<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن های تخصصی  فلش خور - اجتماعی (جامعه شناسی)]]></title>
		<link>http://www.flashkhor.com/forum/</link>
		<description><![CDATA[انجمن های تخصصی  فلش خور - http://www.flashkhor.com/forum]]></description>
		<pubDate>Tue, 22 Sep 2026 17:55:39 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[پاپاراتزی]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301905</link>
			<pubDate>Sun, 10 May 2026 09:44:25 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301905</guid>
			<description><![CDATA[برای اینکه پاپاراتزی‌ها در کارشان موفق شوند، نیاز به این دارند که سلبریتی‌ها را خوب بشناسند و بدانند به کدام مناطق شهر (رستوران‌ها، مغازه‌ها و غیره) رفت و آمد می‌کنند. علاوه بر این، باید به خوبی خیابان‌های یک شهر را بشناسند تا بتوانند افراد مشهور را تعقیب کنند.<br />
عکاس پاپاراتزی به زبان ساده، تعدادی از افراد مشهور مثل بازیگرها، سیاستمداران، ورزشکاران را برای خودش نشان می‌کند و با جمع‌آوری خبر از اطرافیان و منابعی که دارد (حتی جاسوس‌هایی که همسایه این افراد هستند) در لحظه‌ لحظه زندگی این افراد تعقیبشان می‌کند و از هر موقعیتی برای عکاسی استفاده می‌کند.<br />
یک عکاس پاپاراتزی دارای شغلی آزاد است که زندگی معمول افراد مشهور و دیگر چهره‌های محبوب را رصد می‌کند. هدف او ثبت تصاویری صریح از زندگی روزمره آنها و فروش این تصاویر به روزنامه‌ها، مجلات، برنامه‌های تلویزیونی یا وبسایت‌ها است.<br />
<br />
شاید در ذهن شما همین حالا این سوال ایجاد شد که «آیا این کار غیرقانونی است؟»<br />
<br />
جواب این سوال بستگی به این دارد که در مورد قوانین کدام کشور صحبت می‌کنید و عکاس هم چقدر به این قوانین پایبند باشد.<br />
<br />
مثلا در کشورهای اروپایی که قوانین سفت و سخت حریم خصوصی وجود دارد، دست و پای این عکاس‌ها تا حدود زیادی بسته است و معمولا در موقعیت‌های خاص به صورت ناشناس و مخفیانه کار می‌کنند تا از دست قانون فرار کنند. اما در موقعیت‌هایی مثل فرش قرمز جشنواره‌ها یا کنفرانس‌های خبری چنین محدودیت‌هایی وجود ندارد.<br />
<br />
کار پاپاراتزی‌ها باعث بحث و جدل بسیار می‌شود زیرا ممکن است باعث آسیب به زندگی افراد مشهور شود. البته، گرفتن عکس از شخصی بدون اجازه او به عنوان تجاوز به حریم خصوصی محسوب می‌شود اما به دلیل آنکه رسانه‌ها مایل به پرداخت هزینه برای آن هستند و قانون مشخصی برای این شغل وجود ندارد، شغل پاپاراتزی محبوبیت بالایی دارد. اگر فرد مشهوری هستید، باید بدانید که همیشه یک پاپاراتزی در کمین شما قرار دارد و دزدکی از شما عکس می‌گیرد!<br />
<br />
منشا پاپاراتزی از کجاست؟<br />
منشا پاپاراتزی‌ها را می‌توان به اواخر دهه 1950 نسبت داد.<br />
<br />
مجلات به دنبال عکس‌هایی از افراد مشهور بودند که به صورت نامحسوس و در موقعیت‌های خاص گرفته می‌شد. اولین عکس توسط عکاسی به نام «Tazio Secchiaroli» در سال 1958 در رم گرفته شد. او عکسی از فاروق (پادشاه مصر) گرفت که نشان می‌داد او در کنار دو زن نشسته است که هیچ یک از آنها همسرش نبودند. همین عکس باعث شد تا فاروق با همسرش درگیر شود.<br />
<br />
نظریه دیگری می‌گوید که «فدریکو فلینی» کارگردان مشهور ایتالیایی در حال کار بر روی طرحی برای فیلمی درباره فرهنگ فعلی رم بود با سکیاریولی که یک عکاس خبری مشهور بود، تماس گرفت. فلینی شخصیت عکاس خبری فیلم خود را از سکیاریولی الگوبرداری کرد و او را «پاپاراتزو» نامید. این فیلم در سال 1960 و با نام «La Dolce Vita» منتشر شد. تئوری‌های مختلفی در مورد اینکه فلینی چگونه نام پاپاراتزو را پیدا کرد، وجود دارد. در مجله تایم از فلینی نقل شده است که این کلمه او را به یاد «پشه» می‌انداخت.<br />
<br />
تئوری دیگری می‌گوید که کلمه پاپاراتزی از نام مردی به نام «کوریولانو پاپاراتزو» گرفته شده است که هتلی در کاتانزارو ایتالیا را اداره می‌کرد. این نام توسط یک نویسنده انگلیسی به نام «جورج گیسینگ» ثبت شده است که در سال 1901 سفرنامه‌ای به نام «کنار دریای ایونی» را نوشت که سفرهای او را در جنوب ایتالیا بازگو می‌کرد. صرف نظر از منشا اصلی کلمه پاپاراتزو یا پاپاراتزی، این شغل به افرادی اشاره دارد که به دنبال اشخاص مشهور می‌روند تا تصاویری واقعی و جنجالی را ثبت کنند.<br />
<br />
درآمد پاپاراتزی‌ها چقدر است؟<br />
حقوق مشخصی برای عکاسان پاپاراتزی وجود ندارد. در عوض، دستمزد آنها بر تعداد و کیفیت عکس‌ها متمرکز است. عکس‌های خوب می‌توانند از چند صد پوند تا بیش از هزار پوند ارزش داشته باشند. ارزش یک عکس جنجالی زمانی مشخص می‌شود که آن عکس را هیچ پاپاراتزی دیگری نگرفته باشد. عکس باید بسیار ناب باشد و محتوای جنجالی را نشان دهد.<br />
<br />
برای مثال، گرفتن عکس از یک رابطه مخفی بین دو بازیگر دارای ارزش مالی بسیار بالایی است. برای این کار، یک پاپاراتزی باید فوق العاده باهوش باشد و بتواند افراد مشهور را در لحظاتی خاص پیدا کند. اگر یک عکاس بتواند این کار را به طور مداوم انجام دهد، این امکان برای او وجود دارد که بیش از 100 هزار پوند در سال درآمد داشته باشد.<br />
<br />
عکاسی پاپاراتزی‌ هم در ایران متداول است اما به دلیل خلا قانونی و همچنین روشن نبودن قوانین حریم خصوصی، امکان دارد چنین عکاسی به راحتی دچار مشکلات شود. البته عکاسی با اجازه خود فرد و با رعایت قوانین انتشار عکس دیگران مشکلی ایجاد نمی‌کند اما وقتی پای زندگی خصوصی افراد و عکاسی بدون اجازه وسط باشد، خرید و فروش چنین عکس‌هایی پیامدهای جبران‌ناپذیری خواهد داشت و حتی اگر میلیون‌ها تومان هم در میان باشد ارزش چندانی ندارد.<br />
<br />
افراد مشهور با پاپاراتزی‌ها مشکل دارند؟ یا واقعیت چیز دیگریست؟<br />
روابط بین سلبریتی‌ها و پاپاراتزی‌ها متفاوت است اما به طور کلی، افراد مشهور می‌خواهند با یک پاپاراتزی همکاری کنند. رابطه پاپاراتزی‌ها و سلبریتی‌ها یک نوع همزیستی است. بسیاری از افرادی که شما روزانه از آنها عکس می‌گیرد، دوست دارند تصاویرشان در جلد مجلات باشند و اخبار مربوط به آنها در وبسایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شوند.<br />
تبدیل شدن به یک پاپاراتزو موفق کار آسانی نیست. هر کسی که دوربینی در دست دارد، این امکان را دارد بیرون برود و عکاسی را شروع کند اما برای گذران زندگی نیاز به سطح دیگری از مهارت‌ها و تجهیزات نیاز خواهید داشت.<br />
<br />
اول از همه، باید از نظر فنی خود را مجهز کنید. هرچند حالا با هر موبایلی می‌شود عکس گرفت اما عکاس پاپاراتزی حتما به دوربین حرفه‌ای نیاز دارد.  خرید دوربین عکاسی می‌تواند بهترین کار باشد زیرا شما نیاز به عکس‌هایی با کیفیت بالا و معمولا در موقعیت‌های سریع و دور از سوژه دارید.<br />
<br />
لنزهای تله فوتو یا لنزهای زوم از جذاب‌ترین لنزها برای عکاسی پاپاراتزی است چون اجازه می‌دهد از فاصله‌ای دور سوژه را رصد کنند.<br />
<br />
نیمه دیگر داستان ارتباطات و هوش جاسوسی است!<br />
<br />
باید ارتباطات قوی داشته باشید و مدام حال و احوال افراد مشهور را جویا شوید. در این راه باید به اصطلاح، پوست کلفت باشید تا بتوانید دوام بیاورید زیرا هیچکس دوست ندارد فردی او را تعقیب کند و عکس‌های جنجالی از او بگیرد.<br />
<br />
مورد دیگری که باید توجه کنید، پرداخت انعام است. پرداخت انعام بدین معناست که شما به دیگران پول می‌دهید تا شما را نسبت به موقعیت یک سلبریتی آگاه کنند. برای مثال، یک فرد مشهور همیشه به یک رستوران خاص می‌رود، شما برای این که بتوانید از او عکس بگیرید، باید به متصدی رستوران مبلغی پول بدهید تا او را راضی کنید اولا به شما خبر دهد و دوما از عکاسی در داخل یا بیرون رستورانش راضی باشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[برای اینکه پاپاراتزی‌ها در کارشان موفق شوند، نیاز به این دارند که سلبریتی‌ها را خوب بشناسند و بدانند به کدام مناطق شهر (رستوران‌ها، مغازه‌ها و غیره) رفت و آمد می‌کنند. علاوه بر این، باید به خوبی خیابان‌های یک شهر را بشناسند تا بتوانند افراد مشهور را تعقیب کنند.<br />
عکاس پاپاراتزی به زبان ساده، تعدادی از افراد مشهور مثل بازیگرها، سیاستمداران، ورزشکاران را برای خودش نشان می‌کند و با جمع‌آوری خبر از اطرافیان و منابعی که دارد (حتی جاسوس‌هایی که همسایه این افراد هستند) در لحظه‌ لحظه زندگی این افراد تعقیبشان می‌کند و از هر موقعیتی برای عکاسی استفاده می‌کند.<br />
یک عکاس پاپاراتزی دارای شغلی آزاد است که زندگی معمول افراد مشهور و دیگر چهره‌های محبوب را رصد می‌کند. هدف او ثبت تصاویری صریح از زندگی روزمره آنها و فروش این تصاویر به روزنامه‌ها، مجلات، برنامه‌های تلویزیونی یا وبسایت‌ها است.<br />
<br />
شاید در ذهن شما همین حالا این سوال ایجاد شد که «آیا این کار غیرقانونی است؟»<br />
<br />
جواب این سوال بستگی به این دارد که در مورد قوانین کدام کشور صحبت می‌کنید و عکاس هم چقدر به این قوانین پایبند باشد.<br />
<br />
مثلا در کشورهای اروپایی که قوانین سفت و سخت حریم خصوصی وجود دارد، دست و پای این عکاس‌ها تا حدود زیادی بسته است و معمولا در موقعیت‌های خاص به صورت ناشناس و مخفیانه کار می‌کنند تا از دست قانون فرار کنند. اما در موقعیت‌هایی مثل فرش قرمز جشنواره‌ها یا کنفرانس‌های خبری چنین محدودیت‌هایی وجود ندارد.<br />
<br />
کار پاپاراتزی‌ها باعث بحث و جدل بسیار می‌شود زیرا ممکن است باعث آسیب به زندگی افراد مشهور شود. البته، گرفتن عکس از شخصی بدون اجازه او به عنوان تجاوز به حریم خصوصی محسوب می‌شود اما به دلیل آنکه رسانه‌ها مایل به پرداخت هزینه برای آن هستند و قانون مشخصی برای این شغل وجود ندارد، شغل پاپاراتزی محبوبیت بالایی دارد. اگر فرد مشهوری هستید، باید بدانید که همیشه یک پاپاراتزی در کمین شما قرار دارد و دزدکی از شما عکس می‌گیرد!<br />
<br />
منشا پاپاراتزی از کجاست؟<br />
منشا پاپاراتزی‌ها را می‌توان به اواخر دهه 1950 نسبت داد.<br />
<br />
مجلات به دنبال عکس‌هایی از افراد مشهور بودند که به صورت نامحسوس و در موقعیت‌های خاص گرفته می‌شد. اولین عکس توسط عکاسی به نام «Tazio Secchiaroli» در سال 1958 در رم گرفته شد. او عکسی از فاروق (پادشاه مصر) گرفت که نشان می‌داد او در کنار دو زن نشسته است که هیچ یک از آنها همسرش نبودند. همین عکس باعث شد تا فاروق با همسرش درگیر شود.<br />
<br />
نظریه دیگری می‌گوید که «فدریکو فلینی» کارگردان مشهور ایتالیایی در حال کار بر روی طرحی برای فیلمی درباره فرهنگ فعلی رم بود با سکیاریولی که یک عکاس خبری مشهور بود، تماس گرفت. فلینی شخصیت عکاس خبری فیلم خود را از سکیاریولی الگوبرداری کرد و او را «پاپاراتزو» نامید. این فیلم در سال 1960 و با نام «La Dolce Vita» منتشر شد. تئوری‌های مختلفی در مورد اینکه فلینی چگونه نام پاپاراتزو را پیدا کرد، وجود دارد. در مجله تایم از فلینی نقل شده است که این کلمه او را به یاد «پشه» می‌انداخت.<br />
<br />
تئوری دیگری می‌گوید که کلمه پاپاراتزی از نام مردی به نام «کوریولانو پاپاراتزو» گرفته شده است که هتلی در کاتانزارو ایتالیا را اداره می‌کرد. این نام توسط یک نویسنده انگلیسی به نام «جورج گیسینگ» ثبت شده است که در سال 1901 سفرنامه‌ای به نام «کنار دریای ایونی» را نوشت که سفرهای او را در جنوب ایتالیا بازگو می‌کرد. صرف نظر از منشا اصلی کلمه پاپاراتزو یا پاپاراتزی، این شغل به افرادی اشاره دارد که به دنبال اشخاص مشهور می‌روند تا تصاویری واقعی و جنجالی را ثبت کنند.<br />
<br />
درآمد پاپاراتزی‌ها چقدر است؟<br />
حقوق مشخصی برای عکاسان پاپاراتزی وجود ندارد. در عوض، دستمزد آنها بر تعداد و کیفیت عکس‌ها متمرکز است. عکس‌های خوب می‌توانند از چند صد پوند تا بیش از هزار پوند ارزش داشته باشند. ارزش یک عکس جنجالی زمانی مشخص می‌شود که آن عکس را هیچ پاپاراتزی دیگری نگرفته باشد. عکس باید بسیار ناب باشد و محتوای جنجالی را نشان دهد.<br />
<br />
برای مثال، گرفتن عکس از یک رابطه مخفی بین دو بازیگر دارای ارزش مالی بسیار بالایی است. برای این کار، یک پاپاراتزی باید فوق العاده باهوش باشد و بتواند افراد مشهور را در لحظاتی خاص پیدا کند. اگر یک عکاس بتواند این کار را به طور مداوم انجام دهد، این امکان برای او وجود دارد که بیش از 100 هزار پوند در سال درآمد داشته باشد.<br />
<br />
عکاسی پاپاراتزی‌ هم در ایران متداول است اما به دلیل خلا قانونی و همچنین روشن نبودن قوانین حریم خصوصی، امکان دارد چنین عکاسی به راحتی دچار مشکلات شود. البته عکاسی با اجازه خود فرد و با رعایت قوانین انتشار عکس دیگران مشکلی ایجاد نمی‌کند اما وقتی پای زندگی خصوصی افراد و عکاسی بدون اجازه وسط باشد، خرید و فروش چنین عکس‌هایی پیامدهای جبران‌ناپذیری خواهد داشت و حتی اگر میلیون‌ها تومان هم در میان باشد ارزش چندانی ندارد.<br />
<br />
افراد مشهور با پاپاراتزی‌ها مشکل دارند؟ یا واقعیت چیز دیگریست؟<br />
روابط بین سلبریتی‌ها و پاپاراتزی‌ها متفاوت است اما به طور کلی، افراد مشهور می‌خواهند با یک پاپاراتزی همکاری کنند. رابطه پاپاراتزی‌ها و سلبریتی‌ها یک نوع همزیستی است. بسیاری از افرادی که شما روزانه از آنها عکس می‌گیرد، دوست دارند تصاویرشان در جلد مجلات باشند و اخبار مربوط به آنها در وبسایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شوند.<br />
تبدیل شدن به یک پاپاراتزو موفق کار آسانی نیست. هر کسی که دوربینی در دست دارد، این امکان را دارد بیرون برود و عکاسی را شروع کند اما برای گذران زندگی نیاز به سطح دیگری از مهارت‌ها و تجهیزات نیاز خواهید داشت.<br />
<br />
اول از همه، باید از نظر فنی خود را مجهز کنید. هرچند حالا با هر موبایلی می‌شود عکس گرفت اما عکاس پاپاراتزی حتما به دوربین حرفه‌ای نیاز دارد.  خرید دوربین عکاسی می‌تواند بهترین کار باشد زیرا شما نیاز به عکس‌هایی با کیفیت بالا و معمولا در موقعیت‌های سریع و دور از سوژه دارید.<br />
<br />
لنزهای تله فوتو یا لنزهای زوم از جذاب‌ترین لنزها برای عکاسی پاپاراتزی است چون اجازه می‌دهد از فاصله‌ای دور سوژه را رصد کنند.<br />
<br />
نیمه دیگر داستان ارتباطات و هوش جاسوسی است!<br />
<br />
باید ارتباطات قوی داشته باشید و مدام حال و احوال افراد مشهور را جویا شوید. در این راه باید به اصطلاح، پوست کلفت باشید تا بتوانید دوام بیاورید زیرا هیچکس دوست ندارد فردی او را تعقیب کند و عکس‌های جنجالی از او بگیرد.<br />
<br />
مورد دیگری که باید توجه کنید، پرداخت انعام است. پرداخت انعام بدین معناست که شما به دیگران پول می‌دهید تا شما را نسبت به موقعیت یک سلبریتی آگاه کنند. برای مثال، یک فرد مشهور همیشه به یک رستوران خاص می‌رود، شما برای این که بتوانید از او عکس بگیرید، باید به متصدی رستوران مبلغی پول بدهید تا او را راضی کنید اولا به شما خبر دهد و دوما از عکاسی در داخل یا بیرون رستورانش راضی باشد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مریم رجوی کیست؟]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301757</link>
			<pubDate>Sat, 14 Mar 2026 12:05:40 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301757</guid>
			<description><![CDATA[مریم قجر عضدانلو متولد ۱۳۳۲ و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی متالوژی از دانشگاه صنعتی شریف است. او در یک خانواده مسلمان غیر سنتی متولد شده‌است.<br />
مریم رجوی از نوجوانی به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست.<br />
در اسفند ۱۳۶۳ مسعود رجوی که در آن زمان مسئول اول سازمان بود او را بعنوان همردیف مسئول اول انتخاب نمود و از سال ۱۳۶۵ به بعد فرمانده نظامی حملات علیه جمهوری اسلامی را بر عهده داشت و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان حمله و آتش علیه نیروی‌های نظامی  جمهوری اسلامی ایران را صادر کرد.<br />
<br />
<br />
ازدواج<br />
<br />
مریم قجر عضدانلو که در سال ۱۳۵۸ با مهدی ابریشمچی از مسئولان رده بالای سازمان مجاهدین ازدواج نموده بود، اوایل سال ۱۳۶۴ از همسرش جدا شد و مدتی بعد به عقد مسعود رجوی درآمد. این سومین ازدواج مسعود رجوی بود.<br />
<br />
شایعه مرگ مریم رجوی و پشت پرده آن <br />
<br />
تیرماه سال 1399 شایعاتی در مورد احتمال مرگ مریم رجوی به دلیل ابتلا به کرونا در رسانه ها منتشر شد.  در همین رابطه  چند روز بعد اعلام شد که    منافقین در آستانه تجمع سالیانه خود به منظور پوشش خلاء‌های هویتی و رسانه‌ای، پروژه مرده‌انگاری مریم (رجوی) را کلید زدند. در این پروژه منافقین با ارسال ایمیل به برخی از سایت‌ها، خبر مرگ همسر شرعی مهدی ابریشم‌چی را اعلام کردند تا بتوانند با پخش این خبر و سخنرانی وی در مراسم ۲۷ تیرماه از پروپاگاندای رسانه‌ای برخوردار شوند.<br />
<br />
طبق اطلاعات واصله در مراسم ۲۷ تیرماه مقرر شده است مریم قجر سخنرانی دیکته شده‌ای را برای روحیه بخشی به عناصر منفعل و بریده فرقه ارائه کند و برای نشان داده نشدن چهره پیر و فرتوت اعضای گروهک کلاه، لباس و ماسک سفید به همراه عینک آفتابی استفاده خواهد شد و شعار اصلی تجمع «ایران-مریم» و «مریم-ایران» خواهد بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مریم قجر عضدانلو متولد ۱۳۳۲ و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی متالوژی از دانشگاه صنعتی شریف است. او در یک خانواده مسلمان غیر سنتی متولد شده‌است.<br />
مریم رجوی از نوجوانی به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست.<br />
در اسفند ۱۳۶۳ مسعود رجوی که در آن زمان مسئول اول سازمان بود او را بعنوان همردیف مسئول اول انتخاب نمود و از سال ۱۳۶۵ به بعد فرمانده نظامی حملات علیه جمهوری اسلامی را بر عهده داشت و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان حمله و آتش علیه نیروی‌های نظامی  جمهوری اسلامی ایران را صادر کرد.<br />
<br />
<br />
ازدواج<br />
<br />
مریم قجر عضدانلو که در سال ۱۳۵۸ با مهدی ابریشمچی از مسئولان رده بالای سازمان مجاهدین ازدواج نموده بود، اوایل سال ۱۳۶۴ از همسرش جدا شد و مدتی بعد به عقد مسعود رجوی درآمد. این سومین ازدواج مسعود رجوی بود.<br />
<br />
شایعه مرگ مریم رجوی و پشت پرده آن <br />
<br />
تیرماه سال 1399 شایعاتی در مورد احتمال مرگ مریم رجوی به دلیل ابتلا به کرونا در رسانه ها منتشر شد.  در همین رابطه  چند روز بعد اعلام شد که    منافقین در آستانه تجمع سالیانه خود به منظور پوشش خلاء‌های هویتی و رسانه‌ای، پروژه مرده‌انگاری مریم (رجوی) را کلید زدند. در این پروژه منافقین با ارسال ایمیل به برخی از سایت‌ها، خبر مرگ همسر شرعی مهدی ابریشم‌چی را اعلام کردند تا بتوانند با پخش این خبر و سخنرانی وی در مراسم ۲۷ تیرماه از پروپاگاندای رسانه‌ای برخوردار شوند.<br />
<br />
طبق اطلاعات واصله در مراسم ۲۷ تیرماه مقرر شده است مریم قجر سخنرانی دیکته شده‌ای را برای روحیه بخشی به عناصر منفعل و بریده فرقه ارائه کند و برای نشان داده نشدن چهره پیر و فرتوت اعضای گروهک کلاه، لباس و ماسک سفید به همراه عینک آفتابی استفاده خواهد شد و شعار اصلی تجمع «ایران-مریم» و «مریم-ایران» خواهد بود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جهان در دو سوی شکاف/ واقعیت تکان‌دهنده نابرابری در جهان امروز]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301755</link>
			<pubDate>Fri, 13 Mar 2026 02:22:11 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301755</guid>
			<description><![CDATA[به گزارش اکوایران، گزارش که توسط شبکه‌ای از اقتصاددانان و پژوهشگران «آزمایشگاه نابرابری جهانی» منتشر شده، نشان می‌دهد نابرابری دیگر صرفاً به اختلاف درآمد محدود نیست. امروزه عواملی مانند دسترسی به آموزش، مالکیت سرمایه، موقعیت جغرافیایی و حتی جنسیت افراد در تعیین جایگاه آنها در ساختار اقتصادی و اجتماعی جهان نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.<br />
<br />
 آینده‌ای که از کلاس درس نابرابر آغاز می‌شود<br />
یکی از مهم‌ترین یافته‌های این گزارش به شکاف گسترده در حوزه آموزش و سرمایه انسانی مربوط می‌شود. بر اساس داده‌های منتشر شده، میانگین هزینه آموزش برای هر کودک در آفریقای جنوب صحرای بزرگ تنها حدود ۲۰۰ یورو است؛ در حالی که این رقم در اروپا به حدود ۷۴۰۰ یورو و در آمریکای شمالی و اقیانوسیه به نزدیک ۹۰۰۰ یورو می‌رسد.<br />
<br />
کارشناسان معتقدند چنین فاصله‌ای به معنای آن است که کودکان در مناطق مختلف جهان از همان سال‌های ابتدایی زندگی با فرصت‌های کاملاً متفاوتی روبه‌رو هستند. این شکاف آموزشی در عمل می‌تواند چرخه‌ای از نابرابری ایجاد کند که نسل به نسل ادامه پیدا می‌کند و توسعه بسیاری از کشورها را با چالش جدی مواجه می‌سازد.<br />
<br />
 اقلیم و ثروت؛ ردپای ثروتمندان در بحران زمین<br />
بخش دیگری از این گزارش به رابطه میان نابرابری اقتصادی و بحران تغییرات اقلیمی می‌پردازد. در حالی که در بحث‌های عمومی اغلب از مصرف مردم به عنوان عامل اصلی آلودگی یاد می‌شود، پژوهشگران در این گزارش نشان داده‌اند که مالکیت سرمایه و سرمایه‌گذاری‌ها نقش مهم‌تری در میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای دارند.<br />
<br />
بر اساس این یافته‌ها، ده درصد ثروتمندترین افراد جهان مسئول ۷۷ درصد از انتشار گازهای مرتبط با مالکیت سرمایه خصوصی هستند. علاوه بر این، همین گروه حدود ۴۷ درصد از انتشار ناشی از مصرف جهانی را نیز به خود اختصاص می‌دهند. این آمار نشان می‌دهد که بحران اقلیمی نه تنها یک مسئله محیط‌زیستی، بلکه به شکل مستقیم با تمرکز ثروت در جهان مرتبط است.<br />
<br />
کارهایی که دیده نمی‌شوند؛ چهره پنهان نابرابری جنسیتی<br />
گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ همچنین به موضوع نابرابری میان زنان و مردان در اقتصاد جهانی پرداخته است. اگر تنها درآمدهای رسمی در بازار کار در نظر گرفته شود، زنان به طور متوسط حدود ۶۱ درصد از درآمد مردان را دریافت می‌کنند. اما زمانی که کارهای خانگی و مراقبتی بدون دستمزد نیز در محاسبات لحاظ شود، این رقم به حدود ۳۲ درصد کاهش می‌یابد.<br />
<br />
به گفته پژوهشگران، این موضوع نشان می‌دهد بخش بزرگی از فعالیت‌های اقتصادی زنان در آمارهای رسمی دیده نمی‌شود، در حالی که همین فعالیت‌ها نقش اساسی در حفظ و تداوم زندگی اجتماعی و اقتصادی دارند.<br />
<br />
جریان معکوس پول در جهان<br />
یکی از نکات قابل توجه این گزارش به ساختار نظام مالی جهانی مربوط می‌شود. برخلاف تصور عمومی که کشورهای ثروتمند را اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان کمک‌های مالی برای کشورهای در حال توسعه می‌داند، بررسی‌ها نشان می‌دهد هر سال حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی جهان از کشورهای فقیرتر به اقتصادهای ثروتمند منتقل می‌شود.<br />
<br />
این انتقال عمدتاً از طریق تفاوت در نرخ بهره، بازده سرمایه و جریان‌های مالی بین‌المللی صورت می‌گیرد؛ موضوعی که به گفته اقتصاددانان می‌تواند شکاف اقتصادی میان کشورها را در بلندمدت تشدید کند.<br />
<br />
 شکاف شهری؛ خط گسل جدید در سیاست<br />
پژوهشگران همچنین از افزایش شکاف میان شهرهای بزرگ و مناطق کوچک‌تر در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته خبر می‌دهند. تفاوت در دسترسی به فرصت‌های شغلی، خدمات عمومی و سرمایه‌گذاری‌ها باعث شده است که فاصله اقتصادی و اجتماعی میان این مناطق افزایش یابد.<br />
<br />
