممکن است مشکلی پیش آید تا به هدف بالایی که داشته اید نرسید. با یافتن دستورالعمل هایی که در محدوده توانایی شما هستند شرایط را اصلاح کنید تا بتوانید وعده غذایی را کنار بگذارید. شما ممکن است نتوانید پلو مرغ ایده آل درست کنید، اما شاید یک پاستای بسیار خوب را بتوانید درست کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
از استرس دوری کنید :</span><br />
وقتی استرس زیادی دارید، مدیریت احساسات ممکن است دشوارتر شود. حتی افرادی که به طور کلی می توانند احساسات خود را به خوبی کنترل کنند، ممکن است در مواقع تنش و استرس سخت تر این کار را انجام دهند و تصمیمات احساسی بگیرند.<br />
<br />
کاهش استرس یا یافتن راه های مفید برای کنترل آن می تواند به کنترل بیشتر احساسات ما کمک کند. راه های تمرکز حواس مانند مدیتیشن نیز می تواند به استرس کمک کند. با اینکه از شر آن خلاص نمی شود اما می توان زندگی را با آن آسان کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سایر روش های سالم برای کنار آمدن با استرس عبارتند از:<br />
</span><br />
خوابیدن به اندازه کافی<br />
وقت گذاشتن برای صحبت و خندیدن با دوستان<br />
ورزش کردن<br />
گذراندن وقت در طبیعت]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هوش چندگانه]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296728</link>
			<pubDate>Tue, 04 May 2021 08:44:48 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296728</guid>
			<description><![CDATA[تئوری هوش‌های چندگانه نظریه‌ای است آموزشی که اولین بار توسط <span style="font-weight: bold;">هوارد گاردنر</span> تنظیم و ارائه شده‌است. بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی کرده و احتمال داده‌است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد. طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او مثل هوش موسیقایی، هوش درون فردی، هوش تصویری-فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.<br />
<br />
نقدها	<br />
نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو گشته‌است. منتقدان می‌گویند تعریف گاردنر از هوش بسیار وسیع و گسترده‌است و هشت نوع هوشی که او تعریف کرده فقط نشانگر استعدادها، خصوصیات شخصیتی و توانائی‌ها است. از دیگر نقاط ضعف نظریه گاردنر می‌توان به کمبود پژوهش‌های عملی پشتیبان آن اشاره کرد. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و آموزشگران پیدا کرده‌است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.<br />
<br />
هوش‌های هشت‌گانه<br />
هوش منطقی_ریاضی<br />
هوش تصویری_فضایی<br />
هوش کلامی_زبانی<br />
هوش جسمی_حرکتی<br />
هوش درون فردی<br />
هوش برون فردی<br />
هوش طبیعت‌گرا<br />
هوش موسیقایی<br />
= هوش تصویری – فضایی<br />
نقاط قوت: قدرت تشخیص تصویری و فضایی کسانی که هوش تصویری-فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدئویی مشکلی ندارند. در مجسمه‌سازی موفق هستند.[نیازمند منبع]<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی</span>	<br />
لذت بردن از خواندن و نوشتن<br />
مهارت در درست کردن پازل<br />
مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار<br />
لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی<br />
تشخیص راحت الگوها<br />
انتخاب‌های شغلی	<br />
معمار<br />
هنرمند<br />
مهندس<br />
مجسمه‌ساز<br />
عکاس<br />
شاعر<br />
هوش کلامی – زبانی	<br />
نقاط قوت: کلمات، زبان و نویسندگی کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.<br />
<br />
ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی	<br />
مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده<br />
لذت بردن از خواندن و نوشتن<br />
مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده<br />
توانائی در توضیح دادن مسائل<br />
استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها<br />
انتخاب‌های شغلی<br />
نویسنده/ روزنامه‌نگار<br />
وکیل<br />
معلم<br />
شاعر<br />
سیاستمدار<br />
مترجم<br />
هوش منطقی – ریاضی	<br />
نقاط قوت: تحلیل مسائل و عملیات ریاضی کسانی که هوش منطقی- ریئ سلم سلم خوبی اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مندند.<br />
<br />
ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی	ویرایش<br />
مهارت زیاد در حل مسئله و بازی با اعداد<br />
لذت بردن از تفکر دربارهٔ ایده‌های انتزاعی<br />
علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی<br />
مهارت در انجام محاسبات پیچیده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انتخاب‌های شغلی</span><br />
دانشمند<br />
ریاضیدان<br />
برنامه‌نویس رایانه<br />
مهندس<br />
حسابدار<br />
هوش اندامی- فیزیکی	<br />
نقاط قوت: تحرک فیزیکی، کنترل حرکات کسانی که هوش اندامی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک و تردستی هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش اندامی- جنبشی</span>	<br />
مهارت در ورزش و رقص<br />
لذت بردن از ساختن چیزها با دست<br />
هماهنگی فیزیکی عالی<br />
به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن<br />
انتخاب‌های شغلی<br />
رقصنده<br />
هنرپیشه<br />
ورزشکار حرفه ای<br />
پیمانکار<br />
جراح<br />
هوش موسیقایی	<br />
نقاط قوت: ریتم و موسیقی کسانی که هوش موسیقایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش موسیقایی	</span><br />
لذت بردن از آوازخوانی و نواختن سازهای موسیقی<br />
تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی<br />
توانایی به خاطر سپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها<br />
درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی<br />
به صداها بسیار حساس هستند از این رو صداها بر روی سیستم عصبی و روانی آن‌ها نقش بسیار تعیین‌کننده ای دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انتخاب‌های شغلی</span><br />