به گفته تحلیلگران، این شکاف‌ها در سال‌های اخیر حتی بر فضای سیاسی کشورها نیز تأثیر گذاشته و اختلافات میان مناطق شهری و غیرشهری را در انتخابات و سیاست‌گذاری‌ها پررنگ‌تر کرده است.<br />
<br />
 آیا می‌توان این شکاف را کاهش داد؟<br />
در پایان گزارش، پژوهشگران تأکید می‌کنند که کاهش نابرابری در جهان نیازمند همکاری گسترده بین‌المللی و اصلاح برخی ساختارهای اقتصادی است. اجرای نظام‌های مالیاتی عادلانه‌تر، سرمایه‌گذاری در آموزش و توانمندسازی انسانی، توجه جدی به عدالت اقلیمی و تقویت نهادهای سیاسی فراگیر از جمله راهکارهایی است که در این گزارش پیشنهاد شده است.<br />
<br />
با وجود پیچیدگی این چالش‌ها، بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر سیاست‌های مناسب و همکاری جهانی شکل بگیرد، هنوز امکان کاهش شکاف‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی در جهان وجود دارد. در غیر این صورت، نابرابری می‌تواند به یکی از مهم‌ترین بحران‌های قرن بیست‌ویکم تبدیل شود؛ بحرانی که نه تنها اقتصاد، بلکه ثبات اجتماعی و سیاسی جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به گزارش اکوایران، گزارش که توسط شبکه‌ای از اقتصاددانان و پژوهشگران «آزمایشگاه نابرابری جهانی» منتشر شده، نشان می‌دهد نابرابری دیگر صرفاً به اختلاف درآمد محدود نیست. امروزه عواملی مانند دسترسی به آموزش، مالکیت سرمایه، موقعیت جغرافیایی و حتی جنسیت افراد در تعیین جایگاه آنها در ساختار اقتصادی و اجتماعی جهان نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.<br />
<br />
 آینده‌ای که از کلاس درس نابرابر آغاز می‌شود<br />
یکی از مهم‌ترین یافته‌های این گزارش به شکاف گسترده در حوزه آموزش و سرمایه انسانی مربوط می‌شود. بر اساس داده‌های منتشر شده، میانگین هزینه آموزش برای هر کودک در آفریقای جنوب صحرای بزرگ تنها حدود ۲۰۰ یورو است؛ در حالی که این رقم در اروپا به حدود ۷۴۰۰ یورو و در آمریکای شمالی و اقیانوسیه به نزدیک ۹۰۰۰ یورو می‌رسد.<br />
<br />
کارشناسان معتقدند چنین فاصله‌ای به معنای آن است که کودکان در مناطق مختلف جهان از همان سال‌های ابتدایی زندگی با فرصت‌های کاملاً متفاوتی روبه‌رو هستند. این شکاف آموزشی در عمل می‌تواند چرخه‌ای از نابرابری ایجاد کند که نسل به نسل ادامه پیدا می‌کند و توسعه بسیاری از کشورها را با چالش جدی مواجه می‌سازد.<br />
<br />
 اقلیم و ثروت؛ ردپای ثروتمندان در بحران زمین<br />
بخش دیگری از این گزارش به رابطه میان نابرابری اقتصادی و بحران تغییرات اقلیمی می‌پردازد. در حالی که در بحث‌های عمومی اغلب از مصرف مردم به عنوان عامل اصلی آلودگی یاد می‌شود، پژوهشگران در این گزارش نشان داده‌اند که مالکیت سرمایه و سرمایه‌گذاری‌ها نقش مهم‌تری در میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای دارند.<br />
<br />
بر اساس این یافته‌ها، ده درصد ثروتمندترین افراد جهان مسئول ۷۷ درصد از انتشار گازهای مرتبط با مالکیت سرمایه خصوصی هستند. علاوه بر این، همین گروه حدود ۴۷ درصد از انتشار ناشی از مصرف جهانی را نیز به خود اختصاص می‌دهند. این آمار نشان می‌دهد که بحران اقلیمی نه تنها یک مسئله محیط‌زیستی، بلکه به شکل مستقیم با تمرکز ثروت در جهان مرتبط است.<br />
<br />
کارهایی که دیده نمی‌شوند؛ چهره پنهان نابرابری جنسیتی<br />
گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ همچنین به موضوع نابرابری میان زنان و مردان در اقتصاد جهانی پرداخته است. اگر تنها درآمدهای رسمی در بازار کار در نظر گرفته شود، زنان به طور متوسط حدود ۶۱ درصد از درآمد مردان را دریافت می‌کنند. اما زمانی که کارهای خانگی و مراقبتی بدون دستمزد نیز در محاسبات لحاظ شود، این رقم به حدود ۳۲ درصد کاهش می‌یابد.<br />
<br />
به گفته پژوهشگران، این موضوع نشان می‌دهد بخش بزرگی از فعالیت‌های اقتصادی زنان در آمارهای رسمی دیده نمی‌شود، در حالی که همین فعالیت‌ها نقش اساسی در حفظ و تداوم زندگی اجتماعی و اقتصادی دارند.<br />
<br />
جریان معکوس پول در جهان<br />
یکی از نکات قابل توجه این گزارش به ساختار نظام مالی جهانی مربوط می‌شود. برخلاف تصور عمومی که کشورهای ثروتمند را اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان کمک‌های مالی برای کشورهای در حال توسعه می‌داند، بررسی‌ها نشان می‌دهد هر سال حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی جهان از کشورهای فقیرتر به اقتصادهای ثروتمند منتقل می‌شود.<br />
<br />
این انتقال عمدتاً از طریق تفاوت در نرخ بهره، بازده سرمایه و جریان‌های مالی بین‌المللی صورت می‌گیرد؛ موضوعی که به گفته اقتصاددانان می‌تواند شکاف اقتصادی میان کشورها را در بلندمدت تشدید کند.<br />
<br />
 شکاف شهری؛ خط گسل جدید در سیاست<br />
پژوهشگران همچنین از افزایش شکاف میان شهرهای بزرگ و مناطق کوچک‌تر در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته خبر می‌دهند. تفاوت در دسترسی به فرصت‌های شغلی، خدمات عمومی و سرمایه‌گذاری‌ها باعث شده است که فاصله اقتصادی و اجتماعی میان این مناطق افزایش یابد.<br />
<br />
به گفته تحلیلگران، این شکاف‌ها در سال‌های اخیر حتی بر فضای سیاسی کشورها نیز تأثیر گذاشته و اختلافات میان مناطق شهری و غیرشهری را در انتخابات و سیاست‌گذاری‌ها پررنگ‌تر کرده است.<br />
<br />
 آیا می‌توان این شکاف را کاهش داد؟<br />
در پایان گزارش، پژوهشگران تأکید می‌کنند که کاهش نابرابری در جهان نیازمند همکاری گسترده بین‌المللی و اصلاح برخی ساختارهای اقتصادی است. اجرای نظام‌های مالیاتی عادلانه‌تر، سرمایه‌گذاری در آموزش و توانمندسازی انسانی، توجه جدی به عدالت اقلیمی و تقویت نهادهای سیاسی فراگیر از جمله راهکارهایی است که در این گزارش پیشنهاد شده است.<br />
<br />
با وجود پیچیدگی این چالش‌ها، بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر سیاست‌های مناسب و همکاری جهانی شکل بگیرد، هنوز امکان کاهش شکاف‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی در جهان وجود دارد. در غیر این صورت، نابرابری می‌تواند به یکی از مهم‌ترین بحران‌های قرن بیست‌ویکم تبدیل شود؛ بحرانی که نه تنها اقتصاد، بلکه ثبات اجتماعی و سیاسی جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ممنوعیت اشعار عاشقانه در افغانستان]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301231</link>
			<pubDate>Sat, 30 Aug 2025 19:01:45 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301231</guid>
			<description><![CDATA[حکومت طالبان قانون جدید «تنظیم مشاعره» را منتشر کرد که بر اساس آن سرودن شعر عاشقانه یا درباره دختران و پسران ممنوع است.<br />
<br />
انتقاد از فرمان‌ها، هدایا، احکام و تصامیم هبت‌الله آخوند‌زاده، رهبر طالبان، هم ممنوع اعلام شده است.<br />
<br />
در این قانون که در جریده رسمی چاپ شده، آمده که از ستایش پسران و دختران، یا دعوت به روابط با دوستی با آنها، در اشعار پرهیز شود: «شعر باید خالی از عشق مجازی، خواهشات ناروا و احساسات بی‌جا باشد.»<br />
<br />
این قانون در یک مقدمه، ۳ باب، دو فصل و ۱۳ ماده به‌تازگی از طرف رهبر طالبان صادر شده است.<br />
<br />
در این قانون به شاعران توصیه شده که محتوای شعر خود را طوری آماده کنند که در آن افکار غیراسلامی مانند کمونیسم، ناسیونالیسم، فمینیسم، دموکراسی، الحاد و... رد شده باشد.<br />
<hr />
در این قانون به اجتناب جدی از «توهین صریح یا کنایی به شعائر اسلامی، سنت‌های رسول‌الله، سلف صالحین و علمای کرام» توصیه شده و آمده که از تحقیر و کوچک‌شماری اقوام، زبان‌ها، سمت‌ها و مسلمانان هم خودداری شود.<br />
<br />
وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان موظف شده که هیئتی را در مرکز و ولایت‌ها برای ارزیابی مشاعره‌ها تشکیل دهد که نمایندگان باصلاحیت وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت امر به معروف و نهی از منکر و علما در آن حضور داشته باشند.<br />
<br />
کار این هیئت تحلیل و ارزیابی قبل و بعد از مشاعره، تشخیص نکات مثبت و حذف نکات منفی آن، انتخاب سخنرانان، شاعران و ترانه‌خوانان در مشاعره است.<br />
<br />
براساس این قانون، وزارت اطلاعات و فرهنگ اجازه دارد که شاعران، ترانه‌خوانان و نویسندگانی را که از این قانون تخلف کنند، مطابق احکام شریعت، مجازات کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[حکومت طالبان قانون جدید «تنظیم مشاعره» را منتشر کرد که بر اساس آن سرودن شعر عاشقانه یا درباره دختران و پسران ممنوع است.<br />
<br />
انتقاد از فرمان‌ها، هدایا، احکام و تصامیم هبت‌الله آخوند‌زاده، رهبر طالبان، هم ممنوع اعلام شده است.<br />
<br />
در این قانون که در جریده رسمی چاپ شده، آمده که از ستایش پسران و دختران، یا دعوت به روابط با دوستی با آنها، در اشعار پرهیز شود: «شعر باید خالی از عشق مجازی، خواهشات ناروا و احساسات بی‌جا باشد.»<br />
<br />
این قانون در یک مقدمه، ۳ باب، دو فصل و ۱۳ ماده به‌تازگی از طرف رهبر طالبان صادر شده است.<br />
<br />
در این قانون به شاعران توصیه شده که محتوای شعر خود را طوری آماده کنند که در آن افکار غیراسلامی مانند کمونیسم، ناسیونالیسم، فمینیسم، دموکراسی، الحاد و... رد شده باشد.<br />
<hr />
در این قانون به اجتناب جدی از «توهین صریح یا کنایی به شعائر اسلامی، سنت‌های رسول‌الله، سلف صالحین و علمای کرام» توصیه شده و آمده که از تحقیر و کوچک‌شماری اقوام، زبان‌ها، سمت‌ها و مسلمانان هم خودداری شود.<br />
<br />
وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان موظف شده که هیئتی را در مرکز و ولایت‌ها برای ارزیابی مشاعره‌ها تشکیل دهد که نمایندگان باصلاحیت وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت امر به معروف و نهی از منکر و علما در آن حضور داشته باشند.<br />
<br />
کار این هیئت تحلیل و ارزیابی قبل و بعد از مشاعره، تشخیص نکات مثبت و حذف نکات منفی آن، انتخاب سخنرانان، شاعران و ترانه‌خوانان در مشاعره است.<br />
<br />
براساس این قانون، وزارت اطلاعات و فرهنگ اجازه دارد که شاعران، ترانه‌خوانان و نویسندگانی را که از این قانون تخلف کنند، مطابق احکام شریعت، مجازات کند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آرزو های بزرگ یک زن ( نوشته شده توسط یک زن )]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301044</link>
			<pubDate>Mon, 12 May 2025 22:16:34 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=301044</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><br />
آرزو های بزرگ یک زن<br />
یکی به من بگه آخه چرا مامان و بابای من این همه به من گفتن درس بخونم. چی می شد اگه من یه دیپلمه یا حتی دیپلم ردی یا سیکل مونده بودم و هیچ درکی هم از اطرافم نداشتم.<br />
سر ۱۸ سالگی زن یه نفر که مغازه یا رستوران داشت و یا بساز بفروش بود می شدم. بعد هم هر روز می رفتم خونه شهلا اینها, با مادر شوهرم قهر می کردم,با مامانم غیبت و درددل مادر شوهرم رو می کردم, ۲۰ سالگی یه بچه می زاییدم, با شوهرم سالی یه بار می رفتیم ترکیه و دوبی. از اونجا یه عالمه لباس می آوردم و میفروختم به زری و پری. از زرنگی خودم در خرید و فروش لباس و اسباب توالت خوشم می اومد.<br />
<br />
هفته ای یه بار می رفتم پیش مهوش خانم آرایشگر تا موهام رو مش صورتی سوزنی و های لایت کرم کنه و موهای صورتم رو لیزری بسوزونه و ابروها و لب هام رو تتو کنه. بعد ماهی یه بار موهام رو ویتامینه و صورتم رو پاکسازی می کردم. اونوقت سالی یه بار هم نگران دکوراسیون خونه ام بودم که بالاخره آدم آبرو داره. تازه دختر دایی زن برادر مادر شوهر دختر عموی شوهرم پرده های خونه اش رو عوض کرده ما چه مونه که نکنیم.هر دو هفته ای یه شوی لباس می رفتم که ببینم چی مد شده.<br />
هرروز هم برای شوهرم پلو خورش بادمجون و کرفس و قرمه سبزی و آش رشته درست می کردم. هر ماه یه مهمونی می دادم با لازانیا و ماهی و سوفله و گراتینه و خورش کاری و بیف استروگانف. با دسر ژله و بستنی و کرم کارامل. با تن ماهی و لوبیا و سالاد الویه به عنوان مزه. بعد هم به رقیه خانم و علی کارگر می گفتم بیان کارهای مهمونی و شستن ظرفها و پذیرایی از مهمون ها رو انجام بدن.بعد هم هر روز می رفتم خونه مامانم اینها که ببینیم پری خانم و ژاله خانم و خانم بحرینی چی کار ها کرده اند و دختر نازی خانم شوهر کرده یا نه و عروس خاله مامانم وای که چه مال و پول شوهره رو به باد فنا می ده و چه پز های بیخودی که نمی ده. بعد هم شوهرم بیاد خونه و با خیال راحت توی یه خونه راحت و ترتمیز لم بده و ماهواره ترک رو نگاه کنه و من ببینم که کدوم مدل مو و لباس و قیافه رو دوست داره که دور بعدی آرایشگاه خودم رو اون شکلی در بیارم.<br />
هر یه سال در میون تصمیم بگیرم که از این به بعد نماز بخونم و بعد یادم بره یهو. اون وقت چشم و هم چشمی بقیه برم مکه بعد تا دوماه همه جا روسری سرم کنم بعد که ببینم نه بابا نمی صرفه دوباره روسری رو بردارم. اون وقت نذر حضرت رقیه کنم و سفره بندازم و سفره بقیه رو برم. صدقه به گیتی خانم بدم که به دست مستحقش می رسونه. بعد شب پاشم برم با حاج آقامون سوتین کریستین دیور و یه ماشین گالانت میتسوبیشی واسه دل عمه ام بخرم. بعد هم بگم وای شوهرم جونم همه رفتن خارج ماهم بریم . شوهرم هم یه وکیل خوب بگیره و از راه سرمایه گذاری بریم کانادا ونکوور که هوا خوبه و من سینه ام نمی چاد, اونجا هم پز بدیم و من هم بیام ایران و برم چون که دوری مامانم رو نمی تونم تحمل کنم و اصلا کشور آدم یه چیز دیگه است, اما وسط هر جمله ام سه تا اوکی و چهار تا او مای گاد بگم. لباس هام هم همه رو از کانادا بخرم.<br />
<br />
آخه من دیوونه بودم از اول عمرم رفتم کودکستان, بعد مدرسه, بعد دبیرستان, در تمام این جاها عین دیوونه های بی مغز درس خوندم (بلانسبت همه درس خونده ها) بعد عین ملنگ ها سخت ترین رشته های دانشگاهی رو انتخاب کرده ام. بعد هم بگم الا و بلا من با کسی که مهندس یا دکتر نباشه ازدواج نمی کنم. بعد هم بریم عین منگل هایی که نذر کرده اند همه زندگی مو وقف دانش روز افزون بشری کرده ام که وقتی میایم خونه عین (دور از جون) جسد بیفتیم یه طرف و خونه عین دور از جون همه اتون خونه کهنه چینا به هم ریخته و در هم باشه و برای یه روز تعطیل له له بزنیم. به فکر آدم های بیچاره دنیا باشیم که چطور می شه بهشون کمک کرد. من بخام تاریخ و فرهنگ ایران رو بخونم و زبان فارسی رو گسترش بدم .واسه حقوق از دست رفته زنان در دنیا و تاریخ تمام مدت حرص بخورم و بحث کنم. نگران پیشرفت تکنولوژی باشم و از شدت استرس پیشرفت تکنولوژی متحیر شده باشم. بخام عربی یاد بگیرم که قرآن رو بخونم و تفسیر کنم و انجیل و تورات رو بخونم و بدتر از همه مثل خر کار کنم که آخر سر اصلا یادم بره که منی توی این دنیا وجود داره و آدمه اصلا.<br />
یکی بگه من خل نبودم این راه خرکی رو انتخاب کردم؟<br />
<br />
برم خودم رو بکشم؟!!!<br />
 </span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><br />
آرزو های بزرگ یک زن<br />
یکی به من بگه آخه چرا مامان و بابای من این همه به من گفتن درس بخونم. چی می شد اگه من یه دیپلمه یا حتی دیپلم ردی یا سیکل مونده بودم و هیچ درکی هم از اطرافم نداشتم.<br />
سر ۱۸ سالگی زن یه نفر که مغازه یا رستوران داشت و یا بساز بفروش بود می شدم. بعد هم هر روز می رفتم خونه شهلا اینها, با مادر شوهرم قهر می کردم,با مامانم غیبت و درددل مادر شوهرم رو می کردم, ۲۰ سالگی یه بچه می زاییدم, با شوهرم سالی یه بار می رفتیم ترکیه و دوبی. از اونجا یه عالمه لباس می آوردم و میفروختم به زری و پری. از زرنگی خودم در خرید و فروش لباس و اسباب توالت خوشم می اومد.<br />
<br />
هفته ای یه بار می رفتم پیش مهوش خانم آرایشگر تا موهام رو مش صورتی سوزنی و های لایت کرم کنه و موهای صورتم رو لیزری بسوزونه و ابروها و لب هام رو تتو کنه. بعد ماهی یه بار موهام رو ویتامینه و صورتم رو پاکسازی می کردم. اونوقت سالی یه بار هم نگران دکوراسیون خونه ام بودم که بالاخره آدم آبرو داره. تازه دختر دایی زن برادر مادر شوهر دختر عموی شوهرم پرده های خونه اش رو عوض کرده ما چه مونه که نکنیم.هر دو هفته ای یه شوی لباس می رفتم که ببینم چی مد شده.<br />
هرروز هم برای شوهرم پلو خورش بادمجون و کرفس و قرمه سبزی و آش رشته درست می کردم. هر ماه یه مهمونی می دادم با لازانیا و ماهی و سوفله و گراتینه و خورش کاری و بیف استروگانف. با دسر ژله و بستنی و کرم کارامل. با تن ماهی و لوبیا و سالاد الویه به عنوان مزه. بعد هم به رقیه خانم و علی کارگر می گفتم بیان کارهای مهمونی و شستن ظرفها و پذیرایی از مهمون ها رو انجام بدن.بعد هم هر روز می رفتم خونه مامانم اینها که ببینیم پری خانم و ژاله خانم و خانم بحرینی چی کار ها کرده اند و دختر نازی خانم شوهر کرده یا نه و عروس خاله مامانم وای که چه مال و پول شوهره رو به باد فنا می ده و چه پز های بیخودی که نمی ده. بعد هم شوهرم بیاد خونه و با خیال راحت توی یه خونه راحت و ترتمیز لم بده و ماهواره ترک رو نگاه کنه و من ببینم که کدوم مدل مو و لباس و قیافه رو دوست داره که دور بعدی آرایشگاه خودم رو اون شکلی در بیارم.<br />
هر یه سال در میون تصمیم بگیرم که از این به بعد نماز بخونم و بعد یادم بره یهو. اون وقت چشم و هم چشمی بقیه برم مکه بعد تا دوماه همه جا روسری سرم کنم بعد که ببینم نه بابا نمی صرفه دوباره روسری رو بردارم. اون وقت نذر حضرت رقیه کنم و سفره بندازم و سفره بقیه رو برم. صدقه به گیتی خانم بدم که به دست مستحقش می رسونه. بعد شب پاشم برم با حاج آقامون سوتین کریستین دیور و یه ماشین گالانت میتسوبیشی واسه دل عمه ام بخرم. بعد هم بگم وای شوهرم جونم همه رفتن خارج ماهم بریم . شوهرم هم یه وکیل خوب بگیره و از راه سرمایه گذاری بریم کانادا ونکوور که هوا خوبه و من سینه ام نمی چاد, اونجا هم پز بدیم و من هم بیام ایران و برم چون که دوری مامانم رو نمی تونم تحمل کنم و اصلا کشور آدم یه چیز دیگه است, اما وسط هر جمله ام سه تا اوکی و چهار تا او مای گاد بگم. لباس هام هم همه رو از کانادا بخرم.<br />
<br />
آخه من دیوونه بودم از اول عمرم رفتم کودکستان, بعد مدرسه, بعد دبیرستان, در تمام این جاها عین دیوونه های بی مغز درس خوندم (بلانسبت همه درس خونده ها) بعد عین ملنگ ها سخت ترین رشته های دانشگاهی رو انتخاب کرده ام. بعد هم بگم الا و بلا من با کسی که مهندس یا دکتر نباشه ازدواج نمی کنم. بعد هم بریم عین منگل هایی که نذر کرده اند همه زندگی مو وقف دانش روز افزون بشری کرده ام که وقتی میایم خونه عین (دور از جون) جسد بیفتیم یه طرف و خونه عین دور از جون همه اتون خونه کهنه چینا به هم ریخته و در هم باشه و برای یه روز تعطیل له له بزنیم. به فکر آدم های بیچاره دنیا باشیم که چطور می شه بهشون کمک کرد. من بخام تاریخ و فرهنگ ایران رو بخونم و زبان فارسی رو گسترش بدم .واسه حقوق از دست رفته زنان در دنیا و تاریخ تمام مدت حرص بخورم و بحث کنم. نگران پیشرفت تکنولوژی باشم و از شدت استرس پیشرفت تکنولوژی متحیر شده باشم. بخام عربی یاد بگیرم که قرآن رو بخونم و تفسیر کنم و انجیل و تورات رو بخونم و بدتر از همه مثل خر کار کنم که آخر سر اصلا یادم بره که منی توی این دنیا وجود داره و آدمه اصلا.<br />
یکی بگه من خل نبودم این راه خرکی رو انتخاب کردم؟<br />
<br />
برم خودم رو بکشم؟!!!<br />
 </span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قانون کارما]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=300547</link>
			<pubDate>Fri, 27 Sep 2024 06:54:20 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=300547</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;">در دنیا قانونی وجود دارد به نام قانون "کارما"<br />
قانون کارما یعنی اگر بزنی یک روزی میخوری<br />
یعنی اگر شکستی یه روز خودت هم میشکنی<br />
خلاصه کنم برایت قانون کارما همان ضرب المثل معروف است که میگوید از هر دستی بدهی از همان دست پس میگیری<br />
آن زمان که دلی را شکستی<br />
آن زمان که اشک کسی را دراوردی<br />
آن زمان که زخمی زدی<br />
بترس از قانون کارما که اگر توبه کنی و پشیمان هم شوی سودی ندارد و این قانون چه بخواهی چه نخواهی بر زندگی تو پیاده میشود...<br />
بترس از قانون کارما...<br />
کارما یعنی زمین بدجور گرد است...<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;">در دنیا قانونی وجود دارد به نام قانون "کارما"<br />
قانون کارما یعنی اگر بزنی یک روزی میخوری<br />
یعنی اگر شکستی یه روز خودت هم میشکنی<br />
خلاصه کنم برایت قانون کارما همان ضرب المثل معروف است که میگوید از هر دستی بدهی از همان دست پس میگیری<br />
آن زمان که دلی را شکستی<br />
آن زمان که اشک کسی را دراوردی<br />
آن زمان که زخمی زدی<br />
بترس از قانون کارما که اگر توبه کنی و پشیمان هم شوی سودی ندارد و این قانون چه بخواهی چه نخواهی بر زندگی تو پیاده میشود...<br />
بترس از قانون کارما...<br />
کارما یعنی زمین بدجور گرد است...<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=299803</link>
			<pubDate>Mon, 29 Apr 2024 00:41:23 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=299803</guid>
			<description><![CDATA[دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="https://imgurl.ir/uploads/e913538_51210b403df34353b5b11bc05ae2858e.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
معرفی کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟<br />
کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟ نوشتهٔ الیزابت اس. کلمنز و ترجمهٔ شیرین کریمی و ویراستهٔ محمد هدایتی است و انتشارات زندگی روزانه آن را منتشر کرده است.<br />
<br />
درباره کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟<br />
الیزابت اس. کلمنز (متولد ۱۹۵۸) جامعه‌شناس آمریکایی و استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه‌های آریزونا و شیکاگو است. او در دانشگاه‌های هاروارد و شیکاگو تحصیل کرده و در مطالعاتش به نقش جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌ها در تغییرات سیاسی و نیز به توسعهٔ سیاسی در ایالات متحد آمریکا می‌پردازد. کلمنز از سال ۱۹۹۸ تا امروز سردبیر چند مجله در حوزهٔ جامعه‌شناسی سیاسی بوده و از سال ۲۰۱۶ سردبیر مجلهٔ جامعه‌شناسی آمریکا است.<br />
<br />
نخستین کتاب کلمنز با عنوان لابیِ مردم: خلاقیت سازمانی و برآمدن سیاست گروه ذینفع در ایالات متحد ۱۸۹۰-۱۹۲۵، جایزهٔ بهترین کتاب را در بخش جامعه‌شناسی سازمان در سال ۱۹۹۸ و همچنین در بخش جامعه‌شناسی سیاسی در سال ۱۹۹۹ از آنِ خود کرد. کلمنز در این کتاب استدلال می‌کند که از اواخر قرن نوزدهم سیاست آمریکا از نظامی با محوریت سازمان‌های احزاب سیاسی و انتخابات به نظامی با محوریت گروه‌های ذینفع تبدیل شده است. مطالعات کلمنز در لابی مردم نوعی بحث و گفت‌وگو با نظریه‌های بنیادین جامعه‌شناختی است و بر نوآوری سازمانی تمرکز دارد.<br />
<br />
کلمنز در سال ۲۰۲۰ هدایای مدنی: اراده‌گرایی و ساخت دولت-ملت آمریکا را منتشر کرد. او در این کتاب مخمصه‌های تنش‌آمیز اما پرقدرتِ لیبرالیسم را در توسعهٔ فرهنگ سیاسی و حکمرانی آمریکا نشان می‌دهد و نیز رابطهٔ جامعهٔ مدنی با دولت را بررسی می‌کند. کلمنز در مقام جامعه‌شناس سیاسی معتقد است که سیاست را نمی‌توان فقط با بررسی نهادهای رسمی مثل ریاست‌جمهوری، دادگاه‌ها و کنگره درک کرد، بلکه سیاست را باید در زندگی اجتماعی، محل کار و از طریق سازمان‌ها، انجمن‌ها و فعالیت‌هایی که اغلب به چشم فعالیت‌های خصوصی به آنها نگریسته می‌شود درک کرد.<br />
<br />
کتاب جامعه‌شناسی سیاسی چیست؟ در سال ۲۰۱۶ در نشر پالیتی منتشر شد. کلمنز در این کتاب متنی صریح و الهام‌بخش برای دانشجویان در تمام سطوح تحصیلی نوشته است. به تعبیرِ رُز دلرِ منتقد، کلمنز در این کتاب «جامعه‌شناسی سیاسی را همچون چهرهٔ انسانیِ سیاست ترسیم می‌کند.» کلمنز در این کتاب از مفاهیم، نظریه‌ها و مکاتب فکریِ اصلی در حکم زمینه‌ای برای کارش استفاده می‌کند و با تکیه به بنیان‌های علم سیاست به حوزهٔ جامعه‌شناسی سیاسی می‌پردازد. کلمنز سیاست را، علاوه بر نهادهای رسمی سیاسی، در روابط میان مردم، اعضای خانواده‌ها، رویدادهای زندگی، مسائل اقتصادی و نیز در معماری و بناهای تاریخی می‌بیند. به زعم کلمنز جامعه‌شناسی سیاسی نحوهٔ شکل‌گیری فرایندهای اجتماعی را درون نهادهای سیاسی رسمی و نیز انواع بسیاری از سیاست‌های اجرایی را در محیط‌های خارج از ترتیباتِ به‌رسمیت‌شناخته‌شدهٔ حاکم بررسی می‌کند و اینها شامل سیاست‌های درونیِ خانوادگی و نیز انجمن‌های مدنی و شبکه‌های اجتماعی می‌شود که حافظِ جنبش‌های اجتماعی و کارزارهای سیاسی است و از مرزهای نهادهای سیاسی رسمی عبور می‌کند.<br />
<br />
خواندن کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم<br />
این کتاب را به پژوهشگران حوزه‌های جامعه‌شناسی سیاسی و فلسفه سیاسی پیشنهاد می‌کنیم.<br />
<br />
بخشی از کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟<br />
«کم‌وبیش به هر جای جهان که سفر کنید و در بسیاری از مکان‌های دیدنی عالم، آثارِ فیزیکیِ بر جای مانده از نظم‌های سیاسی را خواهید دید که مدت‌هاست از بین رفته‌اند: قلعه‌ها در امتداد رود راین، دیوار بزرگ چین، مجموعه‌های معابدِ عظیم آمریکای مرکزی، آفریقای شمالی و آسیای جنوبِ شرقی، یا حتی مجموعهٔ انبارهای غلّهٔ دیواره‌سنگی در فلاتِ بادخیز آمریکای جنوب غربی. هر یک از این مکان‌ها تجسم‌بخشِ برخی از روش‌های تقویت‌کنندهٔ توانِ انسان برای کنترل محیط خود، برای تولید کالاهای اشتراکی، و کم‌وبیش همیشه، برای سلطهٔ برخی بر دیگران‌اند.<br />
<br />
قلعه‌های اروپایی همزمان مراکز فعالیت اقتصادی، «کرسی‌های» قدرتِ وصل‌کنندهٔ سلسله‌های خاندانی به حکمرانیِ مشروع و به‌رسمیت‌شناخته‌شده و منابع نظامی بود که حوزه‌ای امن و قابلِ بهره‌برداری از کلِ مناطق اطراف را مهیا می‌ساخت. اقتدار سیاسیِ رسمیِ حاکمی که چنین قلعه‌ای را در اختیار داشت در شبکهٔ گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی و نیز در مجموعه‌های مشترکی از مفاهیم مذهبی و فرهنگی ریشه داشت. هرچند این امر، به شیوه‌های بسیار متفاوت، در مورد امپراتورهایی که دیوار بزرگ را بنا کردند، کشیش‌هایی که آن معابد را اداره می‌کردند یا رهبران به‌رسمیت‌شناخته‌شده در گروه‌های کوچکِ محلی که فقط چند قرن با امرار معاش از راه شکار و گردآوری فاصله داشتند نیز صادق بود.<br />
<br />
هر مکان مشخصی تقریباً با انباشت لایه‌هایی از روش‌های مختلفِ سازماندهیِ قدرت بر روی هم شکل گرفته است. اگر بنا باشد از آن انبارهای سنگیِ ناصافِ غلّه در کنجِ جنوبِ غربی یوتا شروع کنیم، نقطهٔ عزیمت‌مان مکانی است که به‌دست جوامع گوناگونِ بومی آمریکایی سامان یافت، سپس ایالات متحد با شکست مکزیک (که پیش‌تر مستعمرهٔ اسپانیا بود) مدعی مالکیت بر آنجا شد، بعد مورمون‌ها در آنجا یک تئوکراسی بنا نهادند؛ هرچند بعدها ناچار شدند به منظور پیوستن به ایالات متحد خواسته‌های کنگرهٔ آمریکا را اجابت کنند و قوانین خودشان را تغییر دهند. با چرخشِ دایره‌وارِ ساعتگرد در فور کورنرز __که با زوایای قائمه روی نقشه هزاران مایل به سمت شرقِ واشینگتن دی‌سی، با مرز شرقی-غربی ترسیم شده و نشان‌دهندهٔ مصالحه‌ای امیدبخش میان ایالت‌های برده‌دار و ایالت‌های آزاد در مجلس قانونگذاری ملی است، از میان اتراق‌گاه‌های قبایل امروزی گذر می‌کنیم که هم دارای موجودیت‌های خودمختارند و هم تابع دولت فدرال‌اند، و از ویرانه‌های درّهٔ چاکو در قلب یک نظام عظیم منطقه‌ای مربوط به هزار سال پیش یا کهن‌تر، و نیز از میان مناطقی عبور می‌کنیم که با جنگ از اسپانیا، و با جنگ‌های بیشتر یا با خریدن از مکزیکِ مستقل گرفته شده‌اند. هر یک از این مسیرها، به‌نوبهٔ خود، با نظام‌های تجارت، قوانینِ مربوط به مالکیت اموال، کردوکارهای معنوی و نظام‌های خانوادگی شکل جدیدی از نظم سیاسی را ایجاد کرده‌اند.»</span><br />
<br />
لینک دانلود:<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
https://imgurl.ir/uploads/f80642_29597_D8ACD8A7D985D8B9D98720D8B4D986D8A7D8B3DB8C20D8B3D.pdf ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="https://imgurl.ir/uploads/e913538_51210b403df34353b5b11bc05ae2858e.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
معرفی کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟<br />
کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟ نوشتهٔ الیزابت اس. کلمنز و ترجمهٔ شیرین کریمی و ویراستهٔ محمد هدایتی است و انتشارات زندگی روزانه آن را منتشر کرده است.<br />
<br />
درباره کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟<br />
الیزابت اس. کلمنز (متولد ۱۹۵۸) جامعه‌شناس آمریکایی و استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه‌های آریزونا و شیکاگو است. او در دانشگاه‌های هاروارد و شیکاگو تحصیل کرده و در مطالعاتش به نقش جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌ها در تغییرات سیاسی و نیز به توسعهٔ سیاسی در ایالات متحد آمریکا می‌پردازد. کلمنز از سال ۱۹۹۸ تا امروز سردبیر چند مجله در حوزهٔ جامعه‌شناسی سیاسی بوده و از سال ۲۰۱۶ سردبیر مجلهٔ جامعه‌شناسی آمریکا است.<br />
<br />
نخستین کتاب کلمنز با عنوان لابیِ مردم: خلاقیت سازمانی و برآمدن سیاست گروه ذینفع در ایالات متحد ۱۸۹۰-۱۹۲۵، جایزهٔ بهترین کتاب را در بخش جامعه‌شناسی سازمان در سال ۱۹۹۸ و همچنین در بخش جامعه‌شناسی سیاسی در سال ۱۹۹۹ از آنِ خود کرد. کلمنز در این کتاب استدلال می‌کند که از اواخر قرن نوزدهم سیاست آمریکا از نظامی با محوریت سازمان‌های احزاب سیاسی و انتخابات به نظامی با محوریت گروه‌های ذینفع تبدیل شده است. مطالعات کلمنز در لابی مردم نوعی بحث و گفت‌وگو با نظریه‌های بنیادین جامعه‌شناختی است و بر نوآوری سازمانی تمرکز دارد.<br />
<br />
کلمنز در سال ۲۰۲۰ هدایای مدنی: اراده‌گرایی و ساخت دولت-ملت آمریکا را منتشر کرد. او در این کتاب مخمصه‌های تنش‌آمیز اما پرقدرتِ لیبرالیسم را در توسعهٔ فرهنگ سیاسی و حکمرانی آمریکا نشان می‌دهد و نیز رابطهٔ جامعهٔ مدنی با دولت را بررسی می‌کند. کلمنز در مقام جامعه‌شناس سیاسی معتقد است که سیاست را نمی‌توان فقط با بررسی نهادهای رسمی مثل ریاست‌جمهوری، دادگاه‌ها و کنگره درک کرد، بلکه سیاست را باید در زندگی اجتماعی، محل کار و از طریق سازمان‌ها، انجمن‌ها و فعالیت‌هایی که اغلب به چشم فعالیت‌های خصوصی به آنها نگریسته می‌شود درک کرد.<br />
<br />
کتاب جامعه‌شناسی سیاسی چیست؟ در سال ۲۰۱۶ در نشر پالیتی منتشر شد. کلمنز در این کتاب متنی صریح و الهام‌بخش برای دانشجویان در تمام سطوح تحصیلی نوشته است. به تعبیرِ رُز دلرِ منتقد، کلمنز در این کتاب «جامعه‌شناسی سیاسی را همچون چهرهٔ انسانیِ سیاست ترسیم می‌کند.» کلمنز در این کتاب از مفاهیم، نظریه‌ها و مکاتب فکریِ اصلی در حکم زمینه‌ای برای کارش استفاده می‌کند و با تکیه به بنیان‌های علم سیاست به حوزهٔ جامعه‌شناسی سیاسی می‌پردازد. کلمنز سیاست را، علاوه بر نهادهای رسمی سیاسی، در روابط میان مردم، اعضای خانواده‌ها، رویدادهای زندگی، مسائل اقتصادی و نیز در معماری و بناهای تاریخی می‌بیند. به زعم کلمنز جامعه‌شناسی سیاسی نحوهٔ شکل‌گیری فرایندهای اجتماعی را درون نهادهای سیاسی رسمی و نیز انواع بسیاری از سیاست‌های اجرایی را در محیط‌های خارج از ترتیباتِ به‌رسمیت‌شناخته‌شدهٔ حاکم بررسی می‌کند و اینها شامل سیاست‌های درونیِ خانوادگی و نیز انجمن‌های مدنی و شبکه‌های اجتماعی می‌شود که حافظِ جنبش‌های اجتماعی و کارزارهای سیاسی است و از مرزهای نهادهای سیاسی رسمی عبور می‌کند.<br />
<br />
خواندن کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم<br />
این کتاب را به پژوهشگران حوزه‌های جامعه‌شناسی سیاسی و فلسفه سیاسی پیشنهاد می‌کنیم.<br />
<br />
بخشی از کتاب جامعه شناسی سیاسی چیست؟<br />
«کم‌وبیش به هر جای جهان که سفر کنید و در بسیاری از مکان‌های دیدنی عالم، آثارِ فیزیکیِ بر جای مانده از نظم‌های سیاسی را خواهید دید که مدت‌هاست از بین رفته‌اند: قلعه‌ها در امتداد رود راین، دیوار بزرگ چین، مجموعه‌های معابدِ عظیم آمریکای مرکزی، آفریقای شمالی و آسیای جنوبِ شرقی، یا حتی مجموعهٔ انبارهای غلّهٔ دیواره‌سنگی در فلاتِ بادخیز آمریکای جنوب غربی. هر یک از این مکان‌ها تجسم‌بخشِ برخی از روش‌های تقویت‌کنندهٔ توانِ انسان برای کنترل محیط خود، برای تولید کالاهای اشتراکی، و کم‌وبیش همیشه، برای سلطهٔ برخی بر دیگران‌اند.<br />
<br />
قلعه‌های اروپایی همزمان مراکز فعالیت اقتصادی، «کرسی‌های» قدرتِ وصل‌کنندهٔ سلسله‌های خاندانی به حکمرانیِ مشروع و به‌رسمیت‌شناخته‌شده و منابع نظامی بود که حوزه‌ای امن و قابلِ بهره‌برداری از کلِ مناطق اطراف را مهیا می‌ساخت. اقتدار سیاسیِ رسمیِ حاکمی که چنین قلعه‌ای را در اختیار داشت در شبکهٔ گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی و نیز در مجموعه‌های مشترکی از مفاهیم مذهبی و فرهنگی ریشه داشت. هرچند این امر، به شیوه‌های بسیار متفاوت، در مورد امپراتورهایی که دیوار بزرگ را بنا کردند، کشیش‌هایی که آن معابد را اداره می‌کردند یا رهبران به‌رسمیت‌شناخته‌شده در گروه‌های کوچکِ محلی که فقط چند قرن با امرار معاش از راه شکار و گردآوری فاصله داشتند نیز صادق بود.<br />
<br />
هر مکان مشخصی تقریباً با انباشت لایه‌هایی از روش‌های مختلفِ سازماندهیِ قدرت بر روی هم شکل گرفته است. اگر بنا باشد از آن انبارهای سنگیِ ناصافِ غلّه در کنجِ جنوبِ غربی یوتا شروع کنیم، نقطهٔ عزیمت‌مان مکانی است که به‌دست جوامع گوناگونِ بومی آمریکایی سامان یافت، سپس ایالات متحد با شکست مکزیک (که پیش‌تر مستعمرهٔ اسپانیا بود) مدعی مالکیت بر آنجا شد، بعد مورمون‌ها در آنجا یک تئوکراسی بنا نهادند؛ هرچند بعدها ناچار شدند به منظور پیوستن به ایالات متحد خواسته‌های کنگرهٔ آمریکا را اجابت کنند و قوانین خودشان را تغییر دهند. با چرخشِ دایره‌وارِ ساعتگرد در فور کورنرز __که با زوایای قائمه روی نقشه هزاران مایل به سمت شرقِ واشینگتن دی‌سی، با مرز شرقی-غربی ترسیم شده و نشان‌دهندهٔ مصالحه‌ای امیدبخش میان ایالت‌های برده‌دار و ایالت‌های آزاد در مجلس قانونگذاری ملی است، از میان اتراق‌گاه‌های قبایل امروزی گذر می‌کنیم که هم دارای موجودیت‌های خودمختارند و هم تابع دولت فدرال‌اند، و از ویرانه‌های درّهٔ چاکو در قلب یک نظام عظیم منطقه‌ای مربوط به هزار سال پیش یا کهن‌تر، و نیز از میان مناطقی عبور می‌کنیم که با جنگ از اسپانیا، و با جنگ‌های بیشتر یا با خریدن از مکزیکِ مستقل گرفته شده‌اند. هر یک از این مسیرها، به‌نوبهٔ خود، با نظام‌های تجارت، قوانینِ مربوط به مالکیت اموال، کردوکارهای معنوی و نظام‌های خانوادگی شکل جدیدی از نظم سیاسی را ایجاد کرده‌اند.»</span><br />
<br />
لینک دانلود:<br />
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
https://imgurl.ir/uploads/f80642_29597_D8ACD8A7D985D8B9D98720D8B4D986D8A7D8B3DB8C20D8B3D.pdf ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا به آخرالزمان نزدیک می شویم؟ Apocalypse]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=299226</link>
			<pubDate>Tue, 21 Nov 2023 11:41:39 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=299226</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;">جنگ اوکراین، افزایش تحرکات نظامی چین، افزایش آزمایش‌های موشکی کره شمالی، و همچنین افزایش میزان ذخایر غنی‌سازی ایران از جمله دلایل ذکر شده برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به لحظه آخرالزمان ذکر شد.</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1a1b1b;">با توجه به رخدادهای یک سال گذشته، به خصوص اینکه هر لحظه امکان دارد روسیه متعاقب حمله نظامی به اوکراین از سلاح اتمی استفاده کند، دانشمندان روز سه‌شنبه ۲۴ ژانویه زمان نمادین برای رسیدن آخرالزمان را ده ثانیه کاهش دادند.</span></span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">دانشمندان یک سازمان آمریکایی در ۷۶ سال گذشته هر ساله در ماه ژانویه میزان احتمال نابودی نوع بشر را به طور نمادین اندازه‌گیری کرده‌اند.</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">تا همین چند سال پیش، معیار اصلی تعیین ساعت آخرالزمان خطر ناشی از سلاح‌های هسته‌ای بود؛ ولی رفته رفته با تغییر و تحولات جهانی، شاخص‌های دیگری همچون شیوع بیماری همه‌گیر کووید-۱۹، خطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی، خطر استفاده از سلاح‌های زیستی (بیولوژیک) و خطرات دروغ‌پراکنی از سوی کشورهایی همچون روسیه نیز به آن اضافه شد.</span></span></span></span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: x-large;"><span style="color: #1a1b1b;">با لحاظ کردن تمامی مولفه‌های ذکر شده و با رصد ویژه تحولات جنگ اوکراین، اعضای «بولتن دانشمندان اتمی» امروز سه‌شنبه ۲۴ ژانویه ۲۰۲۳، فاصله زمانی تا نیمه‌شب را تنها نود ثانیه اعلام کردند. </span></span></span></span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">افزایش تحرکات نظامی چین، افزایش آزمایش‌های موشکی کره شمالی، و همچنین افزایش میزان ذخایر غنی‌سازی ایران از جمله دلایل ذکر شده برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به لحظه آخرالزمان ذکر شد.</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">ساعت آخرالزمان چیست؟</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">دانشمندان دانشگاه شیکاگو که بر روی پروژه‌ای تخت عنوان «پروژه منهتن» تحقیق می‌کردند، در سال ۱۹۴۵ خبرنامه‌ای به نام «بولتن دانشمندان اتمی» را راه اندازی کردند. با گذشت دو سال از آغاز فعالیت این گروه، آن‌ها اولین ساعت رسیدن به نقطه آخرالزمان را در سال ۱۹۴۷ میلادی مشخص کردند.</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">در این هفتاد و شش سال، دانشمندان ۲۵ بار مجبور شدند زمان‌سنج خود را باز تنظیم کنند. هر چه عقربه‌های این ساعت به نیمه ‌شب نزدیک‌تر باشد یعنی اینکه به پایان کار دنیا نیز نزدیک‌تر می‌شویم و هر چه از این فاصله بیشتر باشد یعنی اینکه میتوان به بقای بشریت بیشتر امیدوار بود.</span></span></div>
<ul>
در سال ۱۹۴۷ اولین باری که دانشمندان این زمان‌سنج را اعلام کردند، عقربه‌های آن هفت دقیقه تا نیمه شب فاصله داشت.دو سال بعد در سال ۱۹۴۹ درست زمانی که اتحاد سابق جماهیر شوروی اولین بمب اتمی خود را آزمایش کرد، عقربه دقیقه‌شمار نیز به سه دقیقه تا نیمه شب تغییر وضعیت داد.تا اینکه در سال ۱۹۹۱، با کاهش تنش‌های جنگ سرد و حصول توافق بین ایالات متحده و اتحاد سابق جماهیر شوروی برای کاهش ذخایر هسته‌ای خود، دقیقه‌شمار تا ۱۷ دقیقه به نیمه شب عقب رفت و به عبارتی نقطه‌ای امیدوار کننده در تحولات جهانی محسوب می‌شد و همین هم سبب شد که در آن سال بیشترین فاصله نمادین تا آخرالزمان ثبت شود.درست برعکس این قضیه در سال ۲۰۲۰ رخ داد یعنی این قدر به لحظه آخرالزمان نزدیک شدیم که نیاز به اندازه‌گیری ثانیه‌شمار بود. در آن سال، بولتن دانشمندان اتمی فاصله بشر تا نابودی کامل را تنها ۱۰۰ ثانیه اعلام کرد.</li>
<li>از آن سال به بعد، در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ نیز ثانیه‌شمار همچنان بر روی ۱۰۰ ثانیه تا نیمه‌شب باقی ماند.<br />
</li></ul>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;">جنگ اوکراین، افزایش تحرکات نظامی چین، افزایش آزمایش‌های موشکی کره شمالی، و همچنین افزایش میزان ذخایر غنی‌سازی ایران از جمله دلایل ذکر شده برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به لحظه آخرالزمان ذکر شد.</span></span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1a1b1b;">با توجه به رخدادهای یک سال گذشته، به خصوص اینکه هر لحظه امکان دارد روسیه متعاقب حمله نظامی به اوکراین از سلاح اتمی استفاده کند، دانشمندان روز سه‌شنبه ۲۴ ژانویه زمان نمادین برای رسیدن آخرالزمان را ده ثانیه کاهش دادند.</span></span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">دانشمندان یک سازمان آمریکایی در ۷۶ سال گذشته هر ساله در ماه ژانویه میزان احتمال نابودی نوع بشر را به طور نمادین اندازه‌گیری کرده‌اند.</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">تا همین چند سال پیش، معیار اصلی تعیین ساعت آخرالزمان خطر ناشی از سلاح‌های هسته‌ای بود؛ ولی رفته رفته با تغییر و تحولات جهانی، شاخص‌های دیگری همچون شیوع بیماری همه‌گیر کووید-۱۹، خطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی، خطر استفاده از سلاح‌های زیستی (بیولوژیک) و خطرات دروغ‌پراکنی از سوی کشورهایی همچون روسیه نیز به آن اضافه شد.</span></span></span></span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: x-large;"><span style="color: #1a1b1b;">با لحاظ کردن تمامی مولفه‌های ذکر شده و با رصد ویژه تحولات جنگ اوکراین، اعضای «بولتن دانشمندان اتمی» امروز سه‌شنبه ۲۴ ژانویه ۲۰۲۳، فاصله زمانی تا نیمه‌شب را تنها نود ثانیه اعلام کردند. </span></span></span></span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">افزایش تحرکات نظامی چین، افزایش آزمایش‌های موشکی کره شمالی، و همچنین افزایش میزان ذخایر غنی‌سازی ایران از جمله دلایل ذکر شده برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به لحظه آخرالزمان ذکر شد.</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">ساعت آخرالزمان چیست؟</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">دانشمندان دانشگاه شیکاگو که بر روی پروژه‌ای تخت عنوان «پروژه منهتن» تحقیق می‌کردند، در سال ۱۹۴۵ خبرنامه‌ای به نام «بولتن دانشمندان اتمی» را راه اندازی کردند. با گذشت دو سال از آغاز فعالیت این گروه، آن‌ها اولین ساعت رسیدن به نقطه آخرالزمان را در سال ۱۹۴۷ میلادی مشخص کردند.</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #1a1b1b;"><span style="font-size: xx-large;">در این هفتاد و شش سال، دانشمندان ۲۵ بار مجبور شدند زمان‌سنج خود را باز تنظیم کنند. هر چه عقربه‌های این ساعت به نیمه ‌شب نزدیک‌تر باشد یعنی اینکه به پایان کار دنیا نیز نزدیک‌تر می‌شویم و هر چه از این فاصله بیشتر باشد یعنی اینکه میتوان به بقای بشریت بیشتر امیدوار بود.</span></span></div>
<ul>
در سال ۱۹۴۷ اولین باری که دانشمندان این زمان‌سنج را اعلام کردند، عقربه‌های آن هفت دقیقه تا نیمه شب فاصله داشت.دو سال بعد در سال ۱۹۴۹ درست زمانی که اتحاد سابق جماهیر شوروی اولین بمب اتمی خود را آزمایش کرد، عقربه دقیقه‌شمار نیز به سه دقیقه تا نیمه شب تغییر وضعیت داد.تا اینکه در سال ۱۹۹۱، با کاهش تنش‌های جنگ سرد و حصول توافق بین ایالات متحده و اتحاد سابق جماهیر شوروی برای کاهش ذخایر هسته‌ای خود، دقیقه‌شمار تا ۱۷ دقیقه به نیمه شب عقب رفت و به عبارتی نقطه‌ای امیدوار کننده در تحولات جهانی محسوب می‌شد و همین هم سبب شد که در آن سال بیشترین فاصله نمادین تا آخرالزمان ثبت شود.درست برعکس این قضیه در سال ۲۰۲۰ رخ داد یعنی این قدر به لحظه آخرالزمان نزدیک شدیم که نیاز به اندازه‌گیری ثانیه‌شمار بود. در آن سال، بولتن دانشمندان اتمی فاصله بشر تا نابودی کامل را تنها ۱۰۰ ثانیه اعلام کرد.</li>
<li>از آن سال به بعد، در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ نیز ثانیه‌شمار همچنان بر روی ۱۰۰ ثانیه تا نیمه‌شب باقی ماند.<br />
</li></ul>
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فمینیسم مارکسیستی]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298430</link>
			<pubDate>Wed, 01 Dec 2021 04:09:41 -0500</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298430</guid>
			<description><![CDATA[فمینیسم مارکسیستی یکی از گرایش‌های فمینیسم است.<br />
<br />
فمیسنیست‌های مارکسیست، مارکسیسم را بسط دادند و با استفاده از آن توضیح و توصیفی برای فرودستی و بهره‌کشی از زنان در جامعه‌های سرمایه‌داری ارائه کردند. فمیسنیست‌های مارکسیست معتقدند که تبعیض جنسی را نمی‌توان فقط با نظریه تبعیض طبقاتی توضیح داد اما برخلاف دیگر گرایش‌های فمینیستی (مانند فمینیسم رادیکال و فمینیسم سوسیالیستی) هم‌چنان بالاترین اهمیت را برای مبارزه طبقاتی می‌دانند.<br />
<br />
نخستین کتاب فمینیسم مارکسیستی توسط فلورا تریستان به نگارش درآمده است. فلورا تریستان در سال ۱۸۴۳، رساله‌ای با عنوان «اتحادیه کارگران» به چاپ رسانده بود– سال‌ها پیش از «مانیفست کمونیست» مارکس و انگلس– و در آن به ضرورت تشکیل انترناسیونال کارگران که همهٔ کارگران جهان را متحد کند اشاره کرده بود. در یکی از فصل‌های این کتاب او به حقوق زنان و ماهیت روابط بین زن و مرد در خانواده‌های طبقه کارگر پرداخته‌است.کتاب «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» اثر انگلس یکی از کتابهای فمینیسم مارکسیستی است که بسیاری از داده‌های انسان‌شناسانه آن بر اساس نظریات لویس مورگان است. افرادی همچون اگوست ببل، کلارا زتکین، الکساندرا کولنتای، اِولین رید، و لیز واگل، از چهره‌های برجسته فمینیسم مارکسیستی هستند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فمینیسم مارکسیستی یکی از گرایش‌های فمینیسم است.<br />
<br />
فمیسنیست‌های مارکسیست، مارکسیسم را بسط دادند و با استفاده از آن توضیح و توصیفی برای فرودستی و بهره‌کشی از زنان در جامعه‌های سرمایه‌داری ارائه کردند. فمیسنیست‌های مارکسیست معتقدند که تبعیض جنسی را نمی‌توان فقط با نظریه تبعیض طبقاتی توضیح داد اما برخلاف دیگر گرایش‌های فمینیستی (مانند فمینیسم رادیکال و فمینیسم سوسیالیستی) هم‌چنان بالاترین اهمیت را برای مبارزه طبقاتی می‌دانند.<br />
<br />
نخستین کتاب فمینیسم مارکسیستی توسط فلورا تریستان به نگارش درآمده است. فلورا تریستان در سال ۱۸۴۳، رساله‌ای با عنوان «اتحادیه کارگران» به چاپ رسانده بود– سال‌ها پیش از «مانیفست کمونیست» مارکس و انگلس– و در آن به ضرورت تشکیل انترناسیونال کارگران که همهٔ کارگران جهان را متحد کند اشاره کرده بود. در یکی از فصل‌های این کتاب او به حقوق زنان و ماهیت روابط بین زن و مرد در خانواده‌های طبقه کارگر پرداخته‌است.کتاب «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» اثر انگلس یکی از کتابهای فمینیسم مارکسیستی است که بسیاری از داده‌های انسان‌شناسانه آن بر اساس نظریات لویس مورگان است. افرادی همچون اگوست ببل، کلارا زتکین، الکساندرا کولنتای، اِولین رید، و لیز واگل، از چهره‌های برجسته فمینیسم مارکسیستی هستند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زل زدن یک تجاوز روانی است]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298183</link>