موسیقیدان<br />
آهنگساز<br />
خواننده<br />
معلم موسیقی<br />
رهبر ارکستر<br />
هوش اجتماعی	<br />
نقاط قوت: ارتباط برقرار کردن و درک دیگران کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند. این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند. می توان هوش اجتماعی را در افراد تیپ هاشخصیتی اجتماعی هالند نیز قرار داد.<br />
<br />
ویژگی‌های هوش میان فردی	<br />
مهارت در برقراری ارتباط کلامی<br />
مهارت در ارتباط غیرکلامی<br />
نگاه کردن به افراد از زوایای مختلف<br />
ایجاد روابط مثبت با دیگران<br />
مهارت در فرونشاندن اختلاف‌ها در داخل گروه‌ها<br />
انتخاب‌های شغلی	<br />
رهبر<br />
مدیر گروه<br />
رییس مجلس<br />
مشاور<br />
فروشنده<br />
سیاستمدار<br />
هوش درون فردی	<br />
نقاط قوت: درون نگری و خودآزمایی کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کندوکاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش درون فردی</span><br />
مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود<br />
لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها و ایده‌ها<br />
خودآگاهی زیاد<br />
داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود<br />
انتخاب‌های شغلی	<br />
فیلسوف و مخترع<br />
نویسنده<br />
نظریه‌پرداز<br />
دانشمند<br />
ایده پرداز<br />
مربی<br />
روانشناس<br />
کارشناس الهیات<br />
موعظه گر ادیان<br />
روحانی<br />
هوش طبیعت‌گرا	<br />
نقاط قوت: یافتن الگوها و روابطی که با طبیعت وجود دارد هوش طبیعت‌گرا آخرین نوع هوشی است که گاردنر درنظریه خود به هفت نوع قبلی افزوده و با مقاومت و مخالفت بیشتری نسبت به بقیه روبرو گردیده‌است. به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری دربارهٔ موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط‌شان آگاه می‌شوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا	</span><br />
علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی<br />
مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات<br />
لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت<br />
بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انتخاب‌های شغلی</span><br />
زیست‌شناس<br />
حفاظت از محیط زیست<br />
باغبان<br />
مزرعه‌دار]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تئوری هوش‌های چندگانه نظریه‌ای است آموزشی که اولین بار توسط <span style="font-weight: bold;">هوارد گاردنر</span> تنظیم و ارائه شده‌است. بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی کرده و احتمال داده‌است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد. طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او مثل هوش موسیقایی، هوش درون فردی، هوش تصویری-فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.<br />
<br />
نقدها	<br />
نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو گشته‌است. منتقدان می‌گویند تعریف گاردنر از هوش بسیار وسیع و گسترده‌است و هشت نوع هوشی که او تعریف کرده فقط نشانگر استعدادها، خصوصیات شخصیتی و توانائی‌ها است. از دیگر نقاط ضعف نظریه گاردنر می‌توان به کمبود پژوهش‌های عملی پشتیبان آن اشاره کرد. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و آموزشگران پیدا کرده‌است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.<br />
<br />
هوش‌های هشت‌گانه<br />
هوش منطقی_ریاضی<br />
هوش تصویری_فضایی<br />
هوش کلامی_زبانی<br />
هوش جسمی_حرکتی<br />
هوش درون فردی<br />
هوش برون فردی<br />
هوش طبیعت‌گرا<br />
هوش موسیقایی<br />
= هوش تصویری – فضایی<br />
نقاط قوت: قدرت تشخیص تصویری و فضایی کسانی که هوش تصویری-فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدئویی مشکلی ندارند. در مجسمه‌سازی موفق هستند.[نیازمند منبع]<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی</span>	<br />
لذت بردن از خواندن و نوشتن<br />
مهارت در درست کردن پازل<br />
مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار<br />
لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی<br />
تشخیص راحت الگوها<br />
انتخاب‌های شغلی	<br />
معمار<br />
هنرمند<br />
مهندس<br />
مجسمه‌ساز<br />
عکاس<br />
شاعر<br />
هوش کلامی – زبانی	<br />
نقاط قوت: کلمات، زبان و نویسندگی کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.<br />
<br />
ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی	<br />
مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده<br />
لذت بردن از خواندن و نوشتن<br />
مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده<br />
توانائی در توضیح دادن مسائل<br />
استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها<br />
انتخاب‌های شغلی<br />
نویسنده/ روزنامه‌نگار<br />
وکیل<br />
معلم<br />
شاعر<br />
سیاستمدار<br />
مترجم<br />
هوش منطقی – ریاضی	<br />
نقاط قوت: تحلیل مسائل و عملیات ریاضی کسانی که هوش منطقی- ریئ سلم سلم خوبی اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مندند.<br />
<br />
ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی	ویرایش<br />
مهارت زیاد در حل مسئله و بازی با اعداد<br />
لذت بردن از تفکر دربارهٔ ایده‌های انتزاعی<br />
علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی<br />
مهارت در انجام محاسبات پیچیده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انتخاب‌های شغلی</span><br />
دانشمند<br />
ریاضیدان<br />
برنامه‌نویس رایانه<br />
مهندس<br />
حسابدار<br />
هوش اندامی- فیزیکی	<br />
نقاط قوت: تحرک فیزیکی، کنترل حرکات کسانی که هوش اندامی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک و تردستی هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش اندامی- جنبشی</span>	<br />
مهارت در ورزش و رقص<br />