			<pubDate>Thu, 09 Sep 2021 14:01:23 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=298183</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">لطفا زُل نزنیم <br />
<br />
به زن چاق توی پراید،<br />
<br />
به النگوهای طلایی ردیف توی دستش.<br />
<br />
به زن و شوهری که توی خیابان بحث می کنند،<br />
<br />
به مرد دست و پا شکسته ی عصا به دست،<br />
<br />
به ویلچرنشینش حتی؛ با ماسک و بی ماسک.<br />
<br />
به دختری که با علاقه به گربه های کثیف و لاغر مردنی توی خیابان غذا می دهد،<br />
<br />
به زنی که روی نیمکت پارک تنها نشسته و آرام اشک می ریزد.<br />
<br />
به بچه ی مریض،<br />
<br />
به آدم علیل،<br />
<br />
به زیپ باز پیرمرد،<br />
<br />
به دست لرزان و چروکیده ی پیرزن،<br />
<br />
به دخترک ژنده پوش فال فروش،<br />
<br />
به جوان شیک روزنامه فروش؛<br />
<br />
زل نزنیم به آدم های ِتا مغز ِ استخوان خیسِ بدون چتر؛<br />
<br />
به زن و شوهر با اختلاف سنی زیاد، که دست همدیگر را گرفته اند و راه می روند، به دوست داشتنشان زل نزنیم؛<br />
<br />
به درز پاره ی لباس،<br />
<br />
به صورت سوخته و پوست جمع شده،<br />
<br />
به زن زیبا،<br />
<br />
به مرد زشت،<br />
<br />
به زنی که دوربین به دست از زمین و زمان عکس می گیرد،<br />
<br />
به تنهایی زنی که برای خودش گُل می خرد؛<br />
<br />
به مردی که راه می رود و زیر لب با خودش حرف می زند.<br />
<br />
به گدا،<br />
<br />
به دیوانه؛<br />
<br />
به دیوانه ها هم زل نزنیم،<br />
<br />
بگذاریم آرام برای خودشان لبخند بزنند، بخندند.<br />
<br />
بگذاریم آنکه دلش گرفته و اشک می ریزد هم با خیال راحت گریه کند،<br />
<br />
زل نزنیم،<br />
<br />
زل زدن مایه ی آزار است...</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;">لطفا زُل نزنیم <br />
<br />
به زن چاق توی پراید،<br />
<br />
به النگوهای طلایی ردیف توی دستش.<br />
<br />
به زن و شوهری که توی خیابان بحث می کنند،<br />
<br />
به مرد دست و پا شکسته ی عصا به دست،<br />
<br />
به ویلچرنشینش حتی؛ با ماسک و بی ماسک.<br />
<br />
به دختری که با علاقه به گربه های کثیف و لاغر مردنی توی خیابان غذا می دهد،<br />
<br />
به زنی که روی نیمکت پارک تنها نشسته و آرام اشک می ریزد.<br />
<br />
به بچه ی مریض،<br />
<br />
به آدم علیل،<br />
<br />
به زیپ باز پیرمرد،<br />
<br />
به دست لرزان و چروکیده ی پیرزن،<br />
<br />
به دخترک ژنده پوش فال فروش،<br />
<br />
به جوان شیک روزنامه فروش؛<br />
<br />
زل نزنیم به آدم های ِتا مغز ِ استخوان خیسِ بدون چتر؛<br />
<br />
به زن و شوهر با اختلاف سنی زیاد، که دست همدیگر را گرفته اند و راه می روند، به دوست داشتنشان زل نزنیم؛<br />
<br />
به درز پاره ی لباس،<br />
<br />
به صورت سوخته و پوست جمع شده،<br />
<br />
به زن زیبا،<br />
<br />
به مرد زشت،<br />
<br />
به زنی که دوربین به دست از زمین و زمان عکس می گیرد،<br />
<br />
به تنهایی زنی که برای خودش گُل می خرد؛<br />
<br />
به مردی که راه می رود و زیر لب با خودش حرف می زند.<br />
<br />
به گدا،<br />
<br />
به دیوانه؛<br />
<br />
به دیوانه ها هم زل نزنیم،<br />
<br />
بگذاریم آرام برای خودشان لبخند بزنند، بخندند.<br />
<br />
بگذاریم آنکه دلش گرفته و اشک می ریزد هم با خیال راحت گریه کند،<br />
<br />
زل نزنیم،<br />
<br />
زل زدن مایه ی آزار است...</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نظریه‌های جامعه‌شناسی - استاد دکتر امانی]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=290355</link>
			<pubDate>Sun, 18 Oct 2020 02:43:00 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=290355</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Screenshot-2020-10-18-خلاصه-درص-نظریه‌های-جامعه‌شناسی-استاد-دکتر-امانی.png" border="0" alt=" " /> <br />
</div>
<span style="font-weight: bold;"> <span style="font-size: small;">1– نظريه جامعه‌شناسي چيست؟</span><br />
مجموعة ايده‌ها، نظرات، پارادايم‌ها و مكاتبي است كه هدف آن بررسي رفتارهاي فردي، گروهي و ساختاري است. اين نظرات گاهي اوقات به شكل راهكار و راهبردي براي برون‌رفت از مسايل و مشكلات جامعه مطرح مي‌شود و گاه زمينه‌هاي شناخت حداكثري را در حوزه و بستر خاص براي ما فراهم مي‌كند.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – كاركردهاي اساسي جامعه‌شناسي را بنويسيد؟</span><br />
الف) نظريه‌هاي جامعه در ميان علت‌هاي بي‌شمار براي يك پديده اجتماعي علل مهم و پررنگ را به ما نشان مي‌دهد.<br />
ب) در تحليل‌ها و شناخت جامعه؛ مسير معيني را در پيش روي ما قرار داده و مانع انحراف ما از يك مسير مشخص مي‌گردد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #cc3333;">مفاهيم اساسي در نظريه</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"> <span style="font-size: small;">1– فرضيه:</span> يك حدس علمي است كه به اثبات نرسيده است، اما قابل اثبات است. فرضيه گزاره‌اي است كه رابطه بين چند مفهوم را بيان مي‌كند. فرضيه به دو نوع است:<br />
<span style="font-size: small;">الف) فرضيه آشكار:</span> فرضيه‌اي است كه قبلاً آزمون شده و پاسخ آن مشخص شده است.<br />
<span style="font-size: small;">ب) فرضيه پنهان(مسلم):</span> فرضيه‌اي است كه مطرح مي‌شود ولي درستي يا نادرستي آن معلوم نيست. مانند «نظارت اجتماعي پايين موجب بزهكاري» مي‌شود.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – قانون:</span> فرضية اثبات شده است.<br />
<span style="font-size: small;">3 – تعميم:</span> گزاره مشاهدتي يا قانون  تكرار شده كه قضاوت كلي جامعه را شامل مي‌شود.<br />
<span style="font-size: small;">4 – طبقه‌بندي: </span>يعني دسته‌بندي قوانين علمي. طبقه‌بندي در علوم مختلف ديده مي‌شود. اين طبقه‌بندي براساس الگو يا معيار خاصي صورت مي‌گيرد. در جامعه‌شناسي نظريه‌هاي اين علم در چند طبقة تخصصي تقسيم مي‌گردند.<br />
<span style="font-size: small;">5 – توصيف:</span> فقط نقل واقعيت مي‌كند.<br />
<span style="font-size: small;">6 – تبيين يا تفسير:</span> رابطه علّي بين دو يا چند واقعيت است. انگيزه كنشگران اجتماعي براي يك كنش يا عمل .<br />
<br />
<span style="font-size: small;">تعريف مكتب:</span><br />
مكتب در درون خود چند نظريه را جاي مي‌دهد، در مكتب صاحبنظران مختلف داراي نظرياتي هستند كه اين نظريات استخوان‌بندي و بنيادهاي مشابهي دارند. در جامعه‌شناسي سه مكتب اصلي داريم كه عبارتند از:<br />
1 – كاركردگرايي يا فونكسيوناليسم، 2 – مكتب تضاد، 3 – مكتب كنش متقابل نهادين<br />
<br />
<span style="font-size: small;">1 – مكتب كاركردگرايي:</span><br />
بنياد مشترك اين ديدگاه بر آن است كه هر پديده‌اي در جامعه داراي يك كاركرد خاصي است كه موجوديت آن را در پي دارد. يعني هر پديده اعم از نهاد يا سازمان و ... بخشي از نيازهاي افراد جامعه را فراهم مي‌سازد. پرچمدار اين مكتب اگوسنت كنت است اما اميل دوركيم اين مكتب را تكميل نموده است.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – مكتب تضــاد:</span><br />
در هر جامعه دو طبقه وجود دارد: طبقه مسلط و طبقه تحت سلطه. آنها معتقدند كه پديده‌هاي اجتماعي جامعه را طبقه مسلط به منظور تأمين منافع خود بوجود آورده و به واسطه اين پديده‌ها زمينه‌هاي استثمار طبقه تحت سلطه را ايجاد مي‌كند. از پرچمدار اين مكتب مي‌توان كارل ماركس را نام برد.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">3 – مكتب كنش متقابل:</span><br />
اين مكتب اعتقاد دارد؛ در اثر ارتباط بين افراد با يكديگر يا ارتباط ساختارها با يكديگر و يا ارتباط بين افراد و ساختارها، پديده‌هاي اجتماعي شكل گرفته و اين پديده‌هاي اجتماعي در ادامه شرايط ايجاد ارتباطات جديد و متنوع را سبب مي‌گردد.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #cc3333;">پارادايم‌هاي جامعه‌شناسي</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;">تعريف پارادايم:</span><br />
پارادايم حوزه مسلط علمي در نظريه‌هاي جامعه‌شناسي است كه عموماً در پي پرسش‌هاي كلان جامعه‌شناسان در مورد جامعه بوجود آمده است. به عنوان نمونه پرسش «چه ديدگاهي مي‌تواند جامعه را به سرمنزل مقصود برساند؟» در پاسخ «سرمايه‌داري» يا «سوسياليستي» از لحاظ فكري و نظري مي‌تواند زمينه يك پارادايم را ايجاد كند.<br />
<span style="font-size: small;"><br />
در نظريه‌هاي جامعه‌شناسي چند دسته پارادايم كلي و اصلي وجود دارد؟</span><br />
سه نوع: 1) پارادايم واقعيت اجتماعي، 2) پاردايم تعريف اجتماعي، 3) پارادايم رفتار اجتماعي<br />
<br />
<span style="font-size: small;">عناصر هر پاردايم عبارتند از:</span><br />
1 – سرمشق، 2 – موضوع مورد بررسي، 3) روش، 4) نظريه‌ها<br />
<br />
<span style="font-size: small;">1 – پارادايم واقعيت اجتماعي:</span><br />
<span style="font-size: small;">الف) سرمشق: </span>سرمشق اين پارادايم برگرفته از بحث «واقعيت اجتماعي» كتاب «خودكشي» اميل دوركيم است. دوركيم واقعيت اجتماعي را در آن كتاب همة حوادث، اتفاقات و پديده‌هاي اطراف بشر كه به شكل يك عامل بيروني بر فرد فشار وارد مي‌كند، مي‌داند.<br />
<span style="font-size: small;">ب) موضوع مورد بررسي:</span> مطالعه نهاد و ساختارهاي خرد و كلان اطراف ما كه به شكل واقعيت اجتماعي مطرح مي‌باشد، است.<br />
<span style="font-size: small;">ج) روش:</span> 1) آزمايش، 2) پيمايش، 3) مشاهده و روشهاي مقايسه‌اي<br />
<span style="font-size: small;">د) نظريه‌ها:</span> 1) كاركرگرايي، 2) ساختارگرايي، 3) پوزيويتستي<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – پارادايم تعريف اجتماعي:</span><br />
الف) سرمشق: سرمشق اصلي اين پارادايم برگرفته از ديدگاه تفصيلي «ماكس وبر» در كتاب «اخلاق پروتستان» و «روح سرمايه‌داري» است. اين ديدگاه بيشتر در مقابل ديدگاه واقعيت اجتماعي بوجود آمده است.<br />
ب) موضوع مورد بررسي: هدف اصلي در اين ديدگاه فهم كنش انسانها در موقعيت‌هاي مختلف است.<br />
ج) روش: مجموعة روشهاي كيفي است.<br />
د) نظريه‌ها: 1) مكتب كنش متقابل نمادين، 2) مكتب پديدارشناسي، 3) روش مردم‌نگاري، 4) روش وجودگرايي<br />
<br />
3 – پارادايم رفتار اجتماعي:<br />
<span style="font-size: small;">الف) سرمشق:</span> سرمشق اين پارادايم مجموعة كارهاي «اسكينر» در مباحث رفتاري است.<br />
<span style="font-size: small;">ب) موضوع مورد بررسي: </span>مطالعة رفتارهاي غيرفكورانة انسانها است. درواقع منظور از غيرفكورانه، از بين رفتن منطق و عقلانيت نيست، بلكه منظور جريان محرك و پاسخ است. رفتارهايي كه افراد در مقابل پاداش انجام داده و يا در مقابل تنبيه انجام نمي‌دهند از جملة اين رفتارهاست.<br />
<span style="font-size: small;">ج) روش: </span>روش اين ديدگاه «آزمايشگاهي بر روي انسانها» است.<br />
<span style="font-size: small;">د) نظريه‌ها:</span>  1) مكتب جامعه‌شناسي رفتاري، 2) مكتب رفتارگرايي، 3) مكتب مبادله و تبادل</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Screenshot-2020-10-18-خلاصه-درص-نظریه‌های-جامعه‌شناسی-استاد-دکتر-امانی.png" border="0" alt=" " /> <br />
</div>
<span style="font-weight: bold;"> <span style="font-size: small;">1– نظريه جامعه‌شناسي چيست؟</span><br />
مجموعة ايده‌ها، نظرات، پارادايم‌ها و مكاتبي است كه هدف آن بررسي رفتارهاي فردي، گروهي و ساختاري است. اين نظرات گاهي اوقات به شكل راهكار و راهبردي براي برون‌رفت از مسايل و مشكلات جامعه مطرح مي‌شود و گاه زمينه‌هاي شناخت حداكثري را در حوزه و بستر خاص براي ما فراهم مي‌كند.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – كاركردهاي اساسي جامعه‌شناسي را بنويسيد؟</span><br />
الف) نظريه‌هاي جامعه در ميان علت‌هاي بي‌شمار براي يك پديده اجتماعي علل مهم و پررنگ را به ما نشان مي‌دهد.<br />
ب) در تحليل‌ها و شناخت جامعه؛ مسير معيني را در پيش روي ما قرار داده و مانع انحراف ما از يك مسير مشخص مي‌گردد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #cc3333;">مفاهيم اساسي در نظريه</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"> <span style="font-size: small;">1– فرضيه:</span> يك حدس علمي است كه به اثبات نرسيده است، اما قابل اثبات است. فرضيه گزاره‌اي است كه رابطه بين چند مفهوم را بيان مي‌كند. فرضيه به دو نوع است:<br />
<span style="font-size: small;">الف) فرضيه آشكار:</span> فرضيه‌اي است كه قبلاً آزمون شده و پاسخ آن مشخص شده است.<br />
<span style="font-size: small;">ب) فرضيه پنهان(مسلم):</span> فرضيه‌اي است كه مطرح مي‌شود ولي درستي يا نادرستي آن معلوم نيست. مانند «نظارت اجتماعي پايين موجب بزهكاري» مي‌شود.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – قانون:</span> فرضية اثبات شده است.<br />
<span style="font-size: small;">3 – تعميم:</span> گزاره مشاهدتي يا قانون  تكرار شده كه قضاوت كلي جامعه را شامل مي‌شود.<br />
<span style="font-size: small;">4 – طبقه‌بندي: </span>يعني دسته‌بندي قوانين علمي. طبقه‌بندي در علوم مختلف ديده مي‌شود. اين طبقه‌بندي براساس الگو يا معيار خاصي صورت مي‌گيرد. در جامعه‌شناسي نظريه‌هاي اين علم در چند طبقة تخصصي تقسيم مي‌گردند.<br />
<span style="font-size: small;">5 – توصيف:</span> فقط نقل واقعيت مي‌كند.<br />
<span style="font-size: small;">6 – تبيين يا تفسير:</span> رابطه علّي بين دو يا چند واقعيت است. انگيزه كنشگران اجتماعي براي يك كنش يا عمل .<br />
<br />
<span style="font-size: small;">تعريف مكتب:</span><br />
مكتب در درون خود چند نظريه را جاي مي‌دهد، در مكتب صاحبنظران مختلف داراي نظرياتي هستند كه اين نظريات استخوان‌بندي و بنيادهاي مشابهي دارند. در جامعه‌شناسي سه مكتب اصلي داريم كه عبارتند از:<br />
1 – كاركردگرايي يا فونكسيوناليسم، 2 – مكتب تضاد، 3 – مكتب كنش متقابل نهادين<br />
<br />
<span style="font-size: small;">1 – مكتب كاركردگرايي:</span><br />
بنياد مشترك اين ديدگاه بر آن است كه هر پديده‌اي در جامعه داراي يك كاركرد خاصي است كه موجوديت آن را در پي دارد. يعني هر پديده اعم از نهاد يا سازمان و ... بخشي از نيازهاي افراد جامعه را فراهم مي‌سازد. پرچمدار اين مكتب اگوسنت كنت است اما اميل دوركيم اين مكتب را تكميل نموده است.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – مكتب تضــاد:</span><br />
در هر جامعه دو طبقه وجود دارد: طبقه مسلط و طبقه تحت سلطه. آنها معتقدند كه پديده‌هاي اجتماعي جامعه را طبقه مسلط به منظور تأمين منافع خود بوجود آورده و به واسطه اين پديده‌ها زمينه‌هاي استثمار طبقه تحت سلطه را ايجاد مي‌كند. از پرچمدار اين مكتب مي‌توان كارل ماركس را نام برد.<br />
<br />
<span style="font-size: small;">3 – مكتب كنش متقابل:</span><br />
اين مكتب اعتقاد دارد؛ در اثر ارتباط بين افراد با يكديگر يا ارتباط ساختارها با يكديگر و يا ارتباط بين افراد و ساختارها، پديده‌هاي اجتماعي شكل گرفته و اين پديده‌هاي اجتماعي در ادامه شرايط ايجاد ارتباطات جديد و متنوع را سبب مي‌گردد.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #cc3333;">پارادايم‌هاي جامعه‌شناسي</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;">تعريف پارادايم:</span><br />
پارادايم حوزه مسلط علمي در نظريه‌هاي جامعه‌شناسي است كه عموماً در پي پرسش‌هاي كلان جامعه‌شناسان در مورد جامعه بوجود آمده است. به عنوان نمونه پرسش «چه ديدگاهي مي‌تواند جامعه را به سرمنزل مقصود برساند؟» در پاسخ «سرمايه‌داري» يا «سوسياليستي» از لحاظ فكري و نظري مي‌تواند زمينه يك پارادايم را ايجاد كند.<br />
<span style="font-size: small;"><br />
در نظريه‌هاي جامعه‌شناسي چند دسته پارادايم كلي و اصلي وجود دارد؟</span><br />
سه نوع: 1) پارادايم واقعيت اجتماعي، 2) پاردايم تعريف اجتماعي، 3) پارادايم رفتار اجتماعي<br />
<br />
<span style="font-size: small;">عناصر هر پاردايم عبارتند از:</span><br />
1 – سرمشق، 2 – موضوع مورد بررسي، 3) روش، 4) نظريه‌ها<br />
<br />
<span style="font-size: small;">1 – پارادايم واقعيت اجتماعي:</span><br />
<span style="font-size: small;">الف) سرمشق: </span>سرمشق اين پارادايم برگرفته از بحث «واقعيت اجتماعي» كتاب «خودكشي» اميل دوركيم است. دوركيم واقعيت اجتماعي را در آن كتاب همة حوادث، اتفاقات و پديده‌هاي اطراف بشر كه به شكل يك عامل بيروني بر فرد فشار وارد مي‌كند، مي‌داند.<br />
<span style="font-size: small;">ب) موضوع مورد بررسي:</span> مطالعه نهاد و ساختارهاي خرد و كلان اطراف ما كه به شكل واقعيت اجتماعي مطرح مي‌باشد، است.<br />
<span style="font-size: small;">ج) روش:</span> 1) آزمايش، 2) پيمايش، 3) مشاهده و روشهاي مقايسه‌اي<br />
<span style="font-size: small;">د) نظريه‌ها:</span> 1) كاركرگرايي، 2) ساختارگرايي، 3) پوزيويتستي<br />
<br />
<span style="font-size: small;">2 – پارادايم تعريف اجتماعي:</span><br />
الف) سرمشق: سرمشق اصلي اين پارادايم برگرفته از ديدگاه تفصيلي «ماكس وبر» در كتاب «اخلاق پروتستان» و «روح سرمايه‌داري» است. اين ديدگاه بيشتر در مقابل ديدگاه واقعيت اجتماعي بوجود آمده است.<br />
ب) موضوع مورد بررسي: هدف اصلي در اين ديدگاه فهم كنش انسانها در موقعيت‌هاي مختلف است.<br />
ج) روش: مجموعة روشهاي كيفي است.<br />
د) نظريه‌ها: 1) مكتب كنش متقابل نمادين، 2) مكتب پديدارشناسي، 3) روش مردم‌نگاري، 4) روش وجودگرايي<br />
<br />
3 – پارادايم رفتار اجتماعي:<br />
<span style="font-size: small;">الف) سرمشق:</span> سرمشق اين پارادايم مجموعة كارهاي «اسكينر» در مباحث رفتاري است.<br />
<span style="font-size: small;">ب) موضوع مورد بررسي: </span>مطالعة رفتارهاي غيرفكورانة انسانها است. درواقع منظور از غيرفكورانه، از بين رفتن منطق و عقلانيت نيست، بلكه منظور جريان محرك و پاسخ است. رفتارهايي كه افراد در مقابل پاداش انجام داده و يا در مقابل تنبيه انجام نمي‌دهند از جملة اين رفتارهاست.<br />
<span style="font-size: small;">ج) روش: </span>روش اين ديدگاه «آزمايشگاهي بر روي انسانها» است.<br />
<span style="font-size: small;">د) نظريه‌ها:</span>  1) مكتب جامعه‌شناسي رفتاري، 2) مكتب رفتارگرايي، 3) مكتب مبادله و تبادل</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اعتیاد حدود 70 درصد کارتن‌خواب‌ها در کشور]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=289974</link>
			<pubDate>Fri, 09 Oct 2020 10:20:35 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=289974</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Screenshot-2020-10-09-كارتن-خواب-ها،-فراموش-شدگان-زندگي-اجتماعي-امروز.png" border="0" alt=" " /> <br />
</div>
<span style="font-weight: bold;">آمارهای رسمی و بررسی های میدانی نشان می دهد که ناامنی های اجتماعی و پیامدهای آن همچون سرقت، کارتن خوابی و ... در بسیاری از موارد با متغیر اعتیاد رابطه مستقیم دارد.<br />
<br />
به گفته سخنگوی ستاد مبارزه با موادمخدر، حدود 70 درصد کارتن‌خواب‌ها در کشور  معتادند و بقیه هم ظاهری شبیه معتادان دارند؛اما به واقع اینها کارگران فصلی، مهاجران، بیماران مزمن روانی، کودکان کار، زنان خیابانی و افراد فاقد جا و مکان اند.<br />
<br />
پرویز افشارافزود:  به علت  تشابه ظاهری این افراد با معتادان متجاهر( معتادانی که آشکارا در جامعه  مواد مصرف می کنند و دیگران را نیز به مصرف تشویق می کنند) ، آنها نیز انگ اعتیاد می‌خورند اما با  غربالگری‌ها مشخص می‌ شود معتاد نیستند، در واقع  کارتن‌خوابی ناشی از آسیب‌های متعدد اجتماعی است که به صورت خیابان خوابی ظهور و بروز می‌کند.<br />
<br />
سخنگوی ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به فعالیت هزارو 182 مرکز ماده  15 (مراکز اقامتی میان مدت درمان اعتیاد) ، 20 مرکز ماده 16 (مراکز ترک اعتیاد اجباری)  و هفت هزارو 516  مرکز درمان اعتیاد سرپایی دولتی و غیردولتی در کشور ادامه داد:همچنین 241 مرکز گذری خدمات کاهش آسیب و 331 تیم سیار  انجام می دهند و 77 مرکز سرپناه شبانه  هم در کشور دائر است.<br />
<br />
افشار تأکیدکرد : متولیان باید  معتادان بی‌بضاعت را قبل از آنکه در کف خیابان بیفتند پوشش دهند تا ، عمق و شدت اعتیاد خود را در قالب کارتن‌خوابی نشان ندهد.<br />
<br />
مراکز گذری کاهش آسیب چند سالی است که مانند کشورهای دیگر در ایران راه اندازی شده اند ؛این مراکز با اخذ مجوز فعالیت از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به افراد کارتن خواب و گرفتار بیماری اعتیاد خدمات ارایه می دهند<br />
<br />
تیم های امدادرسان سیار نیز2 تا 3 نفره ،محله های پرخطر را شناسایی و به کارتن خواب ها ( معتادان و افراد در معرض خطر) خدمات رسانی می کنند.<br />
<br />
 فرمانده انتظامی شهرستان  اصفهان هم به  جمع آوری 305 کارتن خواب در چند روز گذشته اشاره کرد و گفت: ۱۹۹ نفر از آنها بر اساس ماده ۱۵ تحویل کمپ‌های ترک اعتیاد، ۲۵ نفر بر اساس ماده ۱۶ تحویل مرکز قلعه‌شور و بقیه نیز به علت  همراه داشتن مواد مخدر به دادسرای اصفهان معرفی شدند.<br />
<br />
سرهنگ حسن یاردوستی افزود:  باید توجه داشت که هر بار که طرح جمع‌آوری کارتن‌خواب‌های اصفهان اجرایی می‌شود حدود ۳۰ درصد از این افراد در جمع‌آوری‌های قبلی نیز بوده‌اند.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Screenshot-2020-10-09-كارتن-خواب-ها،-فراموش-شدگان-زندگي-اجتماعي-امروز.png" border="0" alt=" " /> <br />
</div>
<span style="font-weight: bold;">آمارهای رسمی و بررسی های میدانی نشان می دهد که ناامنی های اجتماعی و پیامدهای آن همچون سرقت، کارتن خوابی و ... در بسیاری از موارد با متغیر اعتیاد رابطه مستقیم دارد.<br />
<br />
به گفته سخنگوی ستاد مبارزه با موادمخدر، حدود 70 درصد کارتن‌خواب‌ها در کشور  معتادند و بقیه هم ظاهری شبیه معتادان دارند؛اما به واقع اینها کارگران فصلی، مهاجران، بیماران مزمن روانی، کودکان کار، زنان خیابانی و افراد فاقد جا و مکان اند.<br />
<br />
پرویز افشارافزود:  به علت  تشابه ظاهری این افراد با معتادان متجاهر( معتادانی که آشکارا در جامعه  مواد مصرف می کنند و دیگران را نیز به مصرف تشویق می کنند) ، آنها نیز انگ اعتیاد می‌خورند اما با  غربالگری‌ها مشخص می‌ شود معتاد نیستند، در واقع  کارتن‌خوابی ناشی از آسیب‌های متعدد اجتماعی است که به صورت خیابان خوابی ظهور و بروز می‌کند.<br />
<br />
سخنگوی ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به فعالیت هزارو 182 مرکز ماده  15 (مراکز اقامتی میان مدت درمان اعتیاد) ، 20 مرکز ماده 16 (مراکز ترک اعتیاد اجباری)  و هفت هزارو 516  مرکز درمان اعتیاد سرپایی دولتی و غیردولتی در کشور ادامه داد:همچنین 241 مرکز گذری خدمات کاهش آسیب و 331 تیم سیار  انجام می دهند و 77 مرکز سرپناه شبانه  هم در کشور دائر است.<br />
<br />
افشار تأکیدکرد : متولیان باید  معتادان بی‌بضاعت را قبل از آنکه در کف خیابان بیفتند پوشش دهند تا ، عمق و شدت اعتیاد خود را در قالب کارتن‌خوابی نشان ندهد.<br />
<br />
مراکز گذری کاهش آسیب چند سالی است که مانند کشورهای دیگر در ایران راه اندازی شده اند ؛این مراکز با اخذ مجوز فعالیت از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به افراد کارتن خواب و گرفتار بیماری اعتیاد خدمات ارایه می دهند<br />
<br />
تیم های امدادرسان سیار نیز2 تا 3 نفره ،محله های پرخطر را شناسایی و به کارتن خواب ها ( معتادان و افراد در معرض خطر) خدمات رسانی می کنند.<br />
<br />
 فرمانده انتظامی شهرستان  اصفهان هم به  جمع آوری 305 کارتن خواب در چند روز گذشته اشاره کرد و گفت: ۱۹۹ نفر از آنها بر اساس ماده ۱۵ تحویل کمپ‌های ترک اعتیاد، ۲۵ نفر بر اساس ماده ۱۶ تحویل مرکز قلعه‌شور و بقیه نیز به علت  همراه داشتن مواد مخدر به دادسرای اصفهان معرفی شدند.<br />
<br />
سرهنگ حسن یاردوستی افزود:  باید توجه داشت که هر بار که طرح جمع‌آوری کارتن‌خواب‌های اصفهان اجرایی می‌شود حدود ۳۰ درصد از این افراد در جمع‌آوری‌های قبلی نیز بوده‌اند.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مَـن پیش از ایـنکه خُـودم باشـم، «دیـگـریــ» هَستـم]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=289773</link>
			<pubDate>Thu, 08 Oct 2020 05:16:18 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=289773</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">ه<span style="font-size: small;">ایدگر می‌گه من پیش از اینکه خودم باشم، «دیگری» هستم. یعنی چی؟ <br />
ما از بدو تولد با تقلید کردن رفتار بقیه یاد می‌گیریم چطور از مغزمون برای استفاده از توانایی‌های بنیادی‌مون استفاده کنیم. کارایی مثل حرف زدن، راه رفتن، کنترل دست و پا. پس حتی اگه قرار باشه که ما به یه خودِ منحصربه‌فرد برسیم، باز هم مسیر این «خود شدن» از دیگری بودن می‌گذره. اگه این «دیگری» نباشه، ما چیزی جز یه موجود گمگشته نیستیم که حتی سر انسان بودن هم مشکل داریم، چه برسه به خود بودن. پس زیرساخت شخصیت همه ما به واسطه دیگری ساخته و مستحکم می‌شه و به همین خاطر بودنِ این دیگری برای ما مهم می‌شه.</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;">◄اما آیا این اهمیت شامل حال هر دیگری‌ای می‌شه؟ دان وان و همکارانش برای پاسخ به این سوال سه‌تا <span style="color: #cc9966;">آزمایش</span> رو ترتیب دادند. توی آزمایش اول اون‌ها به داوطلبا تصویر شیش‌تا دست رو نشون می‌دادند که بالای هرکدومش یکی از عبارت‌های مسیحی، یهودی، بودایی، مسلمون، بی‌خدا یا علم‌گرا نوشته شده بود. بعد به تصادف از هر کدوم از این دست‌ها دو فیلم پخش می‌شد: توی یکیش یه گوش‌ پاک‌کن رو آروم به اون دست می‌زند و توی اون‌یکی فیلم سوزن یه سرنگ رو به اون دست فرو می‌کردند. در طی این آزمایش مشاهده شد که وقتی اون سوزن به دست هم‌مسلک داوطلبا (خودی‌ها) فرو می‌ره، بخش همدردی و روابط انسانی مغز اون‌ها فعال‌تر می‌شه، در حالی که این منطقه مغز در زمان فرو شدن سوزن به دست افراد غیرخودی فعالیت کمتری رو نشون می‌ده.</span></span><br />
<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Azmayesh-Sorang.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
</div>
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;">توی آزمایش دوم این شیش‌باور رو به دو گروه سه‌تایی تقسیم کردند و به داوطلبا گفتند هر کدوم از این باور‌ها دو به دو با هم در نزاع هستند و دوباره فیلم‌ها رو نشون دادند. این‌بار مشاهده شد که بخش همدردی مغز داوطلبا نه تنها برای هم‌مسلک‌‌ها‌شون که برای اون دو باور دیگه هم که هم‌گروه اون‌ها شده بودند، فعالیت بالاتری رو نشون می‌داد. توی آزمایش سوم کلا باورهای شرکت‌کنندگان رو کنار گذاشتند و به تصادف به هر کدوم از اون‌ها یه نشان دادند که روی یه سری‌شون مثلا نوشته شده بود «حیدری» و روی سری دیگه نوشته شده بود «نعمتی». این‌بار هم با وجود اینکه داوطلبا از تصادفی بودن اون نشان‌ها خبر داشتند باز بخش همدردی مغزشون واسه اون دستی که هم‌اسم گروه‌شون بود، فعال‌تر از گروه مقابل شد.</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">ه<span style="font-size: small;">ایدگر می‌گه من پیش از اینکه خودم باشم، «دیگری» هستم. یعنی چی؟ <br />
ما از بدو تولد با تقلید کردن رفتار بقیه یاد می‌گیریم چطور از مغزمون برای استفاده از توانایی‌های بنیادی‌مون استفاده کنیم. کارایی مثل حرف زدن، راه رفتن، کنترل دست و پا. پس حتی اگه قرار باشه که ما به یه خودِ منحصربه‌فرد برسیم، باز هم مسیر این «خود شدن» از دیگری بودن می‌گذره. اگه این «دیگری» نباشه، ما چیزی جز یه موجود گمگشته نیستیم که حتی سر انسان بودن هم مشکل داریم، چه برسه به خود بودن. پس زیرساخت شخصیت همه ما به واسطه دیگری ساخته و مستحکم می‌شه و به همین خاطر بودنِ این دیگری برای ما مهم می‌شه.</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;">◄اما آیا این اهمیت شامل حال هر دیگری‌ای می‌شه؟ دان وان و همکارانش برای پاسخ به این سوال سه‌تا <span style="color: #cc9966;">آزمایش</span> رو ترتیب دادند. توی آزمایش اول اون‌ها به داوطلبا تصویر شیش‌تا دست رو نشون می‌دادند که بالای هرکدومش یکی از عبارت‌های مسیحی، یهودی، بودایی، مسلمون، بی‌خدا یا علم‌گرا نوشته شده بود. بعد به تصادف از هر کدوم از این دست‌ها دو فیلم پخش می‌شد: توی یکیش یه گوش‌ پاک‌کن رو آروم به اون دست می‌زند و توی اون‌یکی فیلم سوزن یه سرنگ رو به اون دست فرو می‌کردند. در طی این آزمایش مشاهده شد که وقتی اون سوزن به دست هم‌مسلک داوطلبا (خودی‌ها) فرو می‌ره، بخش همدردی و روابط انسانی مغز اون‌ها فعال‌تر می‌شه، در حالی که این منطقه مغز در زمان فرو شدن سوزن به دست افراد غیرخودی فعالیت کمتری رو نشون می‌ده.</span></span><br />
<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Azmayesh-Sorang.jpg" border="0" alt=" " /> <br />
</div>
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: small;">توی آزمایش دوم این شیش‌باور رو به دو گروه سه‌تایی تقسیم کردند و به داوطلبا گفتند هر کدوم از این باور‌ها دو به دو با هم در نزاع هستند و دوباره فیلم‌ها رو نشون دادند. این‌بار مشاهده شد که بخش همدردی مغز داوطلبا نه تنها برای هم‌مسلک‌‌ها‌شون که برای اون دو باور دیگه هم که هم‌گروه اون‌ها شده بودند، فعالیت بالاتری رو نشون می‌داد. توی آزمایش سوم کلا باورهای شرکت‌کنندگان رو کنار گذاشتند و به تصادف به هر کدوم از اون‌ها یه نشان دادند که روی یه سری‌شون مثلا نوشته شده بود «حیدری» و روی سری دیگه نوشته شده بود «نعمتی». این‌بار هم با وجود اینکه داوطلبا از تصادفی بودن اون نشان‌ها خبر داشتند باز بخش همدردی مغزشون واسه اون دستی که هم‌اسم گروه‌شون بود، فعال‌تر از گروه مقابل شد.</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اینستاگرام؛ چشم‌هایی که دروغ می‌گویند!]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=289772</link>
			<pubDate>Thu, 08 Oct 2020 04:59:08 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=289772</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/index_61895.png" border="0" alt=" " /> </div>
<span style="font-weight: bold;">گوشی‌های هوشمند که آمدند، اینترنت رسید به چشم و دست همه مردم. شبکه‌های موبایلی اولین تجربهٔ گفتگوی مجازی بسیاری از آدم‌های کوچه و خیابان بود. کسانی که نه وبلاگ،‌نه کلوب، نه یاهو۳۶۰، نه گودر، نه فرندفید و .... را تجربه نکرده بودند. با قوانین این فضا آشنا نبودند. شبکه‌های مجازی و آن صفحه کلید گوشی همراه یا لپ‌تاپ یک اتفاق بزرگ یا حتی آرزوی بزرگ را برای انسان‌های این دهه ساخته بود. آنها می‌توانستند «مؤلف» باشند. شاید در ذهن بسیاری از مردم دهه‌های قرن بیستم، داشتن ماشین تحریری آرزو بود تا با فشار دکمه‌هایش و صدای تَک‌تَک روی کاغذ سفید، جمله‌ای را بنویسند و نویسنده شوند. آدم‌های این قرن با یک گوشی همراه هوشمند، با شبکه‌های مجازی وب، نویسنده شده‌اند و مؤلف.<br />
<br />
<br />
آدم‌های این سال‌ها، همین آدم‌های کوچه و خیابان، از «همیشه مخاطب‌بودن» گذر کرده‌اند و مؤلف شده‌اند. هر فالووری در اینستاگرام و توییتر و ... مخاطب‌شان است. مخاطبانی که چشم در چشم آنها نیستند؛ شبیه نویسنده کتاب و مخاطبش و صفحه گوشی‌ها شده است کاغذ. شبکه‌های اجتماعی به همه فرصت «مؤلف‌بودن» را هدیه داد.<br />
<br />
<br />
اینستاگرام اما شبکه‌ای متفاوت است. تألیف در اینستاگرام بر اساس واژه‌ها نیست؛ تألیف بر اساس عکس است. واژه‌ها بسیار صادق‌تر از عکس‌هایند. تجربه اینستاگرام نشان داد که اگر چشم‌ها سخن بگویند، می‌توانند از زبان دروغ‌گوتر باشند. مردم عادیِ «همیشه مخاطب» با ظهور اینستاگرام «مؤلف» شده‌اند. آنها می‌دانند برای مؤلف بودن به «هنر» نیازمندند. نمی‌توان مؤلف بود و هیچ رنگی و ترفند و تردستی‌ای نباشد. نومؤلفان اینستاگرام ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنند؛ تبرج. آنها نمایشگر «تبرج»اند. هر چیزی را که به گمان‌شان در چشم مخاطب زشت است، حذف می‌کنند و هر چه را به گمان‌شان زیباست، اضافه می‌کنند. تبرج زشت‌زدایی و زیبانمایی است. عکس‌های اینستاگرام نمایشگر واقعیت زندگی نیستند. عناصر که زشت نامیده‌شده‌اند، حذف و عناصر غیرواقعی زیبا اضافه شده‌اند. در کنار کتاب‌هایی که در اینستاگرام خوانده می‌شود، فنجانی قهوه است. اما از کتاب‌های تلنبار روی میز تصویری دیده نمی‌شود. اینستاگرام را چشم‌ها روایت می‌کنند و چشم‌ها می‌خوانند. چشم‌ها گاهی از زبان دروغ‌گوترند.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/index_61895.png" border="0" alt=" " /> </div>
<span style="font-weight: bold;">گوشی‌های هوشمند که آمدند، اینترنت رسید به چشم و دست همه مردم. شبکه‌های موبایلی اولین تجربهٔ گفتگوی مجازی بسیاری از آدم‌های کوچه و خیابان بود. کسانی که نه وبلاگ،‌نه کلوب، نه یاهو۳۶۰، نه گودر، نه فرندفید و .... را تجربه نکرده بودند. با قوانین این فضا آشنا نبودند. شبکه‌های مجازی و آن صفحه کلید گوشی همراه یا لپ‌تاپ یک اتفاق بزرگ یا حتی آرزوی بزرگ را برای انسان‌های این دهه ساخته بود. آنها می‌توانستند «مؤلف» باشند. شاید در ذهن بسیاری از مردم دهه‌های قرن بیستم، داشتن ماشین تحریری آرزو بود تا با فشار دکمه‌هایش و صدای تَک‌تَک روی کاغذ سفید، جمله‌ای را بنویسند و نویسنده شوند. آدم‌های این قرن با یک گوشی همراه هوشمند، با شبکه‌های مجازی وب، نویسنده شده‌اند و مؤلف.<br />
<br />
<br />
آدم‌های این سال‌ها، همین آدم‌های کوچه و خیابان، از «همیشه مخاطب‌بودن» گذر کرده‌اند و مؤلف شده‌اند. هر فالووری در اینستاگرام و توییتر و ... مخاطب‌شان است. مخاطبانی که چشم در چشم آنها نیستند؛ شبیه نویسنده کتاب و مخاطبش و صفحه گوشی‌ها شده است کاغذ. شبکه‌های اجتماعی به همه فرصت «مؤلف‌بودن» را هدیه داد.<br />
<br />
<br />
اینستاگرام اما شبکه‌ای متفاوت است. تألیف در اینستاگرام بر اساس واژه‌ها نیست؛ تألیف بر اساس عکس است. واژه‌ها بسیار صادق‌تر از عکس‌هایند. تجربه اینستاگرام نشان داد که اگر چشم‌ها سخن بگویند، می‌توانند از زبان دروغ‌گوتر باشند. مردم عادیِ «همیشه مخاطب» با ظهور اینستاگرام «مؤلف» شده‌اند. آنها می‌دانند برای مؤلف بودن به «هنر» نیازمندند. نمی‌توان مؤلف بود و هیچ رنگی و ترفند و تردستی‌ای نباشد. نومؤلفان اینستاگرام ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنند؛ تبرج. آنها نمایشگر «تبرج»اند. هر چیزی را که به گمان‌شان در چشم مخاطب زشت است، حذف می‌کنند و هر چه را به گمان‌شان زیباست، اضافه می‌کنند. تبرج زشت‌زدایی و زیبانمایی است. عکس‌های اینستاگرام نمایشگر واقعیت زندگی نیستند. عناصر که زشت نامیده‌شده‌اند، حذف و عناصر غیرواقعی زیبا اضافه شده‌اند. در کنار کتاب‌هایی که در اینستاگرام خوانده می‌شود، فنجانی قهوه است. اما از کتاب‌های تلنبار روی میز تصویری دیده نمی‌شود. اینستاگرام را چشم‌ها روایت می‌کنند و چشم‌ها می‌خوانند. چشم‌ها گاهی از زبان دروغ‌گوترند.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سوسیالیسم]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=288035</link>
			<pubDate>Sat, 08 Aug 2020 04:30:14 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=288035</guid>
			<description><![CDATA[سوسیالیسم (به فرانسوی: Socialisme) که در فارسی جامعه‌خواهی یا جامعه‌گرایی هم گویند، اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند.[۱]<br />
<br />
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و ادارهٔ صنایع توسط شوراهای کارگری، یا غیرمستقیم باشد، از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع.اگرچه اندیشه‌های مبتنی بر لغو مالکیت خصوصی پیشینهٔ زیادی در تاریخ دارد، ولی جنبش سوسیالیستی بیشتر پس از شکل‌گیری جنبش کارگری در قرن نوزدهم میلادی اهمّیت سیاسی پیدا کرد. در آن قرن حزب‌های گوناگون که خود را سوسیالیست، سوسیال دموکرات و کمونیست می‌نامیدند با هدف لغو مالکیت خصوصی در اروپا و آمریکا شکل گرفت.<br />
<br />
اما برخلاف تعریف رایج در سطح جهانی از سوسیالیسم، لغو مالکیت خصوصی به‌خودی‌خود نمی‌تواند توضیح کاملی را در مورد سوسیالیسم ارائه دهد. لنین در دولت و انقلاب می‌نویسد استراتژِی کمونیسم، لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و الغای کار مزدی است. جامعهٔ کمونیستی جامعه‌ای است که در آن هر کس بر طبق استعدادهایش کار می‌کند و بر اساس نیازش از مواهب آن بهره‌مند می‌شود. دست‌یافتن به چنین نظامی ملزومات خاص خود را دارد. از جمله می‌توان مرحلهٔ انتقالی یا فاز پایینی را نام برد. شرط دست‌یافتن به چنین نظامی بسط آگاهی طبقاتی و سازمان‌یابی کارگران حول منافع طبقاتی مشترک خویش است که خود به نبرد طبقاتی سرنوشت‌سازی تبدیل می‌شود. در این نبرد پرولتاریا سرانجام به پیروزی دست می‌یابد و بساط دنیای کهن جور و ستم روبیده می‌شود. در این هنگام دولت سرمایه‌داران سرنگون شده و به‌جای آن دولت سوسیالیستی یا حکومت کارگری بر مسند قدرت می‌ایستد. وظیفهٔ این دولت دفاع از دست‌آوردهای اقتصادی و سیاسی کارگران و سرکوب توطئه‌گری‌ها و سنگ‌اندازی طبقهٔ بورژوازی و هدایت جامعه به‌سوی جامعه‌ای بدون طبقه است. در این مرحله طبقات هنوز ملغی نشده‌اند؛ ضرورت وجودی دولت وجود دارد، امّا سوسیالیسم دورهٔ گذار به‌سوی زوال هرگونه دولتی است. دورهٔ گذار لغو طبقات اجتماعی است. در واقع سوسیالیسم حکومت کارگری است.<br />
<br />
پیروزی شاخهٔ بلشویک حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در انقلاب اکتبر روسیه موجب انشعابی بزرگ در جنبش سوسیالیستی جهان شد و حزب‌هایی که با روش بلشویک‌ها موافق نبودند (اغلب با نام احزاب سوسیال دموکرات) مدافع حقوق کارگران شدند.<br />
<br />
برگزاری تظاهرات و راهپیمایی اول ماه مه در دفاع از حقوق کارگران از فعالیت‌های همیشگی حزب‌های سوسیالیست در بیشتر کشورهای جهان است.<br />
<br />
در سدهٔ بیستم حزب‌های سوسیالیست یا سوسیال دموکرات (با برنامه‌هایی که به درجات مختلف سوسیالیستی است) در بسیاری از کشورهای اروپایی به قدرت رسیدند.<br />
<br />
زمینه‌های شکل‌گیری سوسیالیسم<br />
برخی منشأ نظری سوسیالیسم را در کتاب جمهور افلاطون می‌دانند که طبقه حاکمه هیچ امتیاز خاصی ندارد و برای دو طبقه پاسدار و فلاسفه، افلاطون نظام اشتراکی، که نوعی نظام سوسیالیستی است را پیشنهاد می‌دهد. برخی دیگر می‌گویند «تعالیم انجیل در عهد عتیق، اولین مجموعه قوانین سوسیالیستی را تشریح کرده که از جمله آن‌ها حمایت از کارگران، زنان و ضعفاست.»<br />
<br />
به‌طورکلی با عصر رنسانس نخستین سوسیالیست‌ها در اروپا طرح مالکیت اجتماعی و حذف مالکیت خصوصی را تشریح، و با انقلاب صنعتی، سوسیالیسم به عنوان یک ایدئولوژی به‌وجود آمد و علیه پیامدهای شوم انقلاب صنعتی برای اکثریت جامعه به ویژه کارگران شکل گرفت؛ که این سوسیالیسم جدید دارای مؤلفه‌هایی است که عبارتند از «یکی اقتصاد و سازوکار تولید اقتصادی- اجتماعی، دوم تصوری که آموزه‌های سوسیالیستی از انسان دارند مخالف فردیت انسان و موافق انسان به منزله عضوی از پیکره اجتماعی است»[۲]<br />
<br />
در اروپا به‌خصوص در دو کشور فرانسه و انگلستان تفسیرهای متفاوتی از سوسیالیسم به منزلهٔ دو مکتب به منصهٔ ظهور رسید: ابتدا در انگلستان ۱۸۲۷ مکتب رابرت اوون در مقاله‌ای تحت عنوان «سوسیالیسم چیست؟» به سازماندهی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداخت و بعد در فرانسه در سال ۱۹۳۲ عقاید کلودهانری سن سیمون مبتنی بر اجتماعی کردن مالکیت وسایل تولید جمعی کاتولیک در مقابل فردگرایی پروتستان بود. به‌طورکلی «سوسیالیسم فرانسه با الهام از روسو، یک جهت‌گیری روستایی و بازگشت به طبیعت داشت اما سوسیالیسم انگلستان با صنعت برخورد مثبت تری داشت.»[۳]<br />
<br />
پیرامون نام<br />
سوسیالیسم (Socialism) از ریشه لاتینی سُکیوس (Socius) به معنی همراه و شریک یا از واژهٔ «سوسیال» (Social) به معنای اجتماعی و پسوند ایسم، در زبان فرانسه گرفته شده‌است. سوسیالیسم در اصطلاح معناهای بسیار زیاد دارد، برخی آن را یک اندیشه، برخی دیگر آن را یک نظریه می‌دانند امّا به نظر نگارنده سوسیالیسم «ایدئولوژی‌ای است که در مخالفت با کاپیتالیسم قائل به لغو مالکیت خصوصی و خواهان برقراری مالکیت اجتماعی می‌باشد. این ایدئولوژی درصدد است تا به تحقق مالکیت اجتماعی توسط اتحادیه‌های کارگری یا پرولتاریا کمک کند؛ و به‌طور غیرمستقیم توسط دولت (پاسدار همه منافع مردم)، نه گروه‌های خاص اجرا شود؛ و اصالت دادن به اجتماع، مخلوقات اجتماعی و کاهش یا حذف تقسیمات طبقاتی را هدف خود می‌داند.»[۴]<br />
<br />
شکست سوسیالیسم<br />
زمانی موفقیت الگوهای جماعت‌گرا را در شوروی می‌جستند و عظمتش را نشان‌دهنده کارآیی و آینده سوسیالیسم می‌دانستند. این رویا همزمان با اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از هم پاشید، درحالی که: سوسیالیست راستین که متعلق به هگل می‌باشد اولین منبع شناخت دقیق این مکتب است که به مرور زمان شاخه‌های زیادی پیدا کرده‌است مانند مارکسیست و کمونیست که آمیخته با اضافات فیلسوفانی است که تحت تاثیر این نظر هگل قرار گرفته و کوشیده‌اند که به آن بیفزایند.<br />
<br />
مستنداتی که بعدها از وضعیت مردم در شوروی منتشر شد و فلاکت و قحطی‌هایی که میلیون‌ها نفر را در شوروی (و چین و…) به کام مرگ فرستاد علی‌رغم اینکه سوسیالیسم در ظاهر ایدئال و بی نقص بود اوضاع را برای این طرفداران سوسیالیسم سخت‌تر کرد.[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سوسیالیسم (به فرانسوی: Socialisme) که در فارسی جامعه‌خواهی یا جامعه‌گرایی هم گویند، اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند.[۱]<br />
<br />
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و ادارهٔ صنایع توسط شوراهای کارگری، یا غیرمستقیم باشد، از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع.اگرچه اندیشه‌های مبتنی بر لغو مالکیت خصوصی پیشینهٔ زیادی در تاریخ دارد، ولی جنبش سوسیالیستی بیشتر پس از شکل‌گیری جنبش کارگری در قرن نوزدهم میلادی اهمّیت سیاسی پیدا کرد. در آن قرن حزب‌های گوناگون که خود را سوسیالیست، سوسیال دموکرات و کمونیست می‌نامیدند با هدف لغو مالکیت خصوصی در اروپا و آمریکا شکل گرفت.<br />
<br />
اما برخلاف تعریف رایج در سطح جهانی از سوسیالیسم، لغو مالکیت خصوصی به‌خودی‌خود نمی‌تواند توضیح کاملی را در مورد سوسیالیسم ارائه دهد. لنین در دولت و انقلاب می‌نویسد استراتژِی کمونیسم، لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و الغای کار مزدی است. جامعهٔ کمونیستی جامعه‌ای است که در آن هر کس بر طبق استعدادهایش کار می‌کند و بر اساس نیازش از مواهب آن بهره‌مند می‌شود. دست‌یافتن به چنین نظامی ملزومات خاص خود را دارد. از جمله می‌توان مرحلهٔ انتقالی یا فاز پایینی را نام برد. شرط دست‌یافتن به چنین نظامی بسط آگاهی طبقاتی و سازمان‌یابی کارگران حول منافع طبقاتی مشترک خویش است که خود به نبرد طبقاتی سرنوشت‌سازی تبدیل می‌شود. در این نبرد پرولتاریا سرانجام به پیروزی دست می‌یابد و بساط دنیای کهن جور و ستم روبیده می‌شود. در این هنگام دولت سرمایه‌داران سرنگون شده و به‌جای آن دولت سوسیالیستی یا حکومت کارگری بر مسند قدرت می‌ایستد. وظیفهٔ این دولت دفاع از دست‌آوردهای اقتصادی و سیاسی کارگران و سرکوب توطئه‌گری‌ها و سنگ‌اندازی طبقهٔ بورژوازی و هدایت جامعه به‌سوی جامعه‌ای بدون طبقه است. در این مرحله طبقات هنوز ملغی نشده‌اند؛ ضرورت وجودی دولت وجود دارد، امّا سوسیالیسم دورهٔ گذار به‌سوی زوال هرگونه دولتی است. دورهٔ گذار لغو طبقات اجتماعی است. در واقع سوسیالیسم حکومت کارگری است.<br />
<br />
پیروزی شاخهٔ بلشویک حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در انقلاب اکتبر روسیه موجب انشعابی بزرگ در جنبش سوسیالیستی جهان شد و حزب‌هایی که با روش بلشویک‌ها موافق نبودند (اغلب با نام احزاب سوسیال دموکرات) مدافع حقوق کارگران شدند.<br />
<br />
برگزاری تظاهرات و راهپیمایی اول ماه مه در دفاع از حقوق کارگران از فعالیت‌های همیشگی حزب‌های سوسیالیست در بیشتر کشورهای جهان است.<br />
<br />
در سدهٔ بیستم حزب‌های سوسیالیست یا سوسیال دموکرات (با برنامه‌هایی که به درجات مختلف سوسیالیستی است) در بسیاری از کشورهای اروپایی به قدرت رسیدند.<br />
<br />
زمینه‌های شکل‌گیری سوسیالیسم<br />
برخی منشأ نظری سوسیالیسم را در کتاب جمهور افلاطون می‌دانند که طبقه حاکمه هیچ امتیاز خاصی ندارد و برای دو طبقه پاسدار و فلاسفه، افلاطون نظام اشتراکی، که نوعی نظام سوسیالیستی است را پیشنهاد می‌دهد. برخی دیگر می‌گویند «تعالیم انجیل در عهد عتیق، اولین مجموعه قوانین سوسیالیستی را تشریح کرده که از جمله آن‌ها حمایت از کارگران، زنان و ضعفاست.»<br />
<br />
به‌طورکلی با عصر رنسانس نخستین سوسیالیست‌ها در اروپا طرح مالکیت اجتماعی و حذف مالکیت خصوصی را تشریح، و با انقلاب صنعتی، سوسیالیسم به عنوان یک ایدئولوژی به‌وجود آمد و علیه پیامدهای شوم انقلاب صنعتی برای اکثریت جامعه به ویژه کارگران شکل گرفت؛ که این سوسیالیسم جدید دارای مؤلفه‌هایی است که عبارتند از «یکی اقتصاد و سازوکار تولید اقتصادی- اجتماعی، دوم تصوری که آموزه‌های سوسیالیستی از انسان دارند مخالف فردیت انسان و موافق انسان به منزله عضوی از پیکره اجتماعی است»[۲]<br />
<br />
در اروپا به‌خصوص در دو کشور فرانسه و انگلستان تفسیرهای متفاوتی از سوسیالیسم به منزلهٔ دو مکتب به منصهٔ ظهور رسید: ابتدا در انگلستان ۱۸۲۷ مکتب رابرت اوون در مقاله‌ای تحت عنوان «سوسیالیسم چیست؟» به سازماندهی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداخت و بعد در فرانسه در سال ۱۹۳۲ عقاید کلودهانری سن سیمون مبتنی بر اجتماعی کردن مالکیت وسایل تولید جمعی کاتولیک در مقابل فردگرایی پروتستان بود. به‌طورکلی «سوسیالیسم فرانسه با الهام از روسو، یک جهت‌گیری روستایی و بازگشت به طبیعت داشت اما سوسیالیسم انگلستان با صنعت برخورد مثبت تری داشت.»[۳]<br />
<br />
پیرامون نام<br />
سوسیالیسم (Socialism) از ریشه لاتینی سُکیوس (Socius) به معنی همراه و شریک یا از واژهٔ «سوسیال» (Social) به معنای اجتماعی و پسوند ایسم، در زبان فرانسه گرفته شده‌است. سوسیالیسم در اصطلاح معناهای بسیار زیاد دارد، برخی آن را یک اندیشه، برخی دیگر آن را یک نظریه می‌دانند امّا به نظر نگارنده سوسیالیسم «ایدئولوژی‌ای است که در مخالفت با کاپیتالیسم قائل به لغو مالکیت خصوصی و خواهان برقراری مالکیت اجتماعی می‌باشد. این ایدئولوژی درصدد است تا به تحقق مالکیت اجتماعی توسط اتحادیه‌های کارگری یا پرولتاریا کمک کند؛ و به‌طور غیرمستقیم توسط دولت (پاسدار همه منافع مردم)، نه گروه‌های خاص اجرا شود؛ و اصالت دادن به اجتماع، مخلوقات اجتماعی و کاهش یا حذف تقسیمات طبقاتی را هدف خود می‌داند.»[۴]<br />