لذت بردن از ساختن چیزها با دست<br />
هماهنگی فیزیکی عالی<br />
به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن<br />
انتخاب‌های شغلی<br />
رقصنده<br />
هنرپیشه<br />
ورزشکار حرفه ای<br />
پیمانکار<br />
جراح<br />
هوش موسیقایی	<br />
نقاط قوت: ریتم و موسیقی کسانی که هوش موسیقایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش موسیقایی	</span><br />
لذت بردن از آوازخوانی و نواختن سازهای موسیقی<br />
تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی<br />
توانایی به خاطر سپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها<br />
درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی<br />
به صداها بسیار حساس هستند از این رو صداها بر روی سیستم عصبی و روانی آن‌ها نقش بسیار تعیین‌کننده ای دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انتخاب‌های شغلی</span><br />
موسیقیدان<br />
آهنگساز<br />
خواننده<br />
معلم موسیقی<br />
رهبر ارکستر<br />
هوش اجتماعی	<br />
نقاط قوت: ارتباط برقرار کردن و درک دیگران کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند. این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند. می توان هوش اجتماعی را در افراد تیپ هاشخصیتی اجتماعی هالند نیز قرار داد.<br />
<br />
ویژگی‌های هوش میان فردی	<br />
مهارت در برقراری ارتباط کلامی<br />
مهارت در ارتباط غیرکلامی<br />
نگاه کردن به افراد از زوایای مختلف<br />
ایجاد روابط مثبت با دیگران<br />
مهارت در فرونشاندن اختلاف‌ها در داخل گروه‌ها<br />
انتخاب‌های شغلی	<br />
رهبر<br />
مدیر گروه<br />
رییس مجلس<br />
مشاور<br />
فروشنده<br />
سیاستمدار<br />
هوش درون فردی	<br />
نقاط قوت: درون نگری و خودآزمایی کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کندوکاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش درون فردی</span><br />
مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود<br />
لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها و ایده‌ها<br />
خودآگاهی زیاد<br />
داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود<br />
انتخاب‌های شغلی	<br />
فیلسوف و مخترع<br />
نویسنده<br />
نظریه‌پرداز<br />
دانشمند<br />
ایده پرداز<br />
مربی<br />
روانشناس<br />
کارشناس الهیات<br />
موعظه گر ادیان<br />
روحانی<br />
هوش طبیعت‌گرا	<br />
نقاط قوت: یافتن الگوها و روابطی که با طبیعت وجود دارد هوش طبیعت‌گرا آخرین نوع هوشی است که گاردنر درنظریه خود به هفت نوع قبلی افزوده و با مقاومت و مخالفت بیشتری نسبت به بقیه روبرو گردیده‌است. به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری دربارهٔ موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط‌شان آگاه می‌شوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا	</span><br />
علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی<br />
مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات<br />
لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت<br />
بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انتخاب‌های شغلی</span><br />
زیست‌شناس<br />
حفاظت از محیط زیست<br />
باغبان<br />
مزرعه‌دار]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یاد بگیر تو مشکلات کم نیاری !]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296681</link>
			<pubDate>Sun, 02 May 2021 11:01:15 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296681</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #993333;">مهمترین عوامل ضعیف بودن انسان‌ها در برابر مشکلات زندگی</span><br />
<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/digiro-3829-750x430.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت و وابستگی:<br />
</span><br />
هر چه به چیزی وابسته‌تر شوید، ضعیف‌‌تر خواهید شد. منظورمان را اشتباه نگیرید. نمی‌خواهیم دست از آرزوها و اهدافتان بردارید. منظورمان این است که وقتی می‌بینید راهی بسته است، باید به اندازه کافی قوی باشید که آن را کنار بگذارید و به دنبال راهی دیگر باشید. یکی از مهمترین دلایلی که اکثر افراد در روابط خود قوی نیستند هم وابستگی است که در آنها ایجاد می‌شود. دلیل اصلی که افراد بعد از برهم خوردن روابطشان نمی‌توانند زود بهبود یابند، وابستگی شدیدی است که به روابط خود داشته‌اند. وقتی بتوانند از شر این وابستگی خلاص شوند، قوی‌تر شده و فراموش کردن برایشان راحت‌تر می‌شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت و آگاهی:<br />
</span><br />
اکثر آدمها درک نمی‌کنند که یکی از قدرتمندترین چیزهایی که می‌تواند آنها را در مواجهه با مشکلات و بلایای زندگی قوی کند، آگاهی و دانش است. یک دقیقه به آن فکر کنید، نمی‌بینید که دلیل ناامیدی بیشتر آدمها و اینکه نمی‌دانند چه باید بکنند نداشتن علم و آگاهی است؟ هرچه بیشتر درمورد زندگی بدانید، مهارت‌های بیشتری پیدا می‌کنید و در برابر مشکلات زندگی می‌توانید از حقه‌های بیشتری استفاده کنید. افسردگی به نوبه خود می‌تواند نتیجه نداشتن آگاهی باشد. افسردگی چیزی بیش از نداشتن امید وقتی فردی به جایی می‌رسد که هیچ راه دیگری برای رسیدن به چیزیکه می‌خواهد پیدا نمی‌کند، نیست. علم قدرت می‌آورد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت و شجاعت:<br />
</span><br />
هیچ شکی نیست که برای قوی بودن در زندگی باید شجاع باشید اما منظورمان آن نوع شجاعتی که برای دعوا لازم است نیست! منظور شجاعتی است که جلوی شما را برای روی آوردن به عادت‌های بد، موادمخدر، پرخوری، خواب زیاد، سیگار یا حتی یک رابطه به جای رویارو شدن با مشکلات بگیرد. افراد ضعیف کسانی هستند که از مشکلاتشان فرار می‌کنند درحالیکه افراد قوی با مشکلاتشان روبه‌رو می‌شوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سیستم اعتقادی شما:<br />
</span><br />