<br />
شکست سوسیالیسم<br />
زمانی موفقیت الگوهای جماعت‌گرا را در شوروی می‌جستند و عظمتش را نشان‌دهنده کارآیی و آینده سوسیالیسم می‌دانستند. این رویا همزمان با اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از هم پاشید، درحالی که: سوسیالیست راستین که متعلق به هگل می‌باشد اولین منبع شناخت دقیق این مکتب است که به مرور زمان شاخه‌های زیادی پیدا کرده‌است مانند مارکسیست و کمونیست که آمیخته با اضافات فیلسوفانی است که تحت تاثیر این نظر هگل قرار گرفته و کوشیده‌اند که به آن بیفزایند.<br />
<br />
مستنداتی که بعدها از وضعیت مردم در شوروی منتشر شد و فلاکت و قحطی‌هایی که میلیون‌ها نفر را در شوروی (و چین و…) به کام مرگ فرستاد علی‌رغم اینکه سوسیالیسم در ظاهر ایدئال و بی نقص بود اوضاع را برای این طرفداران سوسیالیسم سخت‌تر کرد.[]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نمیتونم جهیزیه بخرم...]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287956</link>
			<pubDate>Wed, 05 Aug 2020 01:11:09 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287956</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://shadima.com/wp-content/uploads/2020/04/%D8%AC%D9%87%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%86.jpg" border="0" alt=" " /><br />
</div>
سلام<br />
راستش رو بخواید هنوز درباره اینکه اینجا بنویسم یا نه شک دارم لی حس میکنم لازمه درد و دل کنم تا خالی شم. اسم من نگینِ و 20 سالمه. پدرم وقتی 10 ساله بودم به رحمت خدا رفت. چند روز پیش پسری به خواستگاریم اومد و ازش خوشم اومده ولی میخوام جواب بله بدم ولی میترسم. راستش رو بخواید وقتی  هارو میبینم دل سرد میشم و فکر میکنم نمیتونم جهیزیه رو تهیه کنم چون خانواده م شرایط مالی خوبی ندارن. به همین خاطر میخوام جواب نه بدم...<br />
<br />
ممنون میشم راهنماییم کنید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="https://shadima.com/wp-content/uploads/2020/04/%D8%AC%D9%87%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%86.jpg" border="0" alt=" " /><br />
</div>
سلام<br />
راستش رو بخواید هنوز درباره اینکه اینجا بنویسم یا نه شک دارم لی حس میکنم لازمه درد و دل کنم تا خالی شم. اسم من نگینِ و 20 سالمه. پدرم وقتی 10 ساله بودم به رحمت خدا رفت. چند روز پیش پسری به خواستگاریم اومد و ازش خوشم اومده ولی میخوام جواب بله بدم ولی میترسم. راستش رو بخواید وقتی  هارو میبینم دل سرد میشم و فکر میکنم نمیتونم جهیزیه رو تهیه کنم چون خانواده م شرایط مالی خوبی ندارن. به همین خاطر میخوام جواب نه بدم...<br />
<br />
ممنون میشم راهنماییم کنید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اصلاح سیاست‌های دست‌وپاگیر]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287695</link>
			<pubDate>Sat, 25 Jul 2020 22:55:50 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287695</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #cc33cc;">حسن حیدری <br />
عضو هیات علمی ‌دانشگاه تربیت مدرس</span></span><br />
 افزایش نرخ ارز تاثیراتی دارد که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر تولید اثرگذار است تاثیرات مستقیم بیشتر مربوط به بحث قیمتی کالا می‌شود و به طور مشخص با رقابتی شدن کالای داخلی سود تولیدکننده نیز افزایش پیدا می‌کند. این اثرات به عنوان اثرات مثبت شناخته می‌شود، اما یکسری اثرات منفی نیز در این خصوص وجود دارد که می‌توان به افزایش هزینه‌های تولید اشاره کرد. <br />
<div style="text-align: right;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Untitled-1-copy-copy.jpg" border="0" alt=" " /> </div>
دراین صورت کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای روند صعودی به خود می‌گیرند تا این کالاها و مواد اولیه حتی در صورتی که داخلی هم باشند رشد قیمت را تجربه کنند که این امر به صورت مستقیم بر روند تولید اثرگذار خواهد بود. از سوی دیگر این تصور که با افزایش نرخ ارز تنها کالای وارداتی باید رشد قیمت را تجربه کند نیز تصور نادرستی است، این به آن معنی است که در صورتی که یک کالای واسطه‌ای به صورت ۱۰۰درصد مواد اولیه آن داخلی باشد بازهم رشد قیمت خواهد داشت که دلیل آن به شیفت تقاضا از کالای خارجی به داخلی بازمی‌گردد. <br />
<br />
بنابراین یکی از موارد به افزایش هزینه‌های تولید بازمی‌گردد و بخش دوم اثر منفی به نااطمینانی که در بازار به وجود می‌آید بازمی‌گردد و این نااطمینانی به نوسانات نرخ ارز مربوط می‌شود و این امر موجب می‌شود تا سرمایه‌گذاری کاهش پیدا کند و با تصمیم‌گیری برای تولید در واحدها مواجه ‌شویم. این به معنی آن است که تولیدکننده ترجیح می‌دهد اگر نرخ ارز قرار است در طول یک‌سال 30 تا 40 درصد افزایش پیدا کند از پیش بتواند پیش‌بینی کند نه اینکه در ابتدای سال نرخ ارز ثابت باشد و یک‌دفعه شاهد جهش در نرخ ارز باشد.<br />
<br />
  بحث دیگر به این موضوع بازمی‌گردد که بازدهی بازارهای موازی با افزایش نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند. به‌طور مثال بازار سرمایه، بازار مسکن و ... ، این موضوع خود اثر تخریبی دارد و باعث می‌شود سرمایه‌ها به‌جای اینکه به سمت تولید هدایت شود به سمت سایر بازارها هدایت شود؛ چرا که در صورتی که سرمایه‌ای قرار باشد به سمت تولید برود باید بتواند بازدهی بازارهای موازی را داشته باشد تا برای تولیدکننده تولید مقرون به صرفه باشد. <br />
<br />
با این شرایط طبیعی است که شاهد افت تولید باشیم، این تجربه را پیش از این هم داشته‌ایم و علاوه بر ایران سایر کشورها نیز تجربه مشابهی را کسب کرده‌اند. کاملا طبیعی است که افزایش نرخ ارز بر روند تولید اثر بگذارد، در این خصوص اصطلاحی وجود دارد که به آن <br />
<br />
through pass- می‌گویند، اصطلاحی که می‌توان از آن به گذار یا عبور نرخ ارز یاد کرد. این به معنی آن است که وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند به تدریج نرخ سایر کالاها نیز افزایش پیدا می‌کند؛ چون نرخ ارز نرخ تبدیل قیمت پول داخلی به خارجی است. به تعبیر دیگر این تغییر نرخ ارز به نوعی تبدیل اقتصاد ما به اقتصاد خارج است. با این شرایط می‌توان گفت وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند پول ملی تضعیف می‌شود. <br />
<br />
ولی اینکه آیا این روند روی تولید اثر می‌گذارد و شاهد افت تولید خواهیم بود، باید گفت افت تولید از اثرات مستقیم نرخ ارز نخواهد بود. نرخ ارز به هر دلیلی افزایش پیدا کند در مجموع به نفع برخی از تولیدکنندگان خواهد بود. در صورتی که در گذشته چنانچه این اظهار نظر را می‌کردیم با واکنش سایر فعالان مواجه می‌شدیم، اما در حال حاضر این موضوع مشخص شده که با وجود تمام فشارهای تحریم و فشارهایی که روی کسب و کار وارد می‌شود سالی نزدیک 40 میلیارد دلار صادرات داریم. این صادرات در حالی انجام می‌شود که فشار بسیاری به اقتصاد کشور وارد می‌شود با این حال تولیدکنندگان با تداوم تولید به این میزان صادرات دست پیدا کرده‌اند. <br />
<br />
یکی دیگر از دلایلی که می‌توان در  خصوص آن صحبت کرد این موضوع است که تولید در شرایط کنونی در ایران به لحاظ قیمتی به صرفه است؛ اما اگر بخواهد اثر منفی داشته باشد، این اثر می‌تواند به کاهش تقاضا از سوی مصرف‌کننده بازگردد. این به معنی آن است که افزایش نرخ ارز موجب می‌شود تقاضا کاهش پیدا کند به‌خصوص در مورد کالاهای قابل مبادله‌ای مثل لوازم خانگی، البته در خصوص کالایی که مردم بخواهند ارزش پول خود را حفظ کنند مانند خودرو این مساله متفاوت است. اما در خصوص لوازم خانگی که در میان کالاهای مصرفی قرار دارند تقاضا برای آنها کاهش پیدا می‌کند. دلیل این موضوع نیز به کاهش قدرت خرید مردم بازمی‌گردد.   <br />
<br />
از سوی دیگر بیشتر اثر منفی از ناحیه نااطمینانی است تا افزایش نرخ ارز و مساله بعدی به سیاست‌های دولت بازمی‌گردد و دخالت دولت باعث می‌شود تا بازار به هم بریزد. حال با تمام این تفاسیر این پرسش مطرح می‌شود که چه اقدامی ‌باید انجام داد تا تولید کمترین آسیب را ببیند؟ در این خصوص می‌توان گفت سیاست‌های دولت باید اصلاح شود. از زمان مشروطه به این سمت هرگاه قیمت قند بالا می‌رفت تجار را مواخذه می‌کردند که چرا قیمت قند افزایش یافته، قبل از انقلاب نیز در دهه 50 که تورم شروع به دو رقمی‌شدن کرد قیمت‌گذاری و مبارزه با گرانفروشی آغاز شد. تجربه نشان داده هیچ کدام از سیاست‌های مذکور نه تنها موثر نبوده، بلکه در جریان عرضه اختلال ایجاد می‌کند. بهترین سیاست، اعطای  یارانه مستقیم است؛ چرا که اختلال در بازار ایجاد نمی‌کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #cc33cc;">حسن حیدری <br />
عضو هیات علمی ‌دانشگاه تربیت مدرس</span></span><br />
 افزایش نرخ ارز تاثیراتی دارد که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر تولید اثرگذار است تاثیرات مستقیم بیشتر مربوط به بحث قیمتی کالا می‌شود و به طور مشخص با رقابتی شدن کالای داخلی سود تولیدکننده نیز افزایش پیدا می‌کند. این اثرات به عنوان اثرات مثبت شناخته می‌شود، اما یکسری اثرات منفی نیز در این خصوص وجود دارد که می‌توان به افزایش هزینه‌های تولید اشاره کرد. <br />
<div style="text-align: right;">دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=register">ثبت نام کنید</a> یا <a href="http://www.flashkhor.com/forum/member.php?action=login">وارد حساب خود شوید</a> تا بتوانید لینک ها را ببینید.<br />
<img src="http://dl.akskhor.ir/uploads1/Untitled-1-copy-copy.jpg" border="0" alt=" " /> </div>
دراین صورت کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای روند صعودی به خود می‌گیرند تا این کالاها و مواد اولیه حتی در صورتی که داخلی هم باشند رشد قیمت را تجربه کنند که این امر به صورت مستقیم بر روند تولید اثرگذار خواهد بود. از سوی دیگر این تصور که با افزایش نرخ ارز تنها کالای وارداتی باید رشد قیمت را تجربه کند نیز تصور نادرستی است، این به آن معنی است که در صورتی که یک کالای واسطه‌ای به صورت ۱۰۰درصد مواد اولیه آن داخلی باشد بازهم رشد قیمت خواهد داشت که دلیل آن به شیفت تقاضا از کالای خارجی به داخلی بازمی‌گردد. <br />
<br />
بنابراین یکی از موارد به افزایش هزینه‌های تولید بازمی‌گردد و بخش دوم اثر منفی به نااطمینانی که در بازار به وجود می‌آید بازمی‌گردد و این نااطمینانی به نوسانات نرخ ارز مربوط می‌شود و این امر موجب می‌شود تا سرمایه‌گذاری کاهش پیدا کند و با تصمیم‌گیری برای تولید در واحدها مواجه ‌شویم. این به معنی آن است که تولیدکننده ترجیح می‌دهد اگر نرخ ارز قرار است در طول یک‌سال 30 تا 40 درصد افزایش پیدا کند از پیش بتواند پیش‌بینی کند نه اینکه در ابتدای سال نرخ ارز ثابت باشد و یک‌دفعه شاهد جهش در نرخ ارز باشد.<br />
<br />
  بحث دیگر به این موضوع بازمی‌گردد که بازدهی بازارهای موازی با افزایش نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند. به‌طور مثال بازار سرمایه، بازار مسکن و ... ، این موضوع خود اثر تخریبی دارد و باعث می‌شود سرمایه‌ها به‌جای اینکه به سمت تولید هدایت شود به سمت سایر بازارها هدایت شود؛ چرا که در صورتی که سرمایه‌ای قرار باشد به سمت تولید برود باید بتواند بازدهی بازارهای موازی را داشته باشد تا برای تولیدکننده تولید مقرون به صرفه باشد. <br />
<br />
با این شرایط طبیعی است که شاهد افت تولید باشیم، این تجربه را پیش از این هم داشته‌ایم و علاوه بر ایران سایر کشورها نیز تجربه مشابهی را کسب کرده‌اند. کاملا طبیعی است که افزایش نرخ ارز بر روند تولید اثر بگذارد، در این خصوص اصطلاحی وجود دارد که به آن <br />
<br />
through pass- می‌گویند، اصطلاحی که می‌توان از آن به گذار یا عبور نرخ ارز یاد کرد. این به معنی آن است که وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند به تدریج نرخ سایر کالاها نیز افزایش پیدا می‌کند؛ چون نرخ ارز نرخ تبدیل قیمت پول داخلی به خارجی است. به تعبیر دیگر این تغییر نرخ ارز به نوعی تبدیل اقتصاد ما به اقتصاد خارج است. با این شرایط می‌توان گفت وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند پول ملی تضعیف می‌شود. <br />
<br />
ولی اینکه آیا این روند روی تولید اثر می‌گذارد و شاهد افت تولید خواهیم بود، باید گفت افت تولید از اثرات مستقیم نرخ ارز نخواهد بود. نرخ ارز به هر دلیلی افزایش پیدا کند در مجموع به نفع برخی از تولیدکنندگان خواهد بود. در صورتی که در گذشته چنانچه این اظهار نظر را می‌کردیم با واکنش سایر فعالان مواجه می‌شدیم، اما در حال حاضر این موضوع مشخص شده که با وجود تمام فشارهای تحریم و فشارهایی که روی کسب و کار وارد می‌شود سالی نزدیک 40 میلیارد دلار صادرات داریم. این صادرات در حالی انجام می‌شود که فشار بسیاری به اقتصاد کشور وارد می‌شود با این حال تولیدکنندگان با تداوم تولید به این میزان صادرات دست پیدا کرده‌اند. <br />
<br />
یکی دیگر از دلایلی که می‌توان در  خصوص آن صحبت کرد این موضوع است که تولید در شرایط کنونی در ایران به لحاظ قیمتی به صرفه است؛ اما اگر بخواهد اثر منفی داشته باشد، این اثر می‌تواند به کاهش تقاضا از سوی مصرف‌کننده بازگردد. این به معنی آن است که افزایش نرخ ارز موجب می‌شود تقاضا کاهش پیدا کند به‌خصوص در مورد کالاهای قابل مبادله‌ای مثل لوازم خانگی، البته در خصوص کالایی که مردم بخواهند ارزش پول خود را حفظ کنند مانند خودرو این مساله متفاوت است. اما در خصوص لوازم خانگی که در میان کالاهای مصرفی قرار دارند تقاضا برای آنها کاهش پیدا می‌کند. دلیل این موضوع نیز به کاهش قدرت خرید مردم بازمی‌گردد.   <br />
<br />
از سوی دیگر بیشتر اثر منفی از ناحیه نااطمینانی است تا افزایش نرخ ارز و مساله بعدی به سیاست‌های دولت بازمی‌گردد و دخالت دولت باعث می‌شود تا بازار به هم بریزد. حال با تمام این تفاسیر این پرسش مطرح می‌شود که چه اقدامی ‌باید انجام داد تا تولید کمترین آسیب را ببیند؟ در این خصوص می‌توان گفت سیاست‌های دولت باید اصلاح شود. از زمان مشروطه به این سمت هرگاه قیمت قند بالا می‌رفت تجار را مواخذه می‌کردند که چرا قیمت قند افزایش یافته، قبل از انقلاب نیز در دهه 50 که تورم شروع به دو رقمی‌شدن کرد قیمت‌گذاری و مبارزه با گرانفروشی آغاز شد. تجربه نشان داده هیچ کدام از سیاست‌های مذکور نه تنها موثر نبوده، بلکه در جریان عرضه اختلال ایجاد می‌کند. بهترین سیاست، اعطای  یارانه مستقیم است؛ چرا که اختلال در بازار ایجاد نمی‌کند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ایجاد مسیر سبز گمرکی برای ترخیص مواد اولیه صنعت]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287694</link>
			<pubDate>Sat, 25 Jul 2020 22:53:21 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287694</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #cc3333;"><span style="font-weight: bold;">دنیای‌اقتصاد :</span></span> معاون امور صنایع وزارت صنعت، معدن و تجارت از مسیر سبز گمرکی برای ترخیص مواد اولیه مورد نیاز صنایع راهبردی خبر داد و گفت: با وجود محدودیت‌های متعددی که اقتصاد کشور با آن دست به گریبان است، تسهیل فرآیند تولید و تسریع در تامین مواد اولیه موردنیاز صنایع، مهم‌ترین اولویت وزارتخانه در شرایط کنونی است.<br />
<br />
به گزارش وزارت صنعت، معدن و تجارت، مهدی صادقی‌نیارکی در نشست مشترک با نمایندگانی از کمیته مشترک متشکل از سندیکای مخابرات، اتحادیه پیمانکاران و صادرکنندگان مخابرات و نظام صنفی رایانه کشور با تاکید بر ضرورت خوداتکایی صنعتی در تولید تجهیزات ICT افزود: با تقویت توان تولید در حوزه تجهیزات الکترونیکی و صنعت ICT گام مهمی در جهت توسعه اقتصادی کشور برداشته خواهد شد.وی تاکیدکرد: محدودیت‌های بین‌المللی و تداوم این سیاست در صنایع مهم کشور، اهمیت توسعه عمق ساخت داخل در صنایع راهبردی را بیش از پیش جدی‌تر کرده و ضروری است با ایجاد زیرساخت‌های صنعتی به سمت تعمیق ساخت داخل در صنایع راهبردی حرکت کنیم.صادقی‌نیارکی، منافع حیاتی کشور را در تحقق نهضت ساخت داخل توصیف کرد و گفت: با توافقاتی که با گمرک و بانک مرکزی انجام گرفته، تامین مواد اولیه موردنیاز صنایع در اولویت بوده و به‌زودی بخش عمده‌ای از اجزا، قطعات و تجهیزات موردنیاز صنایع راهبردی کشور از گمرک ترخیص خواهد شد.وی به برگزاری میزهای تخصصی در حوزه ICT و مخابرات اشاره کرد و گفت: پارسال دو میز تخصصی در این صنعت برگزار شد و امیدواریم امسال نیز در قالب پروژه‌های مهم و زیرساختی شاهد تحقق توسعه نهضت ساخت داخل در این صنعت باشیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #cc3333;"><span style="font-weight: bold;">دنیای‌اقتصاد :</span></span> معاون امور صنایع وزارت صنعت، معدن و تجارت از مسیر سبز گمرکی برای ترخیص مواد اولیه مورد نیاز صنایع راهبردی خبر داد و گفت: با وجود محدودیت‌های متعددی که اقتصاد کشور با آن دست به گریبان است، تسهیل فرآیند تولید و تسریع در تامین مواد اولیه موردنیاز صنایع، مهم‌ترین اولویت وزارتخانه در شرایط کنونی است.<br />
<br />
به گزارش وزارت صنعت، معدن و تجارت، مهدی صادقی‌نیارکی در نشست مشترک با نمایندگانی از کمیته مشترک متشکل از سندیکای مخابرات، اتحادیه پیمانکاران و صادرکنندگان مخابرات و نظام صنفی رایانه کشور با تاکید بر ضرورت خوداتکایی صنعتی در تولید تجهیزات ICT افزود: با تقویت توان تولید در حوزه تجهیزات الکترونیکی و صنعت ICT گام مهمی در جهت توسعه اقتصادی کشور برداشته خواهد شد.وی تاکیدکرد: محدودیت‌های بین‌المللی و تداوم این سیاست در صنایع مهم کشور، اهمیت توسعه عمق ساخت داخل در صنایع راهبردی را بیش از پیش جدی‌تر کرده و ضروری است با ایجاد زیرساخت‌های صنعتی به سمت تعمیق ساخت داخل در صنایع راهبردی حرکت کنیم.صادقی‌نیارکی، منافع حیاتی کشور را در تحقق نهضت ساخت داخل توصیف کرد و گفت: با توافقاتی که با گمرک و بانک مرکزی انجام گرفته، تامین مواد اولیه موردنیاز صنایع در اولویت بوده و به‌زودی بخش عمده‌ای از اجزا، قطعات و تجهیزات موردنیاز صنایع راهبردی کشور از گمرک ترخیص خواهد شد.وی به برگزاری میزهای تخصصی در حوزه ICT و مخابرات اشاره کرد و گفت: پارسال دو میز تخصصی در این صنعت برگزار شد و امیدواریم امسال نیز در قالب پروژه‌های مهم و زیرساختی شاهد تحقق توسعه نهضت ساخت داخل در این صنعت باشیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یکی از پولدارترین زن های ایران را بشناسید..]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287667</link>
			<pubDate>Sat, 25 Jul 2020 06:22:43 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287667</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333399;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: RTNassim, 'B Yekan', Yekan, BYekan, Arial, Tahoma;"><img src="http://media.qudsonline.ir/b/Larg_Pic/20-9-1390/IMAGE634592777814462806.jpg" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></span></span><br />
</span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333399;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: RTNassim, 'B Yekan', Yekan, BYekan, Arial, Tahoma;">سیده فاطمه مقیمی</span><br />
</span></span></span></span><br />
</span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">او رئیس یک شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی و رئیس شورای بانوان بازرگان، اتاق بازرگانی تهران است. سمت‌های دیگری هم دارد و چند سالی هم در انجمن زنان مدیر کار آفرین فعال بوده است. اما بیش از همه این سمت‌هایش خود را یک کار آفرین می‌داند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">او از تبعات اعلام میلیاردر اعلام شدنش سخن می‌گوید و از تماس‌هایی که بعد از انتشار این فهرست با او گرفته شده تا برخی از دوستانش که بعد از اعلام این خبر برای همیشه ارتباط شان را با او قطع کرده‌اند:<br />
***<br />
خانم مقیمی بالا خره جزو 10 میلیونر ایرانی بودید یا 10 میلیاردر ایرانی؟ خبرهای ضد و نقیضی در این باره منتشر شده است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من فکر می‌کنم میلیون عدد پائینی است و دیگر بیشتر اقشار جامعه یک میلیون تومان را دارند و بنابراین همه میلیونرند. اما درباره میلیاردر بودن، با توجه به اینکه هر کدام مان بیست سی سال است کار می‌کنیم و حداقل یک آپارتمان صد و پنجاه متری وسط شهر داریم که ارزش آن بر اساس محاسبات بازار حدود یک میلیارد هست. پس همه مان در این رده میلیاردر هستیم.اما آن فهرستی که منتشر شد بحث دیگری بود که به میان آورده شد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه بحثی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">فکر می‌کنم هدف از انتشار این فهرست آن بود که می‌خواستند قبح اینکه افراد میلیاردر بودن‌شان را پنهان می‌کنند، بشکنند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یعنی شما ثروتمند بودن‌تان را پنهان نمی‌کنید و برای همین است که در این فهرست قرار گرفته‌اید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر- همه کسانی که در این فهرست قرار گرفته‌اند فارغ از هر چیزی اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی هستند. یعنی هر 30 نفر عضو اتاق اند و حتی یک نفر هم خارج از این اعضا در این فهرست معرفی نشدند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به هر حال ملاکی برای انتخاب شما وجود داشته است و گرنه عضویت شما در اتاق بازرگانی به تنهایی که نمی‌تواند ملاک انتخاب‌تان به عنوان ثروتمندترین زن ایران قرار گرفته باشد؟<br />
این موضوع و ارائه این فهرست کلا دوجنبه داشت اینکه از یک طرف خواسته بودند با انتشار آن افراد را خراب کنند. در قسمت ابتدای این فهرست از ثروتمندان بدگویی کرده بودند و بعد اضافه کرده بودند چون این افراد مالیات پرداخت می‌کنند و بر اساس میزان مالیاتی پرداختی‌شان طبقه بندی شده‌اند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;"><br />
یعنی پرداخت مالیات ملاک میلیاردر بودن افراد شمرده شده بود؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من گفتم از پرداخت مالیات در این فهرست به عنوان یک گزینه مثبت حرف زده و گفته‌اند آدم‌هایی به این شرح مالیات هم می‌پردازند یعنی از دوبعد مثبت و منفی فهرستی را تنظیم و اعلام کرده‌اند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">آن طور که من این فهرست را دیدم در کل نگاه منفی در آن وجود نداشت و فقط سی نفر از میلیاردرهای ایرانی را معرفی کرده بود. چرا فکر می‌کنید با انتشار آن خواسته بودند افرادی را خراب کنند ؟ شما از اینکه در این فهرست به عنوان یکی از ثروتمندان ایران معرفی شده‌اید حس خوبی ندارید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه منفی نبود. آن فهرست نگاه جامعه را به نوعی انعکاس داده بود و اینکه جامعه به ثروتمندان دید خوبی ندارد. اما من اصلا فکر نمی‌کنم پدیده ثروتمند یا میلیاردر بودن منفی است. اما خیلی‌ها همان بخش ابتدایی این فهرست و توضیحی که درباره منش ثروتمندان داده بود را گرفتند و برداشت منفی کردند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">مگر ثروتمندان چه منشی دارند؟ آیا آنطور که فیلم‌ها نشان می‌دهند واقعا پولدارها آدم‌های بدجنس و فقرا آدم‌های مهربانی هستند؟<br />
صرف ثروتمند یا فقیر بودن افراد هیچ‌چیزی را درباره‌شان نشان نمی‌دهد. هیچ وقت نمی‌توان گفت که حتما فقرا آدم‌های مهربان و پولدارها انسان‌های خبیثی‌اند. اینها کلیشه و کاملا اشتباهند. ثروت هم فقط یک فاکتور است، چه بسا که آن آدم ثروتمند آنقدر خوب بوده که خدا به کار و زندگی‌اش برکت داده است. من اصلا فکر نمی‌کنم که انسان‌ها باید ثروتشان را پنهان کنند. نمی‌دانم چرا در جامعه ما این پدیده آنقدر رواج یافته که به هرکس که می‌رسی از نداری می‌نالد.مثلا وقتی از کسی پانصد تومان قرض می‌خواهی محال است نگوید کاش زودتر گفته بودی تا چند ساعت قبل داشتم اما حالا ندارم.یعنی همه انگار از واقعیت فرار می‌کنیم. کسی که کار می‌کند و مالیاتش را می‌پردازد و درآمد خوبی دارد چرا باید درآمد و ثروتش را انکار کند. اصلا پولدار بودن در دین اسلام هم تقبیح نشده است مگر تعدادی از امامان ما پولدار نبودند و کار اقتصادی نمی‌کردند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس با توجه به این صحبت‌هایی که مطرح کردید این فهرست را حقیقی می‌دانید؟چون ابتدای بحث نسبت به صحت آن ابراز تردید کردید و گفتید دقیقا ملاک انتخاب افراد را نمی‌دانید؟ پس با توجه به این صحبتها و اینکه تنها زن این فهرست سی نفره بودید می‌پذیرید که ثروتمندترین زن ایرانی هستید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من این فهرست را واقعی نمی‌دانم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس هشتمین میلیاردر ایرانی شما نیستید؟و ثروتمندترین زن ایران؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر من هشتمین میلیاردر ایران نیستم و اساسا فهرست را هم واقعی نمی‌دانم بجز من هم خیلی از دوستانی که در این فهرست هستند اصلا در رده میلیاردر به آن معنا مطرح نیستند. بیشتر این افراد آدم‌های مدیر، مدبر و زحمتکشی هستند اما به نظرم در حق‌شان کم لطفی شده است. آنها به غلط به عنوان میلیاردر معرفی شده‌اند و زندگی‌شان تحت تاثیر این فهرست غیر واقعی قرار گرفته است.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما هم همین طور بودید یعنی پس از اعلام این فهرست زندگی‌تان تحت تاثیر قرار گرفت؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله. همین الان اگر ایمیلم را به شما نشان دهم پر است از در خواست وام و کمک مالی. تعدادی از ایمیل‌هایی که برایم آمده است را نگه داشته‌ام، تلفن‌ها را که نتوانستم ضبط کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه کسانی و از چه قشرهایی از شما درخواست کمک کردند؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">کسانی که قصد ازدواج داشته تا افرادی که قصد راه‌اندازی کسب و کار داشتند در این مدت با من تماس گرفتند. یعنی هر کس که به هر دلیلی به پول احتیاج داشت در این مدت با من تماس گرفت.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما چه جوابی به آنها می‌دادید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من تقریبا پاسخ همه را دادم یعنی هیچ تماسی را نافرجام نگذاشتم حتی وقتی به دفترم زنگ زدند در اوج کار سعی کردم پاسخگویشان باشم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به آنها کمک مالی هم کردید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس چه پاسخی به آنها دادید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به من می‌گفتند چون خیلی میلیاردر هستید به ما کمک کنید و من جواب می‌دادم من میلیاردر نیستم. ولی اگر فکر می‌کنید در جایگاهی که هستم می‌توانم کمک کنم در خدمتم. بارها در این مدت برای افراد مختلف توضیح دادم که اگر فکر می‌کنید من صدها میلیارد تومان پول دارم اشتباه می‌کنید من نمی‌توانم چک‌هایتان را پاس کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یعنی مردم برای پاس کردن چک‌های برگشتی‌شان هم با شما تماس می‌گرفتند؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله و من پاسخ می‌دادم چنین توانایی ندارم.ولی راهنمایی‌شان می‌کردم مثلا به کسی که قصد راه انداختن کاری جدید را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و کمکت کنم و این کار را هم کردم. حتی یک بار پزشکی برایم ایمیل فرستاد و از من خواست که برای تحقیقات پزشکی که قصد دارد دور دنیا انجام دهد کمکش کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">کمکش نکردید؟ چون همان‌طور که می‌دانید در همه جای دنیا افراد ثروتمند در کارهای عام‌المنفعه شرکت دارند و حتی در مواردی این گونه که برای همه مردم منافع مشترک به دنبال دارد سرمایه‌گذاری می‌کنند اما این موضوع در ایران چندان عرف نیست؟<br />
به هیچ عنوان با این کمک‌ها مخالف نیستم و مطمئن باشید اگر چنین ثروتی داشتم حتما کمک می‌کردم و همین الان هم در سطح خودم چنین فعالیت‌هایی انجام می‌دهم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه فعالیت‌هایی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من به عنوان یک ایرانی مسلمان مثل خیلی‌های دیگر عادت کمک به دیگران را دارم و اگر توانایی مالی‌ام افرایش یابد قطعا این کمک‌ها را نیز افزایش خواهم داد و هیچ بحثی در آن ندارم اما به همه کسانی که تماس می‌گرفتند هم می‌گفتم که من آن سوپر میلیاردری که فکر می‌کنید نیستم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">می دانید این فهرست سی نفره از سوی چه نهاد یا سازمانی تنظیم و انتشار داده شد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه اصلا هم پیگیرش نشدم. چون کلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فکر کردم حتما نیت تنظیم‌کننده آن خیر بوده است.شاید نتیجه‌اش هم همین بود که الان با شما صحبت می‌کنم و این موضوع را به همه می‌گویم یا به چند نفر با حرف‌هایم توانستم کمک کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">درباره فهرست و چگونگی صحت و سقم آن هم برای کسانی که زنگ می‌زدند توضیح دادید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله وقتی می‌پرسیدند توضیح می‌دادم. مثلا یکی از من می‌خواست در معامله تجاری شریک مالی‌اش شوم.حتی یک نفر از من خواست شرایط تحصیل‌اش در کانادا را فراهم کنم یعنی کارهای اقامتش را انجام دهم تا او هم بعدا در ازای این کمک برای من کار کند یعنی طیف متفاوتی از درخواست‌های کمک را دریافت کردم که مجبورمی شدم در قبال هر یک توضیحی بدهم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">این تماس‌ها شما را ناراحت می‌کرد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه ! واقعا نه. چون احساس می‌کردم خیلی‌ها اعتقادی زنگ می‌زنند و قصد سواستفاده یا نیت بدی ندارند.یک نفر از حرم امام رضا زنگ زد و گفت خوابت را دیده‌ام و حتی پشت تلفن هق هق گریه می‌کرد، هنوز هم وقتی یادش می‌افتم واقعا متاثر می‌شوم.این آدم بعد از صحبت با من گفت آنقدر انرژی گرفته‌ام که انگار همه خواسته‌هایم را اجابت کرده‌ای و توانسته‌ای با ایده‌هایت راه را به من نشان دهی. خیی اوقات با این کمک‌ها می‌توان مشکلات افراد را حل کرد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما خودتان را یک آدم ثروتمند می‌دانید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من از محبت و عشق خیلی ثروتمندم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">از نظر مادی چطور؟ بالاخره شما صاحب یک شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی هستید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">اولا اینکه یک آدم می‌تواند با هزار تومان احساس ثروتمندی کند و آدم دیگر با میلیاردها تومان چنین حسی نداشته باشد و احساس فقر کند. بنابر این تو هرگز نمی‌توانی از من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم درباره‌اش حرف می‌زنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمی‌کنم. بعد از 30 سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدری‌مان هم بوده‌ایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی می‌توانی بگویی چه کسی از دیگری پولدارتر است که همه خود اظهاری درباره اموال‌شان کنند، در این صورت امکان مقایسه فراهم می‌شود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در این فهرست آقای عسگر اولادی از نظر ثروت بالاتر از شما و محمد مهدی رئیس زاده پائین‌تر از شما قرار گرفته‌اند؟ با توجه به این نکته‌ای که گفتید می‌دانید تفاوت ثروت شما با نفر بالایی و پائینی‌تان چقدر است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من چه می‌دانم. به دلیل اینکه هیچ وقت تاکنون اظهاری در این باره نکرده‌اند. البته آقای عسگر اولادی از معدود آدم‌هایی است که خیلی صادقانه و راحت درباره ثروت‌شان سخن می‌گوید، ولی در مورد همین آدم هم که درباره این موضوع صحبت می‌کند من دقیقا نمی‌دانم فاصله‌ام با ایشان در این فهرست چگونه رده‌بندی شده است.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بعد از اعلام این فهرست در رفتار اطرافیان تان هم تغییری احساس کردید؟منظورم نزدیکان و دوستان‌تان است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله تغییر مشخص دیدم. حتی دو سه نفری که فکر می‌کردم به من نزدیکند رسما با من برخورد کردند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه برخوردی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">مثلا به من گفتند تو فکر می‌کردی ما احمق بودیم و نمی‌فهمیدیم. تو تمام این مدت از ما ثروتت را پنهان می‌کردی مردم که بیهوده از این حرف‌ها نمی‌زنند و حتی حالت برخورد هم پیش آمد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یعنی با کسی دعوایتان هم شد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله یک نفر اصلا با من قطع رابطه کرد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس اعلام این فهرست برایتان دردسرساز هم شد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله- فکر می‌کنم در مجموع از این قصه دوستانم خوشحال و دشمنانم ناراحت شدند. چون اگر کسی واقعا دوست من بود درست یا غلط باید از شنیدن چنین خبری خوشحال می‌شد، برای خودم هم دستاورد مثبتی داشت که توانستم دوستانم را الک کنم یعنی دوستان واقعی‌ام را شناختم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شنیده‌ام که قرار بوده معلم یا مترجم زبان شوید، ولی الان درست یا غلط به عنوان یک میلیاردر و البته رئیس شرکت حمل‌ونقل شناخته می‌شوید چه احساسی در این باره دارید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من قرار نبود معلم یا مترجم زبان شوم من مهندس عمرانم. من نمی‌دانم چرا این نکته الکی درباره من بزرگ شده است. من در بیوگرافی‌ام هم گفته‌ام وقتی به ایران آمدم بعد از تحصیلاتم در یک شرکت به عنوان مترجم کارم را شروع کردم یعنی در یک مقطع زمانی از دانش زبانی‌ام استفاده کردم و بر حسب اتفاق در آن شرکت که شرکت حمل‌ونقل بود به این صنعت علاقه‌مند شدم و کارم را در این رشته شروع کردم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">و بعد هم در این کار پیشرفت کردید و خودتان صاحب یک شرکت بزرگ شدید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من هم مثل خیلی‌ها کم‌کم و پله پله در کارم پیشرفت کردم.من هم صنعت حمل‌ونقل را در ابتدای کارم علمی نمی‌شناختم، در حالی که این کار یک تخصص است و من هم به‌تدریج در این صنعت متبحر شدم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در این فهرست سی نفره شما به عنوان تنها ثروتمند زن حضور داشتید؟ این موضوع چقدر سخت بود؟ آیا یک میلیاردر زن بودن از یک میلیاردر مرد بودن سخت‌تر است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما یک طوری می‌گویید انگار اثبات شده من ثروتمندترین زن هستم و حالا باید بیایم و خودم را با مردان مقایسه کنم؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به هر حال شما یک زن موفق و مرفه محسوب می‌شوید. این طور نیست؟و چون گفتید ثروت را یک ضد ارزش نمی‌دانید من واژه ثروتمند را به کار بردم؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من اصلا نمی‌گویم ثروتمند هستم، نمی‌گویم هم نیستم. ولی در جامعه ما که هر کس دارایی‌اش را از دیگری مخفی می‌کند چطور می‌توانی بگویی این 30 نفر بین 74 میلیون نفر از همه پولدارترند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما گفتید پولدار بودن را ضد ارزش نمی‌دانید؟پس می‌توان با همین فهرست‌ها و اعلام دارایی افراد نگاه جامعه را هم تغییر داد، این طور نیست؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در ایران به نوعی همه درباره ثروت شان پنهان‌کاری و مخفی‌کاری می‌کنند، ما در خانه‌هایمان پنج پرده می‌زنیم که کسی خانه‌مان را نبینید و نفهمد که چه داریم و نداریم اینها بحث‌های فرهنگی ماست.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">اما به هر حال شما در این فهرست به عنوان تنها زن میلیاردر معرفی شدید، این به خود شما چه احساسی داد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من خودم این موضوع را سخت نگرفتم. نه نگران بودم که اداره مالیات به سراغم می‌آید نه نگران بودم چند جای دولتی من را محک می‌زند و ممیزی‌ام می‌کند چون زندگی‌ام واقعا شفاف است.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس مشکلی برایتان پیش نیامد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر- من به هر حال یک آدم شاخص اقتصادی هستم، به همین علت تا نوه و نتیجه‌ام هم که به دنیا بیایند زندگی شان مشخص است پس هیچ راهی برای پنهان کاری وجود ندارد. ولی من یکی دو روز اول چون درباره ماشین ام هم در خبرها آمده بود و چون ماشینم هم رنگ به خصوصی دارد شاید احساس می‌کردم نگاه‌های خاصی وجود دارد.البته نمی‌دانم شاید این تنها به دلیل حساسیت خودم بود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ماشین‌تان چیست؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">مزدای صورتی</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چرا مزدا؟ چرا صورتی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چرا صورتی نباشد.هر کس به چیزی علاقه دارد، کسی به خانه مجلل و دیگری به جواهر و من هم به ماشینم علاقه‌مندم. ماشینم را بدون عدد و رقم دوست دارم شکل مزدا را دوست داشتم که خریدمش.اگر پیکان هم داشتم شاید پیکان زرد می‌خریدم. به هر حال شغلم هم همین است من مدیر یک شرکت حمل‌ونقلم و طبیعی است بیشترین توجه‌ام به ماشین باشد. همان‌طور که یک کفاش بیشتر از هر چیز به کفش توجه می‌کند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ماشین‌تان در ایران تک است یعنی ماشین دیگری با این مدل و رنگ در ایران وجود ندارد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چرا هست. از گروه بهمن سوال کنید. این ماشین در ایران خط تولید دارد و وارداتی هم نیست.دلم می‌خواست تویوتای صورتی بخرم که در بازار نبود و در نتیجه این را خریدم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">هیچ وقت تصورش را هم می‌کردید که روزی چنین فهرستی منتشر شود و شما هم به عنوان ثروتمندترین زن ایرانی معرفی شوید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه اصلا و خیلی هم تعجب کردم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه کسی اولین بار این خبر را به شما داد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">روز جمعه‌ای بود و در میهمانی با اقوام شرکت داشتیم. اولین بار یک نفر به موبایلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدی نگرفتم بعد دیدم طی یک ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخی با ناراحتی زیاد این خبر را به من دادند. البته برخی هم با ناراحتی برای من مثلا خواهرم گفت نکند برایت دردسر درست شود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه جوابی می‌دادید؟احساس ترس و خطر نمی‌کردید از این گفته‌ها؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه واقعا نمی‌ترسیدم می‌گفتم چه کسی می‌خواهد مشکل ایجاد کند، مهم این است که یک مرجع قانونی برای بررسی اموال وجود دارد که آن مرجع هم به طور کامل زندگی من را می‌داند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در ثروت‌تان با همسرتان شریک‌اید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ما هر چه داریم برای هردوی‌مان است و با یکدیگر شریک هستیم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">همسرتان همکارتان است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ایشان هم شغل خصوصی خودشان را دارند.ولی نوع کارشان با من فرق می‌کند و هرگز هم شغل دولتی نداشته‌ایم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خودتان عنوان میلیاردر بودن را دوست دارید یا دوست داشتید به عنوان یک زن دانشمند مطرح می‌شدید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">البته من نه با معیارهای میلیاردر بودن میلیاردرم و نه با شاخص‌های دانشمند بودن دانشمند، ولی اعتقاد دارم که کار آفرین هستم و هر کسی دوست دارد با همان چیزی که واقعا هست معرفی شود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس ترجیح می‌دادید که به عنوان یک زن کار آفرین معرفی می‌شدید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله چون چیزی هست که بوده و هستم و در آینده هم خواهم بود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چند فزرند دارید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یک دختر و یک پسر</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">دوست دارید در آینده دختر و پسرتان با چه عنوانی معرفی شوند: ثروتمندترین دختر یا پسر ایران یا دانشمندترین دختر و پسر کشور ؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه دوست ندارم فرزندانم با عنوان مسائل مادی مطرح شوند. همیشه هر چیز به حد کفایت خوب است، اما علم و خدمت است که بی‌نهایت است و حد ندارد. دوست دارم فرزندانم عاشق کشورشان باشند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">حرف آخرتان؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #333333;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;">فقط درباره آن لیست امیدوارم انتشارش موجب شود که کمی ذهنیت‌های کلیشه‌ای جامعه وشکل ارزشگذاری‌ها تغییر کند و مردم فکر نکنند ثروتمند بودن ارزش است یا بی‌ارزشی.من مشکلی در این هم نمی‌بینم که ثروتمندان جامعه به‌راحتی ثروت‌شان را اعلام کنند. ثروتمند بودن گناه نیست، همان‌طور که فقیر بودن گناه نیست.</span></span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333399;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: RTNassim, 'B Yekan', Yekan, BYekan, Arial, Tahoma;"><img src="http://media.qudsonline.ir/b/Larg_Pic/20-9-1390/IMAGE634592777814462806.jpg" border="0" alt=" " /><br />
</span></span></span></span></span><br />
</span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333399;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: RTNassim, 'B Yekan', Yekan, BYekan, Arial, Tahoma;">سیده فاطمه مقیمی</span><br />
</span></span></span></span><br />
</span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">او رئیس یک شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی و رئیس شورای بانوان بازرگان، اتاق بازرگانی تهران است. سمت‌های دیگری هم دارد و چند سالی هم در انجمن زنان مدیر کار آفرین فعال بوده است. اما بیش از همه این سمت‌هایش خود را یک کار آفرین می‌داند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">او از تبعات اعلام میلیاردر اعلام شدنش سخن می‌گوید و از تماس‌هایی که بعد از انتشار این فهرست با او گرفته شده تا برخی از دوستانش که بعد از اعلام این خبر برای همیشه ارتباط شان را با او قطع کرده‌اند:<br />
***<br />
خانم مقیمی بالا خره جزو 10 میلیونر ایرانی بودید یا 10 میلیاردر ایرانی؟ خبرهای ضد و نقیضی در این باره منتشر شده است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من فکر می‌کنم میلیون عدد پائینی است و دیگر بیشتر اقشار جامعه یک میلیون تومان را دارند و بنابراین همه میلیونرند. اما درباره میلیاردر بودن، با توجه به اینکه هر کدام مان بیست سی سال است کار می‌کنیم و حداقل یک آپارتمان صد و پنجاه متری وسط شهر داریم که ارزش آن بر اساس محاسبات بازار حدود یک میلیارد هست. پس همه مان در این رده میلیاردر هستیم.اما آن فهرستی که منتشر شد بحث دیگری بود که به میان آورده شد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه بحثی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">فکر می‌کنم هدف از انتشار این فهرست آن بود که می‌خواستند قبح اینکه افراد میلیاردر بودن‌شان را پنهان می‌کنند، بشکنند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یعنی شما ثروتمند بودن‌تان را پنهان نمی‌کنید و برای همین است که در این فهرست قرار گرفته‌اید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر- همه کسانی که در این فهرست قرار گرفته‌اند فارغ از هر چیزی اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی هستند. یعنی هر 30 نفر عضو اتاق اند و حتی یک نفر هم خارج از این اعضا در این فهرست معرفی نشدند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به هر حال ملاکی برای انتخاب شما وجود داشته است و گرنه عضویت شما در اتاق بازرگانی به تنهایی که نمی‌تواند ملاک انتخاب‌تان به عنوان ثروتمندترین زن ایران قرار گرفته باشد؟<br />
این موضوع و ارائه این فهرست کلا دوجنبه داشت اینکه از یک طرف خواسته بودند با انتشار آن افراد را خراب کنند. در قسمت ابتدای این فهرست از ثروتمندان بدگویی کرده بودند و بعد اضافه کرده بودند چون این افراد مالیات پرداخت می‌کنند و بر اساس میزان مالیاتی پرداختی‌شان طبقه بندی شده‌اند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;"><br />
یعنی پرداخت مالیات ملاک میلیاردر بودن افراد شمرده شده بود؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من گفتم از پرداخت مالیات در این فهرست به عنوان یک گزینه مثبت حرف زده و گفته‌اند آدم‌هایی به این شرح مالیات هم می‌پردازند یعنی از دوبعد مثبت و منفی فهرستی را تنظیم و اعلام کرده‌اند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">آن طور که من این فهرست را دیدم در کل نگاه منفی در آن وجود نداشت و فقط سی نفر از میلیاردرهای ایرانی را معرفی کرده بود. چرا فکر می‌کنید با انتشار آن خواسته بودند افرادی را خراب کنند ؟ شما از اینکه در این فهرست به عنوان یکی از ثروتمندان ایران معرفی شده‌اید حس خوبی ندارید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه منفی نبود. آن فهرست نگاه جامعه را به نوعی انعکاس داده بود و اینکه جامعه به ثروتمندان دید خوبی ندارد. اما من اصلا فکر نمی‌کنم پدیده ثروتمند یا میلیاردر بودن منفی است. اما خیلی‌ها همان بخش ابتدایی این فهرست و توضیحی که درباره منش ثروتمندان داده بود را گرفتند و برداشت منفی کردند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">مگر ثروتمندان چه منشی دارند؟ آیا آنطور که فیلم‌ها نشان می‌دهند واقعا پولدارها آدم‌های بدجنس و فقرا آدم‌های مهربانی هستند؟<br />