این یکی از مهمترین عواملی است که می‌تواند هم شما را فوق‌العاده در زندگی قوی کند و هم به ضعیف‌ترین موجود تبدیل کند. یک اعتقاد محدودکننده مثل "زندگی عادل نیست" می‌تواند قوی‌ترین فرد را به ضعیف‌ترین تبدیل کند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">رویارو شدن با مشکلات زندگی<br />
</span><br />
افراد ضعیف از مشکلاتشان فرار می‌کنند درحالیکه افراد قوی با مشکلاتشان روبه‌رو می‌شوند<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="color: #993333;">قبل از تسلیم شدن  در برابر مشکلات بهتر است  نکات زیر را مد نظر داشته باشید.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;">- به علت فکر کنید<br />
</span>به یاد بیاورید که چرا حرفه یا فعالیت فعلی تان را آغاز کردید و قصد داشتید با شروع آن به چه هدفی دست پیدا کنید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به سراغ کارهای آسان نروید<br />
</span>هر کار فوق العاده ای ارزش جنگیدن را دارد و قطعا دشوارتر از امور آسان تر است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به یاد داشته باشید که هنوز همه چیز تمام نشده<br />
</span>برخی از افراد پس از یک بار تلاش بی حاصل تسلیم می شوند. در زمره این گروه نباشید. برای رسیدن به موفقیت هر کاری که می توانید را انجام دهید و حتی زمانی که همه چیز علیه شماست تسلیم نشوید. یادتان باشد که حتی در آخرین دقایق نیز شانس پیروزی وجود دارد مگر آنکه تسلیم شوید و دیگر تلاشی برای این منظور نکنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به نگرش خود اهمیت بدهید<br />
</span>افکار منفی نتایج منفی را به دنبال دارند. هرآنچه در توان دارید را انجام دهید تا تفکرات خود را تغییر دهید و افکار و نگرش منفی تان را با افکار مثبت جایگزین نمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- مسئولیت پذیر باشید<br />
</span>شما همواره نمی توانید کنترل نتایج را در دست بگیرید اما مهار تلاش ها، ایده ها و مداومت هایتان در برابر موانع در اختیار شخص خودتان است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- یادگیری را رها نکنید<br />
</span>هر فردی اشتباه می کند و درصدد جبران آنها بر می آید. اما اگر از اشتباهات خود درس بگیرید می توانید در صدد جبران آن اشتباهات برآیید. البته این به معنای دوری کردن از شرایط سخت و دشوار نیست بلکه به معنای آن است که بدانید کجا این سختی ها را مدیریت نمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به شانس دوباره ایمان داشته باشید<br />
</span>صرفا به این خاطر که کاری را برای نخستین بار به درستی انجام نداده اید به معنای آن نیست که برای بار دوم نیز همان اشتباهات را تکرار می کنید و به نتیجه ای مشابه می رسید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تسلیم شدن  در برابر مشکلات زندگی<br />
</span><br />
به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید<br />
<br />
 <br />
<br />
ب<span style="color: #993333;">ـرای بـرآمدن از پــس مشکلات به نکات زیر توجه کنید.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به خودتان بگویید که می‌توانید از پس آن برآیید.<br />
</span>نـه مشـکـل و نـه تـوانایی خود را برای حل آن مشکل دست کم نگیرید. مـمـکن اسـت عـادت کـرده بـاشیـد تا با مشکلات سـطحـی بـرخـورد کـنید و یا آنها را نادیده بگیرید تا زمانی که مشکلات آنقدر بزرگ شونـد کـه ندانید چگونه و از کجا شروع کنید. بـه خـاطر داشته باشید که هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت در دستان خود شما است.<br />
</span>شـما قدرت آن را دارید که مشکلی را حل کنید و یا به مشکلی دامن بزنید. این بـستگی بـه آن دارد که واکنش‌تان نسبت به آن مشکل مثبت باشد یا منفی. واکنش منفی معمولا شامل احساس تهدید و خـطـر نـسـبت به مشکل است که یک واکنش زنجیره وار را پدید می‌آورد. فرد بـیمناک ، احـساس خشم توام با نفرت در خود می‌کند. نفرت و خشم تنها مشکل را وخیم‌تر می‌کند. برای مثال: اگـر شما اضافه وزن داشته باشید، از این که زیاد غذا می‌خورید از خودتان متنفر می‌شوید. شـمـا می‌باید مثبت بیندیشید. خود را دوست بدارید، سپس خواهید دید که اراده تغییر شکل ظاهری خود را در خویش خواهید یافت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از کاه ، کوه نسازید.<br />
</span>آیا عادت دارید مشکلات را اغراق آمیز جلوه دهید؟ اگـر الان بیکار هستید این بدین مفهوم نیست که هیچگاه قادر نخواهید بود شغـلـی بـیابید. و اگـر شـرکــت‌تان از رونق افتاده، بدین مفهوم نیست که به پایان خط رسیده‌اید. بـه خـاطـر داشته باشید که بسیاری از افراد دیگر در شرایط بسیار بدتری نسبت به شما قرار دارند. از منظر دیگری به مشکلات بنگرید و از خـود سـؤال کـنـیـد بـدتـرین اتـفاقی که می‌توانست برای شما روی دهد چه می‌توانست باشد؟ آیا می‌توانم آن را حل کنم؟<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از احتمالات غافل نشوید.<br />
</span>هـر مشـکلی راه حـلـی دارد و به قول معروف ، پایان شـب سیه سپید است. اعتقاد داشته باشید جای مشکلی که برایتان پیش آمده، می‌توانست مشکلی بس وخیم‌تر و مصیبت‌بارتر برایتان رخ دهد که چنین نشده است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">متعهد به خود باشید.<br />
</span>اکثر افراد شکست می‌خورند اما نـه بـه خاطر آنـکه فــاقد هـوش ، فراست ، توانایی ، فرصت یا استعداد می‌باشند، بلکه به این علت کـه از مشکل خود به عنوان بهترین فرصت یاد نمی‌کنند. کـه می‌توانند از آنها درس بگیرند یا آن را به سمت و سوی دلخواه خود سوق دهند. در صورتی که اشتیاق خود را به زندگی از دست ندهید، حتی اگر زندگی تهی و پوچ به نظر آید شما قادرید موفق شوید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">صحبت کنید و گوش دهید.<br />
<br />
</span>به یاد داشته باشید که کلید حل مشکلات بـیشتر اوقات در دست منبع دیگری غیر از خودتان است. هرگاه نیاز به کمک دارید، قدم پیش بگذارید و درخواست کمک کنید. درخواست کمک ، عمل ناپسندی نیست. در حقیقت بیشتر از آنکه می‌اندیشید، دیگران به کمک شما خواهند شتافت. هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بیندیشید، بیندیشید و باز هم بیندیشید<br />