صرف ثروتمند یا فقیر بودن افراد هیچ‌چیزی را درباره‌شان نشان نمی‌دهد. هیچ وقت نمی‌توان گفت که حتما فقرا آدم‌های مهربان و پولدارها انسان‌های خبیثی‌اند. اینها کلیشه و کاملا اشتباهند. ثروت هم فقط یک فاکتور است، چه بسا که آن آدم ثروتمند آنقدر خوب بوده که خدا به کار و زندگی‌اش برکت داده است. من اصلا فکر نمی‌کنم که انسان‌ها باید ثروتشان را پنهان کنند. نمی‌دانم چرا در جامعه ما این پدیده آنقدر رواج یافته که به هرکس که می‌رسی از نداری می‌نالد.مثلا وقتی از کسی پانصد تومان قرض می‌خواهی محال است نگوید کاش زودتر گفته بودی تا چند ساعت قبل داشتم اما حالا ندارم.یعنی همه انگار از واقعیت فرار می‌کنیم. کسی که کار می‌کند و مالیاتش را می‌پردازد و درآمد خوبی دارد چرا باید درآمد و ثروتش را انکار کند. اصلا پولدار بودن در دین اسلام هم تقبیح نشده است مگر تعدادی از امامان ما پولدار نبودند و کار اقتصادی نمی‌کردند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس با توجه به این صحبت‌هایی که مطرح کردید این فهرست را حقیقی می‌دانید؟چون ابتدای بحث نسبت به صحت آن ابراز تردید کردید و گفتید دقیقا ملاک انتخاب افراد را نمی‌دانید؟ پس با توجه به این صحبتها و اینکه تنها زن این فهرست سی نفره بودید می‌پذیرید که ثروتمندترین زن ایرانی هستید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من این فهرست را واقعی نمی‌دانم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس هشتمین میلیاردر ایرانی شما نیستید؟و ثروتمندترین زن ایران؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر من هشتمین میلیاردر ایران نیستم و اساسا فهرست را هم واقعی نمی‌دانم بجز من هم خیلی از دوستانی که در این فهرست هستند اصلا در رده میلیاردر به آن معنا مطرح نیستند. بیشتر این افراد آدم‌های مدیر، مدبر و زحمتکشی هستند اما به نظرم در حق‌شان کم لطفی شده است. آنها به غلط به عنوان میلیاردر معرفی شده‌اند و زندگی‌شان تحت تاثیر این فهرست غیر واقعی قرار گرفته است.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما هم همین طور بودید یعنی پس از اعلام این فهرست زندگی‌تان تحت تاثیر قرار گرفت؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله. همین الان اگر ایمیلم را به شما نشان دهم پر است از در خواست وام و کمک مالی. تعدادی از ایمیل‌هایی که برایم آمده است را نگه داشته‌ام، تلفن‌ها را که نتوانستم ضبط کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه کسانی و از چه قشرهایی از شما درخواست کمک کردند؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">کسانی که قصد ازدواج داشته تا افرادی که قصد راه‌اندازی کسب و کار داشتند در این مدت با من تماس گرفتند. یعنی هر کس که به هر دلیلی به پول احتیاج داشت در این مدت با من تماس گرفت.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما چه جوابی به آنها می‌دادید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من تقریبا پاسخ همه را دادم یعنی هیچ تماسی را نافرجام نگذاشتم حتی وقتی به دفترم زنگ زدند در اوج کار سعی کردم پاسخگویشان باشم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به آنها کمک مالی هم کردید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس چه پاسخی به آنها دادید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به من می‌گفتند چون خیلی میلیاردر هستید به ما کمک کنید و من جواب می‌دادم من میلیاردر نیستم. ولی اگر فکر می‌کنید در جایگاهی که هستم می‌توانم کمک کنم در خدمتم. بارها در این مدت برای افراد مختلف توضیح دادم که اگر فکر می‌کنید من صدها میلیارد تومان پول دارم اشتباه می‌کنید من نمی‌توانم چک‌هایتان را پاس کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یعنی مردم برای پاس کردن چک‌های برگشتی‌شان هم با شما تماس می‌گرفتند؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله و من پاسخ می‌دادم چنین توانایی ندارم.ولی راهنمایی‌شان می‌کردم مثلا به کسی که قصد راه انداختن کاری جدید را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و کمکت کنم و این کار را هم کردم. حتی یک بار پزشکی برایم ایمیل فرستاد و از من خواست که برای تحقیقات پزشکی که قصد دارد دور دنیا انجام دهد کمکش کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">کمکش نکردید؟ چون همان‌طور که می‌دانید در همه جای دنیا افراد ثروتمند در کارهای عام‌المنفعه شرکت دارند و حتی در مواردی این گونه که برای همه مردم منافع مشترک به دنبال دارد سرمایه‌گذاری می‌کنند اما این موضوع در ایران چندان عرف نیست؟<br />
به هیچ عنوان با این کمک‌ها مخالف نیستم و مطمئن باشید اگر چنین ثروتی داشتم حتما کمک می‌کردم و همین الان هم در سطح خودم چنین فعالیت‌هایی انجام می‌دهم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه فعالیت‌هایی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من به عنوان یک ایرانی مسلمان مثل خیلی‌های دیگر عادت کمک به دیگران را دارم و اگر توانایی مالی‌ام افرایش یابد قطعا این کمک‌ها را نیز افزایش خواهم داد و هیچ بحثی در آن ندارم اما به همه کسانی که تماس می‌گرفتند هم می‌گفتم که من آن سوپر میلیاردری که فکر می‌کنید نیستم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">می دانید این فهرست سی نفره از سوی چه نهاد یا سازمانی تنظیم و انتشار داده شد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه اصلا هم پیگیرش نشدم. چون کلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فکر کردم حتما نیت تنظیم‌کننده آن خیر بوده است.شاید نتیجه‌اش هم همین بود که الان با شما صحبت می‌کنم و این موضوع را به همه می‌گویم یا به چند نفر با حرف‌هایم توانستم کمک کنم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">درباره فهرست و چگونگی صحت و سقم آن هم برای کسانی که زنگ می‌زدند توضیح دادید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله وقتی می‌پرسیدند توضیح می‌دادم. مثلا یکی از من می‌خواست در معامله تجاری شریک مالی‌اش شوم.حتی یک نفر از من خواست شرایط تحصیل‌اش در کانادا را فراهم کنم یعنی کارهای اقامتش را انجام دهم تا او هم بعدا در ازای این کمک برای من کار کند یعنی طیف متفاوتی از درخواست‌های کمک را دریافت کردم که مجبورمی شدم در قبال هر یک توضیحی بدهم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">این تماس‌ها شما را ناراحت می‌کرد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه ! واقعا نه. چون احساس می‌کردم خیلی‌ها اعتقادی زنگ می‌زنند و قصد سواستفاده یا نیت بدی ندارند.یک نفر از حرم امام رضا زنگ زد و گفت خوابت را دیده‌ام و حتی پشت تلفن هق هق گریه می‌کرد، هنوز هم وقتی یادش می‌افتم واقعا متاثر می‌شوم.این آدم بعد از صحبت با من گفت آنقدر انرژی گرفته‌ام که انگار همه خواسته‌هایم را اجابت کرده‌ای و توانسته‌ای با ایده‌هایت راه را به من نشان دهی. خیی اوقات با این کمک‌ها می‌توان مشکلات افراد را حل کرد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما خودتان را یک آدم ثروتمند می‌دانید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من از محبت و عشق خیلی ثروتمندم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">از نظر مادی چطور؟ بالاخره شما صاحب یک شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی هستید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">اولا اینکه یک آدم می‌تواند با هزار تومان احساس ثروتمندی کند و آدم دیگر با میلیاردها تومان چنین حسی نداشته باشد و احساس فقر کند. بنابر این تو هرگز نمی‌توانی از من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم درباره‌اش حرف می‌زنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمی‌کنم. بعد از 30 سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدری‌مان هم بوده‌ایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی می‌توانی بگویی چه کسی از دیگری پولدارتر است که همه خود اظهاری درباره اموال‌شان کنند، در این صورت امکان مقایسه فراهم می‌شود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در این فهرست آقای عسگر اولادی از نظر ثروت بالاتر از شما و محمد مهدی رئیس زاده پائین‌تر از شما قرار گرفته‌اند؟ با توجه به این نکته‌ای که گفتید می‌دانید تفاوت ثروت شما با نفر بالایی و پائینی‌تان چقدر است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من چه می‌دانم. به دلیل اینکه هیچ وقت تاکنون اظهاری در این باره نکرده‌اند. البته آقای عسگر اولادی از معدود آدم‌هایی است که خیلی صادقانه و راحت درباره ثروت‌شان سخن می‌گوید، ولی در مورد همین آدم هم که درباره این موضوع صحبت می‌کند من دقیقا نمی‌دانم فاصله‌ام با ایشان در این فهرست چگونه رده‌بندی شده است.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بعد از اعلام این فهرست در رفتار اطرافیان تان هم تغییری احساس کردید؟منظورم نزدیکان و دوستان‌تان است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله تغییر مشخص دیدم. حتی دو سه نفری که فکر می‌کردم به من نزدیکند رسما با من برخورد کردند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه برخوردی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">مثلا به من گفتند تو فکر می‌کردی ما احمق بودیم و نمی‌فهمیدیم. تو تمام این مدت از ما ثروتت را پنهان می‌کردی مردم که بیهوده از این حرف‌ها نمی‌زنند و حتی حالت برخورد هم پیش آمد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یعنی با کسی دعوایتان هم شد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله یک نفر اصلا با من قطع رابطه کرد.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس اعلام این فهرست برایتان دردسرساز هم شد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله- فکر می‌کنم در مجموع از این قصه دوستانم خوشحال و دشمنانم ناراحت شدند. چون اگر کسی واقعا دوست من بود درست یا غلط باید از شنیدن چنین خبری خوشحال می‌شد، برای خودم هم دستاورد مثبتی داشت که توانستم دوستانم را الک کنم یعنی دوستان واقعی‌ام را شناختم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شنیده‌ام که قرار بوده معلم یا مترجم زبان شوید، ولی الان درست یا غلط به عنوان یک میلیاردر و البته رئیس شرکت حمل‌ونقل شناخته می‌شوید چه احساسی در این باره دارید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من قرار نبود معلم یا مترجم زبان شوم من مهندس عمرانم. من نمی‌دانم چرا این نکته الکی درباره من بزرگ شده است. من در بیوگرافی‌ام هم گفته‌ام وقتی به ایران آمدم بعد از تحصیلاتم در یک شرکت به عنوان مترجم کارم را شروع کردم یعنی در یک مقطع زمانی از دانش زبانی‌ام استفاده کردم و بر حسب اتفاق در آن شرکت که شرکت حمل‌ونقل بود به این صنعت علاقه‌مند شدم و کارم را در این رشته شروع کردم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">و بعد هم در این کار پیشرفت کردید و خودتان صاحب یک شرکت بزرگ شدید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من هم مثل خیلی‌ها کم‌کم و پله پله در کارم پیشرفت کردم.من هم صنعت حمل‌ونقل را در ابتدای کارم علمی نمی‌شناختم، در حالی که این کار یک تخصص است و من هم به‌تدریج در این صنعت متبحر شدم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در این فهرست سی نفره شما به عنوان تنها ثروتمند زن حضور داشتید؟ این موضوع چقدر سخت بود؟ آیا یک میلیاردر زن بودن از یک میلیاردر مرد بودن سخت‌تر است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما یک طوری می‌گویید انگار اثبات شده من ثروتمندترین زن هستم و حالا باید بیایم و خودم را با مردان مقایسه کنم؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">به هر حال شما یک زن موفق و مرفه محسوب می‌شوید. این طور نیست؟و چون گفتید ثروت را یک ضد ارزش نمی‌دانید من واژه ثروتمند را به کار بردم؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه من اصلا نمی‌گویم ثروتمند هستم، نمی‌گویم هم نیستم. ولی در جامعه ما که هر کس دارایی‌اش را از دیگری مخفی می‌کند چطور می‌توانی بگویی این 30 نفر بین 74 میلیون نفر از همه پولدارترند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">شما گفتید پولدار بودن را ضد ارزش نمی‌دانید؟پس می‌توان با همین فهرست‌ها و اعلام دارایی افراد نگاه جامعه را هم تغییر داد، این طور نیست؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در ایران به نوعی همه درباره ثروت شان پنهان‌کاری و مخفی‌کاری می‌کنند، ما در خانه‌هایمان پنج پرده می‌زنیم که کسی خانه‌مان را نبینید و نفهمد که چه داریم و نداریم اینها بحث‌های فرهنگی ماست.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">اما به هر حال شما در این فهرست به عنوان تنها زن میلیاردر معرفی شدید، این به خود شما چه احساسی داد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">من خودم این موضوع را سخت نگرفتم. نه نگران بودم که اداره مالیات به سراغم می‌آید نه نگران بودم چند جای دولتی من را محک می‌زند و ممیزی‌ام می‌کند چون زندگی‌ام واقعا شفاف است.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس مشکلی برایتان پیش نیامد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خیر- من به هر حال یک آدم شاخص اقتصادی هستم، به همین علت تا نوه و نتیجه‌ام هم که به دنیا بیایند زندگی شان مشخص است پس هیچ راهی برای پنهان کاری وجود ندارد. ولی من یکی دو روز اول چون درباره ماشین ام هم در خبرها آمده بود و چون ماشینم هم رنگ به خصوصی دارد شاید احساس می‌کردم نگاه‌های خاصی وجود دارد.البته نمی‌دانم شاید این تنها به دلیل حساسیت خودم بود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ماشین‌تان چیست؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">مزدای صورتی</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چرا مزدا؟ چرا صورتی؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چرا صورتی نباشد.هر کس به چیزی علاقه دارد، کسی به خانه مجلل و دیگری به جواهر و من هم به ماشینم علاقه‌مندم. ماشینم را بدون عدد و رقم دوست دارم شکل مزدا را دوست داشتم که خریدمش.اگر پیکان هم داشتم شاید پیکان زرد می‌خریدم. به هر حال شغلم هم همین است من مدیر یک شرکت حمل‌ونقلم و طبیعی است بیشترین توجه‌ام به ماشین باشد. همان‌طور که یک کفاش بیشتر از هر چیز به کفش توجه می‌کند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ماشین‌تان در ایران تک است یعنی ماشین دیگری با این مدل و رنگ در ایران وجود ندارد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چرا هست. از گروه بهمن سوال کنید. این ماشین در ایران خط تولید دارد و وارداتی هم نیست.دلم می‌خواست تویوتای صورتی بخرم که در بازار نبود و در نتیجه این را خریدم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">هیچ وقت تصورش را هم می‌کردید که روزی چنین فهرستی منتشر شود و شما هم به عنوان ثروتمندترین زن ایرانی معرفی شوید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه اصلا و خیلی هم تعجب کردم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه کسی اولین بار این خبر را به شما داد؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">روز جمعه‌ای بود و در میهمانی با اقوام شرکت داشتیم. اولین بار یک نفر به موبایلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدی نگرفتم بعد دیدم طی یک ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخی با ناراحتی زیاد این خبر را به من دادند. البته برخی هم با ناراحتی برای من مثلا خواهرم گفت نکند برایت دردسر درست شود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چه جوابی می‌دادید؟احساس ترس و خطر نمی‌کردید از این گفته‌ها؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه واقعا نمی‌ترسیدم می‌گفتم چه کسی می‌خواهد مشکل ایجاد کند، مهم این است که یک مرجع قانونی برای بررسی اموال وجود دارد که آن مرجع هم به طور کامل زندگی من را می‌داند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">در ثروت‌تان با همسرتان شریک‌اید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ما هر چه داریم برای هردوی‌مان است و با یکدیگر شریک هستیم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">همسرتان همکارتان است؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">ایشان هم شغل خصوصی خودشان را دارند.ولی نوع کارشان با من فرق می‌کند و هرگز هم شغل دولتی نداشته‌ایم.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">خودتان عنوان میلیاردر بودن را دوست دارید یا دوست داشتید به عنوان یک زن دانشمند مطرح می‌شدید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">البته من نه با معیارهای میلیاردر بودن میلیاردرم و نه با شاخص‌های دانشمند بودن دانشمند، ولی اعتقاد دارم که کار آفرین هستم و هر کسی دوست دارد با همان چیزی که واقعا هست معرفی شود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">پس ترجیح می‌دادید که به عنوان یک زن کار آفرین معرفی می‌شدید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">بله چون چیزی هست که بوده و هستم و در آینده هم خواهم بود.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">چند فزرند دارید؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">یک دختر و یک پسر</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">دوست دارید در آینده دختر و پسرتان با چه عنوانی معرفی شوند: ثروتمندترین دختر یا پسر ایران یا دانشمندترین دختر و پسر کشور ؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">نه دوست ندارم فرزندانم با عنوان مسائل مادی مطرح شوند. همیشه هر چیز به حد کفایت خوب است، اما علم و خدمت است که بی‌نهایت است و حد ندارد. دوست دارم فرزندانم عاشق کشورشان باشند.</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;"><span style="color: #333333;">حرف آخرتان؟</span><br />
</span></span><br />
</span></span></div>
<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #333333;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: Impact;">فقط درباره آن لیست امیدوارم انتشارش موجب شود که کمی ذهنیت‌های کلیشه‌ای جامعه وشکل ارزشگذاری‌ها تغییر کند و مردم فکر نکنند ثروتمند بودن ارزش است یا بی‌ارزشی.من مشکلی در این هم نمی‌بینم که ثروتمندان جامعه به‌راحتی ثروت‌شان را اعلام کنند. ثروتمند بودن گناه نیست، همان‌طور که فقیر بودن گناه نیست.</span></span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خانواده ی شما ، معرف شخصیت شماست !]]></title>
			<link>http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287633</link>
			<pubDate>Thu, 23 Jul 2020 10:55:54 -0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=287633</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #663399;">خانواده ی شما ، معرف شخصیت شماست !</span><br />
<br />
جامعه شناسان از پنج نهاد در جوامع انسانی یاد می کنند که در این میان "کانون خانواده"، نخستین نهادی است که پایه ها و زیربنای شخصیت کودک در آن پی ریزی میشود و والدین با اولین "واژه" ای که بکار می برند، مفاهیم را در ذهن کودک خود ذخیره میکنند. <br />
<br />
در واقع، در کانون خانواده، اولین نقطه های اثرگذار بر ضمیر کودک نقش میبندد و از جمع نقاط شکل گرفته، خط به عنوان یک تصویر هندسی مسیر حرکت کودک را معنی میدهد و در فرآیند این فراگیری، قدرت تصویرسازی کودک به سمت ترسیم فضاهای هندسی در خلق آثار رشد میکند. بنابراین وقتی در حوزه روانشناسی، علل رفتارهای یک فرد را به وراثت و شرایط محیطی نسبت میدهند به این معناست که کودک بخشی از رفتارهای خود را بصورت ارثی از والدین و بخش های دیگر را از محیط خانواده و سایر محیط هایی که در آن فعالیت میکند، کسب مینماید.<br />
<br />
<br />
بدون تردید نمیتوان در عصر ارتباطات، منکر تاثیرگذاری وسایل ارتباط جمعی بر فرآیند رفتارهای پیچیده انسان بود، ولی این واقعیت را هم باید پذیرفت که "شخصیت" افراد معرف خانواده آنان است. <br />
قدر مسلم وقتی نهاد خانواده یک شخص معیوب باشد عضو چنین خانواده ای در هر جایگاهی که قرار گیرد (غیر از آنچه که هست) نباید انتظاری از او داشت. این مسئله بیانگر این واقعیت است که شخصیت افراد معرف خانواده آنان است و کسانی میتوانند به خود، خانواده و جامعه خویش بهترین خدمات را ارائه کنند که در کانون خانواده ای اصیل بزرگ شده باشند و افرادی سرمایه های خود، خانواده و جامعه را هدر میدهند که بنیاد خانواده آنان سست باشد. <br />
<br />
لذا بحث "مدیریت خانواده" به منظور هدایت آن به سمت کمال یک ضرورت است. بنابراین مقوله "مدیریت در خانواده" را باید برای رشد و تعالی جدی بگیریم تا بتوانیم از استعدادها و پتانسیل هایی که در جامعه داریم حداکثر استفاده مطلوب را ببریم.<br />
<br />
<br />
منبع : روزنامه ابتکار</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #663399;">خانواده ی شما ، معرف شخصیت شماست !</span><br />
<br />
جامعه شناسان از پنج نهاد در جوامع انسانی یاد می کنند که در این میان "کانون خانواده"، نخستین نهادی است که پایه ها و زیربنای شخصیت کودک در آن پی ریزی میشود و والدین با اولین "واژه" ای که بکار می برند، مفاهیم را در ذهن کودک خود ذخیره میکنند. <br />
<br />
در واقع، در کانون خانواده، اولین نقطه های اثرگذار بر ضمیر کودک نقش میبندد و از جمع نقاط شکل گرفته، خط به عنوان یک تصویر هندسی مسیر حرکت کودک را معنی میدهد و در فرآیند این فراگیری، قدرت تصویرسازی کودک به سمت ترسیم فضاهای هندسی در خلق آثار رشد میکند. بنابراین وقتی در حوزه روانشناسی، علل رفتارهای یک فرد را به وراثت و شرایط محیطی نسبت میدهند به این معناست که کودک بخشی از رفتارهای خود را بصورت ارثی از والدین و بخش های دیگر را از محیط خانواده و سایر محیط هایی که در آن فعالیت میکند، کسب مینماید.<br />
<br />
<br />
بدون تردید نمیتوان در عصر ارتباطات، منکر تاثیرگذاری وسایل ارتباط جمعی بر فرآیند رفتارهای پیچیده انسان بود، ولی این واقعیت را هم باید پذیرفت که "شخصیت" افراد معرف خانواده آنان است. <br />
قدر مسلم وقتی نهاد خانواده یک شخص معیوب باشد عضو چنین خانواده ای در هر جایگاهی که قرار گیرد (غیر از آنچه که هست) نباید انتظاری از او داشت. این مسئله بیانگر این واقعیت است که شخصیت افراد معرف خانواده آنان است و کسانی میتوانند به خود، خانواده و جامعه خویش بهترین خدمات را ارائه کنند که در کانون خانواده ای اصیل بزرگ شده باشند و افرادی سرمایه های خود، خانواده و جامعه را هدر میدهند که بنیاد خانواده آنان سست باشد. <br />
<br />
لذا بحث "مدیریت خانواده" به منظور هدایت آن به سمت کمال یک ضرورت است. بنابراین مقوله "مدیریت در خانواده" را باید برای رشد و تعالی جدی بگیریم تا بتوانیم از استعدادها و پتانسیل هایی که در جامعه داریم حداکثر استفاده مطلوب را ببریم.<br />
<br />
<br />
منبع : روزنامه ابتکار</span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>