</span>از خـود سؤال کنید کـه واقـعـا مـشـکـل شما چیـست؟ بـیـکاری یـا اعتـمـاد به نفس پایین؟ مشکل شما عدم سرمایه کافی است یا خستگی و بـی‌حوصلگی؟ چگونه می‌توانید مشکل خود را حل کنید؟ به دقت به مشکلات بپردازید و سپس مرحله به مرحله آن را حل کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #993333;">مهمترین عوامل ضعیف بودن انسان‌ها در برابر مشکلات زندگی</span><br />
<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/digiro-3829-750x430.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت و وابستگی:<br />
</span><br />
هر چه به چیزی وابسته‌تر شوید، ضعیف‌‌تر خواهید شد. منظورمان را اشتباه نگیرید. نمی‌خواهیم دست از آرزوها و اهدافتان بردارید. منظورمان این است که وقتی می‌بینید راهی بسته است، باید به اندازه کافی قوی باشید که آن را کنار بگذارید و به دنبال راهی دیگر باشید. یکی از مهمترین دلایلی که اکثر افراد در روابط خود قوی نیستند هم وابستگی است که در آنها ایجاد می‌شود. دلیل اصلی که افراد بعد از برهم خوردن روابطشان نمی‌توانند زود بهبود یابند، وابستگی شدیدی است که به روابط خود داشته‌اند. وقتی بتوانند از شر این وابستگی خلاص شوند، قوی‌تر شده و فراموش کردن برایشان راحت‌تر می‌شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت و آگاهی:<br />
</span><br />
اکثر آدمها درک نمی‌کنند که یکی از قدرتمندترین چیزهایی که می‌تواند آنها را در مواجهه با مشکلات و بلایای زندگی قوی کند، آگاهی و دانش است. یک دقیقه به آن فکر کنید، نمی‌بینید که دلیل ناامیدی بیشتر آدمها و اینکه نمی‌دانند چه باید بکنند نداشتن علم و آگاهی است؟ هرچه بیشتر درمورد زندگی بدانید، مهارت‌های بیشتری پیدا می‌کنید و در برابر مشکلات زندگی می‌توانید از حقه‌های بیشتری استفاده کنید. افسردگی به نوبه خود می‌تواند نتیجه نداشتن آگاهی باشد. افسردگی چیزی بیش از نداشتن امید وقتی فردی به جایی می‌رسد که هیچ راه دیگری برای رسیدن به چیزیکه می‌خواهد پیدا نمی‌کند، نیست. علم قدرت می‌آورد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت و شجاعت:<br />
</span><br />
هیچ شکی نیست که برای قوی بودن در زندگی باید شجاع باشید اما منظورمان آن نوع شجاعتی که برای دعوا لازم است نیست! منظور شجاعتی است که جلوی شما را برای روی آوردن به عادت‌های بد، موادمخدر، پرخوری، خواب زیاد، سیگار یا حتی یک رابطه به جای رویارو شدن با مشکلات بگیرد. افراد ضعیف کسانی هستند که از مشکلاتشان فرار می‌کنند درحالیکه افراد قوی با مشکلاتشان روبه‌رو می‌شوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سیستم اعتقادی شما:<br />
</span><br />
این یکی از مهمترین عواملی است که می‌تواند هم شما را فوق‌العاده در زندگی قوی کند و هم به ضعیف‌ترین موجود تبدیل کند. یک اعتقاد محدودکننده مثل "زندگی عادل نیست" می‌تواند قوی‌ترین فرد را به ضعیف‌ترین تبدیل کند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">رویارو شدن با مشکلات زندگی<br />
</span><br />
افراد ضعیف از مشکلاتشان فرار می‌کنند درحالیکه افراد قوی با مشکلاتشان روبه‌رو می‌شوند<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="color: #993333;">قبل از تسلیم شدن  در برابر مشکلات بهتر است  نکات زیر را مد نظر داشته باشید.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;">- به علت فکر کنید<br />
</span>به یاد بیاورید که چرا حرفه یا فعالیت فعلی تان را آغاز کردید و قصد داشتید با شروع آن به چه هدفی دست پیدا کنید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به سراغ کارهای آسان نروید<br />
</span>هر کار فوق العاده ای ارزش جنگیدن را دارد و قطعا دشوارتر از امور آسان تر است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به یاد داشته باشید که هنوز همه چیز تمام نشده<br />
</span>برخی از افراد پس از یک بار تلاش بی حاصل تسلیم می شوند. در زمره این گروه نباشید. برای رسیدن به موفقیت هر کاری که می توانید را انجام دهید و حتی زمانی که همه چیز علیه شماست تسلیم نشوید. یادتان باشد که حتی در آخرین دقایق نیز شانس پیروزی وجود دارد مگر آنکه تسلیم شوید و دیگر تلاشی برای این منظور نکنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به نگرش خود اهمیت بدهید<br />
</span>افکار منفی نتایج منفی را به دنبال دارند. هرآنچه در توان دارید را انجام دهید تا تفکرات خود را تغییر دهید و افکار و نگرش منفی تان را با افکار مثبت جایگزین نمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- مسئولیت پذیر باشید<br />
</span>شما همواره نمی توانید کنترل نتایج را در دست بگیرید اما مهار تلاش ها، ایده ها و مداومت هایتان در برابر موانع در اختیار شخص خودتان است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- یادگیری را رها نکنید<br />
</span>هر فردی اشتباه می کند و درصدد جبران آنها بر می آید. اما اگر از اشتباهات خود درس بگیرید می توانید در صدد جبران آن اشتباهات برآیید. البته این به معنای دوری کردن از شرایط سخت و دشوار نیست بلکه به معنای آن است که بدانید کجا این سختی ها را مدیریت نمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به شانس دوباره ایمان داشته باشید<br />
</span>صرفا به این خاطر که کاری را برای نخستین بار به درستی انجام نداده اید به معنای آن نیست که برای بار دوم نیز همان اشتباهات را تکرار می کنید و به نتیجه ای مشابه می رسید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تسلیم شدن  در برابر مشکلات زندگی<br />
</span><br />
به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید<br />
<br />
 <br />
<br />
ب<span style="color: #993333;">ـرای بـرآمدن از پــس مشکلات به نکات زیر توجه کنید.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به خودتان بگویید که می‌توانید از پس آن برآیید.<br />
</span>نـه مشـکـل و نـه تـوانایی خود را برای حل آن مشکل دست کم نگیرید. مـمـکن اسـت عـادت کـرده بـاشیـد تا با مشکلات سـطحـی بـرخـورد کـنید و یا آنها را نادیده بگیرید تا زمانی که مشکلات آنقدر بزرگ شونـد کـه ندانید چگونه و از کجا شروع کنید. بـه خـاطر داشته باشید که هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قدرت در دستان خود شما است.<br />
</span>شـما قدرت آن را دارید که مشکلی را حل کنید و یا به مشکلی دامن بزنید. این بـستگی بـه آن دارد که واکنش‌تان نسبت به آن مشکل مثبت باشد یا منفی. واکنش منفی معمولا شامل احساس تهدید و خـطـر نـسـبت به مشکل است که یک واکنش زنجیره وار را پدید می‌آورد. فرد بـیمناک ، احـساس خشم توام با نفرت در خود می‌کند. نفرت و خشم تنها مشکل را وخیم‌تر می‌کند. برای مثال: اگـر شما اضافه وزن داشته باشید، از این که زیاد غذا می‌خورید از خودتان متنفر می‌شوید. شـمـا می‌باید مثبت بیندیشید. خود را دوست بدارید، سپس خواهید دید که اراده تغییر شکل ظاهری خود را در خویش خواهید یافت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از کاه ، کوه نسازید.<br />
</span>آیا عادت دارید مشکلات را اغراق آمیز جلوه دهید؟ اگـر الان بیکار هستید این بدین مفهوم نیست که هیچگاه قادر نخواهید بود شغـلـی بـیابید. و اگـر شـرکــت‌تان از رونق افتاده، بدین مفهوم نیست که به پایان خط رسیده‌اید. بـه خـاطـر داشته باشید که بسیاری از افراد دیگر در شرایط بسیار بدتری نسبت به شما قرار دارند. از منظر دیگری به مشکلات بنگرید و از خـود سـؤال کـنـیـد بـدتـرین اتـفاقی که می‌توانست برای شما روی دهد چه می‌توانست باشد؟ آیا می‌توانم آن را حل کنم؟<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از احتمالات غافل نشوید.<br />
</span>هـر مشـکلی راه حـلـی دارد و به قول معروف ، پایان شـب سیه سپید است. اعتقاد داشته باشید جای مشکلی که برایتان پیش آمده، می‌توانست مشکلی بس وخیم‌تر و مصیبت‌بارتر برایتان رخ دهد که چنین نشده است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">متعهد به خود باشید.<br />
</span>اکثر افراد شکست می‌خورند اما نـه بـه خاطر آنـکه فــاقد هـوش ، فراست ، توانایی ، فرصت یا استعداد می‌باشند، بلکه به این علت کـه از مشکل خود به عنوان بهترین فرصت یاد نمی‌کنند. کـه می‌توانند از آنها درس بگیرند یا آن را به سمت و سوی دلخواه خود سوق دهند. در صورتی که اشتیاق خود را به زندگی از دست ندهید، حتی اگر زندگی تهی و پوچ به نظر آید شما قادرید موفق شوید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">صحبت کنید و گوش دهید.<br />
<br />
</span>به یاد داشته باشید که کلید حل مشکلات بـیشتر اوقات در دست منبع دیگری غیر از خودتان است. هرگاه نیاز به کمک دارید، قدم پیش بگذارید و درخواست کمک کنید. درخواست کمک ، عمل ناپسندی نیست. در حقیقت بیشتر از آنکه می‌اندیشید، دیگران به کمک شما خواهند شتافت. هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بیندیشید، بیندیشید و باز هم بیندیشید<br />
</span>از خـود سؤال کنید کـه واقـعـا مـشـکـل شما چیـست؟ بـیـکاری یـا اعتـمـاد به نفس پایین؟ مشکل شما عدم سرمایه کافی است یا خستگی و بـی‌حوصلگی؟ چگونه می‌توانید مشکل خود را حل کنید؟ به دقت به مشکلات بپردازید و سپس مرحله به مرحله آن را حل کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[*ذهنتو قوی کن*]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296680</link>
			<pubDate>Sun, 02 May 2021 10:54:57 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=296680</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #663333;">قدرت ذهنی (یا هوش هیجانی) به معنای توانایی درک و همراهی احساس‌، عواطف و نیاز‌های روحی خود و دیگران و همچنین توانایی مدیریت اضطراب‌،استرس‌، تنش و بحران‌های روحی است<br />
<br />
</span><br />
زندگی اغلب زمانی که اصلا انتظار آن را ندارید به روش خود قدرت ذهنی شما را آزمایش می کند. هرچه این چالش قوی تر باشد، عکس العمل منطقی در برابر آن سخت تر می شود.<br />
<br />
قوی بودن از نظر ذهنی بویژه زمانی که به مشکل بزرگی برخورده اید بسیار سخت است، و تنها افراد دارای روحیه قوی از توانایی شکستن حصار اطراف، گام برداشتن در مسیر صحیح و حتی توانایی رهبری دیگران برخوردار هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
یکی از مثال های جالب در این زمینه توماس ادیسون است. در سال ۱۹۱۴ کارخانه او در اثر آتش سوزی به تلی از خاکستر تبدیل شده وخسارتی ۲۳ میلیون دلاری به بار آورد. او در حین تماشای این منظره اسف بار جمله جالبی بر زبان آورد که می تواند سرمشقی برای همه باشد:<br />
<br />
خدا را شکر که تمام اشتباهات ما از بین رفت و حالا می توانیم همه چیز را از نو شروع کنیم.<br />
<br />
ادیسون با نگاهی مثبت به فرصت ها و انجام اقدامات لازم هنگام برخورد با مشکلات، نمی خواست در احساس بدبختی دست و پا بزند، بنابرین می توان او را نمونه ای عالی از فردی با قدرت ذهنی بالا دانست.<br />
<br />
افرادی که دارای میزان بالایی از این قوه هستند، احساسات خود را به خوبی تحت کنترل قرار داده و به دیگران نیز در مدیریت عواطف و هیجانات کمک می کنند. در ادامه مقاله ۱۰ راه برای افزایش قدرت ذهنی و هوش عاطفی ارائه شده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱. تلاش برای بهبود شرایط<br />
</span><br />
با تمرکز بر مشکل تنها استرس و احساسات منفی را افزایش می دهید اما با تمرکز بر انجام اقدامات عملی برای بهبود شرایط می توان احساسات مثبت و اعتماد به نفس را افزایش داده و به نتایج مطلوب دست پیدا کرد.<br />
<br />
این افراد بین خود و اشتباهاتشان فاصله ایجاد کرده اما هرگز آنها را از یاد نمی برند. بدین ترتیب می توانند در صورت لزوم به اشتباهاتشان رجوع کرده و از آنها درس بگیرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲. عدم ارتباط با افراد منفی نگر<br />
</span><br />
افراد منفی نگر با تلقین تفکرات غیر مثبت همچون یک بیماری به ذهن شما رخنه می کنند. آنها دوست دارند اطرافیان را به صرف غصه به مهمانی عدم موفقیت خود دعوت کنند چون در این صورت احساس بهتری خواهند داشت.<br />
<br />
اکثر افراد هنگام شنیدن درددل دیگران با انها احساس همدردی می کنند اما باید بین قرض دادن یک گوش و درگیر شدن در احساسات منفی آنها مرز مشخصی قائل شد. برای مثال اگر یکی از دوستانتان کنار شما نشسته و تمام روز سیگار بکشد، آیا شما هم برای همدردی حاضرید چنین شرایطی را تحمل کنید؟ قطعا از او فاصله می گیرد، این مساله در مورد احساسات منفی نیز به همین ترتیب و شاید بدتر هم باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳. حفظ اعتماد به نفس<br />
</span><br />
افراد با قدرت ذهنی بالا هنگام خستگی درست از کار نکشیده و حتی در صورت مواجهه با شکست آن را راهی به سمت موفقیت می دانند. آنها به جای تمرکز بر احساسات گذرا روی هدف نهایی تمرکز می کنند. علاوه بر این اجازه نمی دهند نظرات منفی دیگران بر روی عملکردشان تاثیر بگذارد. زمانی که کسی به آنها می گوید: هرگز نمی توانی آن کار را انجام دهی، تنها به عنوان نظر یک نفر و نه بیشتر به آن می نگرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴. بخشیدن دیگران<br />
</span><br />
کنار گذاشتن کینه ها و بخشیدن دیگران حتی کسانی که تقاضای عذرخواهی نکرده اند، باعث افزایش آرامش و تمرکز می شود. کینه، نفرت و خشم لذت زندگی را از بین برده و  باعث می شوند که مسائل قدیمی حال و آینده شما را نیز تحت تاثیر قرار دهند.<br />
<br />
علاوه بر این احساسات منفی باعث افزایش سطح استرس می شوند که می تواند عواقبی جدی را به دنبال داشته باشد. در نظر داشته باشید که بخشیدن دیگران اعمال آنها را تائید نمی کند بلکه آرامش را به شما بازمی گرداند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵. سرزنش نکردن دیگران<br />
</span><br />
خود را بدشانس دانستن و لعن و نفین چرخ روزگار به معنی خود را قربانی دانستن است. این مساله نه تنها آزاردهنده است بلکه اراده لازم برای تغییر شرایط را نیز از بین می برد. اگر خود را مسئول شرایط موجود بدانید، بدون حساب کردن روی قضا و قدر و دیگران، همیشه به تلاش خود متکی خواهید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶. دور کردن استرس<br />
</span><br />
مواجه با شرایط پیچیده طبیعتا استرس را نیز با خود به همراه می آورد. میزان کمی از استرس می تواند در تحریک و تهییج برای تلاش بیشتر مفید باشد اما تحقیقات بسیاری نشان داده اند که استراس مداوم فشار خون و بیماری های قبلی ارتباط مستقیم دارد. بنابرین سعی کنید در هر حالتی شرایط را درک کرده و اضطراب را از خود دور کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷. عدم مقایسه خود با دیگران<br />
</span><br />
اگر احساس لذت و رضایت شما در نتیجه مقایسه خود با دیگران به دست آمده باشد، پس بر احساسات خود کنترل ندارید چون ممکن است دیگران به سطح بالاتر از شما دست یافته و در نتیجه هنگام مقایسه با آنها احساس کمبود کنید.<br />
<br />
در عوض بهتر است خودتان را با خودتان مقایسه کنید، شاید این جمله از نظر شما اشتباه یا خنده دارد بیاید اما اگر موفقیت های امروزتان را ملاک قرار داده و سعی کنید در هفته، ماه یا سال بعد به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید همیشه در حال رشد و ترقی خواهید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸. شریک شدن در شادی دیگران<br />
</span><br />
حسادت معمولا به دلیل ضعف شخصیتی و احساس کمبود رخ می دهد، بنابرین کسانی که از نظر ذهنی قوی هستند، برای اینکه خود به احساس رضایت دست پیدا کنند به تخریب و نقد دیگران نیازی ندارد.<br />
<br />
حسادت و خشم دو موردی هستند که انرژی شما را سریعا تخلیه می کنند. به جای هدر دادن انرژی بهتر است در شادی دیگران شریک شده و احساسات مثبت را به سمت خود جلب کنید.<br />
<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/28-min.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹. تنبلی نکردن<br />
</span><br />
یکی از مطالعات «انستیتوی تحقیقات اونتاریو» نشان میدهد افرادی که روزی دوبار به مدت ۱۰ دقیقه ورزش می کنند، از نظر جسمی، فکری و اجتماعی تر احساس بهتری دارند. ورزش با افزایش اعتماد به نفس و سطح اندروفین، قدرت ذهن نیز را نیز بهبود می بخشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰. مثبت نگر بودن<br />
</span><br />
اگر برای مدتی به اخبار نگاه کنید می بنید که جز جنگ، خشونت، مشکلات زیست محیطی و سیل و آوارگی چیز دیگری برای گفتن ندارد. اغلب ما بر روی این مسائل هیچ کنترلی نداشه و قدرت تغییر آنها را نداریم، بنابرین بهتر است انرژی درونی را به جای لعن و نفرین سیاستمداران صرف دو چیز کنید که می توانید شما را به هدفتان برساند: تمرکز و تلاش]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #663333;">قدرت ذهنی (یا هوش هیجانی) به معنای توانایی درک و همراهی احساس‌، عواطف و نیاز‌های روحی خود و دیگران و همچنین توانایی مدیریت اضطراب‌،استرس‌، تنش و بحران‌های روحی است<br />
<br />
</span><br />
زندگی اغلب زمانی که اصلا انتظار آن را ندارید به روش خود قدرت ذهنی شما را آزمایش می کند. هرچه این چالش قوی تر باشد، عکس العمل منطقی در برابر آن سخت تر می شود.<br />
<br />
قوی بودن از نظر ذهنی بویژه زمانی که به مشکل بزرگی برخورده اید بسیار سخت است، و تنها افراد دارای روحیه قوی از توانایی شکستن حصار اطراف، گام برداشتن در مسیر صحیح و حتی توانایی رهبری دیگران برخوردار هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
یکی از مثال های جالب در این زمینه توماس ادیسون است. در سال ۱۹۱۴ کارخانه او در اثر آتش سوزی به تلی از خاکستر تبدیل شده وخسارتی ۲۳ میلیون دلاری به بار آورد. او در حین تماشای این منظره اسف بار جمله جالبی بر زبان آورد که می تواند سرمشقی برای همه باشد:<br />
<br />
خدا را شکر که تمام اشتباهات ما از بین رفت و حالا می توانیم همه چیز را از نو شروع کنیم.<br />
<br />
ادیسون با نگاهی مثبت به فرصت ها و انجام اقدامات لازم هنگام برخورد با مشکلات، نمی خواست در احساس بدبختی دست و پا بزند، بنابرین می توان او را نمونه ای عالی از فردی با قدرت ذهنی بالا دانست.<br />
<br />
افرادی که دارای میزان بالایی از این قوه هستند، احساسات خود را به خوبی تحت کنترل قرار داده و به دیگران نیز در مدیریت عواطف و هیجانات کمک می کنند. در ادامه مقاله ۱۰ راه برای افزایش قدرت ذهنی و هوش عاطفی ارائه شده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱. تلاش برای بهبود شرایط<br />
</span><br />
با تمرکز بر مشکل تنها استرس و احساسات منفی را افزایش می دهید اما با تمرکز بر انجام اقدامات عملی برای بهبود شرایط می توان احساسات مثبت و اعتماد به نفس را افزایش داده و به نتایج مطلوب دست پیدا کرد.<br />
<br />
این افراد بین خود و اشتباهاتشان فاصله ایجاد کرده اما هرگز آنها را از یاد نمی برند. بدین ترتیب می توانند در صورت لزوم به اشتباهاتشان رجوع کرده و از آنها درس بگیرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲. عدم ارتباط با افراد منفی نگر<br />
</span><br />
افراد منفی نگر با تلقین تفکرات غیر مثبت همچون یک بیماری به ذهن شما رخنه می کنند. آنها دوست دارند اطرافیان را به صرف غصه به مهمانی عدم موفقیت خود دعوت کنند چون در این صورت احساس بهتری خواهند داشت.<br />
<br />
اکثر افراد هنگام شنیدن درددل دیگران با انها احساس همدردی می کنند اما باید بین قرض دادن یک گوش و درگیر شدن در احساسات منفی آنها مرز مشخصی قائل شد. برای مثال اگر یکی از دوستانتان کنار شما نشسته و تمام روز سیگار بکشد، آیا شما هم برای همدردی حاضرید چنین شرایطی را تحمل کنید؟ قطعا از او فاصله می گیرد، این مساله در مورد احساسات منفی نیز به همین ترتیب و شاید بدتر هم باشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳. حفظ اعتماد به نفس<br />
</span><br />
افراد با قدرت ذهنی بالا هنگام خستگی درست از کار نکشیده و حتی در صورت مواجهه با شکست آن را راهی به سمت موفقیت می دانند. آنها به جای تمرکز بر احساسات گذرا روی هدف نهایی تمرکز می کنند. علاوه بر این اجازه نمی دهند نظرات منفی دیگران بر روی عملکردشان تاثیر بگذارد. زمانی که کسی به آنها می گوید: هرگز نمی توانی آن کار را انجام دهی، تنها به عنوان نظر یک نفر و نه بیشتر به آن می نگرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴. بخشیدن دیگران<br />
</span><br />
کنار گذاشتن کینه ها و بخشیدن دیگران حتی کسانی که تقاضای عذرخواهی نکرده اند، باعث افزایش آرامش و تمرکز می شود. کینه، نفرت و خشم لذت زندگی را از بین برده و  باعث می شوند که مسائل قدیمی حال و آینده شما را نیز تحت تاثیر قرار دهند.<br />
<br />
علاوه بر این احساسات منفی باعث افزایش سطح استرس می شوند که می تواند عواقبی جدی را به دنبال داشته باشد. در نظر داشته باشید که بخشیدن دیگران اعمال آنها را تائید نمی کند بلکه آرامش را به شما بازمی گرداند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵. سرزنش نکردن دیگران<br />
</span><br />
خود را بدشانس دانستن و لعن و نفین چرخ روزگار به معنی خود را قربانی دانستن است. این مساله نه تنها آزاردهنده است بلکه اراده لازم برای تغییر شرایط را نیز از بین می برد. اگر خود را مسئول شرایط موجود بدانید، بدون حساب کردن روی قضا و قدر و دیگران، همیشه به تلاش خود متکی خواهید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶. دور کردن استرس<br />
</span><br />
مواجه با شرایط پیچیده طبیعتا استرس را نیز با خود به همراه می آورد. میزان کمی از استرس می تواند در تحریک و تهییج برای تلاش بیشتر مفید باشد اما تحقیقات بسیاری نشان داده اند که استراس مداوم فشار خون و بیماری های قبلی ارتباط مستقیم دارد. بنابرین سعی کنید در هر حالتی شرایط را درک کرده و اضطراب را از خود دور کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷. عدم مقایسه خود با دیگران<br />
</span><br />
اگر احساس لذت و رضایت شما در نتیجه مقایسه خود با دیگران به دست آمده باشد، پس بر احساسات خود کنترل ندارید چون ممکن است دیگران به سطح بالاتر از شما دست یافته و در نتیجه هنگام مقایسه با آنها احساس کمبود کنید.<br />
<br />
در عوض بهتر است خودتان را با خودتان مقایسه کنید، شاید این جمله از نظر شما اشتباه یا خنده دارد بیاید اما اگر موفقیت های امروزتان را ملاک قرار داده و سعی کنید در هفته، ماه یا سال بعد به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید همیشه در حال رشد و ترقی خواهید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸. شریک شدن در شادی دیگران<br />
</span><br />
حسادت معمولا به دلیل ضعف شخصیتی و احساس کمبود رخ می دهد، بنابرین کسانی که از نظر ذهنی قوی هستند، برای اینکه خود به احساس رضایت دست پیدا کنند به تخریب و نقد دیگران نیازی ندارد.<br />
<br />
حسادت و خشم دو موردی هستند که انرژی شما را سریعا تخلیه می کنند. به جای هدر دادن انرژی بهتر است در شادی دیگران شریک شده و احساسات مثبت را به سمت خود جلب کنید.<br />
<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/28-min.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹. تنبلی نکردن<br />
</span><br />
یکی از مطالعات «انستیتوی تحقیقات اونتاریو» نشان میدهد افرادی که روزی دوبار به مدت ۱۰ دقیقه ورزش می کنند، از نظر جسمی، فکری و اجتماعی تر احساس بهتری دارند. ورزش با افزایش اعتماد به نفس و سطح اندروفین، قدرت ذهن نیز را نیز بهبود می بخشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰. مثبت نگر بودن<br />
</span><br />
اگر برای مدتی به اخبار نگاه کنید می بنید که جز جنگ، خشونت، مشکلات زیست محیطی و سیل و آوارگی چیز دیگری برای گفتن ندارد. اغلب ما بر روی این مسائل هیچ کنترلی نداشه و قدرت تغییر آنها را نداریم، بنابرین بهتر است انرژی درونی را به جای لعن و نفرین سیاستمداران صرف دو چیز کنید که می توانید شما را به هدفتان برساند: تمرکز و تلاش]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>